تبليغاتX
هدیه برای دانش تو
هدیه برای دانش تو
مرکز بهترینها
نگارش در تاريخ سه شنبه سی ام مرداد 1386 توسط علی حامدی

توی زندگی ، تفاوت آدم ها در نگاهشون به زندگی ، به اندازه تعداد اونهاست . همون طور که صورت ها و ظاهر ادم ها با هم فرق داره ، در افکار و رفتارشون با هم تفاوت دارن .

به نوعی می شه گفت هر انسانی یک کتابه . تا زمانی که بازش نکنی و نخونیش ، اون رو کامل نشناختی . اصلا هم اسون نیست چون گاهی بعضی کتاب ها اونقدر وحشتناک هستند که تا چند وقت از خوندنشون کابوس می بینی و آشفته می شی ولی گاهی خوندن بعضی کتاب ها مثل قران ، حافظ ، اشعار سهراب تا سال ها مستت می کنه چون یک جمله اش می تونه روحت رو دوباره از اول جلا بده و دلت رو صاف کنه .

توی این دنیا از بچگی ، ما تعلیم داده می شیم و قوانینی برای ذهن بی برنامه و خالی ما وضع میشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ، مستقیم، یا غیرمستقیم، ارادی و غیرارادی در مغز کوچیک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول نوشتن قوانین اراده فولادی و تمرین خیلی زیاد می خواد .

دکتر وین دایر در کتاب عظمت خود را دریابید بحث جالبی می گه :

می گه ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسی که مثل غاز هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر می کنه که مانع پروازش می شه . ولی

عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابی که مثل غاز رفتار می کنه از ذات خودش فرار می کنه .

بدترین چیز ندونستن قوانین عقاب هاست . این که ندونیم چطوری عقاب باشیم .

 

 

* غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند . افکارشون کپی شده هست و اصلا خلاقیت نداره . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .

عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کنه .

 

 

* غازها همیشه می دونند غاز دیگه چطوری زندگی کنه بهتره ! هر کسی جای کس دیگه تصمیم می گیره . برای همین اکثر یا دیر به بلوغ (فکری – جنسی – احساسی) می رسن و یا اصلا بالغ نمی شن .

عقاب ها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگی ماهیگیری به فرد یاد می دن و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کنه و کسی مسئولیت زندگی کس دیگه رو به عهده نمی گیره .

 

 

* غازها از جسمشون بیش از حد کار می کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار می گیرن و به نتایج دلخواه نمی رسن .

عقاب ها اول تمام جوانب کار رو در نظر می گیرن ، باتوجه به تجارب قبلی و برنامه ریزی های ذهن خلاقشون تصمیم می گیرند و بعد شروع به کار می کنند . عقاب ها ایمان دارند که تلاش جسمی به تنهایی اصلا برای کار کافی نیست .

 

 

* غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شن چون حرمت ندارند .

عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می زارن و قاطعانه به افرادی که وارد حریم خصوصی اونها می شن تذکر می دن .

 

 

* غازها باید همه رو راضی نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط می کنند که همه انسان ها ، تک به تک از اونها راضی باشند . به جای انجام وظایف و رسالت خودشون ، رضایت همه اطرافیان رو با هر زحمتی شده به دست می یارن چون اگر به دست نیارن احساس خلا می کنند .

عقاب ها می دونند که به دست اوردن رضایت همه افراد امکان نداره و نیمی از مردم همیشه با نیمی از افکار اونها مخالفند و این وظیفه یک عقاب نیست که مخالفانش رو راضی نگه داره .

 

 

* غاز نه نمی گه و همش شاکی هست که چرا باید اینهمه به دیگران توجه کنه .

عقاب در مواقعی که لازم هست ، به راحتی نه می گه .

 

 

* غاز شرط اول ارتباط رو صمیمیت بیش از حد می دونه .

عقاب شرط اول ارتباط رو احترام متقابل می دونه .

