فرد- ترجمه - جمیله احمدپور:
اين مقاله حاصل تأملات و تجارب يك روانشناس بالینی در مورد اصول و یا قواعد لازم برای رسیدن به اهداف و خواستهها است.
1 - چیزی را که خواهان آن هستید، یا موفق به کسب آن میشوید و یا موفق نمیشوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق میشوند.
- تشخیص افرادی که میدانند که چه کاری برای رسیدن به خواستهشان باید انجام دهند و برنامه مشخصی برای این کار دارند، کار مشکلی نیست.
برای موفق شدن در هر کاری ابتدا باید اطلاعات لازم برای رسیدن به خواستهتان را جمعآوری کنید. این اطلاعات و مهارتها برای موفقیت شما ضروری هستند. با کسب آمادگی لازم برای این کار، سعی کنید چگونگی بازی و قواعد آن را پیدا کنید.
- برنامهریزی و جمعآوری اطلاعاتی که در مورد خودتان یا افرادی است که با آنها سر و کار دارید و یا اطلاعاتی درباره شرایط و وضعیت موجود است.
2 – شما خود بهوجود آورنده تجربههایتان هستید پس خودتان باید مسئولیت زندگیتان را بپذیرید.
- شما نمیتوانید از مسئولیت اینکه چرا و چگونه زندگیتان اینگونه است شانه خالی کنید.
- هرگز نقش یک قربانی را بازی نکنید و از وقایع گذشته برای خود بهانه سازی نکنید.
- هر انتخابی که میکنید مثلاً انتخاب افکاری که به آن میاندیشید، دارای نتایج و عواقبی هستند. زمانی که شما رفتار یا فکر خاصی را انتخاب میکنید در حقیقت خود شما، نتایج و عواقب آن را انتخاب کردهاید.
3 - مردم کاری را انجام میدهند که نفع یا سودی برایشان داشته باشد، بنابراین مشخص کنید که رفتار شما چه منافعی برایتان دارد و یا رفتار دیگران چه منافعی برایشان دارد؟
- حتی بدترین رفتارهای ممکن هم، منافعی دارند زیرا اگر از رفتاری که میکنید هیچ سود و منفعتی عایدتان نمیشد، مسلماً آن رفتار را انجام نمیدادید.
- منافع حاصل از یک رفتار بخصوص را مشخص کنید، چون شما نمیتوانید رفتاری را ترک کنید مگر اینکه از منافع حاصل از آن رفتار آگاهی پیدا کنید.
- دقت کنید که ممکن است رفتار شما به خاطر ترس از طرد شدن باشد. مسلماً تغییر نکردن کار آسانتری است، ولی شما باید سعی کنید چیزهای تازه و نویی را امتحان کنید و یا در مسیر جدید گام بردارید.
4 - تا به وجود مسئلهای اقرار و اعتراف نکرده باشید نمیتوانید آنرا تغییر دهید. پس سعی کنید در ارتباط با زندگی و افراد، با خودتان صریح و شفاف باشید.
- اگر نخواهید و یا نتوانید که آگاهانه به رفتارهای منفی، ویژگیهای شخصیتی و الگوهای زندگیتان اقرار و اذعان داشته باشید، پس نمیتوانید آنها را تغییر دهید.
- اقرار و اعتراف کردن به چیزی، در حقیقت سیلیزدن به خودتان به هنگام مواجهه با واقعیت است و این که شما هزینه و تاوان هر کاری را میپردازید، به خودتان دروغ نمیگویید، انکار نمیکنید و حالت تدافعی هم نمیگیرید.
- شرایط و موقعیت فعلی شما چیست؟ اگر میخواهید برنامهریزی درستی برای زندگیتان داشته باشید، پس باید موقعیت و شرایط فعلی زندگیتان را به طور شفاف و روشن مشخص کنید. زندگی شما برای تغییر کردن، در وضعیت خیلی بدی نیست و خیلی دیر هم نشده است.
5 - در زندگی به عمل شماست که پاداش داده میشود، پس تصمیماتتان را با دقت اتخاذ کنید و سپس عمل کنید و به ياد داشته باشید که به افکار بدون عمل در این جهان اهمیتی داده نمیشود.
- آگاهی، درک و درایت خود را به فعالیتهای هدفدار، بامعنی و سازنده مبدل کنید زیرا در غیراینصورت ارزشی نخواهد داشت. خود و دیگران را بر اساس خواستهها و یا گفتهها ارزیابی نکنید بلکه بر اساس عملکرد ارزیابی کنید.
- برای اینکه از وضعیتی که در حال حاضر در آن به سر میبرید، خارج شده و به جایی که میخواهید برسید، سختی و زحمت را تحمل کنید.
- در نظر داشته باشید که این ریسک را به خاطر خودتان است که میپذیرید چون قرار نیست رویاهای شما از بین بروند.
6 - آنچه هست، واقعیت محض نیست، بلکه فهم و درک ما از آن واقعیت است که وجود دارد. پس پنجرهها یا دریچههایی را که شما از طریق آن به این دنیا نگاه میکنید بشناسید و گذشته خود را بدون اینکه کاملاً تحت کنترل آن قرار گیرید، بپذیرید.
- شما فقط از طریق فهم و درک خودتان است که این دنیا را میشناسید و تجربه میکنید و توانایی این کار را نیز دارید که خودتان چگونگی درک خود را از هر واقعهای، انتخاب کنید.
- چون همه ما دنیا را از طریق پنجرههای شخصی خودمان میبینیم، این امر بر چگونگی تعبیر و تفسیر ما از وقایع و پاسخهای ما و پاسخهای داده شده به ما تاثیر میگذارد. بنابراین عواملی را که بر نوع و طرز نگاه شما موثر هستند، بشناسید تا بتوانید عکسالعمل مناسبی در برخورد با آنها نشان دهید.
- این پنجرهها و یا دریچههای شخصی، ترکیبی از عقاید ثابت و یا افکار منفی است که در نوع نگاه و دیدگاه شما، وجود دارند.
- اگر با بررسی و ارزیابی دیدگاههای قبلی، نظام افکار و عقاید خود را مجدداً سازماندهی کنید، درک و بینش جدیدی بدست خواهید آورد.
7 - زندگی، مدیریت کردن است پس یاد بگیرید که مسئولیت زندگیتان را به عهده بگيريد.
- شما مدیر زندگی خودتان هستید که هدفتان، اداره کردن زندگی به نحوی است که نتایج خوبی در برداشته باشد.
- مدیریت موثر زندگی به این معنی است که شما در مرحله آماده شدن برای رسیدن به هدفتان، در کنترل خود، در کنترل احساسات، در مواجهه با سایر افراد، در مرحله اجرا، در مواجهه با ترس و سایر ابعاد، بیش از پیش به خودتان نیاز دارید و بایستی با حداکثر تعهد، سرعت و هدایتی که میتوانید انجام دهید.
- کلید مدیریت زندگی، داشتن یک استراتژی است. اگر شما برنامهای روشن و شفاف و همچنین شجاعت، تعهد و انرژی لازم برای این استراتژی را داشته باشید، موفق خواهید شد.
8 - ما به مردم یاد میدهیم که چگونه با ما رفتار کنند. پس به جای شکایت کردن، مسئولیت طرز رفتار مردم را با خودتان به عهده بگیرید.
- شاید به مردم یاد داده باشید که چگونه با شما احترامآمیز رفتار کنند و شاید این کار را نکرده باشید. این بدین معنی است که شما تا حدی مسئول رفتار نامناسب دیگران با خودتان هستید.
- اگر مردم رفتار نامناسبی با شما دارند، ببینید که شما چه کاری انجام دادهاید که آن رفتار را تقویت کرده و یا باعث آن رفتار شده است؟
- چون مسئولیت با خودتان است، میتوانید در هر موقع و برای هر مدتی رابطهتان را بازبینی کنید.
9 - نیرو و انرژی زیادی در بخشش وجود دارد، پس چشمان خود را باز کنید و ببینید تحت تاثیر کدام خشم یا کینه قرار گرفتهاید. نیرو و انرژی خود را از کسانی که باعث رنجش شما شدهاند بازپس بگیرید.
- تنفر، عصبانیت و کینه، ویرانکننده هستند و باعث تضعیف و تحلیل قلب و روح انسان میشوند که قطعاً با آرامش درونی و احساس شادی منافات دارند.
- بخشش شما را از تنفر، عصبانیت و کینه رها میسازد. تنها راه خلاصی از اثرات منفی رابطهای که موجب ناراحتی و رنجش شما شده است، کمک گرفتن از اخلاقیات و بخشش کسانی است که موجب ناراحتی و آزردگی شما شدهاند.
10 - قبل از اینکه چیزی را بخواهید باید اسم آن را بدانید، پس به وضوح مشخص کنید که چه میخواهید.
- از اهداف اصلی زندگیتان تا خواستههای روزمرهتان، لازم است بدانید که چه میخواهید.
- با تعریف دقیق اهدافتان، انتخابهای شما جهتدار خواهد شد و خواهید توانست رفتارها و انتخابهای لازم را برای رسیدن به اهدافتان، مشخص کنید.
- برای رسیدن به آنچه که میخواهید، شهامت لازم را داشته و واقعبین باشید. البته فقط در صورتی که خود را لایق و مستحق آنچه میخواهید، بدانید، شهامت لازم را کسب خواهید کردید.

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می رم و انگشتانم ر ا
بر پوست تاریک شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
به یاد فروغ
1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .
2- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است .
3-
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان
داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .
4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت
انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان
میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
راستی تو از كدام دسته ای ؟
1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .
2- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است .
3-
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان
داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .
4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت
انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان
میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

چيزهاي مشخصي وجود دارد که نيازي نيست همکاران در مورد يکديگر بدانند.
ليندا لپک (Linda Lopeke) يک متخصص پيشرفت در مشاغل و توليد کننده برنامه هاي مشاوره اي شروع هوشمندانه واقعي(SmartStart Virtual Mentoring Programs) ميگويد: بعضي از مردم صحبت مي کنند تا صداي حرف زدن خودشان را بشنوند، بعضي ديگر حرف هايشان را در ميان ميگذارند زيرا زندگي واقعي ندارند، آنها با نشان دادن جزئيات براي شمايي که ترجيح مي دهيد چيزي ندانيد، يک فرد خيالي مي سازند و پس از آن شخص ديگري هست که شايعات بي اساس او را باور مي کند، حتي در مورد او، و سريعا احساس خودماني شدن مي کند."
از حد و مرز خارج نشويد
سوزان سالوويک(Susan Solovic) يکي از بنيانگذاران ومدير ارشد اجرائي SBTV.com و نويسنده ي سه کتاب ،از جمله کتاب "حرفه ي خود را بازشناسي کنيد: کسب موفقيتي که آرزو وشايستگيش را داريد" مي گويد به علت اينکه مردم بيشتر وقت خود را در اداره با همکارانشان مي گذرانند تا جاهاي ديگر(يا با شخص ديگر) مشکلاتي درمشخص کردن مرز بين کار و دوستي دارند.
به نظر دکتر لپک يک محيط اجتماعي همانند يک محيط کار است. اما در حين اينکه مي توانيد دوستانه بوده و يک رابطه ي خوب ايجاد کنيد، به خاطر داشته باشيد که کار، کار است و رفاقت، رفاقت است. وي معتقد است بيشتر کارمندان نمي توانند درک کنند که آنچه آنها مي گويند تاثير بيشتري روي شکل ظاهري حرفه ي آنها دارد تا آنچه آنها مي پوشند. کساني که درباره ي خودشان يا ديگران زياد حرف مي زنند، مي تواند به عنوان يک فرد بي کفايت، ناشايست و بي بهره از توسعه حرفه اي به نظر بيايند. براي دوري از صحبتهاي بيهوده در موقعيت هاي آينده، درا ينجا 13 مورد مطرح مي شود که هرگز نبايد با همکارانتان سهيم شويد يا بحث وگفتگو کنيد.
1. اطلاعات حقوقي
آنچه شما بدست مي آوريد تنها بين شما و منابع انساني است. فاش کردن اين موضوع، نشان مي دهد که شما قابل اعتماد نيستيد.
2. تاريخچه ي پزشکي
هيچکس واقعا نگران دردها و رنج هاي شما نيست، آخرين عمل جراحي شما، ناباروري شما يا محتويات قفسه ي دارو هاي شما. بحثهاي مداوم پزشکي، شما را به عنوان يک آدم پرخرج و کارمندي پر خطر براي کارفرمايتان معرفي مي کند.
3. شايعات بي اساس
با هر کسي که در حال بد گويي کردن هستيد بدون شک به ديگران خواهد گفت که شما چه چيزهايي گفته ايد. به علاوه اگر همکاري در حال بدگويي کردن با شما است، به احتمال زياد در مورد شما هم در آينده بدگويي خواهد کرد.
4. گلايه هاي کاري
شکايت دائمي در باره ي حجم کاريتان، سطح تنش موجود در کار و يا شرکت به سرعت شما را به عنوان شخصي خواهد ساخت که هيچوقت به ناهار دعوت نمي شود. اگر شما با سياستها و روشهاي شرکت موافق نيستيد، به مجاري رسمي ارجاع داده و يا از آن طريق پيگيري کنيد.
5. هزينه هاي خريد
اگرچه شما نمي خواهيد که ديگران در مورد وضع زندگيتان، آنطور که زندگي مي کنيد يا اگر بالاتر از پايه حقوقتان زندگي مي کنيد فکري کنند، در محل کار سعي کنيد خود را طوري نشان دهيد که سطح زندگيتان همانند ديگر همکارانتان است.
6. جزئيات محرمانه
جزئيات محرمانه درمورد زندگي خصوصي تان را باهمکارانتان در ميان نگذاريد. همکاران از اين اطلاعات بر عليه خود شما ميتوانند و استفاده خواهند کرد.
7. سياست يا مذهب
مردم روي اين دو موضوع نظرات محکم و پر حرارتي دارند. شما ممکن است يک همکار را منحرف کنيد يا منفي به نظر برسيد که اين مي تواند تا اندازه اي روي شغل شما اثر بگذارد.
8. تغييرات وضع زندگي
لپک مي گويد فروپاشي ها، جدا شدن ها و برنامه بچه دار شدن، تنها زماني نياز به بازگو کردن است، که به آن نياز باشد. در غير اينصورت، ديگران در مورد توانايي ها، آرزوها و محدوديتهاي زندگي شما نظر خواهند داد، خواه فرضيات آنها درست باشد يا خير.
9. وبلاگ ها يا پروفايل شبکه هاي اجتماعي
آنچه که شما در يک شبکه اجتماعي يا در وبلاگ خصوصي خودتان مي گوئيد ممکن است بسيار زيان بارتر ازآن چيزي باشد که بيان مي کنيد. نظرات (comment) در وبلاگ ها يا شبکه هاي اجتماعي مي تواند از ديدگاههاي مختلفي مشاهده شود. زمانيکه شما روز بدي داريد يک فوران خشم ...... مي تواند در چهره ي شما نمايان شود.
10. ديدگاههاي منفي همکاران
اگر شما با طرز زندگي، تواناييهاي شغلي يا جا لباسي يکي از همکارانتان موافق نيستيد، با آن شخص به طور خصوصي و محرمانه روبرو شويد ويا اين مطالب را پيش خود نگه داريد. محل کار، محل رسيدگي به بحثها و اختلافات نيست.
11. آخر هفته غير عادي
اين خيلي خوب است که شما اوقات خوبي درتعطيلات آخر هفته ي خود داشته باشيد، اما درباره ي حوادث غير عادي و ماجراجويانه ي خود صحبت نکنيد. آن اطلاعات مي تواند شما را به شکل يک انسان غير حرفه اي وغير قابل اعتماد نشان دهد.
12. مسائل و روابط شخصي – در داخل و خارج از محل کار
ازدواجهاي نا موفق و داستانهاي عاشقانه ي ناپايدار، باعث مي شود يک کار فرما به بي ثباتي آن کارمند پي برد. مسائل عاشقانه در محل کار باعث شايعات و شکسته شدن قلبها مي شود، بنابراين بهترين راه اين است که از اين مرحله با احتياط بگذريد. همچنين لپک اضافه مي کند بي خطرترين راه براي بازي کردن اين است که از قوانين پيروي کنيد، هرگز معشوق خود را از جايي که پولت را بدست مي آوري، بدست نياور.
13. اظهار نظر هاي شخصي و نابجا
شما مي توانيد وانمود کنيد که بعضي چيزها خنده دار است و همکارتان دلخورنخواهد شد. اما ممکن است در اشتباه باشيد. هرگز اين ريسک را نکنيد. بعلاوه، اگر مطمئن هستيد همکارتان از اظهار نظر شما ناراحت نمي شود باز هم در محل کار در اين مورد صحبت نکنيد چون ديگران مي توانند به راحتي سخنان شما را بشنوند.
اشخاص چگونه کارآفرین می شوند؟ آیا افراد کارآفرین زاده می شوند یا ساخته می شوند که کارآفرین باشند؟
سرچشمه کارآفرینی را باید براساس تجربیات دوران زندگی در محدوده خانواده و فرهنگ خانواده پیدا کنیم. زمانی تصور می شد که کارآفرینان به جای ساخته شدن متولد می شوند. صفات آنها به قدری نادر و به خصوص بودند که در هر جایی یافت نمی شدند. امروزه شواهد کافی وجود دارد که نشان می دهد صفات کارآفرینی می تواند درنتیجه آموزش دوران کودکی, استقلال, به خود متکی بودن و در معرض ارزش های فرهنگی به خصوص مرتبط با کار و صنعت قرار گرفتن, پرورانده شود.
روانشناسان معتقدند که پنج سال اول زندگی, بیشترین تأثیر را در زندگی شخص دارد. این دوران زمانی است که جو اجتماعی, اقتصادی, فیزیکی و روانی اطراف کودک اثر دایمی برشخصیت او به جا می گذارد. دراین دوران نوع رفتارها در خانه و خانواده بیشترین تأثیر را در شکل گیری رفتار آینده کودک به عنوان یک فرد بالغ به جا می گذارد. برای مثال کودکانی که مادران آنها پیوسته و همراه با محبت برایشان ازطریق داستان و کتاب و اسباب بازی و بازی و گفت و گو ایجاد تحرکات ذهنی اولیه می کنند, در دوران مدرسه و دبیرستان همیشه نمره های خوبی می آورند و وقتی دیگر اعضای خانواده آنها را مورد توجه و محبت قرار می دهند در آینده به افرادی مطمئن, با محبت, شاد, فعال, اجتماعی, ازنظر احساسی مستحکم و از نظر ذهنی کنجکاو تبدیل می شوند.
اکنون می خواهیم بدانیم کارآفرینان در چه جو خانوادگی ای رشد می کنند.
1- آموزش های اولیه برای استقلال, اتکا به خود, تصمیم گیری و سخت کوشی
مطالعات مربوط به گذشته کارآفرینان نشان می دهد که آنها از خانواده هایی که به ارزش های خاصی برای استقلال و اتکا به خود قایل هستند بیرون می آیند. اکثر کارآفرینان در کودکی یاد گرفته اند که خودشان لباس بپوشند, ازخیابان بگذرند و... . درصورت تنبلی و تقاضاهای بیجا به آنها پاداشی داده نشده ولی در مواردی که از خود استقلال, ابتکار و پشتکار نشان داده اند, تشویق شده و به خاطر آن جایزه گرفته اند. ممکن است اولیای آنها را "آزادیخواه" بنامید. در محیط خانه قوانین معقول القا کرده و در عین حال به فرزندان این آزادی را می دهند که قوانین و دستورالعمل های خانواده را مورد سؤال قرار دهند.
ظاهراً آموزش کودکان برای اتکا به خود, استقلال, تصمیم گیری و سخت کوشی در سنین پایین رابطه مستقیمی با پرورش کارآفرینی دارد. بخشی از کارآفرینان ازخانواده هایی می آیند که ناپایدار و غیر متحد بوده و با بحران هایی نظیر مرگ یکی از والدین, جدایی والدین, طغیان فرزند علیه والدین و اخراج فرزند از خانه, مواجه بوده اند. این گونه کودکان تحت فشار بوده و درنتیجه چگونگی سیر کردن شکم, بقا و تصمیم گیری را زودتر یاد گرفته اند.
کارآفرینان به طور کلی از خانواده های کوچک می آیند واگر از خانواده بزرگی باشند, معمولاً فرزند ارشد بوده و یا یکی از فرزندان وسط می باشند. آنها به ندرت جزو آخرین فرزندان یا لوس و وابسته می باشند.
2- آموزش زودرس برای کار
به نظر می رسد داشتن والدین فعال درتجارت یا مشاغل مشابه آن, کمک بزرگی به پرورش کودکان جهت کارآفرینی می کند. چینی ها از این نوع تجربیات برای پرورش کودکانشان استفاده می کنند. کارآفرینان زیادی نیز ازخانواده های مهاجران هستند. کارآفرینان چینی در مالزی و اکثر مناطق آسیا, یهودیان در اروپا و ایتالیایی ها در استرالیا از این دسته هستند. دلایل زیادی در این باره ارائه شده است. یکی از این دلایل, نبود محیط مناسب برای کارآفرینی در سرزمین های اصلی این افراد می باشد. جایی که ممکن است آنها با سنت های دست و پاگیر احاطه شده باشند. دلیل دیگر این است که خانواده هایی که مهاجرت می کنند برای یافتن شغل دچار مشکل هستند. بنابراین با دید وسیع تر موقعیت هایی را می بینند که از دید افراد محلی پنهان است.
3- آموزش زودرس برای کسب و صنعت
خانواده ها به جز آموزش کودکان برای اتکا به خود, نقش مهمی نیز در آموزش صنعت به آنان دارند. این گونه آموزش های زود هنگام, کمک مؤثری برای توفیق کارآفرینان در کارهایشان است. داستان برخی کارآفرینان موفق بیانگر این مطلب است که آموزش زودهنگام در مهارت های فنی و صنعتی بیش از مدرک دانشگاهی برای رسیدن به هدف کارآفرینی مؤثر است. [مقدمه ای بر کارآفرینی – انستیتو صنایع کوچک دانشگاه فیلیپین-ترجمه سیامک نطاق- صفحات 55 تا 58]
درمورد مرگ یکی از والدین مطالعه ای درباره کارآفرینان مرد در اسرائیل نشان داده که نسبت زیادی ازکارآفرینان تمایل به تجربه کردن کار پدرانشان دارند علی رغم اینکه وی ضعیف, ناکارا و یا حتی غایب باشد. نداشتن پدر خود یک لازمه یا شرط برای کارآفرینی و حتی برای عدم موفقیت کارآفرینی نمی باشد. ازطریق مطالعات موردی مشخص شد که کسانی که با شرایط بی پدری کنار می آیند می توانند کارآفرینان موفقی باشند, درحالی که کسانی که ناامید می شوند, خود- تخریب شده و از خیال پردازی های عالی خود بیرون می آیند .
خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
دکتر علی شریعتی
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دكتر علی شریعتی)
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دكتر علی شریعتی)
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كویر است ( دكتر علی شریعتی )
مهربانی جاده ایست که هرچه پیش تر روند ,خطرناک تر می گردد ! نمی توان باز گشت....اما لحظه ای باید درنگ کرد و شاید چند گامی بر بیراهه رفت .
زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید : به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟ دکتر علی در جواب گفتند : نمیخواهند لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست
او جانشین تمامی نداشته های من است
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
...
