تبليغاتX
هدیه برای دانش تو

شنبه یازدهم اردیبهشت 1389

 

آموزش بافت فرشهای هنری و تابلو فرش در استان مرکزی

توسط فارغ التحصیلان رشته کارشاسی فرش و مدرسان با سابقه(به صورت علمی)

ورود سایت آموزشی

 

نوشته شده توسط علی حامدی در 20:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388

متن کامل مناظره موسوس و امدی نزاد

نخستین مناظره انتخابات ریاست جمهوری بین میرحسین موسوی و محمود احمدی‌نژاد برگزار شد. در این مناظره، محمود احمدی نژاد، كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ریاست جمهوری گفت: امروز آقای موسوی در مقابل من نیست. سه دولت گذشته در مقابل من است. این سه درگذشته هم از یكدیگر حمایت كردند در واقع اینها با هم بودند.زمانی كه دولت تشكیل شد اینها هدفشان ضربه زدن به دولت بود. 

..
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 11:47 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

معانی خاله عمه و ........

خاله

                                       ( خاله بازی )
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است.
دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است
.

عمه

معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل:
 ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
مشاغل كاذب: Match-Making
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.

دایی


معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
مشاغل كاذب:بچه حلال زاده به داییش میره
ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید.

 عمو

معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد.
 دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی..
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است
نوشته شده توسط علی حامدی در 11:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است .

فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!

خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟

او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود :

مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد

نوشته شده توسط علی حامدی در 11:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

من هیچ نیستم

گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ٬ کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :

این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت :

و این دانه گندم هم فلان عالم است !

و شروع کرد به تعریف از خود .

خبر به گوش آن عالم فرزانه رسید . فرمود به او بگوئید :

 آن یک دانه گندم هم خودش است ٬ من هیچ نیستم...

نوشته شده توسط علی حامدی در 11:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

به اندازه فاصله زانو تا زمین!

 

روزي دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسيدند:

" فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟"


استاد اندكي تامل كرد و گفت:

"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!"

 

آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل

پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين

نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در

آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. "

 

دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به

اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و

همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگري داشت."

 

آندو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد

دو جوان لبخندي زد و گفت:

" وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد.

بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به

عمل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد. باز هم مي گويم

فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن

ايستاده است

نوشته شده توسط علی حامدی در 11:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

نوشته شده توسط علی حامدی در 10:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

مارمولک سخت ترین بارداری را دارد

مارمولک سخت ترین بارداری را دارد

دانشمندان دریافته اند، نوعی مارمولک استرالیایی سخت ترین دوران باداری در میان جانوران و انسان ها را پشت سر می گذارد.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، دانشمندان اعلام کردند به جهت محدودیت های خاص آناتومیکی در مارمولک و به ویژه گونه استرالیایی آن، بچه مارمولک زمانی به دنیا می آید که بالغ بر یک سوم وزن مارمولک بالغ وزن دارد.
به گفته دانشمندان از آنجا که در دوران بارداری مارمولک هیچ گونه فضای اضافی برای قرار گرفتن بچه مارمولک در بدن مادر وجود ندارد، حیوان بالغ بیشترین درد را تحمل می کند.
بر اساس گزارش ای.بی.سی، دانشمندان هنرنمایی مارمولک بالغ در به دنیا آوردن بچه خود را معادل دردی عنوان کرده اند که قرار باشد زنی نوزاد 7 کیلوگرمی را به دنیا آورد.
دانشمندان که در صحرای استرالیای جنوبی به بررسی این موضوع پرداخته اند گفتند: هیچ موجود دیگری در دنیا چنین دردی را در دوران بارداری تحمل نمی کند
نوشته شده توسط علی حامدی در 10:57 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388

طرح انتخاباتی احمدی نژاد در روستاها

‏400 میلیارد تومان برای خرید رای‏

28 فروردین 88 - 22:05

هر خانواده ایرانی یک مسکن، سفرهای قسطی و ایجاد تعطیلات زمستانه جدیدترین وعده های انتخاباتی محمود احمدی نژاد به شمار می آید که در کنار اقداماتی چون توزیع گسترده سیب زمینی مجانی، پخش پول بین کارمندان وزارت خارجه، دانشجویان برخی دانشگاهها و نیز به صف کردن مردم در سفرهای استانی برای دریافت وجه نقد پازل انتخاباتی و نیز نوع نگاه حاکم به تیم محمود احمدی نژاد را برای کشورداری روشن می کند.

نگاهی که طی چهار سال گذشته به عنوان نگاه رسمی به عرصه اجرایی آمده است و ماحصل آن هزینه کردن دستکم ٣٠٠ میلیارد دلار پول نفت بوده است ولی با این وجود نه تنها هدف مطلوب حاصل نشده که بزرگترین فرصت ایران برای پیشرفت اقتصادی از دست رفت. با این وجود وعده های محمود احمدی نژاد تمامی ندارد. ایرنا خبرگزاری رسمی دولت گزارش داد که محمود احمدی نژاد در دیدار شورای مرکزی و مسئولان بنیاد مسکن انقلاب اسلامی گفته است که هر خانواده ایرانی که تشکیل می شود می بایستی صاحب یک مسکن شود. احمدی نژاد در شرایطی وعده هر ایرانی یک مسکن را سر داده است که در دوران ریاست جمهوری اش قیمت مسکن با افزایش بی سابقه شش برابری مواجه شد و چنین اتفاقی در هیچ دولتی سابقه نداشته است.