 

 

* غاز نمی خواد باور کنه که دشمنی داره .

عقاب می دونه که باید دشمنش رو ببخشه ولی بهش اعتماد نمی کنه .

 

 

* غاز از تجربیات درس نمی گیره و فقط آزار می بینه .

عقاب بعد از گذروندن سختی مسئله ، به فکر پذیرش مسئله و درس های ممکنه هست .

 

 

* غاز از دلش هیچ وقت حرف نمی زنه .

عقاب با دلش زندگی می کنه .

 

 

* غاز یا احساسیه و یا منطقی .

عقاب می دونه که در دورانی از زندگی باید مغز رو پرورش و ورزش دارد و در دورانی دیگه باید دل رو نوازش داد و به حرف های دل بها داد .

 

 

* غاز اشتباه نمی کنه .

عقاب می دونه اگر هیچ وقت اشتباهی نکرده ، دلیلش اینه که اصلا دست به عملی نزده .

 

 

* غاز جای دیگران زندگی می کنه .

عقاب می دونه که باید به دیگران کمک کنه ولی جای کسی نباید زندگی کنه چون تجربه خود بودن رو از اون فرد گرفته .

 

 

* غاز همیشه همه کار می تونه انجام بده .

عقاب می دونه چه کارهایی رو می تونه انجام بده و چه جایی باید اعلام کنه که از عهده اون بر نمی یاد .

 

 

* غاز همیشه مجبوره .

عقاب همیشه مختاره و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاری رو انجام بده ، می پذیره و می گه : ترجیح می دم این کار رو انجام بدم .

 

 

* زمان غاز تفریح مشخص نیست .

عقاب برای تفریحش برنامه ریزی می کنه و می دونه که فاصله خالی این نت تا نت بعدی در موسیقی ، دلیل دل نشین بودن اون هست .

 

 

* غاز همیشه ناراضیه و شاکی و همیشه در حال شناخت عامل این بدبختی هست .

عقاب همیشه راضیه و می دونه هر سختی هم پایانی داره . عقاب باور داره ان مع العسر یسرا .

 

 

* غاز عبادت عادتش شده .

عقاب تکرار و عادت و روزمرگی رو مرگ دل و پرستش می دونه .

 

 

* غاز نسبت به عقاب یا احساس برتری می کنه و یا احساس ضعف .

عقاب باور داره برتری وجود نداره . اصل فقط تفاوت است که باعث برتری کسی بر کس دیگه نمی شه .

 

 

* غاز زیاد از مغزش کار می کشه البته بدون بهره وری لازم .

عقاب مفید فکر می کنه و از اشتباهاتش درس می گیره .

 

 

* غاز می خواد غاز باشه چون غاز بودن و نپریدن خیلی اسون تر از پرواز و اوج گرفتن هست .

عقاب بر عقاب بودن اصرار داره ، حتی اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشه و به خاطر عقاب شدن بهای سنگینی رو بپردازه .

 

 

**** یک نکته کنکوری برای عقاب ها :

 

غازها همیشه می خوان یک عقاب یک جور دیگه باشه ، یک جور دیگه عمل کنه ! براشون ارتباط هیچ وقت کافی و رضایت بخش نیست .

 

دقت کن : غاز چون خودش رو نپذیرفته و خودش رو درست نمی شناسه ، از تو می خواد که یه جور دیگه عمل کنی ! هیچ وقت براش رضایت بخش نیستی و عملا بهت می گه که براش کافی نیستی چون همیشه یه کاری کم کردی !

 

سعی کن خودت باشی و بهترین نقش رو داشته باشی (به عنوان دوست - همسر - خواهر - برادر - بچه) ولی سعی نکن که خودت رو مجبور کنی که طبق خواست اون خودت رو تغییر بدی . اون ناراضی به دنیا اومده و از دنیا می ره . از زندگی عقب نیفتی چون قرار نیست که غاز باشی .

نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط علی حامدی
شخصی از طفلی سوال کرد، که اگر گفتی خدا کجاست
 
 
یکی اشرفی به تو خواهم داد.
 