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.
تو هر چه میخواهی باشی باش اما ... آدم باش.
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی نشانه ایست که قربانیت کنند......
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ولی افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.
این جا که منم کسی چه می داند که بودن نیز همچون زیستن طاقت فرساست دو بیگانه ی همدرد از دو خویش بیدرد با هم خویشاوندترند اشنا یعنی هم خانه ی من در دیار تنهایی... دکتر علی شریعتی
مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند، گدایی عشق میكنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب
زن نشدند، اما همین كه مطمئن شدند مردانگی را در كمال نامردی به جا می آورند
دكتر علی شریعتی
انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته «دکتر شریعتی»
دنیا را بد ساخته اند.... کسی را که دوستش داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نمی داری، اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسید و این رنج است . زندگی یعنی این...
افسوس... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد... برای آنچه از دست رفته آه میکشیم ………… دکتر شریعتی
خدایا بمن زیستنی عطا کن
که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت مخورم
و مردنی عطا کن که در بیهودگی اش سوگوار مباشم.
به هر كه دوستش می داری بیاموز كه عشق از زندگی كردن بهتر است
و به هر كه دوست تر می داری بچشان كه دوست داشتن از عشق برتر است
اگر در صحنه نیستی هر کجا هستی باش,مهم نیست که سر سجاده ی نماز باشی یا سر سفره ی شراب.
بگذار تا شیطنت عشق چشمانت را به عریانی خویش بگشاید , هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن.
عشق تنها كار بی چرای عالم است
چه;آفریینش بدان پایان میگیرد
معشوق من چنان لطیف است
كه خود را به "بودن "نیالوده است
كه اگر جامه وجود بر تن میكرد
نه معشوق من بود
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیکتر می شوم .....
این زندگی من است
شمع ؟
شمع مومی نرم و در دلش آتشی پنهان.
هستی اش ؟
هستی اش اندامی برای سوختن/افروختن .
زندگیش ؟
زندگیش اشک و آتش و همین !
و در پایان افسردن و مردن در آغوش اشکهایش !
"اشک"
مگرنه اشک زیباترین شعر و بیتابترین عشق و گدازانترین ایمان و داغترین اشتیاق و تب دارترین احساس و خالص ترین گفتن و لطیف ترین دوست داشتن است که همه در کوره ی یک دل بهم آمیخته و ذوب شده اند و قطره ای گرم شده اند نامش اشک ؟
خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطراب های بزرگ, غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن
لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عزیز را بر جانم ریز
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاکم چه خواهد ساخت
ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد بدست طفلکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را درگلویم سخت بفشارد
وخواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را
تا كنون اندیشیده اید كه عشق برتر است یا دوستی ؟
عشق ریسمان طبیعت است و سركشان را به بند خویش می آورد تا آنچه را آنان بخود از طبیعت گرفته اند بدو باز پس دهند و آنچه را مرگ می ستاند ، به حیله عشق ، بر جای نهند ، كه عشق تاوان ده مرگ است .
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن .
عشق غذا خوردن یك حریص گرسنه است و دوست داشتن " همزبانی در سزمین بیگانه یافتن است " .
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا كردن .
عشق بینایی را می گیرید و دوست داشتن می دهد .
عشق خشن است و شدید و در عین حال نا پایدار و نامطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال سرشار اطمینان .
عشق یك فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یك صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق .
عشق جوششی یك جانبه است . به معشوق نمی اندیشد كه كیست؟ یك خود جوشی ذاتی است و از این رو همیشه اشتباه می كند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همیشه یكجا می ماند
و گاه ، میان دو بیگانه نا همانند ، عشقی جرقه می زند و چون در تاریكی است و یكدیگر را نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است كه در پرتو روشنایی آن ، چهره یكدیگر را می توانند دید و در این جاست كه گاه ، پس از جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق كه در چهره هم می نگرند احساس می كنند كه هم را نمی شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق - كه درد كوچكی هم نیست - فراوان است .
اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می كند و از این رو است كه پس از آشنایی پدید می آید و در حقیقت دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یكدیگر می خوانند و پس از آشنا شدن است كه خودمانی می شوند .
من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!
انسان به میزانی که می اندیشد انسان است، نه به میزانی که اندیشه های دیگران را نشخوار می کند.
" لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند
زندگی چیست؟! ...
نان ...
آزادی ...
فرهنگ ...
ایمان ...
و دوست داشتن! ...
شرافتِ مرد ، به بکارتِ زن میماند! ...
یکبار که لکه دار شود ، دیگر قابل جبران نخواهد بود! ...
دین ِ چو منی ، گزاف و آسان نبوَد! ...
روشنتر از ایمانِ من ایمان نبوَد! ...
در دهر ، چو من یکی و آن هم مؤمن ،
پس در همه دهر یک بی ایمان نبوَد! ...
خدایا! ...رحمتی کن ،تاایمان ،نام و نان برایم نیاورد! ...قوتم بخش ،تا نانم را ،و حتی نامم را ،در خطر ایمانم افکنم! ...تا از آنانی نباشم که ،پول دین را می گیرند ،و برای دنیا کار می کنند! ...بلکه از آنانی باشم که ،پول دنیا را می گیرند ،و برای دین کار می کنند!
راهی که از لجن تا خدا کشیده شده است «مذهب » نام دارد. در این جا روشن است که مذهب یعنی راه، مذهب هدف نیست، راه است و وسیله است. تمام بدبختی هایی که در جامعه های مذهبی دیده می شود به این علت است که مذهب تغییر روح و جهت داده و در نتیجه نقشی که دارد عوض شده است و این بدان معناست که « مذهب را هدف کرده اند.»
من هرگز از مرگ نمی هراسید ه ام
عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد
عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است
آزادی معبود من است
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است
هر دردی بی درد است
هر زندانی رهایی است
هر جهادی آسودگی است
هر مرگی حیات است
مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم
پس چرا از فردا می ترسم
من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!
دکتر علی شریعتی
بشر بودن است و انسان شدن!
خواستم بگویم فاطمه، دختر پیامبر است.... اما دیدم نه فاطمه نیست
خواستم بگویم فاطمه، همسر علی است.... اما دیدم نه فاطمه نیست
خواستم بگویم فاطمه، مادر حسن و حسین است.... اما دیدم نه فاطمه نیست
این همه فاطمه هست و فاطمه این همه نیست
فاطمه فاطمه است....
به دکتر شریعتی گفتند :" استاد! سیگار طول زندگی آدمو کوتاه میکنه" در جواب گفت :" من به عرض زندگی فکر میکنم
اگرتنها ترین تنها شوم بازهم خدا هست.
سرمایه های ماورایی هر کس حرف هایی است که برای نگفتن دارد
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
شناخت علی ذهنیت است و حب علی احساس ، اما تشیع علی عمل است ...
زندگی داستان مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی گفت: نخریدند تمام شد
بودنت را پوستی کن بر گرد هسته ی ایمانت! هستی شو، هست شو!همه حباب مباش! در دل تاریکت شعله را برافروز،بتاب
.
خلاقیت و کارآفرینی و تولید افکار و اندیشه های جدید توسط مدیران و کارکنان سازمانی دارای اهمیت ویژه ای است و این مهم در سازمان از جایگاه والایی برخوردار است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و می توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند که دائماً افکار و اندیشه های جدید را در سازمان کاربردی کنند و این امر توسط مدیران و کارکنان خلاق امکان پذیر است نه تنها در سازمانها بلکه در نظامهای آموزشی نیز تاکید عمده بر پرورش کارآفرینی دانش آموزان و دانشجویان است. معیار اساسی موفقیت یک نظام آموزشی در این است که چقدر افراد بافکر و خلاق تربیت می کند و به تعبیری معلم خوب را کسی می دانند که تفکر و چگونگی استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان یاد دهد و آنها را خلاق بار آورد. بنابراین، خلاقیت برای بقای هر جامعه و هر سازمانی لازم است و برای ایجاد و تداوم آن در افراد سازمان بایستی عادت به تفکر را در مدیران و کارکنان ایجاد کرد چرا که خلاقیت با تفکر به وجود می آید و ارزش تفکر به قدری زیاد است که در تعالیم اسلامی ارزش یک ساعت تفکر گاهی با 60 سال عبادت بدنی بدون تفکر ارتقا یافته است.
وقتی تفکر برای انسان سازمانی عادت شود به دنبال آن خلاقیت و کارآفرینی و تولید افکار و اندیشه های جدید در تک تک کارکنان به صورت یک امر روزمره و همیشگی درآمده و نهادی می گردد و سازمان تبدیل به یک سازمان خلاق می شود که حاصل آن ایجاد سینرژی در خلاقیت و کارآفرینی است.
۱.عموما سری پرشور دارند.
۲.اینده نگر هستند.
۳.خطر پذیرند.وبا دقت نظر وتحقیق عوارض خطر را کاهش
می دهند.
۴.از کار کردن لذت می برند.
۵.جویای نامند.
۶مقاوم وپایدارند.
۷.بیشتر فکر می کنند.
۸.سرگذشت افراد موفق را مطالعه می کنند.
۹.ازمنابع دیگران استفاده می کنند.
۱۰.تمام توان خود را در راه رسیدن به مهمترین هدف خود به کار
میگیرند.
۱۱.از شکست نمی هراسند.ودارای ترس مثبت هستند.
۱)با دوستان و آشنایان خود تماس برقرار کنید.هر شخصی دارای نظرات و دیدگاه هایی است که می تواند به کار شما بیاید.
۲)از هر گفت و گو و تماس و مذاکره ای یادداشت بردارید.در اوقات فراغت،این یادداشت ها را مطالعه و مرور کنید.
۳)در همان هفته ی اول یا دوم کسب و کار جدید،پس از کسب آگاهی های لازم،برنامه ی 100 روز آینده خود را معین کنید و اقداماتی را که باید انجام دهید،اولویت بندی کنید.
۵)تجزیه و تحلیل استراتژیک فروش را فراموش نکنید.
۱۰)تصمیم بگیرید،اقدام کنید،ارزیابی کنید،اصلاح کنید.
۱۱)فضاهای خالی را پیدا و آنها را پر کنید.
۱۲)مثل یک دانش آموز ببینید،تحقیق کنید،خود را برای امتحانات واقعی آماده سازید و هر روز چند ساعت را به این امور اختصاص دهید.
۱۳)اگر شادی و شادمانی را فراموش کنید،در هیچ کاری موفق نمی شوید.
۱۴)سخت کار کنید،خود را وقف کار کنید،اما سخت کوشی در ورزش،تفریحات و دوستیابی را نیز فراموش نکنید.
۱۵)از توانایی های فکری،ایده ها و اندیشه های دیگران استفاده کنید و اطراف خود را از افراد ضعیف خالی و با افراد قوی و موفق و تیزبین پر کنید.
۱۶)برای هر فعالیتی،هدف را تعیین کنید.بی هدفی باعث از دست دادن زمان و امکانات و همچنین هرز رفتن توانمندی ها و روزمرگی می شود.
۱۷)به الهامات و جرقه های ذهنی فوری خود اعتماد کنید.شما در نتیجه ی سال ها تجربه،دارای بینش هستید و می توانید قطع نظر از آنچه آمارها،گزارش ها و تحلیل ها می گویند،نظر دیگری داشته باشید.
۱۸)به کارهای بزرگ و هدف های بزرگ فکر کنید.هدف های کوچک را نیز رد نکنید.اما فراموش نکنیدکه اگر عمده ی وقت خود را برای رسیدن به هدف های کوچک یا انجام کارهای کوچک صرف کنید،هیچ گاه موفق به انجام کارهای بزرگ نخواهید شد.
۱۹)فروش را یاد بگیرید.برای یک فروش خوب،باید اول یک طراح خوب باشید،دوم یک ایده پرداز خوب و بالاخره سوم،یک گوینده و یک معرفی کننده ی خوب باشید تا بتوانید مردم را برای خرید کالای خود متقاعد و مجاب کنید.
۲۰)ضعف ها و شکست ها را بشناسید.برای رفع ضعف ها برنامه ریزی کنید و جلو بروید.تجدید نظرهای بعدی،مسیر شما را اصلاح خواهد کرد.
۲۱)فرصت ها را بشناسید و از آنها برای رسیدن به اهداف استفاده کنید.غفلت در شناسایی فرصت ها باعث ناکامی و شکست شماست و قدرت در خلق فرصت ها باعث موفقیت و صعود شما به سطح رهبری است.
۲۲)تغییر را به عنوان یک ضرورت در زندگی و کسب و کار بشناسید.تمام کسب و کارهایی که شکست خورده اند،آن هایی بوده اند که یا لزوم تغییر را احساس نکرده اند،یا در مقابل تغییر مقاومت کرده اند.
۲۳)تماس های خود را با دیگران توسعه و افزایش دهید. از هر شرایطی برای برقراری تماس با کارکنان خود،مدیران هم سطح خود،مشتران کلیدی،مشاوران و صاحبنظران استفاده کنید.
۲۴)زمان را مدیریت کنید.24 ساعت برای همه 24 ساعت است.تنها آنان موفق ترند که وقت خود را بهتر مدیریت کنند.تخصیص صحیح و عاقلانه ی زمان و خودداری از اتلاف وقت یکی از رموز موفقیت است.
۲۵)همه چیز را کمی کنید و اندازه بگیرید.وقتی نمی توانید چیزی را اندازه گیری کنید،یعنی نمی توانید آن را بشناسید،نمی توانید آن را بیان کنید و خلاصه اینکه اطلاعات کاملی در مورد آن ندارید.
۲۶)با اشخاصی که نه خوبند و نه بد،با کارهایی که نه خوبند و نه بد،و خلاصه با بی تفاوتی ها و خنثی ها سازش نکنید و کنار نیایید.
۲۷)کیفیت و مرغوبیت کالا یا خدمت خود را فدای درآمد،فروش یا سود نکنید.کیفیت هرگز به طور تصادفی حاصل نمی شود.کیفیت،نتیجه ی مهارت مدیران اجرایی،هوش و ذکاوت کارشناسان،سعی و کوشش صمیمانه و عاقلانه و دلبستگی به کار است.
۲۸)در شرایط سخت و بحرانی،فورا تسلیم نشوید،فورا اقدام کنید.مشکلات و سختی ها پایان ناپذیرندو اگر مسیر آن ها باز باشد،همه جا را فرا خواهند گرفت.
۲۹)بعد از هر سقوطی،فورا به موضع اول بر گردید. وجود هر مسئله یا مشکل،به معنی وجود شانسی برای اصلاح،بهبود و تکمیل است.
۳۰)اول بودن یا اول شدن،هدف خوبی است،اما فقط یک نفر در یک مسابقه اول می شود.از آنچه بدست آورده اید راضی باشید،ولی پیشرفت در آن را فراموش نکنید.
۳۱)راه ارتباطی پیدا کنید.(تبلیغات،فروش حضوری)
۳۲)در داخل سازمان با واحدهای تولید،مالی،کنترل کیفیت،تحقیق و توسعه،تدارکات و غیره هماهنگ شوید.
۳۳)نیازهای حال و آینده ی مشتری را دقیقا شناسایی و اندازه گیری کنید.
۳۴)بخش های مختلف بازاریابی را شناسایی و آن ها را از یکدیگر تفکیک کنید.
۳۶)افراد یا سازمان های تصمیم گیرنده در مورد خرید محصول خود را دقیقا شناسایی کنید.
۳۶)بهترین و موثرترین روابط عاطفی و انسانی را با خریداران احتمالی برقرار کنید.
۳۷)از مشتریان از دست رفته درس بگیرید و اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
۳۸)ذهنیت و تصور مشتری را از بنگاه و کالاهای خود تقویت کنید.این کار باید قبل از وقوع هر واقعه ی نا مناسب انجام گرفته باشد.
۳۹)بین قیمت و ارزش های مورد انتظار مشتری تعادل برقرار کنید.
۴۰)با مشتری هایی که نمی خواهید آنان را از دست بدهید،مذاکره کنید و راه ارتباط را نبندید.
۴۱)در نیروهای فروش خود،انرژی و انگیزه ایجاد کنید.
۴۲)شرح وظایف قسمت های مختلف فروش را به دقت تعریف و مشخص کنید.
۴۳)با ترکیبی از حقوق ثابت،کمیسیون فروش و پاداش سالیانه،سیستم جبران خدمات عوامل فروش را سامان دهید.
۴۴)با عوامل توزیع،رابطه ی شراکت برقرار کنید.
۴۵)از مشارکت فکری با تامین کننده ها غافل نشوید،آنان باید در جریان استراتژی ها و اهداف شما باشند.
۴۶)سیستم بازاریابی،فروش،تحقیقات و تبلیغات را یکپارچه کنید.
۴۷)در هر امری انعطاف را فراموش نکنید.
۴۸)از ارزیابی عملکرد خود در برابر انتظارات مشتری و در مقایسه با عملکرد رقبا غافل نشوید.(بلوریان،۱۳۸۲،ص ۹۰-۹۵).
یکی از مریدان حسن بصری ، عارف بزرگ ،
در بستر مرگ استاد از او پرسید :
"مولای من ، استاد شما که بود ؟ "
حسن بصری پاسخ داد :
" صدها استاد داشته ام و نام بردنشان ماه ها و سال ها طول می کشد
و باز شاید برخی را از قلم بیندازم . "
: "کدام استاد تاثیر بیشتری بر شما گذاشته است ؟ "
حسن کمی اندیشید و بعد گفت :
در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند.
اولین استادم یک دزد بود
.در بیابان گم شدم و شب دیر هنگام به خانه رسیدم.
کلیدم را پیش همسایه گذاشته بودم و نمی خواستم آن موقع شب بیدارش کنم.
سرانجام به مردی برخوردم ، از او کمک خواستم ،
و او در چشم بر هم زدنی ، در خانه را باز کرد.
حیرت کردم و از او خواستم این کار را به من بیاموزد. گفت کارش دزدی است ،
اما آن اندازه سپاسگزارش بودم که دعوت کردم شب در خانه ام بماند.
یک ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون می رفت و می گفت :
می روم سر کار ؛ به راز و نیازت ادامه بده و برای من هم دعا کن.
و وقتی بر می گشت ، می پرسیدم چیزی بدست آورده یا نه.
با بی تفاوتی پاسخ می داد : " امشب چیزی گیرم نیامد.
اما انشا ء الله فردا دوباره سعی می کنم. "
مردی راضی بود و هرگز او را افسردهء ناکامی ندیدم.
از آن پس، هر گاه مراقبه می کردم و هیچ اتفاقی نمی افتاد
و هیچ ارتباطی با خدا برقرار نمی شد ،
به یاد جملات آن دزد می افتادم :
"امشب چیزی گیرم نیامد ،
اما انشا ءالله ، فردا دوباره سعی می کنم ،
و
این جمله ، به من توان ادامه ء راه را می داد. "
: " نفر دوم که بود ؟ "
: " نفر دوم سگی بود . می خواستم از رودخانه آب بنوشم ،
که آن سگ از راه رسید. او هم تشنه بود .اما هر بار به آب می رسید ،
سگ دیگری را در آب می دید ؛
که البته چیزی نبود جز بازتاب تصویر خودش در آب.
سگ می ترسید ، عقب می کشید ، پارس می کرد ،
همه کار می کرد تا از برخورد با آن سگ دیگر اجتناب کند.
اما هیچ اتفاقی نمی افتاد .
سرانجام ، به خاطر تشنگی بیش از حد ،
تصمیم گرفت با این مشکل روبرو شود
و خود را به داخل آب انداخت ؛
و در همین لحظه ، تصویر سگ دیگر محو شد. "
حسن بصری مکثی کرد و ادامه داد:
" و بالاخره ، استاد سوم من دختر بچه ای بود با شمع روشنی در دست ،
به طرف مسجد می رفت .پرسیدم :
خودت این شمع را روشن کرده ای ؟ دخترک گفت بله .
برای اینکه به او درسی بیاموزم ، گفتم :
" دخترم ، قبل از اینکه روشنش کنی ، خاموش بود ، می دانی شعله از کجا آمد؟ "
دخترک خندید ، شمع را خاموش کرد و از من پرسید :
" جناب ، می توانید بگویید شعله ای که الان اینجا بود ، کجا رفت ؟ "
" در آن لحظه بود که فهمیدم چقدر ابله بوده ام.
کی شعلهء خرد را روشن می کند؟
شعله کجا می رود ؟
فهمیدم که انسان هم ما نند آن شمع ،
در لحظات خاصی آن شعلهء مقدس را در قلبش دارد ،
اما هرگز نمی داند چگونه روشن می شود و از کجا می آید .
از آن به بعد، تصمیم گرفتم
با همهء پدیده ها و موجودات پیرامونم ارتباط برقرار کنم ؛
با ابرها ، درخت ها ، رودها و جنگل ها ، مردها و زن ها .
در زندگی ام هزاران استاد داشته ام .
همیشه اعتماد کرده ام ، که آن شعله ، هروقت از او بخواهم ،
روشن می شود
من شاگرد زندگی بوده ام و هنوز هم هستم .