احمدی نژاد همچنین چند روز پیش در جمع مسئولان نوروزی از احتمال در نظر گرفتن تعطیلات زمستانی خبر داد و این وعده با طعم انتخاباتی هم در شرایطی سر داده شده است که ایران یکی از بالاترین تعطیلات جهانی را دارد و بسیاری معتقدند باید تعطیلات را کاهش داد نه اینکه باز هم به فکر افزایش آن بود.

و بالاخره رحیم مشایی رئیس جنجالی سازمان ایرانگردی هم به کمک محمود احمدی نژاد آمده است و به مردم وعده داده است سفرهای قسطی برای تمام مردم راه اندازی خواهد شد. رحیم مشایی در حاشیه کلنگ زنی طرح توسعه فرودگاه رامسر این وعده داده است. به این ترتیب احمدی نژاد که چهار سال پیش با وعده آوردن پول نفت سر سفره مردم به ساختمان ریاست جمهوری رفت اما اینک آن شعار را کافی نمی داند و به دادن وعده های جدید نظیر هر خانواده ایرانی یک مسکن، تعطیلات زمستانه و سفرهای قسطی رو آورده است. و اما سوال اصلی این است که بهتر نیست دولت احمدی نژاد به جای دادن وعده های جدید، آمار عملکرد چهار سال گذشته خود را ارائه کند و به سوال اساسی رقیب انتخاباتی اش درباره چگونگی هزینه کردن ٢٧٠ میلیارد دلار پول نفت پاسخ بدهد

 

 

نوشته شده توسط علی حامدی در 17:56 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388

مجموعه ای از جملات آقای رئیس جمهور

امارات اگر پیشرفت کند ، انگار ما پیشرفت کرده‌ایم!


مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند!


این که می گویند دو تا بچه کافیه ، بنده معتقد نیستم . کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد!


۴۲ روزنامه علیه دولت می‌نویسند!


یک زن (اشاره به خانم فاطمه رجبی) پیدا شده که مردانه حرف می‌زند ، آن وقت شما بهش ایراد می‌گیرید؟


در کشور ما طی این دو ساله معجزه‌ی اقتصادی رخ داده!


گوجه‌فرنگی ۳۵۰۰ تومان نیست ، بغل خانه‌ی ما ۱۲۰۰ تومان است!


رشد تورم 23 درصد( بر طبق نظر مركز پژوهش های مجلس ) دروغ است. تورم 13 درصد است.


من نگفتم نفت را سر سفره ها می آورم.


در سخنرانی من در مجمع عمومی سازمان ملل، یك نفر گفت فلانی یك هاله ای از نور صورت تو را فرا گرفته بود.


امروز همه به این واقعیت معتقدند كه در حال حاضر كشور را امام زمان اداره می كند.


یک دختر 16 ساله در شیراز توانستهاست در زیرزمین خانهشان، اورانیوم را غنی کند!


آقای مشایی مظلوم واقع شدند! ایشان هیچگاه نگفتند ما با ملت اسرائیل دوست هستیم! (بلکه ایشان گفتند ما با مردم اسرائیل دوست هستیم!)


آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است!


هرگز نمیگذارند که اوباما رئیس جمهور آمریکا شود!


بهای کنونی نفت(150دلار در سال86) بسیار پایین است و من پیشبینی میکنم که نفت به 200 دلار هم برسد!


من به آقای علی آبادی گفتم که خودت با قدرت وارد فوتبال شو و فدراسیون فوتبال را اداره کن!


عدهای میگویند که بازار آزاد همه چیز را حل میکند، ولی من به شما میگویم که بازار آزاد برای دزدها و سارقهاست!


روز بسیج، نقطهی عطف تاریخ بشریت است!


اسفندیار مشایی(رئیس سازمان میراث فرهنگی)


مردم ایران با مردم اسرائیل و آمریکا دوست هستند.


مردم آمریکا از بهترین مردمهای جهان هستند!


امروزه دیگر نمیتوان با دین جهان را اداره نمود و دوران حکومت دین بر جهان به پایان رسیده است!


محمد علی آبادی (رئیس سازمان تربیت بدنی)


من خودم دیدم که نامجو مطلق توپ را استپ کرد و توپ افتاد جلوی پای اسمائیل مطر!(نامجو مطلق 15 سال قبل از این که "مطر" فوتبال خود را شروع کند، از فوتبال خداحافظی نموده بود!)


مردم در سفرهای استانی به ما فشار میآورند که لیگ فوتبال را 30 تیمی کنیم!


عملکرد برنامهی "نود" بر ضد نظام جمهوری اسلامی است!


در المپیک پکن، موفق بودیم!


نام تیم پرسپولیس باید به پیروزی تغییر داده شود، همان طور که مردم در انقلاب شعار میدادند: استقلال، پیروزی، جمهوری اسلامی!


(همچنین محمد دادکان، یادداشتی را به خبرنگاران نشان داده بود که محمد علیآبادی، با خط خودش، تیم ملی را با 12 نفر، ارنج کرده بود!)


غلامحسین الهام (سخنگوی دولت) :


مردم این بار در بحث مذاکره با آمریکا اعتراض نمی‌کنند ، چون بر خلاف دولت‌های دیگر به دولت نهم اعتماد دارند!