 
 آن طفل در جواب گفت:
 
 
 اگر گفتی که خدا کجا نیست دو اشرفی به تو خواهم داد.
نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط علی حامدی
روزی شیوانا پیر معرفت یكی از شاگردانش را دید كه زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفایی یار صحبت كرد و اینكه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است. شاگرد گفت كه سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ كرده بود و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می كند باید برای همیشه با عشقش خداحافظی كند.

شیوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترك چه ربطی به دخترك دارد!؟"

شاگرد با حیرت گفت:" ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟"

شیوانا با لبخند گفت:" چه كسی چنین گفته است. تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است. این ربطی به دخترك ندارد. هركس دیگر هم جای دختر بود تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی. بگذار دخترك برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست. مهم این است كه شعله این عشق را در دلت خاموش نكنی . معشوق فرقی نمی كند چه كسی باشد! دخترك اگر رفت با رفتنش پیغام داد كه لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور پیدا كند! به همین سادگی!"
نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط علی حامدی
روزی مردی مستجاب الدعوه پای كوهی نشسته بودكه به كوه نظری انداخت و گفت: خدایا این كوه رو برام تبدیل به طلا كن. در یك چشم بر هم زدن كوه تبدیل به طلا شد.مرد از دیدن این همه طلا به وجد آمد و دعا كرد: خدایا كور بشه هر كسی كه از تو كم بخواد.
 

در همان لحظه هر دو چشم مرد کور شد.
نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط علی حامدی
از آهسته رفتن نترس، از ایستادن بترس

 

زنی سالخورده کشان کشان راهی را می پیمود که ناگهان جوانی سررسید و از او سراغ مغازه ای را گرفت.زن پس از مدتی پر حرفی که سرانجام نتوانست آدرس را درست و حسابی شرح دهد،پیشنهاد کرد جوان را همراهی کند. راه افتادند و مشغول صحبت شدند. اتفاقا مسیر کمی سربالایی بود و راه رفتن برای زن مشکل، اما او با نیرویی فوق العاده تمام راه را طی کرد و مغازه را به پسرک نشان داد.جوان که بسیار شرمنده شده بود، از او تشکر کرد اما زن سالخورده گفت: لازم به تشکر نیست. من باید از تو ممنون باشم. جوان پرسید: چرا شما؟
جواب داد: تو امروز به من ثابت کردی که هنوز هم می توانم کار مثبتی انجام دهم و به کسی کمک کنم. بنابراین از اینکه احساس مفید بودن را در من زنده کردی، بسیار متشکرم.

نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط علی حامدی
عشق ، عشق می آفریند .

عشق ، زندگی می بخشد .

 

زندگی ، رنج به همراه دارد .

رنج ، دلشوره می آفریند .

 

دلشوره ، جرات می بخشد .

جرات ، اعتماد می آورد .

 

اعتماد ، امید می آفریند .

امید ، زندگی می بخشد .

 

زندگی ، عشق به همراه دارد .

عشق ، عشق می آفریند

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 توسط علی حامدی

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.

زندگی چون گل سرخی است

پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.

(دکتر علی شریعتی)

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 توسط علی حامدی

بهترین رنگها رنگ بیرنگیست ؛ رنگ ابر ، رنگ شبنم ، قطره ی آب ، به رنگ روح

؛ بیرنگی بهتر از این رنگهای بازاریست...

 

 

  • با از دست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی! دکتر شریعتی

     

     

    در عجبم از مردمی که خود زیر باز ظلم وستم هستند و بر حسینی میگریند که آزاده زیست....