آموختم که از چیز های بسیار ساده و بسیار نامنتظره بیاموزم ،
مثل قصه هایی که پدران برای فرزندان خود می گویند
.
|
نوشته: دکتر تورج پارسی | |
|
گشت زمستان همه جا لاله گون _ آرش نورافروز _ دبستان آزاد و رازناك طبيعت با همه ى سختگيرى ها كه در سرشت قانونمندش نهفته است اما مى آموزاند. كافى است كه الفبايش را اموخت و با شناخت در ركابش حركت كرد و بشر چنين كرد ، آموخت ، بر گرفت ، دگر گون كرد و ساخت . انسان آيرانى هم در اين ره سختى ها كشيد ، توشه ها فراهم آورد ،ميراث ها بر زمين به جاى نهاد ، ارج گذاشت و مسير ره را خردمندانه طي كرد . به پاس آنچه كه از طبيعت گرفت ودر كار شكلى ديگر به آن بخشيد به نيآيش طبيعت و كار ايستاد چرا كه كار و آبادانى همسو وبه هم پيوسته هستند. اين چنين است كه ايران زمين از دور دست تاريخ سرزمين جشن ها شد چرا كه جشن ها زاييده ى كارند و كار زاينده شادى است . بر اين اصل انبازبودن در آبادانى جهان از ويژگى هاىفلسفه ى كردارى ايرانى است: "اى مزدا اهوره ! بى گمان اين پاداش آرمانى را به تن و جان كسانى ارزانى مى دارى كه با" منش نيك " كارمى كنند ودر پرتو "اشه " آموزش خرد نيك ترا بدرستى به پيش مى برندو خواست ترا بر مى آورند و براى پيشرفت جهان مى كوشند " يسنه هات ۳۴ كرده ۱۴ بايد براى آبادانى جهان كوشيد و آن را بدرستى نگهبانى كرد و به سوى روشنايى برد ۲ يسنه هات ۴۸ كرده ۵ آبادانى گيتى را باد . هوم يشت هات ۱۰ كرده ۲۰. * با در نظر گرفتن اينكه لعاب اصلى همه ى جشن ها در شادى و شادمانى و پويايى قالب ريزى شده است و طبيعت تكيه گاه نخستين آنهاست ، نقش شادى آنچنان تعيين كننده است كه برابر شدن نام روز و ماه نيز انگيزه گردهمايي و انجمن مي شود تا شادمانى را همگانى سازد . در همه ى اين گردهمايى هاى شادى آفرين ، آتش يا خورشيد زمينى كانونى گرمابخش بوده كه فروزشش ياد آور تاثير پيدايش آن در زندگى بشر مي گردد. جشن سده : يكى از جشن هاى يادمانى سده است كه چهلمين روز زمستان يا چهلمين روز زايش ميترا است كه برابرست با آبان روز از ماه بهمن يا دهم بهمن . اين چهل روز درفرهنگ مردم به چله ى بزرگ نامورست كه ميدان تاخت و تاز سرماست . با پايان يافتن چله بزرگ ، چله كوچك مى آغازد كه عمرى بيست روزه دارد شدت سرما درچهار روز پايانى چله بزرگ و چهار روز نخستين چله كوچك است كه در فرهنگ توده به چارچار مشهورست پس از آن به گفته ى شيرازى ها تك سرما مى شكند .گمان دارد كه زبانزد ( ضرب المثل ) سياهى به زغال مى ماند نيزاز برآمد هاى روزهاى چار چار باشد. واژه سده : از منظر گوناگون مى توان دليل طبيعى براى اين واژه يافت ۱ - نياكان ما سال رادو بخش مى دانستند : تابستان بزرگ كه هفت ماه بود و از فروردين شروع مى شد و در آخر مهر پايان مى يافت . زمستان بزرگ كه پنج ماه بود و از ماه آبان آغاز و در آخراسفند پايان مى يافت . ( درسرزمين يخ بسته ى سوئد نيز سال را دو بخش مى كردند ) سده سدمين روز از زمستان بزرگ است - از آبان تا دهم بهمن - كه آنرا جشن مى گرفتند. ۲ - فرهنگ توده يا شفاهى كه سينه به سينه است آنرا سد روز مانده به برداشت محصول مى داند در ترانه اى كه در روستاهاى خراسان خوانده مي شود آمد ه است : آىسده ، سده ، سده سد به غله ، پنجه (پنجاه ) به نوروز ۳ - بيرونى دركتاب التفهيم جشن سده را پنجاه روز و پنجا ه شب تا نوروز مى داند فرهنگ توده با كاربرد بسيار بالايش كه مى بايد مورد توجه پژوهشگران مردم شناسى و جامعه شناسى باشد با گفته ى بيرونى همخوانى دارد و بى گمان يكى از معتبرترين سرچشمه ى كار بيرونى در آين زمينه نيز فرهنگ توده بوده است . ۴ - ازمنظراستوره شناسى : استوره ميدان گاه رويا ها و آرزوهاى بشرى است كه پا به پاى باستان شناسى و تاريخ پيش مى رود ، آنگاه كه تاريخ و باستانشناسى به تاريك گاه ها و بن بست ها مى رسند اسب رهوار استوره رويا ها را بازسازى مى كند . آنگاه كه تاريخ و باستاننشناسى هم از رخوت وبن بست وارهند استوره همچنان خود را بر اوراق سينه ى نسل ها مى نگارد واين چنين ميان نسل ها جاودانه مى گردد . كشف و دسترس به آتش نيز از اين منظر جالب توجه است ، از پرومته يونانى كه آتش را از خدايان مى دزد ودر رازيانه پنهان مى كند و به زمين مى آورد تا هوشنگ پيش دادي وقصه ى بر خورد سنگى به سنگى .... در شاهنامه از هوشنگ به عنوان كاشف آتش نام برده شده است : يكي جشن كرد آنشب و باده خرد سده نام آن جشن فرخنده كـــرد زهوشنگ ماند اين سده يادگار بسي باد چون او دگر شهـــــريار اما برخى ازشاهنامه شناسان آنرااز افزوده ها مى دانند ، نكته اى كه در اينجا مى توان مطرح كرد ، ان باغ هميشه تر و تازه ى روياپرور آدمى است ، يعنى روياى گمنامان هميشگى صحنه ى زندگى . در زير همه ى تاروپود به گردآلود ە ى زمان ره باريكه ى پسينى از استوره به تاريخ هست كه مى بايد كنجكاوانه آنرا كاويد به ويژه در " ايران سرزمين تضادهاى بزرگ "۱ به هر روى بزرگداشت اين آخشيج (عنصر) در چهارسوى جهان به نامى و نشانى برگزار مى گردد و در ايران زمين نيز در دهم بهمن يعنى آبان روز از ماه بهمن اين آيين برگزار مي شود از سده سوزى چوپانى و سده سوزى زرتشتيان گرفته تا چيلله قاچدى روستاهاى رضاييه تا... همه نشانه ها از شناخت انسان است در راستاى كار و آبادانى . روشنايي ، گرما و شادمانى همگانى باد سرچشمه ها : * آنچه از اوستا برگرفته شده است از اوستا كهن ترين سروده ها و متن هاى ايرانى گزارش و پژوهش جليل دوستخواه جلد يك چاپ يازدهم ، تهران است 1ـ اساطير ايران، رويه 9، جان هينلز، ترجمه ژاله آموزگار ـ احمد تفضلی، کتابسرای بابل
منبع http://szf.se/farsi/index.php?option=com_content&task=view&id=368&Itemid=37
|
|
نوشته: منوچهر جمالی | |
|
نام جمشید دراوستا ، « جمشید زیبا » است . وارونه الهیات زرتشتی که کیومرث را نخستین انسان میشمرد ، جمشید ( جم و جما ) در فرهنگ زنخدائی ایران ( = سیمرغی )، نخستین انسان بوده است ، طبعا زیبائی ، فطرت جمشید است، که بُن همه انسانها ست . انسان درفرهنگ ایران ، زیباست ، چون چهار نیروی ضمیرش ، باهم همآهنگند . و این همآهنگی ، اصل آفریننده است . اینست که انسان ، میتواند گیتی ( = دنیا ) را زیبا ، یا همآهنگ سازد و سامان بدهد . این نیروی همآهنگسازنده درون انسان را که میتوانست گیتی را زیباسازد ، « نرسی » خوانده میشد ،که به اندازه ای زیبا بود که همه زنان ، دلباخته او میشدند ، وویژگی این زیبائی ، برهنگی اوست . با این نیروی زیبائی درهماهنگی بوده است که کیانیان ، جهان را میآرایند . انسان ، زیباست ، چون میتواند گیتی را زیبا سازد . این زیبا بودن تصویر نخستین انسان در فرهنگ زنخدائی ایران ، درشاهنامه ، بدین شیوه نمودارمیشود که ، جمشید ، ابتکار ساختن خانه و گرمابه ، ابتکار یافتن سنگهای قیمتی زیبا ، ابتکار یافتن خوشبویه ها ، ابتکار کشف پزشکی برای رهائی از درد و تندرستی ، ابتکار بافتن پارچه و جامه های زیبا را دارد . فطرت انسان ، جستن و یافتن زیبائی از درون شکم طبیعت است . خرد او ، کلید زایانیدن زیبائیها از طبیعت است . و این زیبائیها ، همه نماد لطافت حواس هستند . خوارزمیها ، بنا بر مقدمه الادب ، حواس را « اندام دانائی » میخواندند . خود واژه « اندام » ، به معنای « نظم و ترتیب » است . ولی در داستان جمشید در شاهنامه دیده میشود که حواس ، درواقع « اندام های شناخت زیبائی و بیرون آوردن زیبائی ها » از طبیعت هستند. هر حسی ، زیبائی ویژه ای را درگیتی کشف میکند، تا همه ازآن شاد شوند . این پیوند حواس ، با « شناخت زیبائی در گیتی » ، بنیاد مفهوم « مدنیت » در فرهنگ ایرانیست . اساسا ، واژه « مدینه و مدنیت » ، دراصل ، واژه « مدونات » بوده است که به معنای « ماه نی نواز» است ، چون ماه که یک نامش « خشتره» بوده است ، معربش همان « شهر » است، که درست همین معنای مدینه و مدنیت را هنوز نگاه داشته است . ایرانیها ، به شهر، ماه میگفته اند، و« ماد» که همان ماه باشد ، نام نخستین سلسله شاهان درایرانست . جمشید که نخستین انسان ایرانی است ، سازنده شهر و حکومت یا آفریننده مدنیت است . کسی است که نخستین بار« خشت » را که بُن مدنیت است ، اختراع میکند ( خشت و خشتره = شهرو حکومت وحاکم). برعکس آدم و حوا ، که از بهشت عدن که از آن یهوه یا الله است ، رانده میشوند ، نخستین انسان ایرانی ، بهشت و جایگاه جشن و شادی را خودش با خشت درگیتی ، میسازد .
این پدید آوردن زیبائیها از طبیعت ، تا حواس ازآن شاد شوند ، بیان « مفهوم خاصی از زندگی » است ، که فرهنگ ایران از انسان زیبا داشته است . گیتی ، معدن و زهدان زیبائیها ست ، که انسان میتواند یکایک آنهارا با خرد و حواسش ، کشف کند ، چون حواس انسان ، تشنه زیبائیهاست . این تشنگی حواس برای کشف زیبائی ها در گیتی ، پیوند تنگاتنگ ایرانیان را با طبیعت و گیتی ، و ارجمند شمردن حواس نشان میدهد . در فرهنگ ایران ، انسان میخواهد که حواسش از درک زیبائی ها مست و سرشارشوند . در گزیده های زاداسپرم میتوان دید که ، یزش یا نیایش گیتی ، پروردن و آباد کردن آنست ( انسان باید گیتی را نیایش کند) . اساسا « روان انسان »، اینهمانی با زنخدا رام دارد، که متناظر با افرودیت یونانی و ونوس رومی و زِهره درعربی است . با این تفاوت که رام ، هم خدای شعر و موسیقی و رقص ، و هم خدای شناخت است . خدای زیبائی وشعرو رقص و موسیقی ، تبدیل به روان هرانسانی میشود . اینست که ایرانی، نیروی دیگر ضمیر را که « دین » خوانده میشد ، اصل همه زیبائی ها میدانست که انسان باید با چشمش ببیند ، واز دیدن آن مات و مبهوت شود .
دین در فرهنگ ایران ، مفهومی بود که هزاران فرسنگ از مفهوم متداول دین در ادیان ابراهیمی ، فاصله داشت . دین در فرهنگ ایران ، همان « تخم زنخدا سیمرغ » است که در درونه هرانسانی است . این دین که نیروی زایش بینش از فرد است ، در شادیها ، در شنیدن موسیقی و شعر و در رقص واندیشیدن .. از انسان ، زاده میشود . وبا دیدن این زنخدا ( که همان دین است ) است که انسان مات و مبهوت و مست میشود، و سراپا عاشق زیبائی او میشود ، چون نمیتواند باورکند که چنین زیبائی ، که همچند همه زیبایان جهان زیباست ، در درون او بوده است . به عبارت دیگر ، اصل آفریننده زیبائی و بینش در درون خود انسانست ، و نیازی به پیامبری و رسولی و واسطه ای و ... ندارد . درواقع آئین زیبائی شناسی ، و شادی و شنگولی حواس ، از دریافت زیبائیهای درون انسانها ، دین شمرده میشود . بزبان امروزه این هنر زیبائی شناسی و زیبائی یابیست که دین بوده است . دین ، چیزی غیر از هنر زیباشاسی و زیبا دوستی و زایانیدن زیبائی از بطن خود و مردمان و طبیعت ، نیست . دین ربطی با امر ونهی و حکومت خلیفه و آخوند و فقیه و موبد نداشته است . دین ، مست شدن از شادی درک زیبائیها درخود و درگیتی و درهرانسانی بوده است . مسئله فرهنگ ایران ، کشف هنر زیستن در گیتی است .
بهشت ، چیزی جز جستجو و یافتن زیبائیهای نهفته درطبیعت و پروردن آن نیست . چشم نیز برای آن اهمیت فوق العاده درفرهنگ ایران داشت ، چون ابزار « چشیدن » گیتی بود ، وبهترین گواه خود واژه چشم است . مفهومی که امروزه ما از دیدن داریم بکلی این برآیند را فراموش کرده است . برای آنها چشم ، حسی بود که زیبائی را که شیره و افشره چیزهاست ، میچشید و میمزید . دیدن خدا ، مزیدن و مکیدن و چشیدن خدا بود . اینست که ما درجدائی حکومت از دین ، فقط مفهوم ادیان ابراهیمی را از دین بکار میبریم ، و این مفهوم ، به کلی در تضاد با مفهوم دین در فرهنگ ایرانست. مشتبه ساختن این دو باهم ، ویران ساختن فرهنگ ایران است . در فرهنگ ایران ، این دین که بینش زایشی ( یعنی بیواسطه ) از فرد فرد انسانهاست ، زاینده حکومت و نظام است. چون جهان آرائی و شهرآرائی و کشور آرائی که درایران به « سیاست » گفته میشود، به معنای نظمیست که گوهرش زیبائیست ( آراستن = زیبائی و نظم
منبع
|
.
اگر میخواهی قدرت نگاهت را افزایش داده و نگاهت را تاثیر پذیر و شفا بخش نمایی ، لازم است در عمق هر نگاهت سه پرسش(یا سه نیرو) وجود داشته باشد :
۱-پرسش(یا نیروی) محققانه
۲-پرسش(یا نیروی) تعجب آور
۳-پرسش(یا نیروی)تشکر آمیز
.
شاد زندگی کردن هیچ هزینه ای ندارد . غلط کرده اند آنهایی که گفته اند ، ثروت شادی می آورد ، قدرت شادی می آورد ،شهرت شادی می آورد . . . شاد زیستن و زیبا زندگی کردن را باید تحصیل نمود ، همانگونه که خواندن و نوشتن را تحصیل نمودیم .مواد اولیه تولید شادی و زیبایی ، غم و درد و رنج است ، غم و درد و رنج را باید در خانه دل وارد نمود و بعد به کمک اکسیر حیات و با هنر کیمیا گری آنرا تبدیل به شادی و زیبایی نمود .اکسیر حیات جای دوری نیست،اسطوره هم نیست ،در درون سینه خودمان است ،اگر آنرا گم کرده ایم کافی است ، لایه های خودخواهی ، حسد ، غرور ، اثبات شخصیت ، خودنمایی ،مقایسه . . . را از روی آن برداریم تا آن را بیابیم . وقتیکه به اکسیر حیات دست یافتیم باید به کمک هنر کیمیا گری که در واقع می تواند نوعی تکنیک زیبا زیستن نیز باشد ، دردها و رنجها را تبدیل به شادی ها و زیبایی ها نماییم ، در چنین حالتی مشتاق غم و درد و رنج عالم خواهیم شد ، چون به درستی در میــــــابیم که غم و درد و رنج ، خمیر مایع تولید شادی ها و زیبایی های ما می باشد . در این صورت خریدار غم و درد و رنج عالم می شویم ، تا آنها را در سینه مان بریزیم ، و بدرستی می دانیم نه تنها سینه مان از غصه نمی ترکد بلکه با این غم و درد و رنج می توانیم شادی ها و زیبایی ها بیافرینیم . چنانجه اکسیر حیات را یافتید و هنر کیمیا گری رانیز تحصیل نمودید ، آنگاه رقص کنان فریاد می زنید : الهی سینه ای درد آشنا ده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ غم از هر دل که بستانی به ما ده . در چنین حالتی است که لحظه به لحظه زندگی مان با شادی و زیبایی تواءم میگردد . چون هنر زیبا زیستن و شاد بودن را یافته ایم ، غلط کرده اند آنها که گفته اند هنر هفت تا است ! هنر همه لحظه های زندگی مان است ، انسان باید لحظه به لحظه زشتی ها و رنجها را تبدیل به زیبایی ها و شادی ها کند . بدانید پس از یافتن اکسیر حیات و تحصیل هنر کیمیا گری به فراست می فهمید ، شاد زندگی کردن و زیبا بودن اصلا" ربطی به شرایط و محیط زندگی ندارد ، به قول مولوی : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای بسا در کنج زندان مست و شاد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای بسا در باغ و بستان نا مراد . در چنین حالتی نیز اصلا" به زمین زمان هم فحش نمی دهید ، چون شادی و زیبایی را مستقل از این عوامل در می یابید . انسانیکه به اکسیر حیات دست یابد ، اصلا"از رنجها و درد ها و غم ها فرار نمی کند ، چون به درستی می داند فرار از رنجها و غمها و دردها دراین اسفل السافلین غیر ممکن است . بدانید پس از یافتن اکسیر حیات و تحصیل هنر کیمیا گری ، نه تنها می توانید ، غم و درد ورنج را تبدیل به شادی و زیبایی کنید ، بلکه اگر دست به خاک نیز بزنید طلا می شود . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند. و بدانید پس از یافتن اکسیر حیات ، دیگر گریه کردن از برای غم و غصه و رنج ، برایتان اصلا" معنی و مفهوم ندارد . و اگر هم گریه می کنید از سر شوق است یا از سر شادیست و یا از پی خوف و خشیت به قدرت و جلال خداوند هستی است که آن نیز سراسر عشق است
منبع:
http://meditationmirrazavi.blogfa.com/8610.aspx
.
انسان تا وقتی اسیر عقده ، حسادت ، نفرت ، عناد با خود ، کینه ، رقابت و غرور است در حقیقت اختیاری از خود ندارد ، اختیار او دست این احساسات بیمارگونه است که هر طرف میل کنند او را با خود می برند ، دشمنی ها و دوستی ها در دست این گره های روحی است ، چنین انسانی مسئول هم نیست ، چرا که نمی تواند حقیقت را ببیند ، دیدن حقیقت با شخصیتی بیمار گونه ممکن نیست ، شخصیتی که مبتلا به گره های روانی است نمی تواند حقیقت را ببیند ، نمی تواند واقعیات را همانطور که هست مشاهده کند همیشه در رویا و خواب سیر میکند ،همیشه در برزخ عصبیت و سوء تفاهم بسر می برد ،همیشه با خیالات و توهمات محشور و محصور است ، همیشه باری از خاطرات ناگوار بر دوش او سنگینی می کند ، همیشه در معرض افسردگی و نامیدی است ،همیشه از زمین و زمان طلبکار است ، ، همیشه به حکم اجبارهای درونی و بایدهای روحی خود باید گردن بگذارد . . . بنابراین تا نفرت هست کجا اختیار هست ، تا کینه هست کجا اختیار هست ، تا حسادت هست کجا اختیار هست ،؟ تا خشم هست کجا اختیار هست و یا بطور کلی تا عصبیت هست کجا اختیار هست ؟ این خصوصیات روحی هستند که هر کجا بخواهند ما را با خود می برند ! اختیار ما دست اینهاست اینطور نیست ؟ . .
.
آزادی: توفان است؛ ترسوها آرامش استبداد را ترجيح میدهند.
«توماس جفرسون»
اين است راز هماره فرياد زدن من.
.
۱- به خاطر هیچ کاری نماز اول وقت را از دست مده
2- بهترین نعمتهای خداوند و بزرگترین سرمایه انسان عقل و خرده است
3- امروز که قامت ها موزن است خون ها گرم و قلبها زنده است باید برای فردای سخت اندیشه کرد
4- نیک.کاری ، پس انداز جاودانه است
5- یکی از نشانه های نادانی این است که کسی قبل از شنیدن مطلب جواب بگوید
6- برای اشخاص توانا لازم است که بز زن و فرزند خون توسعه و گشایش دهند
7- جمله ( الله الا الله ) دری است که هر کس داخل شود از عذاب ایمن یابد
8- ارزنده ترین مرحله خود ، خودشناسی است
9-بهترین اموال آن است که برای حفظ آبرو صرف شود
یاد گرفتم که :
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
۲. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .
4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
.
ناپلئون میگه :
حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش
چیزی رو بنویس که بتونی امضا کنی
و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایستی
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
« دکتر علی شریعتی »
خسته ام این دستها خسته اند و چرا انقدر خسته اند؟دقیق می شوم دقیق و متمرکز می شوم بلکه بشنوم اما نه فقط یک کلاغ روی بلندترین شاخه یک کاج بال می زند مغزم درد می کند از حرف زدن چه قدر حرف زده ام چه قدر درذهنم حرف زده ام خروار خروار با لحن و حالت های متفاوت مغایر متضاد و ... گفته ام و شنیده ام خاموش شده و باز بر افروخته ام رخاش کرده و باز خوددارشده ام خشم گرفته ام و لحظااتی بعد احساس کرده ام چشمانم داغ شده اند..
محمود دولت آبادی(از رمان سلوک)
بعد از این دیگر نیایم بی وفا حتی به خوابت..
می شوی تنهای تنها می دهم اینسان عذابت..
می روی اما به دنیای فراموشی با غم سردی که می دانم هم آغوشی..
کاش از اول من به حالت بی وفا پی برده بوده بودم..
تو فریبم داده بوده بودی من فریبت خورده بودم..
راه من از راه تو گشته جدا دارم از تو من شکایت با خدا..
ترک جانم کرده ای جانا چرا..بی وفایی بی وفایی بی وفا..
تنها
یادم تو را فراموش
را
خوب بلد بودی
۰
تنها
یادم تو را فراموش
را
خوب بلد بودی
۰
.... اگر شما هم توانسته باشيد خود را به روزهاي شيرين خانه خريدن برسانيد، حتما با اين دغدغه مواجه شدهايد كه با بودجه محدودي كه در اختيار داريد، چطور خانهاي بخريد متناسب با نيازها و آرزوهايتان، مقاوم و ايمن و در عين حال راحت و كمهزينه. خانه ايدهآل براي هر كس، مسلما تعريف مخصوص به خود را دارد. ديد يك مهندس ساختمان با يك زن خانهدار متفاوت است و اين هر دو دربارهي بهترين خانه، نظري كاملا جداگانه دارند، يك خانه مسكوني مطلوب هم شاخصها و استانداردهايي مخصوص به خود دارد كه با يك ساختمان تجاري، اداري يا آموزشي كاملا فرق دارد. اكثر ما براي تشخيص دادن يك خانه خوب و خريدن آن، از روشهاي نامطمئني مثل <حس>و <غريزه> و خاطراتي كه از خانههاي مشابه داشتهايم، استفاده ميكنيم. كمتر به ذهنمان خطور كرده كه خصوصيات مطلوب مورد نظرمان را فهرست كنيم، نظرات كارشناسان اين موضوع را هم بپرسيم و به آن اضافه كنيم و به صورت هدفمند و برنامهريزي شده وقت بگذاريم و دنبال خانه بگرديم. مسلما هيچ خانهاي را در هيچ كجا نميتوان يافت كه پاسخگوي همه نيازهاي ما و واجد همه خصوصياتي با شد كه در ذهن خود داريم. به همين علت فهرست كردن اين ويژگيها و اولويتدادن به آنها ميتواند كمك زيادي در تصميمگيري صحيح و سريع بكند.
هر كسي از ظن خود شد ...
همان طور كه اشاره شد، هر كس با هر ديدگاهي كه دارد و هر استفادهاي كه ميخواهد از خانه ببرد، نوع خاصي از ساختمان را مطلوب ميداند. اما ميتوانيم چند ويژگي مهم را فهرست كنيم: مقاومت ساختمان در برابر زلزله و استحكام پايههاي آن در مقابل نشست زمين، اقتصادي بودن ساختمان چه از لحاظ خريد و چه نگهداري و زيبايي كه شامل مواردي مانند نورگير بودن، خوش نقشه بودن و غيره ميشود.