+خبر برکناری وزیران اقتصاد و کشور، دروغ سیزده است که رسانهها ساختهاند!

دولت مخالف طرح امنیت اجتماعی است!


"نفت" بو میدهد و نمیتوان آن را سر سفرههای مردم آورد!


عبدالرضا مصری (وزیر رفاه) :


جلسات کمیسیون رفاه اجتماعی به خاطر نبود موضوع جلسه تشکیل نشده است! (یعنی خدا را شکر همه چیز در امن و امان است و همه در رفاه کامل به سر می‌برند!)


+(در مراسم تقدیر از بازنشستگان از نمایندگان مجلس، هنگامی که عدهایی از افزایش قیمتها صحبت کردند و به عنوان مثال گرانی تخم مرغ را ذکر نمودند، ایشان فرمودند1.gifعجیب است که این روزها همه تخم مرغ خور شدهاند!


اعلام خط فقر به چه درد میخورد. این که به مردم بگوییم اگر 300 هزار تومن حقوق بگیرید، فقیر هستید، به جز آن که از نظر روانی برای آنها مساله ایجاد میکند، چه فایدهای دارد؟


کردان(وزیر برکنار شده کشور):


(خطاب به دانشجویان در کلاس): این طور درس خواندن شما فایدهای ندارد، باید میبودید و میدیدید که ما در دانشگاه آکسفورد چگونه درس میخواندیم!


(در روز استیضاح): شهید بهشتی هم مانند بنده، همواره مورد اتهام و دورغ پردازی دشمنان بود!


این استیضاح باعث شاد شدن رادیوهای اسرائیل و آمریکا میشود.

نوشته شده توسط علی حامدی در 17:51 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388

یعنی 1700 برابر هر معلول ایرانی

آمار اهدایی ایران به اسماعیل هنیه به نقل از فارس: «250 میلیون دلار مجموعا»،

«120 میلیون دلار برای دولت حماس»،«45 میلیون دلار برای سه وزارتخانه حماس»«60 میلیون دلار حقوق کارگران»،«1.8 میلیون دلار خسارت ماهیگیران»، «15 میلیون دلار موزه و کتابخانه ملی مقاومت»

آمار بودجه سال گذشته 10 میلیون معلول ایرانی: «1 میلیون دلار»

 سهم هر معلول ایرانی از بودجه کشورش: « 10 سنت یا معادل 99 تومان »

سهم هر ساکن غزه از بودجه کشور ایران : « 168 هزار و 203 تومان»،

یعنی 1700 برابر هر معلول ایرانی!

نوشته شده توسط علی حامدی در 17:49 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یازدهم خرداد 1388

خدا

لطفا تا آخر بخونید :

· چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

· چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

· چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره!

· چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

· چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

· چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

· چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

· چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

· چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور
می کنیم!

· چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

· چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

· خنده داره اینطور نیست؟

· دارید می خندید ؟

· دارید فکر می کنید؟

· این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.

· آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

· این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

 

نوشته شده توسط علی حامدی در 22:46 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم خرداد 1388

.

نوشته شده توسط علی حامدی در 18:21 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم خرداد 1388

استاد

مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد، طوطی های متعددی را دید و قیمت جوان ترین و زیباترین شان را پرسید. فروشنده گفت: "-این طوطی؟ سه چهار میلیون! ... و دلیل آورد: - "این طوطی شعر نو میگه، تموم شعرای شاملو، اخوان، نیما و فروغ رو از حفظه!"

مشتری به دنبال طوطی ارزان تر، یکی پیدا کرد که پیر بود اما هنوز آب و رنگی داشت، رو به فروشنده گفت: "- پس این را می خرم که پیر است و نباید گران باشد"
- این؟!... فکرش رو نکن، قیمت این بالای شش هفت میلیونه... چون تمام اشعار حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی رو از حفظه

مرد نا امید نشد و طوطی دیگری پیدا کرد که حسابی زهوار در رفته بود، گفت: "-  این که مردنی است و حتماً ارزان... "
"- این؟!... فکرش رو نکن، قیمت اش بالای پونزده شونزده میلیونه... چون اشعار سوزنی سمرقندی و  انوری و مولوی رو حفظه..."

مرد که نمی خواست دست خالی برگردد به طوطی دیگری اشاره می کند که بال و پر ریخته بر کف قفس بی حرکت افتاده و لنگ هایش هوا بود.... ا

انگار نفس هم نمی کشید.
"-
این یکی را می خرم که پیداست مرده، حرف که نمی زند، حتماً هیچ هنری هم ندارد و باید خیلی ارزان باشد...."
"-
این یکی؟!... اصلاً فکرش رو نکن! قیمت این بالای شصت هفتاد میلیونه!"
"-
آخه چرا؟ مگه اینم شعر می خونه؟"
"-
نه...! شعر نمی خونه، حتی ندیدم تا امروز حرف بزنه، اصلا هیچ کاری نمی کنه... اما این سه تا طوطی دیگه بهش میگن استاد!