     

     

    چقدر روح محتاج فرصتهایی ست که در ان هیچ کس نباشد
    تنها در این حالت است که هیچ بودنی بودن ترا در قالب هیچ
    چگونگی ای مقید نمیدارد...و این ازادی بی مرز و شور انگیزیست

     

  • نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 توسط علی حامدی
    با نگاهی ژرف به اطراف خویش در می یابیم که در ارگانیزم پیچیده و شگرف خلقت ، هر غباری وظیفه ای بر دوش دارد . ابتدا نگاهی به طبیعت داریم ، خداوند هر جانی را آفرید در گوشش وظیفه اش را نجوا نمود و به همین دلیل است که از صبح آفرینش بوته گل یاس در هر پگاه بهاری سرریز گل می گردد ، قناری با تماشای بهار می خواند ، کبوتر در وقتی معین مادر می شود و ماه در زمانی مشخص شب های مهتابی را برایمان به ارمغان می آورد و پروانه که وظیفه گرده افشانی گل ها بر شانه های نرم و نازکش نهاده شده ، به نحوی شگرفت این مهم را به انجام می رساند .

     

    پیشرفته ترین سیستم عکس برداری در چشم نهاده شده و عظیم ترین و حیرت آورترین سیستم دفاعی در گلبول های سرباز خون به کار گرفته شده و ترکیب دقیق و منظم میلیون ها یاخته در فرآیندی بس حیرت آور در سیستم گوارش انسان که غذا را از شکل جامد تبدیل به کالری کرده و در ماهیچه ها و خون تزریق می کند و ارگانیزم شگرف مغز و سیستم عصبی انسان که خود حکایت مفصلی دارد !

     

    با نگاهی ژرف به هستی در می یابیم که هر ذره وظیفه ای بس عظیم بر دوش می کشد .

     

    اما وظیفه ما چیست ؟

     

    کتاب : لطفا گوسفند نباشید

     

     

     

    اگر یک افلیج قهرمان دو نشود ، مقصر خود اوست .

     

    ساتر

     

    امام علی : خود شناسی ، خدا شناسی است .

     

    جودت استافتن : خودیابی در واقع همان خدایابی است ، زیرا ما و خدا یکی هستیم و پی بردن به این حقیقت دلیل تولد بشر است .

     

     

    به دنیا پا نهاد های

    درست مانند :

     

    کتابی باز ، ساده و نانوشته

     

    باید سرنوشت خود را رقم بزنی

    خود  ، و نه کس دگیر

    چه کسی می تواند چنین کند ؟

    چگونه ؟

    چرا ؟

    به دنیا آمده ای !

    هم چون یک بذر زاده شده ای

    می توانی همان بذر بمانی و بمیری

    اما ، می توانی گل باشی و بشکفی

    می توانی

                           درخت باشی و ببالی !

                                          اشو

     

    *****************************

     

     

     

    انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد!

    چگونه می تواند؟!

    مگر انسانهایی که

    عمر را بی چرا،

    به چریدن مشغولند       

    و

    سر به زمین فروبرده اند

    و پوزه در خاک دارند

    و غرق در آب

    و علف اند

    اینها که"گوسفندان "دو پایند!        "دکتر شریعتی"

     

    ****

     

    در اردوگاه پهناور دنیا

    در اردوگاه زندگانی

    چون گوسفندانی مباش

    که بی اراده رانده می شود

    قهرمانی باش در تکاپو!       " هنری لانگ فلو"

     

     

     

    باید هوشیار باشیم که از هر تجربه

     

    فقط حکمتی را که در آن نهفته است کسب کنیم .

     

    تا به کلاس های روحانی بالاتر برویم

     

    و درک کنیم که تقدیر یعنی

     

    مجموعه ای از حوادث برای نوعی یادگیری

    درباره وبلاگ

    موفقیت...پيروزي....آرمان....هدف
    ...زندگي با طعم دوست داشتن
    .خواستن .توانستن
    ........

    .......
    اگر نمي تواني بالا روي ،
    سيب باش تا افتادنت انديشه اي را بالا برد .

    دکتر شريعتي
    موضوعات
    آخرين مطالب
    آرشيو مطالب
    نويسندگان
    پيوند ها
    پيوند هاي روزانه
    قالب وبلاگ