آيا بيدي هست كه از اين بادها بلرزد؟
آنچنان دربارهي زلزله شنيدهايم و ترسيدهايم كه مهمترين فاكتور در انتخابمان مقاوم بودن ساختمان در برابر زلزله است. متاسفانه تشخيص اينكه ساختمان مورد نظر از لحاظ زلزله مقاوم است يا خير كار راحتي نيست. نميتوان نوع و نحوهي مصرف مصالح ساختمان را بعد از تكميل شدن آن ارزيابي كرد و ساختمان مقاوم را پيدا كرد. اما خوب است فاكتورهايي كه يك ساختمان را مقاوم ميكنند، بشناسيم. مثلا در سازه فولادي، نوع اتصالات و نيز مهاربندي آنها اهميت فراواني دارد. اما در سازههاي بتني، چيزي كه مهم است، نوع بتن مصرفي و تعداد و قطر ميلگردهاي استفاده شده در آن است. اگر بتوانيم در طي زمان ساخته شدن ساختمان از يك كارشناس قابل اعتماد مشورت بگيريم و اين اطلاعات را به دست آوريم، كه موفق شدهايم، ساختمان مقاومي را انتخاب كنيم. اما اگر نتوانستيم، كه معمولا هم چنين است، ناچاريم همين سوالات را از مالك آن بپرسيم و پاسخهاي او را با يك كارشناس در ميان بگذاريم. يعني ناچاريم به ادعاي مالك اعتماد كنيم. اما نكتهاي كه خود ما ميتوانيم از لحاظ پايداري ساختمان در برابر زلزله كنترل كنيم، ابعاد ستونها در طبقات مختلف و پاركينگ است كه آيا با توجه به تعداد طبقات و بار وارد شده از طرف آنها، اين ستونها جوابگو هست يا خير؟
كدام طبقه؟!
در شهرهاي بزرگ اغلب مجبوريم آپارتمانهاي واقع شده در ساختمانهاي چند واحدي و بلند مرتبه را براي سكونت انتخاب كنيم. در اين صورت ممكن است بين افراد مختلف خانواده در مورد اينكه كدام طبقه مناسبتر است، اختلافنظر پيش آيد.
اگر به سر و صدا حساستر هستيد و زمانهاي حياتي استراحت را در منزل نميخواهيد به هيچ عنوان از دست بدهيد، بهتر است از خير طبقه همكف و اول بگذريد.چون سر و صداي خودروها در پاركينگ و نيز دود آنها، اين امكان را از شما خواهد گرفت. به سمت طبقات بالاتر برويد كه با بالاتر رفتن آن، مناظر زيباتري را نيز ميتوانيد از پنجرهها تماشا كنيد. اما طبقات آخر نرويد، چرا كه آنجا هم مشكلات خاص خود را دارد: مشكلات مربوط به پشتبام، بيشترين خرابكاري را در طبقه آخر به بار ميآورند. طبقات بالاتر يك مشكل ديگر هم دارند و آن اينكه امكان فرار اضطراري در مواقع زلزله و آتشسوزي احتمالي، كمتر خواهد بود.
چند طبقه؟ چند واحد؟
قبل از اينكه براي بازديد منزلي آپارتماني برويد، به تعداد واحدهاي كل ساختمان توجه كنيد. تعداد مطلوب 15 تا 30 واحد است. كمتر از اين تعداد مديريت ساختمان را سخت كرده و تعداد بيشتر باعث شلوغي طبقات و راهروها خواهد شد. تعداد واحدهاي موجود در هر طبقه هم اهميت دارد. مخصوصا اگر واحدها در هر طبقه كنار هم قرار گرفته باشند و در آنها نزديك به هم باز شود. بهترين حالت در مورد آپارتمانهاي چند واحدي در يك طبقه، آپارتمانهاي مقابل هم و يا به صورت نيم طبقه است. البته شكل ايدهآل آن است كه در هر طبقه يك واحد باشد، يا حداقل هر واحد در هر طبقه راهروي مخصوص به خود را داشته باشد
از همان دم در دقت كنيد
حالا به ساختمان مورد نظر رسيدهايد و ميخواهيد از همان دم در همه چيز را به دقت بررسي كنيد. نماي ساختمان اولين چيزي است كه جلب توجه ميكند. نمايي كه هم دوام و هم زيبايي را توام داشته باشد، انواع مختلف سنگ مانند گرانيت و غيره است. ضمنا شستشو و تميز نگه داشتن آن هم سادهتر و كمهزينهتر است. به ورودي ساختمان توجه كنيد. براي رفتوآمد بهتر بايد حداقل عرض استاندارد آن رعايت شود. اين مقدار حتما بايد بيشتر از 110 سانتيمتر باشد. عرض راهپلهها نيز بايد حداقل 90 سانتيمتر باشد تا عبور و مرور به راحتي صورت گيرد. ابعاد استاندارد پلهها هم به كاهش خطرات و حوادث بهخصوص براي كودكان و سالمندان كمك ميكند. يك پله استاندارد در آپارتمانها بايد حداقل 30 سانتيمتر عرض و 18 سانتيمتر ارتفاع داشته باشد. اما اگر ساختمان بالاي 4 طبقه داشته باشد، استانداردترين پلهها هم نميتوانند جاي آسانسور را در آن بگيرند! به هيچوجه زير بار خانه با طبقات بيشتر از 4 تا و بدون آسانسور نرويد، چون حتي اگر خودتان در طبقات پائين باشيد و يا بتوانيد بالا و پائين رفتنهاي هر روزه را تحمل كنيد، مهمانهاي شما و همسايگان محترمتان چنين تحملي ندارند وحتي شما هم تحمل سر و صداي آنها را نخواهيد داشت. قبل از اينكه كه به طبقه مورد نظر برويد، پاركينگ ساختمان را بررسي كنيد. وضعيت پاركينگ بايد به نحوي باشد كه هر خودرو طوري قرار بگيرد كه مزاحم توقف خودروهاي همسايگان ديگر نباشد و ورود و خروج به آن به سهولت امكانپذير باشد. مسلما اگر در ورودي پاركينگ از نوع قابل كنترل از راه دور باشد، ايمنتراست. علت فقط در راحتي باز و بسته كردن در نيست. متاسفانه سرقت خودروها در هنگامي كه راننده به قصد بستن در پياده شده، امر نسبتا شايعي است.
خانهاي كه وارد آن شدهايد
حالا وارد خانه پيشنهادي شدهايد و ميخواهيد ببينيد تا چه اندازه آن را ميپسنديد. غير از مسائل سليقهاي كه براي افراد مختلف، فرق ميكند، موضوعاتي هست كه توجه خاصي را ميطلبد. فضاي داخلي هر آپارتمان از اجزاء خاصي تشكيل شده: آشپزخانه، سرويسهاي بهداشتي، (شامل دستشويي و حمام)، سالن پذيرايي، نشيمن، اتاق خوابها و بالكن. ممكن است برخي خانهها به انباري هم مجهز باشند. آنچه كه در نقشه آپارتمان بايد به آن توجه كنيم، آن است كه طبق اصول معماري، دستشويي در كنار در ورودي يا نزديك به آن قرار ميگيرد. آشپزخانه نيز بايستي رو به روي در ورودي و يا نزديكترين فضا به آن در نظر گرفته شود تا دسترسي به آن آسان باشد. اتاق نشيمن و اتاق خوابها بهتر است با راهرويي از اتاق پذيرايي جدا شده باشد تا در هنگام ورود مهمان، اختصاصي بودن آن فضا تامين شود. براي حمام مناسبترين محل راهروي اتاق خوابهاست كه هم محفوظ بوده و هم بتوان از اتاقها راحت به آن دسترسي داشت. البته در آپارتمانهاي بزرگ يك حمام اختصاصي داخل يكي از اتاق خوابها در نظر گرفته ميشود
نور در خانه
نورگير بودن يك آپارتمان اهميت زيادي داشته و به مسائل مختلفي بستگي دارد. اولين نكته، موقعيت قرار گرفتن ساختمان است. اكثر ساختمانهاي جنوبي از نظر تامين نور مشكلي ندارند، مگر اينكه اطراف آن را ساختمانهاي بلندتري احاطه كرده باشد. معمولا ساختمانهاي شمالي نورگيري مناسبي ندارند ولي از همه بدتر، ساختمانهاي شرقي- غربي است كه در هنگام طلوع و غروب خورشيد بهخصوص در فصل تابستان نورگيري بيش از حد داشته و چشم را بهشدت آزار ميدهد. اگر قرار باشد فضايي بيشتر از بقيه قسمتها نورگير باشد، بهتر است اين فضا اتاق خوابها و اتاق نشيمن باشند. چون بيشترين ساعاتمان را در طول شبانهروز در اين منطقه از منزل ميگذرانيم. در مورد نور آشپزخانه هم، دقت كنيم. بهتر است پنجرهاي به بيرون از خانه يا حداقل نورگير ساختمان در آشپزخانه وجود داشته باشد
مصالح و مواد لازم
به جنس كفپوشها دقت كنيد. در شماره قبل راجع به تاثير انتخاب كفپوشهاي مختلف در خانه به تفصيل صحبت كرديم. كابينتهاي MDF در مقايسه با ساير انواع دوام بيشتر همراه با زيبايي كافي دارند و ميتوانيد در آشپزخانههاي مدرن آنها را ببينيد. (مراقب باشيد كه تعداد كابينتها و قرارگيري آنها مناسب باشد) به جنس پوشش ديوارها هم توجه كنيد. اگر رنگ استفاده شده، رنگ قابل شستشو باشد تا چند سال از رنگآميزي و دردسرهاي آن در امان هستيد. لولههاي فاضلاب و آب بهتر است از جنس چدن و يا لوله پليكاي فشارقوي انتخاب شده باشد تا احتمال صدمه به آنها كمتر باشد.
مناطق باصفا!
وجود بالكن يكي از چيزهايي است كه ابتدا چندان مهم تلقي نميشود. اما به تدريج به اهميت آن پي ميبريد. فوايد و موارد استفاده بالكن بسيار است. از خشك كردن لباسها گرفته، تا گذاشتن دبههاي ترشي! و همينطور نشستن و چاي خوردن(اگر فضاي كافي داشته باشيد.) انباري هم يكي از ضروريات يك خانه مسكوني مطلوب است. اگر فضاي ويژه انباري را در اختيار نداريد، به فضاهاي مرده اهميت بدهيد و آنها را دست كم نگيريد. قفسهبندي كوچكترين آنها ميتواند به شما انباري كوچكي هديه دهد.
نويسنده: بيتا جلالي مسلم
- معالجه ي آنژين با ليمو:
براي شستشوي حلق و حنجره از ليمو
كمك بگيريد.
كمي آب ليمو و آب مقطر را مخلوط كرده و هر يك ساعت يك بار آن را قرقره كنيد.
2- معالجه ي زخم و خراشهاي سطحي پوست با ليمو:
به جاي آب اكسيژنه براي شستشوي زخم و خراشهاي سطحي پوست، مي توانيد آب ليمو را بگيريد و دو برابر به آن آب بيفزاييد و با آن زخمها و خراشهاي سحطي پوست را بشوييد.
3- درمان اختلالات هاضمه با ليمو:
در تمام مواردي كه اختلال هاضمه به وجود مي آيد از قبيل: دل به هم خوردگي و نفخ شكم، معالجه با ليمو تجويز شده است.
در اين مورد دو عدد ليمو را با پوست و هسته برش بزنيد و آن را در يك ليتر آب داغ، 2- 1 ساعت خيس كنيد، بعد فشرده و آب آن را با قند يا شكر شيرين كرده و هر روز يك ليوان بنوشيد.
4- درمان و خونريزي لثهها:

يك قطعه پنبه را در ليواني كه محتوي آب ليمو است فرو كرده و روزي دو بار (صبح و شب) آن را به لثههاي خود بماليد و با انگشتان خود ماساژ دهيد، ولي مواظب باشيد آب ليمو به دندانهاي شما نرسد.
5- معالجه ي ميگرن و سردرد:
وقتي ميگرن و سردرد داريد، در يك فنجان قهوه يا چاي غليظ يك برش ليمو بيندازيد و بنوشيد. مصرف آن موجب تسكين درد و ميگرن مي شود.
6- رفع سرگيجه و دل شوره:
استفاده از ليموترش سرگيجه را رفع مي نمايد. همچنين اگر ليمو با كمي عسل خورده شود، باعث آرامش شده و دل شوره را برطرف مي كند.
7- معالجه ي سكسكه:
گذاشتن يخ و ليمو روي زبان سكسكه را درمان مي كند. در نهايت اينكه تب و گريپ را هم مي توان با ليمو درمان يا مهار نمود
دکتر گلرخ ثريا
ديدهايد کساني را که بايد سرکارشان يا يک جلسه مهم حاضر شوند و پس از استحمام با عجله زياد ميخواهند موهايشان را خشک کنند و حالت دهند اما موهايشان راست ميايستد؟ سشوار کشيدن علاوه بر اينکه از هنرهاي آرايشي و آرايشگري است، براي سلامت مو هم ممکن است مضر يا مفيد باشد، همه چيز به اين بستگي دارد که چگونه از اين وسيله استفاده کنيم.
قبل از اينکه دکمه سشوار خودتان را روشن کنيد، بايد موهايتان را با آب خيس کنيد. براي اين کار ميتوانيد موهايتان را بشوييد و يا با يک آبپاش مقداري آب روي موهايتان اسپري کنيد. سپس موهايتان را به اندازه پنج دقيقه درون حوله بپيچيد تا آب اضافي آن به طور کامل گرفته شود.
موهايتان را خشک کنيد
براي خشک کردن موهايتان با سشوار از يک برس کمک بگيريد. استفاده از برس براي خشک کردن و حالت دادن به موها وقت کمتري از شما خواهد گرفت و در نهايت موهايتان بهتر مرتب شده و فرم ميگيرند. اگر نخواستيد از برس براي خشک کردن موهايتان استفاده کنيد، انتخاب ديگر اين است که فقط با استفاده از دستتان موهايتان را بالا و پايين ببريد و جلوي سشوار آنها را خشک کنيد.
کدام برس بهتر است
بهترين برس، برسي بزرگ و گرد است. اين برس پس از سشوار کشيدن بهترين حجم و حالت را به موهايتان خواهد بخشيد. برسهاي فلزي براي سشوار کشيدن مناسبترين هستند و بهترين شکل را به موهايتان خواهند داد. شما ميتوانيد از برسهاي کم قطرتر براي مرتب کردن و سشوار کشيدن موهاي چتريتان استفاده کنيد.
برسهاي پارويي براي پرداخت نهايي موهاي بلند پس از سشوار کشيدن مناسباند. برسهاي سشوار در 3 اندازه بزرگ، متوسط و کوتاه در بازار وجود دارند. برسهاي چوبي موهايشان ترکيبي از موهاي طبيعي و مصنوعي است بنابراين به گرفتن بهتر موها درونشان کمک ميکنند.
آداب سشوار کشيدن
حتما ديدهايد سشوارهايي که در آرايشگاهها استفاده ميشوند، سشوارهايي قويتر هستند ولي براي استفادههاي خانگي ميتوان سشوارهاي کم قدرتتري را نيز انتخاب کرد. دقت کنيد سشواري که ميخريد حتما داراي درجههاي سرعت پايين و بالا باشد و شما بتوانيد به آساني آن را براي سرعت پايين و بالا تنظيم کنيد. يک سشوار خوب بايد بتواند باد سرد نيز توليد کند. براي اينکه موهايتان را براق کنيد، سشوار را براي باد داغ تنظيم کنيد. اگر سشوار را طوري تنظيم کنيد که باد سرد توليد کند، روغنها و ژل و ساير فرآوردههايي که براي فرم دادن موهايتان استفاده کردهايد روي موهايتان ثابت خواهند شد و همچنين از ايجاد الکتريسيته ساکن موهايتان پيشگيري خواهد کرد. هنگام استفاده از سشوار آن را هميشه روي موهايتان حرکت دهيد و متمرکز نگه نداريد.
حرارت متمرکز سشوار روي موهايتان به آن آسيب خواهد زد. تلاش کنيد سرهاي مخصوص پخش کننده حرارت و باد را بر سر دهانه سشوارتان وصل کنيد تا حرارت بر سطح موهايتان پخش شود و به ويژه اگر موهايتان مجعد است، استفاده از اين سرها سبب ميشود موهايتان شکل و فرم دلخواه را به دست آورند. گرچه استفاده از سرهاي ويژه زمان سشوار کشيدن را طولانيتر خواهد کرد.
موهايي که برق ميزنند
وقتي به سالنهاي آرايش ميرويد، پس از سشوار کشيدن موها برق خاصي پيدا ميکنند. رمز آن استفاده مکرر از سشوار روي موها است. اگر ميخواهيد پس از سشوار کشيدن موهايتان برق بيفتد، بايد از باد گرم سشوار استفاده کنيد. هر چه شما بيشتر از باد سشوار و برس روي يک بخش از موهايتان بيشتر استفاده کنيد، موهايتان بيشتر برق ميافتند ولي در اين صورت امکان صدمه به موهايتان در اثر باد داغ سشوار نيز افزايش مييابد. موهايتان را به دور برس سشوار بپچيد و سپس در حالي که سشوار را روي آن گرفتهايد، به آرامي موها را از برس باز کنيد براي اينکه موهايتان کمتر آسيب ببينند، بهتر است سر مخصوص پخش حرارت و باد سشوار را بر سر لوله آن نصب کنيد. براي اينکه ساقه موهايتان در اثر باد سرد سشوار نسوزد، پس از سشوار کشيدن هر بخش از موهايتان چند ثانيه صبر کنيد تا آن بخش از موهايتان خنک شود سپس دوباره کار خود را تکرار کنيد.
اگر دوست داريد موهايتان حجم پيدا کنند، بايد با سشوار کشيدن ريشه موهايتان را جا به جا کنيد. براي اين کار يک بخش کوچک از موهايتان را انتخاب کنيد، آن بخش را دور برس سشوار بپيچيد و برخلاف جهت ريشه موهايتان بکشيد و همزمان سشوار را هم روي آن بگيريد.
هر روز سشوار نکشيد
شايد عادت داريد هر روز موهايتان را سشوار بکشيد ولي اين کار حسابي براي سلامت موهايتان خطرناک است. بنابراين تلاش کنيد هر روز موهايتان را سشوار نکشيد. وقتي موهايتان را از حرارت مستقيم براي چند روز دور نگه ميداريد، احتمال سوختن و آسيب ديدن موهايتان را کاهش ميدهيد. خشک شدن بيش از حد موهايتان و شکستن ساقه موها نشانه آسيب ديدن موهاي شماست.
شما ميتوانيد از سشوارهايي استفاده کنيد که بادشان خيلي گرم نيست و يا سشوار را روي درجههاي پايينتر تنظيم کنيد و يا فقط از باد ملايم سشوار براي مرتب کردن موهايتان استفاده کنيد حتي ميتوانيد بعضي از روزها به جاي سشوار از محصولات آرايشي و بهداشتي ديگر به جاي سشوار براي مرتب کردن موهايتان استفاده کنید
از بین بردن بوی داخل ماشین :
چرا با وجود اینکه پنجرههای ماشین را باز میگذارید، باز هم وقتی سوار ماشین میشوید بوی نامطبوعی به مشام میرسد؟ بو در پارچه و صندلیهای ماشین نفوذ میکند و ماندگار میشود. برای حل این مشکل مقداری جوش شیرین روی صندلیهای ماشین بپاشید و بعد از 15دقیقه با جاروبرقی صندلیها را تمیز کنید. از خاصیت بوگیری جوش شیرین استفاده کنید. یا یک ظرف را با سرکه یا آمونیاک پر کنید و یک شب تا صبح، داخل ماشین بگذارید و پنجرهها را باز بگذارید تا بو جذب سرکه و یا آمونیاک شود.
--------------
خوشبو کردن حمام :
برای خوشبو شدن حمام کمی عطر یا روغن معطر روی حباب روشنایی داخل حمام بمالید زمانی که چراغ را روشن میکنید، گرمای ناشی از لامپ، عطر را در هوا پراکنده می کند.
-----------------
چند نكته در مورد رب گوجه فرنگی
1- متاسفانه بسیاری از خانمها بعد از خرد كردن گوجه برای درست كردن رب، آب سفید آن را دور می ریزند، تا رب آنها قرمزتر شود. درصورتی كه این كار بسیار اشتباهی است. چون تمام املاح معدنی لازم برای بدن داخل همان آب سفید است . در ضمن همین آب سفید مانع فاسد شدن رب می شود.
2- برای اینكه رب شما قرمز شود آب گوجه را داخل ظرف استیل بجوشانید.
3- روی ظرف رب ، كمی روغن آب شده بریزید تا دیگر كپك نزند
ذرت كه به فارسي بلال نيز ناميده مي شود، گياهي است يك ساله و يك پايه داراي ساقه اي راست كه ارتفاع آن تا چهار متر مي رسد. ذرت گياه بومي آمريكاي مركزي و مكزيك است و از آنجا به نقاط ديگر دنيا راه يافته است . برگ هاي ذرت متناوب و دراز مي باشد . گل هاي نر ذرت بصورت خوشه اي بوده كه مركب از سنبل هاي قرمز روشن مي باشد . گل هاي ماده آن از 2 تا 4 گل تشكيل شده که در كنار برگ هاي ذرت قرار دارد .
غشايي كه روي بلال را مي پوشاند، سبز رنگ مي باشد . دانه هاي كروي شكل ذرت در اطراف محور مركزي بلال قرار گرفته اند . اين دانه ها به رنگ زرد يا قهوه اي مي باشند .
ذرت داراي ارزش غذايي فراواني است، ولي بعلت نداشتن گلوتن ( ماده چسب مانند گندم ) قابليت تهيه نان را ندارد . بنابراين براي تهيه نان ذرت ، آرد آن را با آرد ساير غلات مخلوط مي كنند .
ذرت از نظر طب قديم ايران سرد و خشك است .
ساير خواص آن عبارتند از :
- پماد ذرت خشك كننده زخم ها مي باشد .
- ذرت غذاي خوبي براي پيشگيري از سرطان است.
- استفاده مداوم از ذرت از پوسيدگي دندان جلوگيري مي كند .
- روغن ذرت كلسترول خون را پائين مي آورد .
- روغن ذرت براي درمان اگزما و بيماري هاي پوستي مفيد است.
خواص درماني كاكل ذرت
كاكل ذرت را قبل از رسيدن كامل ميوه يعني قبل از پژمرده شدن آن مي چينند و به سرعت خشك مي كنند . كاكل ذرت بعد از خشك شدن رنگ قهوه اي پيدا مي كند .براي درست كردن دم كرده كاكل ذرت ،مقدر 30 گرم از آ ن را در يك ليتر آب جوش ريخته و به مدت پنج دقيقه دم کنيد .
- كاكل ذرت داراي مقدار زيادي پتاسيم است، به همين دليل دم كرده آن ادرار آور است و آرام كننده دستگاه ادراري است .
- درد و ناراحتي هاي دستگاه ادراري را تسكين مي دهد .
- سنگ مثانه ،التهاب و درد مثانه را از بين مي برد .
- كاكل ذرت بطور كلي دستگاه ادراري را تميز مي كند .
به غير از كاكل ذرت از برگ ، ريشه وساقه بلال نيز استفاده طبي به عمل مي آيد .
- جوشانده ساقه وسط بلال خونريزي بيني را بند مي آرود.
- براي دفع سنگ مثانه از جوشانده برگ هاي ذرت استفاده كنيد .
- جوشانده ريشه ذرت براي سوزش مجاري ادراري مفيد است .