 

نوشته شده توسط علی حامدی در 18:17 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم خرداد 1388

چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا

لطفا تا آخر بخونید : • چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! • چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! • چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره! • چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! • چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم! • چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه ! • چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم! • چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! • چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می کنیم! • چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن! • چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم! • خنده داره اینطور نیست؟ • دارید می خندید ؟ • دارید فکر می کنید؟ • این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست. • آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند. • این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره
نوشته شده توسط علی حامدی در 21:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388

آجر پاره


روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.

ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .

مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند .

پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.

"براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".

مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ....

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!

خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.

اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.

اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه

نوشته شده توسط علی حامدی در 12:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388

اگر می خواهید بیمار نشوید، توجه به نکات زیر می تواند بسیار مفیدخواهد بود:

اگر می خواهید بیمار نشوید، توجه به نکات زیر می تواند بسیار مفیدخواهد بود:

 

احساساتتان رابیان کنید.
هیجانات و احساساتیکه سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماری‌هایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد ودرد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات بهمرور زمان حتی می‌تواند به سرطان هم بیانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ یک محرم می‌رویم و رازها و خطاهای خودرا با او در میانمی‌گذاریم!
گفتگو، صحبت کردن،کلمات، ... وسیله درمانی قدرتمندی هستند.


اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ تصمیم‌گیری کنید.
افراد دو دل ومردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی باعث می‌شود که مشکلات ونگرانی‌ها روی هم انباشته شوند.
تاریخ انسان براساس تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است. تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزش‌ها برای به دستآوردن بعضی دیگراست.
افراد مردد در معرضبیماری‌های معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند.


اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ به دنبال راه حل‌ها باشید.
افراد منفی،مشکلات را بزرگ می‌کنند و راه حل‌ها را نمی‌یابند. آن‌ها غم و غصه، شایعه و بدبینیرا ترجیح می‌دهند.
روشن کردن یک کبریتبهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرین‌ترینچیزهای جهان را تولید می‌کند.
ما همانی هستیم کهمی‌اندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی می‌شوند که آن‌ها نیز به نوبه خودتبدیل به بیماری می‌گردند.


اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ در زندگی اهل تظاهر نباشید.
کسی که واقعیترا پنهان نگاه می‌دارد، تظاهر می‌کند و همیشه می‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بردوش خود قرار می‌دهد.
مثل یک مجسمه برنزیبا پایه‌های گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردنبا تظاهر نیست.
این گونه افراد زرقو برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بیمارستان و درد است.


اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ واقعیت‌ها را بپذیرید.
سرباز زدن ازپذیرش واقعیت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانه می‌سازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودنبا خود است.
کسانی که این رانمی‌پذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب می‌شوند. پذیرفتن انتقادها، کاریعاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.


اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ اعتماد کنید.
کسانی که بهدیگران اعتماد ندارند نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمی‌توانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران بهوجود آورند.
آن‌ها معنی دوستیواقعی را درک نمی‌کنند. بی‌اعتمادی باعث کاهش ایمان فرد می‌گردد.

 

نوشته شده توسط علی حامدی در 12:53 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388

فال بازی خیال

بعضی ها می گویند که هیچوقت خواب نمی بینند. اما این غیر ممکن است. همه ی آدم ها خواب می بینند و برای خود رویاهایی دارند، اما حافظه ی بعضی قوی تر است و به آنها امکان می دهد که این رویاها در ذهنشان بماند. رویاهای ما ترکیبی از خیالات خصوصی ما هستند. رویا به ما امکان می دهد که آنطور که دوست داریم رفتار کنیم، اما به موجب اینکه بیدار می شویم،؛ رویاهایمان شروع به ذوب شدن می کنند و هرچه بیشتر سعی در به خاطر آوردن جزئیات آن بکنیم، بیشتر فراموش می کنیم.

اما دلیل خواب دیدن ما چیست؟ و آیا خوابهایمان مهم هستند؟ دانشمندان عقیده دارند که اینطور است، چون رویاهایمان به ما کمک میکنند تا خود را برای مشکلات روز زندگی آماده کنیم. تصاویری که ما در رویاهایمان می بینیم، معانی ویژه ای دارند و به ما کمک می کنند تا با شخصیت خود بیشتر آشنا شویم.

در این مقاله قصد داریم با بازی خیال گوشه ای از شخصیتتان را به شما نشان دهیم.. می توانید این بازی را دو به دو انجام دهید و یکی سوال کند و دیگری پاسخ گوید. اما شما که اول این مقاله را می خوانید توجه کنید که پایین سوالات را نگاه نکنید تا بازیتان خراب نشود و سوالات را در کمال دقت و صداقت پاسخ دهید.

با ما همراه باشید!


سوالات

1. فکر کنید خوابیده اید و خواب می بینید. در خواب خود را در خانه ای ایده آل مییابید. این خانه چه شکلی دارد؟ آن را توصیف کنید.