- جوشانده وسط ذرت درد شكم و معده را از بين مي برد .
- در قديم براي معالجه سوزاك از جوشانده ساقه بلال استفاده مي كردند
الف - عوامل محيطي : در بسياري از موارد علت بي خوابي به دليل عدم رعايت دکوراسيون مکان خواب يا عدم توجه به فضاي لازم براي محل خواب و عادتهاي خاص در اتاق خواب است . پس :
۱۰ دقيقه قبل از استراحت ، لامپها و تمام روشنايي را قطع کنيد !
با کم نور کردن لامپها قبل از خواب ، مي توانيد به خواب آلودگي و آمادگي خود براي خوابيدن کمک کنيد . اين امر موجب سازگار شدن فکر و مغز شما با تاريکي مي شود .
از رختخواب خود فقط براي خوابيدن استفاده کنيد !
برخي از افراد به خصوص جوان ترها رختخواب خود را به يک اتاق نشيمن و پذيرايي يا حتي يک مرکز تفريجي تبديل مي کنند . اين کار کاملاً غلط است . نشستن يا دراز کشيدن مستمر و پيوسته روي تخت ، آن را از تصور وجود محلي براي استراحت صرف خارج مي کند و در نتيجه در زمان استراحت ، هر چه تلاش کنيد ، نخواهيد توانست در آن چشمهاي خود را ببنديد و آرامش بيايد .
مکان آرامي را براي خوابيدن بيابيد !
بسياري از افراد فکر ميکنند که به راحتي قادرند در يک مکان شلوغ و پرسرو صدا ، کار و حتي استراحت کنند وحتي گاهي اصلاً متوجه آن نمي شوند . برخي نيز به خوابيدن در يک اتاق پرسرو صدا معتاد شده اند و عمل کردن به عکس آن برايشان دشوار است . بهتر است بدانيد که با اين وضعيت ضميرناخودآگاه شما هرگز مديون شما نخواهد بود . در واقع ، سر و صدا مي تواند مانع وارد شدن به يک خواب عميق شود و در نتيجه از يک خواب راحت و منافعش محروم شويد .
اتاق خواب خود را تهويه کنيد !
کساني که در يک اتاق بدون تهويه و آلوده مي خوابند ، ممکن است روز بعد احساس خستگي کرده ، يا حتي سردرد را تجربه کنند . با باز کردن يک پنجره به راحتي مي توانيد اين مشکل را برطرف کنيد .
دکوراسيون اتاق خواب خود را تغيير دهيد !
سعي کنيد رختخواب خود ( تخت ) را در قسمتهاي متفاوتي از اتاق قرار دهيد و جاي آن را دائماً تغيير دهيد . برخي عقيده دارند که تخت شما نبايد رو به روي در اتاق يا آينه باشد . شايد به نظر ، يک عقيده خرافي باشد ، ولي با تجربه آن پي به اثر و نتيجه اش خواهيد برد .
ب ـ دلايل رواني : نگراني و استرس مي تواند سبب آشفتگي خواب شود و اين درست است که استرس و اضطراب در زندگي تمام افراد نقش مخربي دارد ، ولي برخي از افراد خيلي بيشتر از بقيه گرفتار مشکلات ناشي از آن در زندگي و امر خوابيدن خود هستند . زماني که فکر شما در حال شکنجه و آزار است . مسلماً خوابيدن غيرممکن است . ولي مسلم است که شما قادريد بر اين مشکل نيز غلبه کنيد . در اينجا چند روش مؤثر براي کاهش فشار و استرس را معرفي مي کنيم :
ورزش کنيد !
اين امر علاوه بر اينکه به بهبود وضعيت فيزيکي و افزايش انرژي بدن شما کمک مي کند ، فکر شما را در حالت آرامش و عدم فعاليت قرار مي دهد . اما انجام دادن آن بلافاصله قبل از خواب مي تواند تا زمان آرامش يافتن و به اصطلاح سرد شدن بدن ، مانع از خوابيدن شود .
مشکلات کاري را در محل کارتان بگذاريد !
البته اين امر مشکل است ، ولي با تمرين ، آسان خواهد شد .
هرگز با عصبانيت به رختخواب نرويد !
گفتنش از انجام دادنش آسان تر است ، ولي اگر همچنان زيرلحاف خود در حال نفرين و گله و غرولند هستيد ، بدانيد که هرگز خواب خوبي نخواهيد داشت .
تلاش در به خواب رفتن نداشته باشيد !
تمرکز روي خوابيدن ، تنها موجب خواهد شد که تا صبح خوابتان نبرد . استراحت نبايد به زور باشد ، اين امر بايد به طور اتوماتيک و طبيعي رخ دهد . خيلي از افراد ، روز را با داشتن نگراني از اينکه مبادا شب خوابشان نبرد سپري مي کنند و جالب است که شب هم خوابشان نمي برد .
اگر نمي توانيد بخوابيد در رختخواب دراز نکشيد !
از جا بلند شويد ، کمي تلويزيون نگاه کنيد ، کتاب بخوانيد يا به روش ديگري خود را سرگرم کنيد ۳۰ دقيقه بيدار بودن بهتر از نخوابيدن در تمام طول شب است .
روي شکم نخوابيد !
از آنجا که هر فرد شکل خوابيدن منحصر به فردي را براي خود دارد ( پشت ، شکم ، پهلو ) گفتن اينکه روي شکم نخوابيد ، به برخي از افراد ، شايد چندان خوشايند نباشد . اين روش خواب ، چندين عيب و مشکل نسبت به ساير حالتهاي ديگر دارد . اول اينکه موجب بيش از حد گسترده شدن و کشيدگي پشت و کمر مي شود و در نتيجه روز بعد درد پشت را به ارمغان خواهد آورد . ديگر اينکه اگر از يک بالش بزرگ و تشک نرم استفاده کنيد ، حتي مي تواند موجب کمبود اکسيژن شود ، چرا که احتمالاً در اين حالت صورت خود را روي بالش مي گذاريد که اين کار ، روز بعد ، سردرد و ناراحتي به همراه خواهد داشت .
كرج طب
بانك اطلاعات پزشكي و سلامت شهرستان كرج
در اين سايت انواع مطالب پزشكي و بهداشتي موجود مي باشد
www.karajteb.com
الف - عوامل محيطي : در بسياري از موارد علت بي خوابي به دليل عدم رعايت دکوراسيون مکان خواب يا عدم توجه به فضاي لازم براي محل خواب و عادتهاي خاص در اتاق خواب است . پس :
۱۰ دقيقه قبل از استراحت ، لامپها و تمام روشنايي را قطع کنيد !
با کم نور کردن لامپها قبل از خواب ، مي توانيد به خواب آلودگي و آمادگي خود براي خوابيدن کمک کنيد . اين امر موجب سازگار شدن فکر و مغز شما با تاريکي مي شود .
از رختخواب خود فقط براي خوابيدن استفاده کنيد !
برخي از افراد به خصوص جوان ترها رختخواب خود را به يک اتاق نشيمن و پذيرايي يا حتي يک مرکز تفريجي تبديل مي کنند . اين کار کاملاً غلط است . نشستن يا دراز کشيدن مستمر و پيوسته روي تخت ، آن را از تصور وجود محلي براي استراحت صرف خارج مي کند و در نتيجه در زمان استراحت ، هر چه تلاش کنيد ، نخواهيد توانست در آن چشمهاي خود را ببنديد و آرامش بيايد .
مکان آرامي را براي خوابيدن بيابيد !
بسياري از افراد فکر ميکنند که به راحتي قادرند در يک مکان شلوغ و پرسرو صدا ، کار و حتي استراحت کنند وحتي گاهي اصلاً متوجه آن نمي شوند . برخي نيز به خوابيدن در يک اتاق پرسرو صدا معتاد شده اند و عمل کردن به عکس آن برايشان دشوار است . بهتر است بدانيد که با اين وضعيت ضميرناخودآگاه شما هرگز مديون شما نخواهد بود . در واقع ، سر و صدا مي تواند مانع وارد شدن به يک خواب عميق شود و در نتيجه از يک خواب راحت و منافعش محروم شويد .
اتاق خواب خود را تهويه کنيد !
کساني که در يک اتاق بدون تهويه و آلوده مي خوابند ، ممکن است روز بعد احساس خستگي کرده ، يا حتي سردرد را تجربه کنند . با باز کردن يک پنجره به راحتي مي توانيد اين مشکل را برطرف کنيد .
دکوراسيون اتاق خواب خود را تغيير دهيد !
سعي کنيد رختخواب خود ( تخت ) را در قسمتهاي متفاوتي از اتاق قرار دهيد و جاي آن را دائماً تغيير دهيد . برخي عقيده دارند که تخت شما نبايد رو به روي در اتاق يا آينه باشد . شايد به نظر ، يک عقيده خرافي باشد ، ولي با تجربه آن پي به اثر و نتيجه اش خواهيد برد .
ب ـ دلايل رواني : نگراني و استرس مي تواند سبب آشفتگي خواب شود و اين درست است که استرس و اضطراب در زندگي تمام افراد نقش مخربي دارد ، ولي برخي از افراد خيلي بيشتر از بقيه گرفتار مشکلات ناشي از آن در زندگي و امر خوابيدن خود هستند . زماني که فکر شما در حال شکنجه و آزار است . مسلماً خوابيدن غيرممکن است . ولي مسلم است که شما قادريد بر اين مشکل نيز غلبه کنيد . در اينجا چند روش مؤثر براي کاهش فشار و استرس را معرفي مي کنيم :
ورزش کنيد !
اين امر علاوه بر اينکه به بهبود وضعيت فيزيکي و افزايش انرژي بدن شما کمک مي کند ، فکر شما را در حالت آرامش و عدم فعاليت قرار مي دهد . اما انجام دادن آن بلافاصله قبل از خواب مي تواند تا زمان آرامش يافتن و به اصطلاح سرد شدن بدن ، مانع از خوابيدن شود .
مشکلات کاري را در محل کارتان بگذاريد !
البته اين امر مشکل است ، ولي با تمرين ، آسان خواهد شد .
هرگز با عصبانيت به رختخواب نرويد !
گفتنش از انجام دادنش آسان تر است ، ولي اگر همچنان زيرلحاف خود در حال نفرين و گله و غرولند هستيد ، بدانيد که هرگز خواب خوبي نخواهيد داشت .
تلاش در به خواب رفتن نداشته باشيد !
تمرکز روي خوابيدن ، تنها موجب خواهد شد که تا صبح خوابتان نبرد . استراحت نبايد به زور باشد ، اين امر بايد به طور اتوماتيک و طبيعي رخ دهد . خيلي از افراد ، روز را با داشتن نگراني از اينکه مبادا شب خوابشان نبرد سپري مي کنند و جالب است که شب هم خوابشان نمي برد .
اگر نمي توانيد بخوابيد در رختخواب دراز نکشيد !
از جا بلند شويد ، کمي تلويزيون نگاه کنيد ، کتاب بخوانيد يا به روش ديگري خود را سرگرم کنيد ۳۰ دقيقه بيدار بودن بهتر از نخوابيدن در تمام طول شب است .
روي شکم نخوابيد !
از آنجا که هر فرد شکل خوابيدن منحصر به فردي را براي خود دارد ( پشت ، شکم ، پهلو ) گفتن اينکه روي شکم نخوابيد ، به برخي از افراد ، شايد چندان خوشايند نباشد . اين روش خواب ، چندين عيب و مشکل نسبت به ساير حالتهاي ديگر دارد . اول اينکه موجب بيش از حد گسترده شدن و کشيدگي پشت و کمر مي شود و در نتيجه روز بعد درد پشت را به ارمغان خواهد آورد . ديگر اينکه اگر از يک بالش بزرگ و تشک نرم استفاده کنيد ، حتي مي تواند موجب کمبود اکسيژن شود ، چرا که احتمالاً در اين حالت صورت خود را روي بالش مي گذاريد که اين کار ، روز بعد ، سردرد و ناراحتي به همراه خواهد داشت .
كرج طب
بانك اطلاعات پزشكي و سلامت شهرستان كرج
در اين سايت انواع مطالب پزشكي و بهداشتي موجود مي باشد
www.karajteb.com
در اين ميوه ويتامينA به حد وفور يافت مي شود كه به رشد اطفال كمك كرده و باعث تقويت قوه بينايي انها مي شود.
زردآلو منبع بتا كاروتن
در بين سبزيجات، هويج بيشترين مقدار بتا كاروتن را دارد ودربين ميوه ها ، زردآلو اينگونه است. هيچ ميوه ديگري به اين اندازه داراي بتا كاروتن نيست. بتا كاروتن از دسته كاروتنوئيدها و پيش ساز ويتامين A دربدن است . همچنين به عنوان يك آنتي اكسيدان، بدن را از صدمات راديكال هاي آزاد حفظ مي كند.
اخيراً ثابت شده است كه تعداد زيادي كاروتنوئيدهاي ديگر مثل كورستين ومقادير زيادي اسيد ساليسيليك در زردآلو وجود دارد . اين مواد متعلق به گروه بزرگي از مواد بيواكتيو هستند ومي توانند از مواد غذايي ، مواد درماني بسازند و غشاء مخاطي را نوسازي بكنند.
جوان كردن پوست با خوردن زردآلو
بتا كاروتن موجود در زرد آلو مانع پينه بستن وخشك شدن پوست مي شود. وقتي پوست بدن ، پوسته پوسته شده وسفيد يا خاكستري رنگ مي شود نشانه كمبود بتا كاروتن است. بتا كاروتن مثل يك پوست طبيعي از داخل اثر مي كند.
زرد آلو محافظي درمقابل صدمات ناشي از اشعه ما وراء بنفش خورشيد
درتابستان مقدار كاروتن محافظ موجود درپوست كم مي شود و هر قدر اشعه ماوراء بنفش شديدترباشد، به همان نسبت كاروتن بيشتري در بدن مصرف مي شود. بتا كاروتن دربدن يك پوشش محافظ در مقابل راديكال هاي آزاد به وجود مي آورد .
نور آفتاب ، نيكوتين سيگار، استرس ومواد مضر ، سبب توليد راديكال هاي آزاد خطرناك دربدن مي شوند. بتا كاروتن اين توانايي را دارد كه به مقابله با اين راديكال ها برخيزد وانرژي تخريبي آنها راكم كند.
كاروتن موجود در پوست به عنوان يك محافظ درمقابل اشعه ماوراء بنفش عمل مي كند. اگر از كرمهاي ضد آفتاب هم استفاده نشده باشد، قهوه اي شدن پوست راتسهيل واز سرخ وسوختن پوست جلوگيري مي كند.
روغن مغز هسته شيرين زرد آلو
ملين معده و نرم كننده مفيد است وروغن مغز هسته تلخ زردالو اماس است وخوردن وماليدن ان براي مبتلايان به بواسير مفيد است وريختن چند قطره از ان در گوش باعث تسكين درد مي شود.
جوشانده برگ درخت خشك زرد الو كرم معده (يك نوع انگل ) را از بين مي برد و ادرار را زياد مي كند . شكوفه درخت ان ضد خونريزي است واگر جوشانده اي از ان تهيه كرده و چند قطر در بيني مبتلايان به خون دماغ بچكانيد اثر معجزه اساي ان را بسيار سريع مشاهده مي شود
۱- رشد كودكان در بهار بيشتر است
2- كه اشعه ايكس از بلور الماس عبور نمي كند
3- اثر لب و زبان هر كس مانند اثر انگشت او منحصر بفرد مي باشد
4- مقاوم ترين ماهيچه در بدن زبان است
5- شيشه در ظاهر جامد به نظر مي رسد ولي در واقع مايعي است كه كند حركت مي كند
6- يك ليتر سركه در زمستان سنگينتر از تابستان است
7- بيشترين سر دردهاي معمولي از كم نوشيدن آب مي باشد
8- تنها قسمتي از بدن كه خون ندارد قرنيه چشم است
9- شن خيس از شن خشك سبكتر است
10- نعناع شفا بخش سكسكه و تنگي نفس است
11- شما نمي توانيد با حبس نفستان خودكشي كنيد
12- خوردن يك عدد سيب در صبح به اندازه يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي مي شود.
13- اكثر افراد در كمتر از 7 دقيقه خوابشان مي برد
14- تنها غذايي كه فاسد نمي شود عسل است
15- تا زمانيكه غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد مزه اش احساس نمي گردد
از درون خود بجوشید
معمولاً پس از صرف شام در رستوران بسیاری، از گارسون تقاضای یك كیسه پلاستیكی (ظرف یكبار مصرف) برای بردن تهمانده غذایشان میكنند. این كار چه معنایی دارد؟ آیا به این مفهوم است كه آنها ارزانخر و فقیرند و یا اینكه عملشان انعكاس نامطلوبی از آنان میدهد؟ به نظر میرسد بعضی از ما تمایل زیادی به تظاهر داریم. بعضی از افراد كمسواد تظاهر به دانستن علم و دانش میكنند. دیگران كه پول مختصری در جیب دارند برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران ولخرجی میكنند...
البته این رفتار شامل همه نمیشود، ولی بسیاری از ما زیبایی باطن را فدای ظواهر میكنیم. فكر میكنیم برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران باید گزافهگویی كنیم. امیدوارم شما جوانان پیرو این شیوه فرهنگی نباشید. زندگیتان را برای تظاهر به هدر ندهید.
جوانی دورانی است كه شما باید خود را وقف رشد درون كنید. راه و رسم زندگی از ظاهر انسان منشأ نمیگیرد، بلكه چیزهایی است كه در درون سرچشمه دارند. شیوههایی كه منشأ ظاهری دارند، پوچ و بیهودهاند اما شیوههایی كه از درون انسانها الهام میگیرند ارجمند و با ارزشند و تا ابد با انسان باقی میمانند.
جوانان طبیعتاً خامند و به علت احساساتی بودنشان به سادگی در دام زندگی حفظ ظاهر میافتند. به همین دلیل بسیاری از خوانندگان و بازیگران در لباس پوشیدن و ظاهر با یكدیگر به رقابت برمیخیزند. عده كثیری از جوانان جذب خوانندگان و هنرپیشگان و ورزشكاران پرزرق و برق میشوند. این ظاهرهای پرزرق و برق به مرور مد روز میشود و نهایتاً باعث میگردد این ستارگان (اگر ستاره باشند) موضوع داغ بحث و گفتوگوی همگان شوند.
البته منظور این نیست كه لذت بردن از یك ترانه و دوست داشتن یك هنرپیشه خاص خوب نیست، بلكه چیزی كه مهم است این است كه جوانی دوران مهم و در عین حال بسیار كوتاهی از زندگی را تشكیل میدهد. لذا این فرصت گرانبها را با اسیر شدن و در دام مدهای روز و ظواهر زندگی افتادن به هدر ندهید، زیرا مد و ظواهر همگی زودگذرند و فقط درون و باطن انسان فناناپذیر است.
گرفتار ظواهر زودگذر نشوید اگر هم این ظواهر بسیار وسوسهآمیز باشند به خاطر داشته باشید كه قارچهای سمی در مقایسه با قارچهای سالم خوراكی ظاهری بسیار فریبنده و زیبا دارند. این شامل جواهرات نیز میشود. اغلب جواهرات بدلی درخشانتر و خیرهكنندهتر از اصل هستند چون این جواهرات بدل هستند اغلب از درخشندگی و تلألؤ خیرهكنندهای برخوردارند، همین باعث شیفتگی و جذب بیشتر انسان میشود. اما شما فریب این بدلها را نخورید.
گفتار و كردارتان باید هماهنگ باشند. كلمات مانند نهر آبی از دهان شما روان میشوند ولی اگر كردار صادقانه در پی نداشته باشد، هیچكس تحت تاثیر قرار نمیگیرد. ما مثلی معروف داریم كه؛ «به عمل كار برآید به سخندانی نیست»
گفتوگو و مذاكره قویترین روش برای متقاعد ساختن دیگران نیست. گرچه صحبت كردن مهم است و شما باید بتوانید خیلی خوب و صادقانه صحبت كنید و دیگران را تحت تاثیر قرار دهید، اما در واقع اعمال شماست كه انسانها را تحت تاثیر و نفوذ واقعی قرار میدهد.
پارهای اوقات ممكن است صحبتها به نتیجه مطلوب نرسند، اما بهعمل درآوردن كلمات و ایدهها هرگز شكست نمیخورد. چنانچه واقعاً مایلید به شما اطمینان و اعتماد شود با صداقت عمل كنید و طرف را متقاعد سازید.
ذكر درلغت:
دركتاب العين،كهنترين فرهنگنامة ادب عرب آمده است:""الذّكر:الحفظ للشيء وتذكره و
هو منّي علي ذكر""-ذكرنگاه داشتن چيزي وازآن يادكردن است،چنانچه گفته مي شود من به ياد او هستم_والذّكر:جري الشيءعلي لسانك تقول جري منه ذكر_ذكرعبارتست از جاري
شدن چيزي بر زبان انسان چنانچه گفته مي شود يادي از او به ميان آمد_""
ذكر در اصطلاح:
معناي جامع ذكر همان يادآوري به قلب وزبان است كه گاهي در برابر غفلت وگاهي در برابر نسيان به كار مي رود.
غفلت به معني توجّه نداشتن به علم ونسيان به معناي زايل شدن معني از ذهن است.
بعد از روشن شدن معناي ذكر خوب است به رابطه اين واژه با عوامل آرامش بپردازيم.
قرآن يكي از عوامل آرامش را ""ذكر""(ياد خدا )معرفي كرده است.چنانچه مي فرمايد:
‹‹ الّذين آمنوا وتطمئنّ قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئنّ القلوب››‹‹آنها (كساني كه به
خدا برمي گردند)كساني هستند كه ايمان آورده اند، ودلهايشان به ياد خدا مطمئن (وآرام) است،آگاه باشيد ،تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد››
اطمينان به معني آرامش وقرار گرفتن است ودل مطمئن ، همان نفس مطمئنّه است كه در
آية:(يا ايّتها النفس المطمئنّه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي واد خلي
جنّتي) آمده ست كه پاداش كسي كه با ياد خدا به اين مقام (اطمينان) رسيده، درآمدن در سلك بندگان خدا وورود به بهشت است.
مراد از( ذكرالله) ياد خدا، مطلق توجّه انسان به خداست.درتزاحم زندگي وانبوهي كارها وتنگناههاي موجود ودر اضطرابي كه بسياري ازمردم را نابود مي كند دل آرامي ، با ياد
خدا آرامش مي گيرد . ازاين رو سزاوار است كه دشواريهاي دروني خود را به ذكر
خداوند چاره كنيم.زيرا برترين چاره اي كه مي توان از آن بهره برد به ويژه در زمان ما كه روزگار اضطرابات وهيجانها ودر گيريهاست واتعمار شرق وغرب آن را دامن مي زند.ياد خدا تنها به ذكر زباني نيست اگرچه يكي از مصاديق روشن ياد خداست.زيرا آنچه مهم است به ياد خدا بودن در تمام حالات خصو صا در وقت گناه است
" بركات ياد خدا:
1-يادنعمتهاي خدا عامل شكر است2-.يادقدرت او سبب توكّل بر اوست 3-ياد الطاف
او ماية محبّت است4-ياد قهر و خشم او عامل خوف (ترس)از اوست5-ياد عظمت
وبزرگي او سبب خشيّت در مقابل اوست6-ياد علم اوبه پنهان وآشكار ماية حياوپاكدامني ماست7-ياد عفو وكرم او ماية اميد وتوبه است8-ياد عدل او عامل تقوي وپرهيزگاري
درمعراج السعاده درباره ذكر حقيقي آمده است كه:
‹‹ ذكر حقيقي عبارتست از ياد نمودن خدا در دل وچون زبان هم به موافقت دل حركت
كند نور علي نور است واما مجرد ذكر زبان اگر چه هر گاه به قصد قربت وثواب باشد
فايده بسيار برآن مترتب است اما اثر انس ومحبّت وياد خدا در دل حاصل نمي شود.››
پس ذكرحقيقي ذكري است كه در دل به ياد خدا بودن را همراهي كردن واگرفقط بازبان خدا را ياد كنيم ولي دردل از ياداو غافل باشيم ، اين نوع ذكر ، ذكر حقيقي وتأثير گذار به
حساب نمي آيد ولذا قطعا ذكري كه لقلقه زبان باشد اثر آرامش بخشي هم نخواهد داشت .
به هر حال قرآن يكي از عوامل آرامش را ذكر معرفي مي كند.وآن ذكري مي تواند عامل آرامش باشد ، كه ذكر حقيقي (ذكر قلبي )باشد.ذكرقلبي است كه روح همة عبادتهاي عمليّة
مي باشد.
پس اگر انسان در اكثر اوقات به دل متوجّه خداي متعال باشد وبه زبان بر اذكاري كه از
طريق شرع رسيده ، مداومت كند انس بهحق پيدا مي كند وكسي كه با خداوند انس
گرفته باشد به آرامش واقعي رسيده است.چرا كه خداوند بهترين وامنيّت بخش ترين
موجود مي باشد.وكسي نيست كه بتواند مقابله با قدرت الهي را داشته باشد.پس به حق
بايد گفت كه كسي به ّرامش واقعي خواهد رسيدكه با خدا مأنوس باشد.بهترين راه انس
به خدا،ياد اوست.وبهترين نوع ياد خداوند هم (نماز)است.چرا كه فرمود:""اقم الصلوه لذكري"" (نماز را براي ياد من به پا دار)
3-توكّل :
توكّل از ريشة (وكل) مي باشد.وبه معني وكيل گرفتن وواگذاري كارها به وكيل مي باشد.
در مجمع البحرين آمده است كه :التوكّل علي الله :انقطاع العبد في جميع ما يأمله من المخلوقين
يعني :‹‹ بنده براي رسيدن به آرزوهايش از همة مردم قطع اميد كند وتنها به
خداوند اميد داشته باشد وحوائجش را تنها از او بخواهد›› واين است معناي توكل بر خدا.
قرآن يكي ديگر از عوامل آرامش را ""توكّل "" واگذاري همة امور به خدا معرفي
مي كند.به عنوان نمونه در سوره مباركه طلاق مي خوانيم""ويرزقه من حيث
لايحتسب ومن يتوكل علي الله فهو حسبه انّ الله بالغ امره قد جعل الله لكل شي ء قدرا""
""واورا از جايي كه گمان ندارد روزي مي دهد ، وهر كس بر خدا توكّل كند
كفايت امرش را مي كند، خدا فرمان خود را به انجام مي رساند وخدا بر هر چيزي اندازه اي قرار
داده است""كساني كه در زندگي احساس فقر وناداري مي كنند ويا دچار
ناراحتيها ونگراني هاي ديگري شده اند، براي رفع همة اين مشكلات بهتر است
به قدرتي كه فوق قدرتهاست وفنا ناپذير است اعتمتد كنند.وخود را به او بسپارند.
وچون قدر تي بالاتر از قدرت الهي نيست بهتر است بر او تكيه كنندوخود و زندگي
خود را به او بسپارند.چرا كه به خير ومصلحت بندگانش واقف است.منظور از توكّل
بر خدا اين است كه انسان تلاشگر كار خود را به خدا واگذارد وحلّ مشكلات
خويش را از او بخواهد.كسي كه داراي روح توكّل است هرگز يأس ونا اميدي را به
خود راه نمي دهد ودر مقابل مشكلات احساس ضعف وزبوني نمي كند.ودر برابر
حوادث سخت مقاوم است.وهمين حالت موجب مي شود كه او در درون خود
احساس امنيّت وآرامش كند ولذا قدرت او براي رفع مشكلات چند برابر مي شود
و به راحتي سختيها ومشكلات را تحمّل مي كند.در حديث معراج مي خوانيم كه
وقتي پيامبر (ص)در پيشگاه خداوند سؤال كرد كه :""ايّ العمال افضل"" فرمود:
" ليس شي ء عندي افضل من التوكل عليّ والرضا بما قسمت" يعني : چيزي
نزد من از توكل بر من وراضي بودن به تقسيم من ، با فضيلت تر نيست.علامه
طباطبايي در كتاب شريف الميزان مي فرمايد :مؤمن ابن ترس را به خود راه ندهد
كه اگر از خدا بترسدو حدود اورا محترم شمارد وبه اين جهت از آن محرمات كام
نگيرد ،خوشي زندگي اش تأمين نشود وبه تنگي معيشت دچار گردد،نه ،اين طور نيست .
چون رزق از ناحيه خداوند تعالي ضمانت شده وخداوند قادر است كه از
عهده ضمانت خود برآيد.(ومن يتوكل علي الله فهو حسبه )كسي كه بر خدا توكل
كند از نفس وهواهاي آن وفرمانهايي كه مي دهد خود را كنار بكشد واراده خداي
سبحان رابر اراده خود مقدم بداردوعملي راكه خداوند از او مي خواهد بر عملي
كه خودش دوست دارد ترجيح دهدوبه عبارتي ديگربه دين خدا متدين شود وبه
احكام او عمل كند،(فهو حسبه )چنين كسي كه خدا كافي وكفيل او خواهد بودو
آن وقت آنچه كه او آرزو كند خداي تعالي هم همان را برايش مي خواهد.البته
آنچه را كه او به مقتضاي فطرتش مايه خوشي وزندگي وسعادت خود تشخيص
مي دهد نه آنچه را كه واهمة كاذبش سعادت وخوشي مي داند.واينكه فرمود:
خدا كافي وكفيل اوست علّت اين است كه خداي تعالي آخرين سبب است كه
تمامي سببها به او منتهي مي شود.به هر حال اين نتيجه گيري قطعي است
كه كسي ميتواندآرامش را در زندگي خود داشته باشد كه قدرتي كه همه قدرتها
به قدرت او ختم مي شود را پشتيبان خود بداند . واگر وكالت همة امور زندگي اش
را به او بسپارد يقينا احساس آرامش به او دست خواهد دادونگران نتيجه وعاقبت
كار نيست چرا كه عاقبت همة امور به دست خداست.
ايمان عبارت است از باور وتصديق قلب به خدا ورسولش ،آنچنان باور وتصديقي كه هيچگونه شك و ترديدي بر آن وارد نشود.تصديق مطمئن وثابت ويقيني كه دچار لرزش وپريشاني نشود وخيالات ووسوسه ها در ان تأثير نگذارد وقلب واحساس در رابطه با آن گرفتار ترديد نباشد.[1]
در قرآن در سوره مباركه فتح مي خوانيم : "هوالذي انزل السكينه في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم..[2]."‹‹اوكسي است كه آرامش را در دلهاي مؤمنان نازل كرد تا ايماني به ايمان شان بيافزايند...››. اولين برداشتي كه صورت مي گيرد اين است كه بدون ايمان ، آرامش روحي ورواني وجود ندارد .يا حداقل اينگونه مي توان گفت كه يكي از عوامل ايجاد آرامش دارابودن ايمان به خدا مي باشد.به تعبير علامه طبا طبايي‹‹ ظاهرا مراد از سكينت در اين آيه آرامش وسكون نفس واطمينان آن ، به عقائدي است كه به آن ايمان آورده ولذا نزول سكينت را اين دانسته كه ""ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم"" تا ايماني بر ايمان سابق بيفزايند.پس معناي آيه اين است كه :خدا كسي است كه ثبات واطمينان را لازمة مرتبه اي از مراتب روح است در قلب مؤمن جاي داد تا ايماني كه قبل از نزول سكينت داشته بيشتر وكاملتر شود[3].››
يقيقا داشتن آرامش در زندگي نخستين چشمه خوشبختي است وكسي كه از اين نعمت محروم باشد از نعمت خوشبختي نيز محروم است وهيچگاه طعم خوشبختي را نخواهد چشيد.انسان بي ايمان در دنيا با انديشه وافكار موهوم وبا نگراني هاي فراوان دست به گريبان است . ولذا دائما در درون خود دچار پيكاري بزرگ است وهميشه هم در انتخاب مسير زندگي ودر تصميم گيريهايش دچار سر در گمي است.ولي بر خلاف آن انسان با ايمان از همة اينها آسوده است وهمة افكار واهداف وانديشه هارا تحت لواي يك هدف گرد آورده است وفقط به خاطر آن تلاش مي كندوبه سوي آن مي شتابد وآن عبارتست از خشنودي خداي متعال .ديگر كاري به اين ندارد كه مردم از او خشنود باشند يا بر او خشم گيرند.ولذا هيچ وقت سردر گم نيست وهميشه در يك آرامش روحي به سر مي برد.
راجع به ايمان وفوايد آن در قرآن آيات فراواني وجود دارد ، ولي چون در اينجا بحث ما روي عوامل آرامش دور مي زند
لذا نمي توان به صورت مبسوط به اين موضوع پرداخت.با اين حال جا دارد به يكي از آيات كه با بحث ما ارتباط دارد اشاره كنم:
آية‹‹ الذين آمنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن وهم مهتدون››[4] "" (آري) آنها كه ايمان آوردند،وايمان خود را با شرك وستم نيالودند ، ايمني تنها از آن آنهاست وآنها هدايت يافتگانند""
اين آيه متضمن يك تأ كيد قوي است زيرا مشتمل است بر اسنادهاي متعددي كه همگي آنها در جمله اسميه
است.[5]به تعبير علّامه طباطبايي نتيجة اين تأكيدهاي پي در پي اين است كه نبايدبه هيچ وجه در اختصاص (امنيّت)و(هدايت)براي مؤمنين شك وترديد داشت واين آية شريفه هم دلالت مي كند براينكه امنيّت (آرامش )وهدايت از خواص وآثار ايمان است .البته به شرط اينكه روي اين ايمان با پرده هايي مثل شرك وستم پوشيده نشود.ومراد از ظلم در اين آيه به معناي چيزهايي است كه براي ايمان مضرّ بوده وآن را فاسد وبي اثر مي سازد.[6]كه اكثر مفسرين آنرا شرك دانسته واين را از آية(انّ الشرك لظلم عظيم)[7] استفاده كرده اند.
به هر حال با توجه به اين آيات وآيات ديگر مي توان به اين اصل مهم رسيد كه: امنيت وآرامش روحي تنها موقعي به دست مي آيد كه در جوامع انساني دواصل حكومت كند، ايمان وعدل اجتماعي .
بگر پايه هاي ايمان به خدامتزلزل گرددواحساس مسئوليت در برابرپروردگار ازميان برودوعدالت اجتماعي جاي خود را به ظلم وستم بسپارد،امنيت در چنان جامعه اي وجود نخواهد داشت وبه همين دليل با تمام تلاش وكوششي كه جمعي از انديشمندان جهان براي برچيدن بساط نا امني هاي مختلف در دنيا مي كنندروز به روز فاصلة مردم جهان از آرامش وامنيت واقعي بيشتر مي گردد.دليل اين وضع همان است كه در آيه فوق اشاره شده.پايه هاي ايمان لرزان وظلم جاي عدالت را گرفته است.تأثير ايمان در آرامش وامنيت روحي براي هيچكس جاي ترديدنيست همانطور كه ناراحتي وجدان وسلب آرامش رواني به خاطر ارتكاب ظلم بر كسي پوشيده نمي باشد.[8]
[1] سيد قطب ( في ضلال القرآن ) ذيل تفسير آيه 15 حجرات ص 3349 ج6 - دارالشروق قاهره
[2] فتح /4
[3] ترجمه الميزان ذيل آيه 4 فتح
[4] انعام /82
[5] ترجمه الميزان ذيل آيه 82/انعام- يكي اسنادي كه در جمله اسميه (لهم الامن ) است ويكي اسنادي است كه در جمله (اولئك لهم الامن )است چون جمله (لهم الامن) خبر است از براي (اولئك) كه روي هم جمله اي را تشكيل مي دهند وتازه اين اين مبتدا وخبر روي هم خبر (الذين آمنوا) ومتضمن اسناد ديگري در جمله اسميه ديگري است وهمچنين (وهم مهتدون) كه عطف شده بر جمله (لهم الامن)
[6] - ترجمه الميزان ذيل آيه 82 انعام
[7] -لقمان/12
[8] تفسير نمونه /ذيل آيه 82 انعام
فکرت را عوض کن زندگی ات عوض ميشود
در مقاله ای خواندم که اولین مردمانی که در جهان سیستم فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع نموده اند ، مس را کشف نموده اند ، آتش را کشف نموده اند، ذوب فلز را آغاز نموده اند نخ و سکه را تولید کرده اند در 7000 سال پیش حروف را اختراع کرده اند ، عطر را برای خوشبو نمودن بدن اختراع نموده اند ، اولین ارتش سواره جهان را به رهبری سام با 115 سوار تشکیل داده اند، زغال سنگ را کشف نموده اند ابوریحان بیرونی گردش زمین به دور خورشید را کشف نموده است واولین استخدام دولتی در زمان کورش بمدت 40 سال و سپس بازنشستگی اجرا گردیده است و دهها اولین دیگر اگر فقط 10 در صد مواردی که در مقاله ذکر گردیده درست باشد که بیش از 90% آن صحت دارد باید به آنئافتخار نمود و تاسف خورد که چرا امروزه ما نباید پا جای پای اجدادمان بگذاریم و از در توسعه اقتصادی اجتماعی کشورمان شرایط به گونه ای سازماندهی گردد که فعالانه شرکت نماییم .
کشور چین با 1.300.000.000 جمعیت در این 20 ساله چگونه از یک کشور عقب افتاده به یک کشور توسعه یافته تبدیل گردیده است؟
ژاپن پس از آن شکست فجیح در جنگ جهانی و بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی چگونه به یکی از قدرتمند ترین ساختارهای اقتصادی دست یافت؟
این دستاوردها در سایه همدلی و تلاش همه مردم و مسئولین و تلاش مشترک در جهت چشم انداز و هدف بدست آمده است و همه ما باید کشورمان را مثل خانه خود دانسته و با سخت کوشی خود را به جایگاهی برسانیم که شایسته ماست . ما نباید در گذشته و فقط با تخیل افتخارات گذشته زندگی کنیم بلکه باید امروز و فردای خود را آگاهانه ، عاشقانه و فداکارانه بسازیم . خوشبختانه امروز بیداری مردم و میل به توسعه وپیشرفت در کشور این نوید را میدهد که آینده ز ماست و دوباره خواهیم شنید که ایرانیان اولین خواهند بود . آری اتحاد ملی نیاز ما ملت منسجم و اهل اعتقاد است .
تنها نیاز است که برای تغییر همه چیزمان فکرمان را تغییر دهیم
بزرگی فرمود فکرت را عوض کن زندگی ات عوض میشود

همه ما برای زندگی خود برنامه ای در نظر گرفته ایم و اهدافی را در ذهن پرورانده ایم و تلاش می کنیم تا به آنها دست پیدا کنیم. حال در این راه پر فراز و نشیب نیاز داریم تا با آشنایی با برخی تکنیک ها بر سختی های راه فائق آمده و سر بلند به راه خود ادامه دهیم.
چند راه برای رسیدن به هدف های زندگی :
1- هدف را برای خود تعریف کنید.
۲-آن را مبهم و مجهول باقی نگذارید. به روش ترین شکل ممکن به آن بنگرید.
۳-میزان پیشرفت خود را محاسبه کنید. همیشه مدت زمانی بنشینید و به کارهایی که برای تحقق آرمانتان انجام داده اید و میزانی که موفق شده اید فکر کنید.
۴- یک مدت زمان برای رسیدن به هدف تعیین کنید و فرصت نهایی را در نظر بگیرید. این کار باعث می شود که برای پیشبرد کارها تلاش بیشتری کنید و هدف خود را جدی تر ببنید.
۵- برای رسیدن به هدف برنامه ریزی کنید.راه ها و استراتژی هایی طراحی کنید که شما را برای رسیدن به هدفتان یاری می دهد.
۶- هدف خود را مرحله ای کنید. زندگی متشکل از مراحل مختلف است و برای رسیدن به یک هدف می بایست مراحل مختلف را پله پله طی کرد.
اتفاق یک شبه راه رسیدن به هدف نیست بلکه قدم های استوار و مداوم رمز موفقیت است.
به عکس این رفتگران به خواب رفته نگاه کنید ، چه قضاوتی میکنید؟
- از تنبلی خوابیده اند بیکارند
- از فرط تلاش خسته شده اند
- بی خانمانند
- بی کس هستند
- نیاز به کمک ما دارند
- انسانهای پاک و زحمت کشی هستند
قضاوت شما به هر پدیده ای شخصیت شما را شکل میدهد سعی نماییم قضاوت ما نسبت به موضوعات مثبت باشد تا مثبت اندیش باشیم و شاداب .
زندگی همچون شیشه آینه است به آن هر گونه نگاه کنی همانگونه تو را نگاه میکند
▪ تمام معلمهای بزرگ به ما درسی مشابه دادهاند، با خویشتن خود بنشین، خودِ برتر نامرئیات را پیدا کن و بدان که خدا، عشقی است که در درون تو جای دارد.
▪ وقتی دربارهٔ نقاط ضعف خود صحبت میکنی، آنها را تشدید میکنی.
▪ بیشتر مردم به پشت شیشهٔ خودروهایشان این برچسب را میزنند: ”امروز، اولین روز از بقیهٔ زندگی من است“.
من ترجیح میدهم اینگونه تصور کنم: ”امروز آخرین روز زندگی من است و میخواهم طوری زندگی کنم که انگار دیگر هیچ فرصتی ندارم.“
▪ تو تنهائی، اگر نزد کسی که تنهاست نروی، تنها میمانی.
▪ خودت را مملو از عشق به همه کن، نشانههای پروردگار را در هر کسی از جمله کسانی که یاد گرفته بودی طردشان کنی، ببینی.
▪ افراد گشاده ذهن نمیگویند میخواهم همه چیز داشته باشم. آنها میگویند: ”همه چیز دارم، اما میتوانم ترقی کنم.“
▪ مراقبه به تو فرصت میدهد خود نادیدهات را بشناسی.
▪ وقتی مثبتاندیشی و افکار نیک و همراه با عشق را به ذهنت راه میدهی، در مقایسه با زمانیکه افکار تنشزای منفی، اندوهآور و مأیوس کننده به ذهن راه میدهی، فعل و انفعالهای شیمیائی متفاوتی صورت میگیرد.
▪ عشق خود را نثار حریفم میکنم؛ عشق، هرگونه امر منفی را از بازی من دور میکند.
▪ معجزه در لحظه رخ میدهد. آماده باش و بخواه.
▪ بعضی از رفتارهای مشمئز کننده و غیر انسانی تحت لوای ”من فقط از قانون پیروی میکنم“ یا ”من فقط کارم را انجام میدهم“ صورت میگیرد.
▪ حتی یک یاخته از یاختههائی که امروز در بدن توست، هفت سال پیش وجود نداشته، اما با وجود این تو میتوانی هفت سال پیش خود را به خاطر بیاوری؛ ماجرا از چه قرار است؟!
▪ سستی در زندگی، ناموجه است، تمام دلایل تو برای دلخواه نبودن زندگی چیزی نیست جزء بهانههائی که خودت میتراشی.
▪ از بزرگی نقل شده است: ”هر چه در ذهنت بگذارد، همان پیش میآید.“
▪ وقتی میدانی که مسئولیت رسیدن به اهدافت بهعهدهٔ توست، پس باید بدانی مسئولیت تمام زندگیات بهعهدهٔ توست.
منبع: ”روزشمار آرامش“ نویسنده: ”وین دایر“
راه هاي زيباتر به نظر رسيدن
راه هاي بسياري وجود دارد که شما ظاهر خود را بهتر کرده و زيباتر به نظر برسيد.
شما مي توانيد يک لباس کفش هاي جديد يا نو بپوشيد ، بيني خود را عمل کنيد يا وزن اضافي خود را کم کنيد ، کمبود وزن خود را جبران کرده و وزن اضافه کنيد. اما تمام اين روش ها احتياج به زمان و پول دارند. شما مي خواهيد همين حالا زيباتر شويد و بدون پول هم به هدف خود برسيد. خوب البته اين مساله ممکن است کمي غير واقعي باشد اما به هر حال راهي وجود دارد که ظاهر شما در عرض چند دقيقه و با مبلغ تقريبا کمي بهتر شود.
آرايشي را که به شما بيشتر مي آيد و شما را زيباتر مي کند در پيش بگيريد. ما به شما نشان خواهيم داد که چه چيزي را بخريد ، چطور از آن استفاده کنيد و حتي پس از تمام شدن روز چطور آنها را پاک کنيد. ما در اينجا چند نکته مهم و مفيد آرايشي را متذکر مي شويم . اما قبل از اينکه کارمان را شروع کنيم بهتر است اين مسئله را خاطر نشان کنيم که از نکاتي که در اينجا مي آموزيد به عنوان وسيله اي براي آرايش کردن استفاده کنيد نه گذاشتن ماسکي بر روي صورت خود.
چه نوع آرايشي به شما مي آيد؟
بخشي از تفريح آرايش کردن مخلوط و آراستن رنگ ها و سايه هاي مختلف براي صورت هاي متفاوت مي باشد . ولي اين مسئله اهميت دارد که وقتي شما رنگي را انتخاب مي کنيد اين رنگ بايد به نوع پوست و رنگ پوست شما و همچنين رنگ چشمان شما بيايد. اگر شما پوستي تيره داريد رنگ سرخ را با پوست خود ترکيب نکنيد و اگر پوستي رنگ پريده و زرد داريد سايه هاي تيره هيچ جذابيتي براي شما ايجاد نخواهند کرد. پس واقعگرا باشيد و قبول کنيد که بعضي از رنگ ها در بسته بندي هاي خود زيباتر هستند تا اينکه بر روي صورت شما باشند.
سالهای زندگی خلاق باید از قبل پیشبینی شود. مهم نیست که چند سال از عمر خود را پشت سرگذاشتهاید. در جوانی، میانسالی و هر سنی که هستید برنامهای برای زندگی خود بریزید. مهم این است که همین حالا دست به کار شوید...
سالهای زندگی خلاق باید از قبل پیشبینی شود. مهم نیست که چند سال از عمر خود را پشت سرگذاشتهاید. در جوانی، میانسالی و هر سنی که هستید برنامهای برای زندگی خود بریزید. مهم این است که همین حالا دست به کار شوید.
نکته ی مهم این است که باید در برنامهریزی، خود را به عنوان انسانی که در این جهان زندگی میکند در نظر بگیرید هر روز عمر را به مفهوم واقعی کلمه زندگی کنید و از گرفتاریهای زندگی ترسی بهدل راه ندهید.
زندگی کردن در تمام لحظات عمر را یاد بگیرید. به جزییاتی که زندگی شما را هیجان میبخشد بهای بیشتری بدهید .
بدانید که خوردن نان و نیمرو هم لذتبخش است. باید احساس لذت را در جزییترین امور زندگی پیدا کنید.