2. حال کنار جاده ای باریک در حال قدم زدن هستید.. ناگهان یک فنجان/لیوان/کوزه ی آب را روی زمین در مقابلتان می یابید. چه شکل دارد؟ چه چیز در آن است؟
3. راه تمام می شود و شما وارد جنگلی می شوید. تقریباً راهی دراز را می پیمایید تا به زمینی مسطح می رسید. در وسط این زمین ساختمانی وجود دارد. این ساختمان چه نوع ساختمانی است؟
4. اطراف ساختمان را باغی پوشانده است. این باغ را توصیف کنید.
5. از این باغ بیرون آمده و دوباره راه جنگل را پیش می گیرید. در کنار جنگل دیواری وجود دارد. این دیوار آنقدر بلند است که نمی توان از آن بالا رفت و آنقدر طولانی است که نمی توان آن را دور زد. ناگهان متوجه در کوچکی در دیوار می شوید. همینطور که به آن نگاه می کنید، در به آرامی باز می شود. شما چه می کنید؟ آیا از آن رد می شوید؟
6. در طرف دیگر دیوار، آب است. این آب به چه صورتی است؟ آیا می خواهید در آن شنا کنید؟


تفسیر
حال ببینید که این تصورات و مناظر نمایانگر چه بوده اند و سعی کنید پاسخ هایتان را تحلیل کنید.

 

خانه

 خانه نمایانگر دیدگاه شما نسبت به خودتان است. اگر خانه تان قدیمی باشد، احتمالاً شما فردی هستید که از تغییر و دگرگونی خوشتان نمی آید و به چیزهای سنتی علاقمندید. اگر خانه تان بزرگ باشد، نشانگر اطمینان و اعتماد به نفستان است. اگر پر نور و روشن باشد، فردی خوشبین هستید و اگر تاریک و کم نور باشد فردی بدبین هستید. تعداد اتاقهای خانه نمایانگر تعداد افرادی است که دوست دارید در زندگی شما باشند.

لیوان

لیوان نمایانگر دیدگاه شما به عشق است. هر چه این لیوان زیباتر و گرانبهاتر باشد، همانقدر عشق در زندگی شما اهمیت بیشتری دارد و شما فرد رمانتیکی هستید. محتویات لیوان نشان می دهد که تجربیات شما تا به حال در عشق چگونه بوده است.

ساختمان

 ساختمان نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مذهب و خدا است. یک ساختمان محکم و استوار نمایانگر باوری قوی و استوار است. اما اگر ساختمان خرابه و متروک باشد، شما باوری ضعیف به مذهب دارید.
باغ

باغ نمایانگر دیدگاه شما نسبت به دنیای اطرافتان است، کشورتان و یا سراسر جهان. اگر درخت ها و گل های باغ شما رو به خشک شدن باشند، این به آن معناست که شما نگران دنیای اطراف یا آلودگی محیط زیست هستید.


دیوار

دیوار نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مرگ است. اینکه آیا مرگ برای شما پایان همه چیز است و یا چیزی پسِ آن می بینید. آیا مستقیم به سمت در می روید یا قبل از رفتن اطراف را بررسی می کنید؟ یا شاید هم اصلاً وارد آن نمی شوید!؟
آب

آب نمایانگر دیدگاه شما نسبت به آینده تان است. اگر آب را به صورت دریایی پر موج می بینید، نسبت به آینده تان احساس خوبی دارید و مثبت فکر میکنید. اگر بخواهید که در آن آب شنا کنید، اعتماد به نفس دارید و در زندگی ریسک می کنید. اگر آب را به صورت حوضی راکد ببینید، احتمالاً از آینده ی خود و آینده ی جهان
 

نوشته شده توسط علی حامدی در 12:51 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388

نام‌هايي كه به پايتخت هويت داده‌اند


اگر فرصتي دست داد هر از گاهي به محله‌هاي قديمي شهر هم سر مي‌زنيم، چه از روي اجبار، چه از سر تفنن اما شايد خيلي از ما توجه نكنيم كه مثلاً چرا اين محله را فرحزاد مي‌‌نامند و آن يكي را آجودانيه.
در اين فرصت كوتاه نگاهي داريم به نام محله‌هايي كه شايد شما هم چند باري آنها را شنيده‌ايد.

*سيد خندان
سيدخندان پيرمردي دانا و البته خنده‌رو بوده كه پيشگويي‌هاي او زبانزد مردم بوده است.
دليل نامگذاري اين منطقه نيز احترام به همين پيرمرد بوده است؛ البته بعدها نام سيد خندان بر ايستگاه اتوبوسي در جاده قديم شميران هم اطلاق مي‌شده است.

*فرمانيه
در گذشته املاك زمين‌هاي اين منطقه متعلق به كامران ميرزا نايب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وي به عبدالحسين ميرزا فرمانفرما فروخته شده است.

*فرحزاد
اين منطقه به دليل آب و هواي فرح انگيزش به همين نام معروف شده است.

*شهرك غرب
دليل اينكه اين محله به نام شهرك غرب معروف شد ساخت مجتمع‌هاي مسكوني اين منطقه با طراحي و معماري مهندسان آمريكايي و به مانند مجتمع‌هاي مسكوني آمريكايي بوده و در گذشته نيز محل اسكان بسياري از خارجي‌ها بوده است.

*آجودانيه
آجودانيه در شرق نياوران قرار دارد و تا اقدسيه ادامه پيدا مي‌كند. آجودانيه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزير قورخانه ناصرالدين شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

*اقدسيه
نام قبلي اقدسيه (تا قبل از 1290 قمري) حصار ملا بوده است. ناصرالدين شاه زمينهاي آنجا را به باغ تبديل و براي يكي از همسران خود به نام امينه اقدس (اقدس الدوله) كاخي ساخت و به همين دليل اين منطقه به اقدسيه معروف شد.