سالهای عمر شما، علیرغم مشکلات، محدودیتها و خطرات که البته وجود دارد میتواند پربار و لذتبخش باشد. اگر این را باور کنید، خوشبختی در دو قدمی شماست.
افسوس خوردن را فراموش کنید و بدانید که دیگران هم مثل شما شکستها و ناکامیهایی داشتهاند.
حال به مهمترین نکاتی که در ایجاد زندگی خلاق، موثر واقع میشوند، اشاره میکنیم:
▪ اولین گام برای رسیدن به زندگی خلاق، داشتن تصویر ذهنی سالم است. اگر بخشی از زندگی را تلف کردهاید خود را به خاطر آن سرزنش نکنید. شما کامل و بیعیب و نقص نیستید. برای آنکه سلامت و شادابی را به زندگی وارد کنید احتیاج به تصویر ذهنی سالم دارید. باید احساس کنید که انسانی ارزشمند هستید. تصویری که هر کس از خود دارد و به عبارتی، آن طور که خود را میبیند، روی قضاوتی که از خویشتن و از دنیایش دارد تأثیر میگذارد. برای رسیدن به خلاقیت باید فعالیت خود را دو چندان کنید . باید به خود ببالید که میتوانید به هدفهایتان برسید. احساس مثبت داشته باشید و کارهای مفید انجام دهید، همچنین برای قبول کمبودها و شناخت محدودیتهایی که دارید تلاش کنید باید واقعگرا باشید و با واقعبینی خود را آن طور که هستید در نظر بگیرید و با این حال اجازه ندهید که روحیه بدبینی و منفیگرایی بر وجود شما مسلط شود. اگر کسی شما را آنقدر دوست داشته باشد که از خودگذشتگی نشان دهد و شما را از بحرانی که در آن گیر کردهاید نجات دهد باز هم نمیتواند به جای شما زندگی کند. نمیتواند به جای شما تصمیم بگیرد، نمیتواند به طور کامل شریک غمها و شادیهای شما باشد و از همه اینها گذشته نمیتواند توانایی موفقیت یا شکست را در شما ثبت کند. از او برای این که خود را قبول داشته باشید یا دست رد به سینه خود بزنید کاری ساخته نیست. تنها تصویر ذهنی شما چنین قدرتی دارد. تنها تصویر ذهنی است که میتواند به شما احساس اعتماد و اطمینان ببخشد.
با تقویت روزانه تصویر ذهنی خویش، برای زندگی خلاق آماده میشوید و خود را شایسته خوشیهای زندگی میدانید و از آن به سود خود استفاده میکنید.
برای این که در خود تفکر و روحیه مثبت به وجود آورید باید طرز تلقی و برداشت خود را نسبت به رویدادهای زندگی تغییر دهید تنها در این صورت است که میتوانید به کشمکشهای درونی خود خاتمه دهید و از یک روحیه شاد و پربار بهرهمند شوید.
اقلیت افراد خلاق، مثبت هستند. آنان کسانی هستند که در میان تردید و ناامیدیها، جرقه امید و خوشبینی را روشن نگه میدارند. اقلیت خلاق به پیشرفت فرهنگ معتقدند.
▪ گام بعدی برای رسیدن به زندگی خلاق داشتن هدف است.
برای لذت بردن از زندگی، هدف داشته باشید. زندگی مجموعهای از هدفهاست و مساله، رسیدن به آنهاست. آیا با توجه به آنچه در درون شما میگذرد میتوانید به هدفهایتان برسید یا نه. اگر خسته و دلسرد هستید از هدفهایتان غفلت نکنید. هر روز قدمی به جلو بردارید و این پیشرفت روزانه را احساس کنید و بدانید که وسعت و دامنه هدف مهم نیست، مهم هدفی است که برای خود انتخاب کردهاید. در جویبار روان زندگی به حرکت ادامه دهید و برای رسیدن به هدفهایتان تلاش کنید. جاری باشید، حرکت کنید، اگر شما به هدف نرسید هدف به شما میرسد. مهم سمت حرکت شماست.مهم این است که به پیش میروید و این پیشرفت را احساس میکنید.
واژه هدف برای بسیاری از افراد، حاوی مفهومی منفی است زیرا اغلب با وسواس و فشار و تنش و رقابت با دیگران همراه بوده است.
برای کامجویی از هدفهایتان، آنها را به صورت علایم راهنما بنگرید که به مسیری ویژه اشاره میکنند تا تمرکزی دقیق به وجود آورند و شما را به تحرک وادارند. راه رسیدن به هدفتان به خودتان بستگی دارد. میتوانید در طول راه بسیار جدی و منظم باشید و تمام توجهتان را به رسیدن به هدفتان معطوف کنید یا بیاسایید و راحت باشید.
برای توفیق در کارها هیچچیز به اندازه اعتقاد و ایمان به توانستن، موثر نیست. اگر از انجام کاری بترسید و فکر کنید که قادر به انجا آن نیستید تحت هیچ شرایطی آن کار را به نحو مطلوب نمیتوانید انجام دهید.
اگر ملاحظه میکنید که شما در یک کار موفق نمیشوید و هستند کسانی که در همان کار به موفقیتهای کافی دست یافتهاند، این را بدانید که عیب در شماست. آن که موفق است ایمان دارد که میتواند موفق شود و شما هنوز این یقین را به دست نیاوردهاید.
در مورد هدفهای کوتاه مدت واقعبین باشید. هدفهایی قابل دسترس برای خودتان تعیین کنید تا دچار دلسردی نشوید. بهتر است در آغاز کار، گامهایی کوچک و مطمئن بردارید تا اعتماد به نفس پیدا کنید. در مورد هدفهای بلندمدت، گسترده و آرمانگرا باشید. بگذارید تخیلتان بگسترد و عالیترین را انتخاب کنید. توجهتان را بر جوهر هدفتان متمرکز کنید. نگران جزییات نباشید زیرا جزییات ممکن است تغییر کنند. در مورد هدفهایتان وسواس به خرج ندهید.
مترصد پیروزی باشید و در هر کاری که میکنید تنها به آن بیندیشید. اگر امروز موفق نشدید اگر علیرغم همه تلاشها امروز به پیروزی نرسیدید از نو شروع کنید و آنقدر مداومت به خرج دهید تا موفق شوید. نیروی خلاق خود را به کار اندازید و در جهت موفقیت گام بردارید.
انعطافپذیر باشید. شاید دریابید که بسیاری از هدفهایتان عوض میشوند اما در مهمترین هدفها همواره جوهری هست که یکسان بر جا میماند. به یک شیوه خاص اکتفا نکنید، هرگاه احساس کردید روشتان کارساز نیست، شیوه خود را تغییر دهید.
1. ارزيابي و شناخت مشکل
بدانيم که مشکل چيست ؟ واقعاً چه مي خواهيم؟ در چه جهتي رو به حرکتيم؟ الان چه مي کنيم؟
2 . منطقي ديدن و واقعي شدن بايد دقيقاً بدانيم که براي رسيدن به هدف و حل مسئله چه چيز واقعاً اهميت دارد و روي اهداف اساسي مدت ما اثر مي گذارد و بطور جدي از آن حمايت مي کند؟ چه چيزهايي بي اهميت هستند و نبايد به آنها توجه کرد؟ چه عواملي ممکن است تمرکز ما را براي حل مسئله بر هم زند و مرا از طريق موفقيت دور گرداند؟
• ببينيد واقعاً به چه سمتي ميرويد و چه عاملي شما را به آنجا مي رساند.
• ببينيد براي رسيدن به آن هدف واقعاً چه کارهايي بايد بکنيد ، آنها را يادداشت کنيد.
• ببينيد براي رسيدن به هدف بايد چه کارهاي ديگري را کنار بگذاريد .
• مواردي از مسائلي که فکر شما را در راه رسيدن به هدف منحرف مي کند، شناسايي کنيد و از آنها اجتناب نماييد .
3. داشتن استراتژي و برنامه: براي اينکه مشکلي را حل نماييم با يد ببينيم آن مشکل چه ارتباطي با اهداف بلند مدت و استراتژي ما در زندگي دارد و با دقت به آن برنامه درازمدت بدانيم براي رسيدن به اهداف چه کار بايد بکنيم؟ گامها را يکي يکي برداشته و مراحل رسيدن به هدف را بدون عجله و يک به يک طي نماييم بايد بدانيم که راههاي مختلف رسيدن به اهداف کدام ها هستند؟ کدام را انتخاب نماييم ؟ چطور بايد اينکار را انجام دهيم؟ چه برنامه يا استراتژيي من را به سمت هدف متمرکز مي کند؟
4. قدرت تمرکز تمرکز: براي رسيدن به اين اهداف خود بايد تمرين و تلاش نماييد تا متمرکز شدن به موضوع را بياموزيد ، تمرکز را ميتوان از موضوعات کوچک آغاز نمود و پس از موفقيت در آن به اهداف بزرگتر حمله نمود، بايد بداني که تمرکز يک روش اثر گذار در رسيدن به هدف است و با تمرکز بر روي آن بهتر ميتواني به نتيجه برسي ، هر چقدر تمرکز بيشتر موفقيت نيز قابل دسترس تر .
5. اعتبار يابي يا ارزيابي: بايد بعد از شروع هر حرکت آنرا باز بيني و اعتبار يابي نماييم چون با اگر لازم باشد در طي مسير دقت لازم را ننماييم با حرکت در مسير غلط همانقدر از هدف دور خواهيم شد و انرژي و وقت خود را هدر داده ايم بايد مرتباً پيگيري نماييم که آيا وقتم را هدر مي دهم؟ کدام قسمت از برنامه هايم پيش ميرود ؟ کدام قسمت آن پيش نمي رود ؟ به چه دلايلي ؟ چطور مي توانم کارهايي که انجام مي دهم را دقيقاً همسو با هدف پيش ببرم ؟
6- انضباط در کار : چنانچه همه مراحل بالا را بگونه اي مرتب انتخاب و به انجام برسانيم ميتوانيم به موفقيت خود شک نکنيم زيرا تمام موفقيت هر انسان از شاهراه انضباط ميگذرد، انسان با برنامه و منظم ميتواند با کمترين اتلاف انرژي و با تمرکز بيشتر در مسير حل مشکل گام بردارد
- آسان ترین راه آشنایی ، یک سلام است ، ولی گرم و صمیمی .
- آسان ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ، ولی خالص و صمیمانه .
- آسان ترین راه عذر خواهی ، عدم تکرار اشتباه قبلی است .
- آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .
- آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .
- آسان ترین راه پول در آوردن ، آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .
- آسان ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .
- آسان ترین راه جلب محبت ، آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی .
- آسان ترین راه مبارزه با مشکلات ، روبرو شدن با آنهاست نه فرار .
- آسان ترین راه رسیدن به آرامش ، آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .
- آسان ترین دوستی ، همیشه بهترین دوستی نیست . این را به خاطر بسپار .
- آسان ترین بحث ، بحث در باره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .
- آسان ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .
- آسان ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .
- آسان ترین راه دوری از گناه ، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .
- آسان ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریا ترین آن است .
- آسان ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .
- آسان ترین راه راحت بودن ، آن است که خودت را همانطور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .
و بالاخره
- آسان ترین راه خوشبخت زیستن ، آن است که همان طور که برا خودت ارزش قایلی ، برای دیگران نیز ارزش قایل شوی بدون توجه به موقعیت طرف مقابل .
حالا کمی مکث کنید و ببینید که
به همین راحتی می توانید آسان و ساده
روزگار را به خوشی سپری کنید
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره کوچه به کوچه
باغ انگوری باغ آلوچه
دره به دره صحرا به صحرا
اون جا که شب ا
پشت بیشه ها یه پری میاد
ترسون و لرزیه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره کوچه به کوچه
باغ انگوری باغ آلوچه
دره به دره صحرا به صحرا
اون جا که شب ا
پشت بیشه ها یه پری میاد
ترسون و لرزون
پاشو میزاره تو آب چشمه
.....![]()
کشیشی در روستایی از مناره کلیسا بالا می رفت تا به خدا نزدیکتر شود. او می خواست مانند موسی کلام خدا را به گوش اهالی روستا برساند.
روزی تصور کرد که صدایی می شنود. پس فریاد زد: « خدایا کجایی؟؟ من صدایت را به وضوح نمی شنوم!»
و همان صدا پاسخ داد: « من این پایین هستم... میان مردم! تو کجایی؟!»
تنها صورتی از صور عشق خدا روی زمینی !
من ندانستم که تو به من سپرده شدی تا تو را سیراب کنم از شراب عشق ناب ولی من به اشتباه تو را پرستیدم
به اشتباه تو را خدا نامیدم
حال می دانم امانتی هستی در دست های ناتوانم
بیا با هم از عشق آواز سر دهیم و هر کدام جداگانه زندگی را بو بکشیم !
سكوت... سكوت... جوابهاي سربالا... پريشانخاطري و... در اين شرايط
ميخواهيد موي سر خود را بكنيد. واقعا فكري به ذهنتان نميرسد و
نميدانيد چه بايد بكنيد. ميدانيد كه مقصريد يا شايد هم نباشيد اما براي
ختم به خير كردن غائله ميخواهيد براي آشتي پيشقدم شويد و عذرخواهي كنيد
اما گاهي اين كار به نظر مشكل ميآيد به خصوص زماني كه بر سر مسئلهاي
چندينبار بحث كرده باشيد و آن مسئله باز هم تكرار شود. مواردي كه در ذيل
به آنها اشاره شده روشهايي هستند براي حل و فصل اختلافات.
1- انتقاد را با گشادهرويي بپذيريد.
لطفا انتقاد شخص مقابل را بپذيريد حتي اگر تصور ميكنيد حق با شماست
و مشكل مربوط به شما نيست.
2- به خود آنتراك دهيد.
در اوج بحث فشار خونتان بالا ميرود و ممكن است چيزهايي را به زبان
بياوريد كه از بيان آنها نيز منظوري نداريد. در اين شرايط به مكاني خلوت
نياز داريد كه در آن آرام بگيريد و افكار خود را جمعوجور كنيد.
3- گذشته را يادآوري نكنيد.
به چيزي كه اكنون در حال روي دادن است، توجه كنيد. با فراموش كردن
گذشته زودتر به نتيجه ميرسيد.
4- به او بگوييد كه دشمنش نيستيد.
اگر در مورد موضوعي بحث ميكنيد و طرف مقابل به يكباره صدايش را
بالا ميبرد، به طرفش رفته و با نرمي و مهرباني به او بفهمانيد كه اين
مجادله بياهميت است.
5- مشكلترين كلمه را به زبان بياوريد.
يك عذرخواهي واقعي ميتواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشد كه ما
ارائه ميدهيم تاثير هيچ كلامي به اندازه اين يك كلمه نبوده و نخواهد
بود.
6- جملهاي دلپذير به او بگوييد.
هنگامي كه ميخواهيد به حالت آشتي و صلح برگرديد به شخص مقابل بگوييد
كه دوستش داريد و برايش احترام قائليد.
7- ببخشيد و فراموش كنيد.
عذرخواهي تنها به اين معنا نيست كه بگوييد متاسفيد بلكه بايد آن را
براي هميشه فراموش كنيد. در واقع فراموشي باعث ميشود كه مسئله مورد نظر
راه بازگشت و سرايت دوباره به رابطهتان را نداشته باشد
۱- از امور غریب یکی این است که حاملان علم در اسلام اغلب از عجم بوده اند ، خواه در علوم شرعی و خواه در علوم عقلی ، و اگر در میان آنها مردی را نسب عرب بود ، در زمان و محل تربیت از عجم شرمده می شد.
ابن خلدون
۲- ایران تنها مشعلدار علم خود نبود ، بلکه مشعل علم خود را به اروپا برد و آن مشعل هنوز با نوری درخشانتر می سوزد.
گاریسون
۳- اگر آنچه علم عربی نامیده می شود ، کارهایی که ایرانیان کرده اند ، از میان برداریم ، بهترین قسمت آن از بین می رود.
پروفسر ادوارد براون
۴- و اما ایرانیان بر شیوه ای بودند که به علوم عقلی اهمیتی به سزا می دادند و دایره این علوم در کشور شان توسعه یافته بود زیرا دولت های آنها در نهایت پهناوری و عظمت بود و هم گویند که این علوم پس از آنکه اسکندر ، دارا (داریوش سوم) را بکشت و بر کشور کیانیان غلبه یافت از ایرانیان به یونانیان رسیده است ، چه اسکندر بر کتب و علوم بیشمار و بی حد و حصری از ایشان دست یافت.
ابن خلدون
۵- ایرانی در دنیا ، ملتی بس مهم به حساب می آمد ، هم به خاطر کمکی که به اختلاط و امتزاج اقوام و ملل مختلف نمود و هم به جهت سهمی بس عالی و ارجمند که در پیشرفت و تعالی بشریت داشته است.
هانری بر
۶- نخستین ملتی که دانشمندانش پیش از مصری ها و بنابراین خیلی پیش از یونانی ها به تعلیم فلسفه پرداخته و مدارسی برای آموختن آن داشته اند ، ایرانیان بوده اند.
هرودوت
۷- ایران یکی از بزرگترین مراکز صنعتی آسیا و سرچشمه زیباترین و پردوام ترین هنرهای زیباست که در جهان بشریت بوجود آمده است.
اپهام پوپ
۸- ایران از دوهزار سال به این طرف شاهکارهای معماری بوجود آورده است و می توان تخت جمشید را از لحاظ عظمت با آکروپلیس یونان و فروم رومی برابر دانست.
اپهام پوپ
۹- تاریخ ایران نشان دهنده کلیه مراحل پیشرفت بشری از پنجهزار و پانصد سال پیش از میلاد تا زمان کنونی است.
اپهام پوپ
۱۰- تمدن ایران از اهرام مصر قدیمی تر است... در هفت هزار سال پیش از میلاد در سراسر خاک ایران کمتر نقطه ای یافت می شد که در آن جنگل و مراتع طبیعی نباشد. اگر غیر از این بود تمدن عظیم آریایی در ایران بوجود نمی آمد.
کرونین
بن نوشت:
دائرة المعارف مردمان جهان - نوشته ی عبدالحسین سعیدیان - انتشارات علم و زندگی
به نقل از سایت مرد آریایی
يک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به
جديت هرچه تمام در حال تايپ
بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.
روباه: خرگوش داری چيکار میکنی؟
خرگوش: دارم پايان نامه مینويسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چی هست؟
خرگوش: من در مورد اينکه يک خرگوش چطور می تونه
يک روباه رو بخوره، دارم
مطلب مینويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسی میدونه که خرگوش
ها، روباه نمیخورند.
خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم اين
رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و
بعد از مدتی خرگوش به تنهايی
از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه
داد.
در همين حال، گرگی از آنجا رد میشد..
گرگ: خرگوش اين چيه داری مینويسی؟
خرگوش: من دارم روی پايان نامم که يک خرگوش
چطور می تونه يک گرگ رو
بخوره، کار می کنم.
گرگ: تو که تصميم نداری اين مزخرفات رو چاپ
کنی؟
خرگوش: مساله ای نيست، می خواهی بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتی به تنهايی برگشت و به کار خود
ادامه داد.
حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان های
روباه و در گوشه ای ديگر
موها و استخوان های گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوی هيکلی در حال تميز
کردن دهان خود بود.
نتيجه:
هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد
هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوری در
مورد پايان نامهتان داشته باشيد
آن چيزی که مهم است اين است که استاد راهنمای
شما کيست؟
راه وجود دارد که امكان برخورداري از يک زندگي شادتر و سالمتر را بيشتر مي كند. روشهاي ديگري را نيز ميتوان به اين فهرست اضافه کرد امابراي شروع، بهتر است با همين 31توصيه شروع کنيد. بسياري از شيوههايي که در اينجا ذکر ميکنيم در مجلههاي علمي معتبر به چاپ رسيده است و اهميت ندادن به آنها ممکن است سلامت جسمي و روحي شما را تهديد کند.
قهرمانهاي سلامتي کساني هستند که هر روز صبحانه ميخورند.تحقيقات نشان ميدهد اين افراد ويتامين و مواد معدني بيشتري نسبت به کساني که صبحانه را از وعدههاي غذايي خود حذف کردهاند دريافت ميکنند و در مقابل، کلسترول و چربي کمتري دارند. نتيجه اش هم اغلب داشتن اندامي متناسبتر و سالمتر است.
صبحانه ميتواند علايم گرسنگي را تا زمان صرف ناهار به تاخير بيندازد و اشتياق به شکلات و شيريني را کاهش دهد.تحقيقات نشان ميدهد کساني که عادت به خوردن صبحانه دارند نسبت به ساير افراد کمتر در معرض خطر ديابت و اضافه وزن هستند.گنجاندن غلات و حبوبات در صبحانه سبب ايجاد شرايط بهتري براي گريز از خطرهاي جسمي و ذهني ميشود. خوردن صبحانه هوشياري و توجه کودکان را افزايش ميدهد و سبب ميشود نتايج بهتري در تستهاي مختلف به دست آورند. براي خيليها خوردن صبحانه به معني از دست دادن زمان خواب است.اين افراد ميتوانند صبحانه خود را با خود به سرکار ببرند و هنگام وارسي ايميلها يا آمدن ارباب رجوع، صبحانهشان را -بدون بهانه- ميل کنند!
2 . به اندازه کافي بخوابيد
3. ماهي، امگا 3و اسيدهاي چرب را به غذاي خود اضافهکنيد
انجمن قلب آمريکا، مصرف ماهي را 2 بار در هفته توصيه ميکند. ماهي جز اينكه منبعي غني از پروتئين است، حاوي امگا 3 و اسيدهاي چربي است که خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي را کاهش ميدهد. برخي از ماهيها مانند ماهي خالمخالي، ساردين، شاهماهي و ماهي آزاد از منابع غني امگا 3 و اسيدهاي چرب هستند. علاوه بر کمک به سلامتي قلب، شواهدي وجود دارد که امگا 3 و اسيدهاي چرب از فعاليت اضافي سيستم دفاعي بدن جلوگيري ميکنند و با اينکه اين موضوع هنوز در حال بررسي است ولي ظاهرا ارتباطي بين دريافت بيشتر امگا 3 و کاهش احتمال آلرژي، تنگي نفس، اگزما و بينظمي در سيستم ايمني بدن وجود دارد.
4. چاي بنوشيد
چاي بدون کافئين بهتر است. کافئين سبب از دست رفتن آب بدن ميشود و نوشيدنيهاي شيرين سبب اضافه شدن وزن ميگردد.برخي معتقدند چاي عاملي براي تقويت حافظه، جلوگيري از سرطان و بيماريهاي قلبي است. البته هنوز اطلاعات کامل و کافي براي پذيرفتن اين اعتقاد وجود ندارد؛ اما شک نداريم که يک ليوان چاي خنک در يک روز گرم انرژي تازهاي به شما ميدهد. سعي کنيد چاي خود را با آب ميوه، دارچين، زنجبيل و يا ادويهها چاشني دهيد.