*جماران
زمين‌هاي جماران متعلق به سيد محمد باقر جماراني از روحانيان معروف در زمان ناصر الدين شاه بوده است. برخي از اهالي معتقدند كه در كوه‌هاي اين محله از قديم مار فراوان بوده و مارگيران براي گرفتن مار به اين ده مي‌آمدند و دليل نامگذاري اين منطقه نيز همين بوده است و عده‌اي هم معتقدند كه جمر و كمر به معني سنگ بزرگ است و چون از اين مكان سنگ‌هاي بزرگ به دست مي‌آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، يعني محل به‌دست آمدن جمر ناميده‌اند.

*پل رومي
پل رومي در واقع پل كوچكي بوده كه دو سفارت روسيه و تركيه را هم متصل مي‌كرده است. عده‌اي هم معتقدند كه نام پل از مولانا جلال‌الدين رومي گرفته‌شده است‌.

*جواديه
(در جنوب تهران) بسياري از زمينهاي جواديه متعلق به آقاي فرد دانش بوده است كه اهالي محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعي نيز توسط جواد آقا بزرگ در اين منطقه بنا نهاده است كه به نام مسجد فردانش هم معروف است.

*داوديه
(بين ميرداماد و ظفر) ميرزا آقاخان نوري صدر اعظم اين اراضي را براي پسرش‌، ميرزا داودخان‌، خريد و آن را توسعه داد. اين منطقه در ابتدا ارغوانيه نام داشت و بعدها به دليل ذكر شده داوديه نام گرفت‌.

*دركه
اگر چه هنوز دليل اصلي نامگذاري اين محل مشخص نيست اما برخي آنرا مرتبط به نوعي كفش براي حركت در برف كه در اين منطقه استفاده مي‌شده و به زبان اصلي "درگ " ناميده مي‌شده است دانسته‌اند.

*دزاشيب
(در نزديكي تجريش) روايت شده است كه قلعه بزرگي در اين منطقه به نام " آشِب " وجود داشته است و در گذشته نيز به اين منطقه دزآشوب و دزج سفلي و در لهجه محلي ددرشو ميگفتند.

*قلهك
كلمه قلهك از دو كلمه «قله‌» و «ك‌» تشكيل شده است كه قله معرب كلمه كله‌، مخفف كلات به معناي قلعه است‌. عقيده اهالي بر اين است كه به دليل اهميت آبادي قلهك كه سه راه گذرگاه‌هاي لشگرك‌، ونك و شميران بوده است‌، به آن( قله- هك) گفته شده است‌.

*كامرانيه
زمين‌هاي اين منطقه ابتدا به ميرزا سعيدخان‌، وزير امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس كامران ميرزا پسربزرگ ناصرالدين شاه‌، با خريد زمين‌هاي حصاربوعلي‌، جماران و نياوران‌، اهالي منطقه را مجبور به ترك زمين‌ها كرد و سپس آن جا را كامرانيه ناميد.

*محموديه
( بين پارك وي و تجريش يا وليعصر تا ولنجك) در اين منطقه باغي بوده است كه متعلق به حاج ميرزا آقاسي بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسيه ميگفتند. سپس علاءالدوله اين باغ بزرگ را از دولت خريد و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محموديه ناميد.

*نياوران
نام قديم اين منطقه گردوي بوده است و برخي معتقدند در زمان ناصرالدين شاه نام اين ده به نياوران تغيير كرده است به اين ترتيب كه نياوران مركب از «نيا» (حد، عظمت و قدرت‌) ؛ «ور» (صاحب‌) و «ان‌» علامت نسبت است و در مجموع يعني كاخ داراي عظمت‌.

*ونك
نام ونك تشكيل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ك)كه به صورت صفت ظاهر مي‌شود.

*يوسف آباد
منطقه يوسف آباد را ميرزا يوسف آشتياني مستوفي‌الممالك در شمال غربي دارالخلافه ناصري احداث كرد و به نام خود، يوسف آباد ناميد.

*پل چوبي
قبل از اين كه شهر تهران به شكل امروزي خود درآيد، دور شهر دروازه‌هايي بنا شده بود تا دفاع از شهر ممكن باشد. يكي از اين دروازه‌ها، دروازه شميران بود با خندق‌هايي پر از آب در اطرافش كه براي عبور از آن‌، از پلي چوبي استفاده مي‌شد. امروزه از اين دروازه و آن خندق پر از آب اثري نيست‌، اما اين محل همچنان به نام پل چوبي معروف است.

*شميران
نظريات مختلفي درباره اين نام شميران وجود دارد. يكي از مطرح ترين دلايل عنوان شده تركيب دو كلمه سمي يا شمي به معناي سرد و " ران " به معناي جايگاه است و در واقع شميران به معناي جاي سرد است. به همين ترتيب نيز تهران به معناي جاي گرم است. همچنين در نظريه ديگري به دليل وجود قلعه نظامي در اين منطقه به آن شميران مي‌گفتند و همچنين برخي نيز معتقدند كه‌ يكي از نه ولايت ري را شمع ايران ميگفتند كه بعدها به شميران تبديل شده است.

*گيشا
نام گيشا كه در ابتدا كيشا بوده است برگرفته از نام دو بنيانگذار اين منطقه (كينژاد و شاپوري) است.

*منيريه
(در جنوب وليعصر) منيريه در زمان قاجار يكي از محله‌هاي اعيان نشين تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن كامران‌ميرزا، يكي از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منير گرفته شده‌ا
نوشته شده توسط علی حامدی در 23:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388

كم هزینه ترین لذتهاى دنیا چیست

اعصابم خورده، بدهكارم ، گرفتارم و ...
اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 23:35 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388

افراد خودشیفته جذاب، فریبنده، دلربا و قدری خشن هستند و گاهی انسانهای شوخ طبع و خوش مشربی جلوه می کنند. این افراد عاشق خودشان هستند و در دریای مجازی عشق به خویشتن غرق شده اند. از این گذشته کارهای عجیب و غریب زیادی هم انجام می دهند: عروس خانمی بود که اجازه نداد دوست همسرش که دارای اضافه وزن بود، ساقدوش او شود زیرا دوست نداشت فرد چاقی در عکس عروسی شان ظاهر شود؛ کارفرماهایی هستند که در جلسه استخدام کارمند با اعتماد کامل به متقاضیان می گویند که شما با کار کردن برای شرکت های دیگر به هیچ کجا نمی رسید؛ مادرانی هم دیده شده اند که آنقدر به خود مطمئن هستند که بدون سوال کردن از فرزندانشان وارد خانه آنها شده و آنجا را بر اساس میل و سلیقه شخصی تغییر دکوراسیون می دهند؛ پسران جوانی که آنقدر احساس خوش تیپی می کنند که هر شب قبل از خواب از خودشان عکس می گیرند تا چهره ی خاطره انگیز خود را جاودانه سازند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 23:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388

شير خوردن نامحرم از زنان

 الباني يكي از علماي ديني عربستان ,در يكي از جلسه هاي درس خويش با استناد بر رواياتي وبالأخص روايتي أز عايشه ميگويد كه شير خوردن، حتى شيخ بزرگ از نامحرم اشكالي ندارد و پسر رضاعي آن ميشود .. حتى اگر از شير دهنده بزرگترباشد .. !! دليلش بر جواز هم روايت عايشه است وهم  اين كه اين أمر شهوت انگيز نيست.

قصد مجادله  نيست ولي با توجه به عدم تاكيد بر نحوه شيرخوارگي بنظر ميآيد كه اين عمل ميتواند با تماس مستقيم صورت پذيرد. و از آنجا كه اختلاف سني هم ملاك نيست بنابراين يك مرد 50 ساله با خوردن شير يك زن جوان مثلا 20 ساله تبديل به پسر او ميشود هر چند كه 30 سال هم از مادر بزرگتر باشد!..

فتوا را كه خواندم دو احساس متفاوت بمن دست داد.
اول خشم كه اينها تا كجا مردم را احمق و بي عقل تصور كرده اند.
دوم خنده شديد كه آقايان جديدا به پيشرفتهاي جديدي در زمينه  شناخت قسمتهاي ديگر بدن دست يافته اند.چرا كه تا آنجاكه ميدانيم فتواهاي  از اين قبيل فقط مربوط به پائين تنه بوده ولي جديدا نظري هم به بالا تنه داشته اند.

از آنجا كه عقل ناقص من قدرت حل معادلات در اين رده را ندارد اين سئوالات ناگهان از ذهنم گذشت:

1-اصلا چه نياز و اجباري در اينمورد احساس شده است كه اين عالم محقق صدور اين فتوا را لازم ديده اند. مثلا آيا تعداد زنان نازا و بي فرزند رو به افزايش بوده ويا تعداد مردان بي مادر از حد و نصاب گذشته است كه ايشان سعي در حل اين مشكل داشته اند!

2- ازآنجا كه كودكان را معمولا بين 2 تا 3 سالگي از شير ميگيرند،مشخص نشده كه بزرگترها را كي بايد از شير خوردن گرفت!

3- مشخص نشده است كه بعد از دفعه اول شيرخوارگي ونائل شدن آن مرد به مقام فرزندي،آيا آن مرد ميتواند آزادانه به  شيرخوارگي ادامه دهد؟

4- در فتوا مشخص نشده كه تا چند مرتبه ميتوان به مقام فرزندي با زنان مختلف نائل آمد!؟.

5- از جانب عايشه همسر پيامبر توسط شيخ اجل الباني روايت شده كه اين عمل شهوت انگيز نيست!!!؟.سئوال اين است كه كدام مرد را در جهان پيدا ميكنيد كه از سينه زن نا محرم اقدام به شيرخوارگي كند و در حين انجام فقط در فقط احساس شيرخوردن!!داشته باشد ولا غير؟

شايد مقلدين الباني و مدافعين اين فتوا بمن بگويند شما آدم منحرفي هستي كه اينگونه فكر ميكني. ما علماي زيادي داريم كه اقدام به اينكار كرده و ميكنندولي فقط احساس شيرخوارگي!!!داشته اند. پاسخ من اين است كه سريعا نسبت به مرد بودن آقايان اطمينان حاصل فرمائيد.

6- در فتوا مشخص نشد كه پس ازمقام فرزندي آن زن ميتواند مثلا فرزندش را حمام ببرد و الاآخر......

7- در فتوا تكليف شوهرآن زن مشخص نشده است كه آيا ايشان هم اتوماتيك وار به مقام پدري نائل ميشوند ويا اينكه بايد عمليات ديگري! صورت پذيرد؟
و خلاصه صدها سئوال نا مربوط ديگر....

تا نظر شما چه باشد.....

براي شنيدن  كلام او به زبان عربي:

http://www.ansarweb .net/sound/ retha3.ram

نوشته شده توسط علی حامدی در 23:30 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388

سرعت نور و نظریه نسبیت در قرآن

سرعت نور و نظریه نسبیت در قرآن آیه (سوره معارج آیه 4): تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فى یَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْف سنَةٍ ترجمه: فرشتگان و روح (فرشته مخصوص ) به سوى او عروج مى كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است ظاهراً چیز خاصی ندارد! به جز یکم نسبیت! گفته شده وقتی فرشته های حرکت میکنند برای آنها یک روز زمان میبرد ولی برای انسانها پنجاه هزار سال طول میکشد! یعنی قرآن 1400 سال پیش با یک پیامبر که از نظز آکادمیکی بیسواد بوده، گفته زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته یک روز احساس میکند و انسان پنجاه هزار سال! واقعاً همچین جمله ای در نگاه علم گذشته قابل درک نبود و یک ماورا طبیعه در نظر گرفته میشد. حالا ببینیم میتوان از 50000 چیزی به دست آورد؟ طبق نظریه نسبیت وقتی چیزی سرعت بگیرد زمان برای او به نسبت ما کند احساس میشود و در دید ما خیلی طول میکشد.... زمان برای فرشته های در حال حرکت یک روز است و برای ما 50000 سال، خوب نظرتون چیه که برعکس عمل کنیم و سرعت یک فرشته قرآن را در حرکت به دست آوریم؟ همه میدانیم که فرمول اصلی انبساط زمان بر حسب سرعت این است: که با یک این ور و آن ور کردن سرعت بر اساس انبساط میشود: سال های قمری حدود 345 روز دارند یعنی میزان اختلاف زمان ما با یک فرشته در حال حرکت 50000*345 است. پس جایگزین میکنیم: یعنی یک مقدار ناچیز کمتر از سرعت نور که آنهم به قول یکی از سایتها حتماً به دلیل آن است که فرشته یک وجودی دارد و جرمش صفر نیست! البته تصادفها تمام نشده و یک شانس دیگر هم وجود دارد .... طبق قرآن، آفریدگان عاقل سه دسته اند: انسان که از خاک است و جن که از آتش است و فرشته که از نور است! که به نظرم میتواند یک توجیح علمی (و غیر ماورائی) برای این سرعت بالا باشد

نوشته شده توسط علی حامدی در 23:27 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

داستان

آفتاب در وسط آسمان بود که به نزدیکی های زابل رسیده بودند ، با اشاره ماموران ماشین توقف کرد ، شهلا و شقایق که پشت پرده بودند متوجه چیز زیادی نشدند ؛ فقط همین را فهمیدند که بار کامیون قاچاق است ، صدا راننده کامیون بود که این دو را صدا می زد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 20:53 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

جنون زیبایی در ایران

جنون زیبایی در ایران

 

زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌کننده است که هوش از سر بیننده می‌رباید" ولی امروز چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزی ست که در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 20:43 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

زندگي

زندگي


زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و طراوت و زيبا و لبخند و در آخر زندگي زندگي است

.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 20:41 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

سخنان مشاهیر بزرگ جهان درباره زنان

سخنان مشاهیر بزرگ جهان درباره زنان

 

دختران 2 دسته اند: دسته اول آنهایی که زیبا هستند و فورا ازدواج میکنند  و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند   (شاو)

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید   (تواین)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 14:35 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

كتاب زندگی برای سال

كتاب  زندگی برای سال 1388

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی حامدی در 14:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

خدا

این دل من

با توام،با تو،خدا



یک کمی معجزه کن

چند تا دوست برایم بفرست

پاکتی از کلمه



جعبه ای از لبخند


 

نامه ای هم بفرست

کوچه های دل من



باز خلوت شده است

قبل از این که برسم،دوستی را بردند

یک نفر گفت به من باز دیر آمده ای

دوست قسمت شده است



با توام،با تو، خدا

یک دل قلابی

یک دل خیلی بد

چقدر می ارزد؟

من که هر جا رفتم

جار زدم

این قلب حراج شده



بدوید

یک دل مجانی

قیمتش یک لبخند

به همین ارزانی

هیچوقت اما

هیچکس قلب مرا قرض نکرد،

هیچکس دل نخرید

با توام،باتو،خدا

بیا،این دل من،پس مال خودت

من که دیگر رفتم اما

ببر این دل را

نوشته شده توسط علی حامدی در 14:27 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

حل مسئله به دو روش آمریکایی و روسی

حل مسئله به دو روش آمریکایی و روسی

 

هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد،با مشکل کوچکی روبرو شد.آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی کنند.(جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد وروی سطح کاغذ نمی ریزد)

برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب کردند.تحقیقات بیش از یک دهه طول کشید،12میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه،زیر آب وروی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و از دمای زیر صفر تا 300 درجه سانتی گراد کار می کرد..

روس ها راه حل ساده تری داشتند،آنها از مداد استفاده کردند!

این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است.تمرکز روی مشکل یا تمرکز روی راه حل؟

نوشته شده توسط علی حامدی در 14:22 |  لینک ثابت   •