5. آب بنوشيد ومواد لبني مصرف کنيد
آب و شير از جمله مايعات ضروري براي حفظ سلامتي هستند و ميتوانند سبب پايين آمدن وزن شما شوند. نوشيدن آب سبب ميشود بدن، آب مورد نياز خود را به دست آورد.مفاصل نيز براي حرکت و اعضاي حياتي بدن براي صحيح کارکردن به آن احتياج دارند. اگر به اندازه کافي آب ننوشيد، بدن به هر مولکول آبي که پيدا کند متوسل ميشود. مولکولهاي ذخيره شده به صورت اضافه وزن ظاهر ميشوند و تنها زماني کاهش مييابند که آب به ميزان کافي به بدن برسد. از سوي ديگر، مصرف روزانه کلسيم براي محکم شدن استخوانها و دندانها مفيد است. مطالعات نشان ميدهند که مصرف کلسيم از فشارخون، سنگ کليه، بيماريهاي قلبي و سرطان جلوگيري ميکند. در زمينه کاهش وزن، مصرف 3 ليوان حاوي 176 گرم شير کم چربي يا بدون چربي سبب تسريع در از بين رفتن چربيهاي بدن و ايجاد ماهيچه ميشود. مصرف روزانه لبنيات قسمتي از برنامه تعادل در کاهش کالري است.
6. خودتان را سرگرم کنيد
سرگرميها در کنار آرامشبخش بودن، لذتبخش هم هستند. سرگرمي ممكن است تماشاي پرندگان، ورزش کردن، خريد كردن يا راه رفتن در پارک باشد. اين لذت ميتواند به ما کمک کند تا زندگي سالمتري داشته باشيم. سرگرميها حتي ميتوانند در کم کردن وزن هم موثر باشند.داشتن سرگرمي اشتياق بيشتري را در ما ايجاد ميکند و جهت فعالانه بيشتري به زندگي ميدهد.
7. ورزش کنيد
همه ميدانند که فعاليتهاي بدني فوايد بسياري دارد و متاسفانه هنوز هم بسياري از مردم از ورزش دوري ميکنند.آمارها نشان ميدهد بيش از 60 درصد مردم به صورت روزانه و مرتب ورزش نميکنند. با توجه به نياز شما به ورزش و تحرک، فوايد ورزش را که در انجمن ملي سرطان آمريکا مطرح شده مرور ميکنيم:به کنترل وزن کمک ميکند.سبب سلامتي استخوانها، مفاصل و ماهيچهها ميشود.سلامت رواني را ارتقا ميبخشد.مرگ ناشي از بيماريهاي قلبي را کاهش ميدهد.از مرگ نابهنگام و زودرس جلوگيري ميکند.
8.از نخ دندان استفاده كنيد
دندانپزشکان ميگويند: نخ دندان کشيدن 4 تا 6 سال به عمر شما ميافزايد. مايکل روزن، دندانپزشک آمريکايي، در كتاب خود از نخ دندان کشيدن در کنار ورزش و کنار گذاشتن سيگار، به عنوان يکي از مهمترين فعاليتهاي روزانه نام ميبرد و معتقد است اين عوامل ميتوانند سبب طولانيتر شدن عمر شود. سخنان روزن ممکن است سبب تعجب برخي از افراد شود اما ارتباط بين سلامت و بهداشت دهان با تندرستي سيستم کلي بدن، دور از تصور هم نيست.
ريچارد پرايس، مشاور مصرف کنندگان انجمن امور مربوط به دندان آمريکا، ميگويد: «دهان بخشي از بدن است. دندانها منبعي از خون دارند و اين منبع خون از قلب ميآيد. تحقيقات نشان ميدهد که باکتريهايي که پلاک دندان را ايجاد ميكنند وارد جريان خون ميشوند. اين باکتريها به اين ترتيب، ممکن است سبب انسداد رگهاي خوني شوند و بيماري قلبي ايجادکنند.» مطالعات ديگر نشان ميدهد که بين باکتريهاي دهان با ديابت، تولد زودرس و وزن کم هنگام تولد هم ارتباط برقرار است. علاوه بر کاهش بيماريها، نخ دندان و مسواک کردن ميتواند دندانهاي شما را سفيد و دستنخورده حفظ کند و علاوه بر زيبايي، در جويدن، خوب صحبت کردن و خنديدن نيز به شما کمک کند و جايگاه و وقار شما را بالاتربرد.
9.از پوست خود محافظت کنيد
پوست ما از هنگام تولد شروع به پير شدن ميکند و طبق گفته آکادمي پوستشناسي آمريکا بهترين روش براي جوانتر ماندن و حفاظت از پوست، دوري از آفتاب است. اشعه ماوراي بنفش خورشيد ممكن است سبب ايجاد چين و چروک، خشکي و نشانههاي پيري شود. اگر زياد در معرض آفتاب قرار بگيريد ممکن است دچار آفتاب سوختگي، تغييرات بافت پوست، گشاد شدن رگهاي خوني يا سرطان پوست شويد.
اجتناب از نور مستقيم آفتاب هميشه امکانپذير نيست ولي براي کاهش آسيب پوست، آکادمي پوست شناسي آمريکا مواردي را به شما توصيه ميکند.
- هميشه از ضد آفتاب با SPF معادل 51 يا بالاتر استفاده کنيد.
- کلاه لبهدار و لباسهاي محافظ بپوشيد.
عمدا آفتاب نگيريد.
سعي کنيد بين ساعت 10 صبح تا 3 بعداز ظهر در معرض آفتاب قرار نگيريد.
10. برنامهريزي كنيد
بدون شک کلمهاي بهتر از اين براي وارد کردن رفتارهاي سالم به زندگيمان وجود ندارد. يک برنامهريزي کوچک ميتواند باعث شود به هدف بزرگي برسيد. تغذيه سالم هرگز اتفاقي صورت نميپذيرد. حفاظت از پوست، داشتن دندانهاي سالم، کاهش وزن، ايجاد روابط اجتماعي و بسياري از رفتارهاي ديگر نياز به جايگيري در زندگي پر مشغله امروزي دارند.
مثلا براي داشتن تغذيه سالم، ميتوانيد فهرستي از غذاهاي جديد تهيه کنيد، به فروشگاه برويد، خودتان غذا درست کنيد و صبحانه و ناهار را فراموش نکنيد.
11. به روش سالم تغذيه کنيد
انجمن تغذيه آمريکا مصرف 5 بار ميوه و سبزي را در طول روز توصيه ميکند. اين غذاهاي گياهي ميتوانند کمک بزرگي براي افزايش سلامتي شما باشند؛ چرا که:
- خطر ابتلا به برخي سرطانها را کاهش ميدهند.
- علائم پيري را به تاخير مياندازند.
- سبب تقويت حافظه ميشوند.
- باعث افزايش سلامتي قلب ميشوند.
- سيستم ايمني بدن را بهبود ميبخشند.
براي آنکه بتوانيد ميوه و سبزيها را در مصرف روزانه خود قراردهيد. بهترين راه آن است که آنها را به صورت مختصر در بين وعدههاي اصلي غذاي خود بخوريد.براي حفظ سلامتيتان به ميوهها و سبزيها توجه کنيد. آنها کالري کمتر و مواد مقوي بيشتري دارند و بهترين زمان مصرف آنها زماني است که در بين وعدههاي اصلي غذاييتان احساس گرسنگي ميکنيد ولي مواظب باشيد هوسهاي متوالي را با نشانههاي گرسنگي اشتباه نگيريد؛ به خصوص اگر در حال رژيم هستيد.
12. روابط اجتماعي
برقرار کنيدسعي کنيد کارهاي خود را در گروههاي مختلف و با ساير مردم انجام دهيد. فعاليت گروهي براي سلامتي جسمي و روحي شما مفيد است.ديويد جنکينز، مولف کتاب راهنماي تغييرات معتقد است برقراري روابط اجتماعي فوايد بسياري دارد؛ از جمله:
- افزايش اطلاعات : ممکن است فکر کنيد خون دماغ، سرفه يا عطسه پي در پي حادثه مهمي نباشد ولي وقتي دوستي نزديک يا يکي از آشنايانتان از اين موضوع مطلع شود شما را ترغيب ميکند نزد پزشک برويد و اگر اين علايم مربوط به يک مشکل جدي باشد، آن وقت روابط اجتماعي توانسته زندگي شما را نجات دهد.
- همکاري و همفکري : دوستان و آشنايان ميتوانند کمک خوبي به هنگام احتياج باشند. آنها ميتوانند در آشپزي، تميزکاري و خريد کردن به شما کمک کنند. يا مثلا ميتوانند شما را به مطب دکتر برسانند.
- حمايت روحي و عاطفي : در ميان گذاشتن مشکلات با فردي قابل اعتماد ميتواند سنگيني آن را از دوش شما بردارد.
- ايجاد حس تعلق : اين احساس نه تنها ميتواند موجب تقويت شخصيت فرد شود بلکه موجب جلوگيري از ايجاد افسردگي و اضطراب ميشود.
ميتوانيد با پيادهروي و راه رفتن، فعاليت بدني را جزيي از زندگي روزانه خود کنيد. فقط حرکت کنيد. هنگام تلفن کردن، وقتي دندانهايتان را مسواک ميزنيد، وقتي به تماشاي مسابقه فوتبال پسرتان ميرويد، راه برويد. هر 20 قدمي که بر ميداريد، يک کالري در بدن شما ميسوزد. 8سال تحقيق روي 13 هزار نفر نشان داد که افرادي که در طول روز 30 دقيقه ورزش ميکنند نسبت به ساير افراد کمتر دچار مرگ زودرس ميشوند.فرصتهاي زيادي براي حـــرکت دادن پـاهايتان وجود دارد؛ مثلا ميتوانيد:
- به جاي آسانسور از پله استفاده کنيد.
- پياده به خريد برويد.
- به تماشاي مغازههاي مراکز خريد برويد.
- به جاي پيام دادن، از سر ميز بلند شويد و به ديدن همکارانتان برويد.
- به جاي ديدن دوستانتان در رستوران با آنها راه برويد و گپ بزنيد


ابوالفضل پورعرب
میگویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر میشود. اما به نظر من یكی از منظمترین و آنتایمترین بازیگران سینما و تلویزیون است. همین چند وقت پیش كه در یك سریال با او همكاری داشتم شاهد بودم كه سر ساعت میآمد و سر ساعت هم میرفت. حتی روزهایی كه احساس میكرد ممكن است به خاطر ترافیك دیر به لوكیشن برسد، زودتر از دیگران سر صحنه حاضر میشد. یكی از عادتهای پسندیده او این است كه به محض ورود به لوكیشن اولین نفری است كه با دیگران سلام و احوالپرسی میكند و جالب اینكه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تكتك آنها دست میدهد. معمولا با عوامل فنی میانهاش گرمتر از دیگران است چون اعتقادش بر این است كه آنها نسبت به دیگران زحمت بیشتری میكشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد میكند كه در كمتر از چند ثانیه به او علاقهمند میشوند. از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد میكند. پیشنهادهای اصلاحیاش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با كارگردان در میان میگذارد و اگر كارگردان پیشنهادش را رد كند بدون چون و چرا میپذیرد. یك جمله معروف دارد و آن اینكه «حرف اول و آخر را كارگردان میزند، چه درست باشد و چه غلط.»
اكبر عبدی
یكی از شوخ و شنگترین بازیگران سینمای ایران است. فقط كافی است از او بخواهید یك جمله در توصیف شخصیتی كه قرار است بازی كند برایتان بگوید. با شنیدن پاسخی كه میدهد همه اطرافیان حتی آنهایی كه احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده رودهبر میشوند. با عالم و آدم شوخی میكند و معمولا لهجه شیرین آذریاش به كمكش میآید تا دلنشینتر و شیرینتر جملات را ادا كند. البته ناگفته نماند كه گاهی هم عصبانی میشود. اما حتی زمانی كه عصبی و ناراحت است هم با جملاتی كه میگوید همه را به قهقهه میاندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فیلمی كه در آن بازی میكند به هر بهانهای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر میشود و این تاخیر مكررا اتفاق میافتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه حاضر میشود. برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها میداند.
علیرضا خمسه
برخلاف نقشهایش كه معمولا پرتحرك و با شوخی و خنده همراه است، سر صحنه فیلمبرداری معمولا جدی، باوقار و صد البته مانند نقشهایش دوستداشتنی است. البته جدی نه به معنای بداخلاق و بدعنق، بلكه یك جورهایی مودب است و سعی میكند كمتر شوخی كند. ضمن اینكه بسیار خوشصحبت است و معمولا اطرافیانش از همصحبتی با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومی بینظیرش لذت میبرند. حتی زمانهایی كه احتمالا شوخی هم میكند، حرفها و شوخیهایش مودبانه و بدون متلك و كنایه است. با مردم هم بسیار مودبانه حرف میزند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار میكند. در ضمن از روانشناسی بسیار بالایی هم برخوردار است. یكی از علایق مهمش ورزش صبحگاهی است.
محمدرضا گلزار
اصولا بازیگری است كه به آهستگی با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار میكند و رابطهاش با آنها در طول فیلمبرداری شكل میگیرد كه همیشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. كلمه معروف و محبوبش «عزیزم» است و آن را برای آنهایی به كار میبرد كه رابطه دوستی نزدیكتری با او دارند. از جنجالهایی كه در سالیان اخیر مطبوعات زرد برایش به پا كردهاند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجیح میدهد جواب آنها را با بیتوجهی و سكوتش بدهد. چند سالی است كه یكی از سحرخیزترین بازیگران سینما لقب گرفته است و خوشقولیاش حرف ندارد. به گفته خودش كه آن را در جاهای مختلف بیان كرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم این حرف او را میتوانید در اكرانهای خصوصی فیلمهایش و همچنین در پشت صحنه فیلمهایی كه لوكیشن آن در اماكن عمومی است مشاهده كنید. آنچنان برخورد دوستانهای با مردم دارد كه باورش برای بعضیها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش برای او لذتبخش است، اما از عكس انداختن با آنها معمولا طفره میرود. شاید یكی از دلایل آن تكثیر متعدد عكسهایی است كه از او و دیگران با فتوشاپ كار شده و در اینترنت قرار گرفته است. گوشی موبایلش یا اكثرا خاموش است یا در دسترس نیست و تنها راه ارتباط تلفنی با او اینگونه است كه... بگذریم، چون ممكن است برایش دردسرساز شود.
امین حیایی
بازیگر پرتحرك و پرانرژی سالهای اخیر سینمای ایران در پشت صحنه فیلمهایش نیز یك لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتی و در یك چشم برهم زدن با دیگران ارتباط برقرار میكند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پیشرفت در كارهایش را مدیون حمایتهای آنها میداند. در مواقعی كه در كوچه و خیابانها در حال فیلمبرداری هستند، دائما در حال خوشوبش و احوالپرسی و گفتوگو با افرادی است كه برای تماشای هنرنماییهای او و گروه فیلمبرداری به آن مكان آمدهاند. با هر گروهی كه در فیلمهای مختلف مشغول به كار میشود آنچنان ارتباط صمیمانهای برقرار میكند كه معمولا تكتك افراد گروه شیفته اخلاقش میشوند. یكی از منظمترین و منضبطترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است و بنا به روایات مختلف تا الان حتی نیم ساعت هم برای حضور سر صحنه فیلمبرداری به هر دلیلی تاخیر نداشته است. یكی از افتخاراتش این است كه از معدود بازیگرانی است كه در دهه اخیر اكثر قریب به اتفاق فیلمهایش در گیشه فروخته است و در پرونده كاریاش بالای پانزده فیلم پرفروش را به ثبت رسانده است.
پولاد كیمیایی
چهرهاش نشان میدهد كه جوان خشك و بدعنقی است. اما واقعا اینگونه نیست. پولاد از آن دسته بازیگرانی است كه وقتی از نزدیك با او برخورد میكنید متوجه خواهید شد چقدر نازنین، خوشبرخورد و مهربان است و همچنین احساس میكنید كه دوستی با او یك غنیمت است. اطلاعات عمومی و مخصوصا سینماییاش محشر و مثالزدنی است و فیلمهای روز دنیا و متعاقبا فیلمسازان مطرح را كاملا میشناسد. شاید دلیل اصلی این دانش او به تسلطش بر زبانهای انگلیسی و آلمانی برمیگردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فیلمها و خصوصا بازیگران مقابلش آنچنان دوستانه است كه فكر میكنید سالیان سال است با هم در یك خانواده زندگی كردهاند. البته ناگفته نماند كه معمولا ارتباط و صمیمیتش با جوانترها بیشتر است. دوست دارد بازی در فیلمهای سایر كارگردانها را نیز تجربه كند و شاید این مساله یكی از مهمترین دلایل حضورش در فیلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهیم شیبانی و همچنین سریال سفر به تاریكی ساخته فریدون جیرانی باشد. یك اندیشه بزرگ در سر دارد و آن اینكه در تلاش است تا با اندوختههایش كه بخشی از آن را از بازی در فیلمها كسب كرده است و بخش بیشتری از آن را از پدرش آموخته فیلمسازی را تجربه كند و در صورت موفقیت آن را ادامه دهد. افتخار میكند كه فرزند مسعود كیمیایی است.
اندیشه فولادوند
وقتی با او همكلام میشوید احساس میكنید كه با یك شاعره نهچندان جوان و باتجربه چندین و چند ساله روبهرو شدهاید. دیالوگهایش سرشار از اطلاعات عمومی است كه با سن و سال او جور درنمیآید. مودبانهترین جملات را برای گفتوگو با دیگران برمیگزیند و معمولا حرفهایش سرشار از دوستی و محبت است. تمام فیلمهایی را كه در آنها بازی كرده است، فیلمهای خوبی میداند. اما از بازی خود در هیچ فیلمی راضی نیست و متقاعد كردن او در این مورد بهخصوص كار بسیار دشواری است. معمولا افراد گروهی را كه با آنها كار میكند از اعضای خانواده خود میداند و افرادی را كه صمیمیت بیشتری با آنها برقرار میكند با عناوین دایی، خاله و... كه فقط مخصوص خودش است صدا میزند. یكی از دلایل كمكاریاش در سینما شاید به این برمیگردد كه تلفن همراهش اكثرا در دسترس نیست یا خاموش است و خیلی سخت میشود او را یافت. هنوز در بین مردم آنچنان شناخته شده نیست، اما همان تعداد كسانی كه او را از نزدیك میشناسند با هوش و ذكاوتش و همچنین ادبیات خاص او و برخوردهای محبتآمیزش آشنایی كامل دارند. او عاشق سفر است و شاید الان هم در سفر باشد.
دانیال حكیمی
با مطبوعات میانه خوبی ندارد و آن هم به این دلیل كه سال 77 یكی از ماهنامههای تخصصی سینما كه اكنون چند سالی است منتشر نمیشود، در ویژهنامه بازیگریاش به اشتباه تلفن منزل او را به جای تاریخ تولدش چاپ كرد و این اشتباه فاحش باعث شد تا مشكلات باورنكردنی و عجیب و غریبی در زندگی خصوصیاش برای او رقم بخورد و این خود دلیل قانعكنندهای است. چرا كه قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقی مانده است. حكیمی البته رفتارش با اهالی مطبوعات بسیار معقول و دوستانه است و خیلی محترمانه تقاضای آنها را برای انجام گفتوگو رد میكند. او معمولا با افراد شاغل در گروههای فیلمسازی نیز ارتباط تنگاتنگ و دوستانهای برقرار میكند و تقریبا با اكثر افراد حتی پس از پایان كار هم در ارتباط است. مردم هم در بیرون از محیط سینما او را دوست دارند و او نیز سعی میكند در حد معقول ارتباط دوستانه و صمیمانهای هنگام روبهرو شدن با آنها برقرار كند. او نیز یكی از افرادی است كه وقتشناسی برایش از اهمیت خاصی برخوردار است. بهطوری كه اگر احساس كند شاید دیرتر از زمان مقرر سر قرار كاریاش حاضر میشود نگران شده و با تماس تلفنی قبل از حضورش از طرف یا طرفهای مقابل عذرخواهی میكند. كه البته این نگرانی او اكثرا بیهوده بوده است و برخلاف اینكه احساس میكرده حضورش با تاخیر همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و این تنها از احساس مسوولیتش نسبت به دیگران سرچشمه میگیرد.
خدایا خیلی وقت حاله ما رو نمی پرسی نه زنگی نه پیام کوتاهی دریغ از یه میس کال ولی من همیشه بهت فکر می کنم. خوب شایدم تقصیر تو نیست سرت خیلی شلوق شده دیگه ما رو تحویل نمی گیری ولی اصلا اشکالی نداره مطمئنم یه روزی بالاخره میام پیشت واسه همین هیچی تو این بازی که ما رو انداختی توش ناراحتم نمی کنه. امیدوارم نامه من با پست سفارشی بهت برسه مستقیم دست خودت نه فرشته های زیر دستت . اخه احساس می کنم ناممو بهت نمیدن. خیلی دوست دارم
و مثل همیشه ، که عشف به خاطره ، به جعل خاطره اش بر می انگیخت
بر نینگیخت
و حتی مثل همیشه که به من شما می گفت
شما نگفت
و به راستی چه تفاوت می کند که سنگ آفتاب را
از لوتسرن فرستاده باشد یا برن
تنها من خوانده باشم ، یا ما همه
یک کلمه تغییر کرده باشد یا کلمه ها همه
اما البته تفاوت می کند که آن روز
تسلیتی از من شنیده باشد یا نه
یان اندوهی در چهره ام دیده باشد یا نه
همان روز همان یک بار که نزدیک آمد در کنارم ایستاد و بی هیچ اثری از سر گذشتی یا خبری از در گذشتی از کنارم دور شد
که بعدها دانستم ، که او نمی دانست ، که من از هما نمی دانم هم چنان که کنون نیز ، که دیگر زبان اش بسته است و به خاطره ها پیوسته است ، نمی داند که من هنوز خود را شما نمی دانم
و دریغا دریغ ، که دیگر نیست ، تا در گوش او هر دو تسلیت را یک جا چون دو گوهر سیاه در صدف بنشانم و بنشینیم و گوش هام را
آن چنان که او بارها به منسپرده بود به او بسپارم
بارها در آن شب ها که ما شب بیدارها با هم می بودیم می خواندیم
می شنودیم ، می خوردیم می نوشیدیم و من به او می گفتم که : رفیق ! همیشه نمی توان حتی با احتیاط از چراغ قرمز گذشت
اما او حتی وقتی که خون در پشت پوست اش چراغ می زد هیچ نمی اندیشید و همیشه با خنده می گفت : مگر شما خود بارها از آن قصاره ها نمی گفتید و از آن جمله ، یکی این که تا او آمد تو رفته ای ، پس چه وحشتی دارد گاهی که مرد و مرگ همدیگر را نخواهند دید
اما اگر آن ها همدیگر را دیده باشند ... ؟ آه
آه ... ! همسفر غمگین ام ! مانا تو بگو
چگونه خبر را بگیرم و نپذیرم وقتی که سنگ نیستم
خبر را زنم داد
آن چنان شکیبا
خونسرد
و با آن چنان شگردی زیبا که یک روز تمام طول کشید تا فهمیدم . اما جز زنم که دیگر چیزی نمی شنید گوشی نداشتم
که اندوهم را از آن
بیاویزم
و نه چاره ای جز این که گوشی را بردارم و با مادلن که شاید هم کنون در فنجان قهوه اش در لوتسرن به دنبال من می گردد ، خبر را در میان بگذارم و بگویم که او هرگز در انتظار تکسی نخواهد ماند
راستی مادلن ! یادت می اید می گفتم این کافه مرا همراه با صفحه ی اپرای کارمن به کافه مرمر جلفا می برد با خاطره ی بالت گایانه
وقتی که صحبت از سنگ آفتاب بود
و بعد در کنار آژانس اگزیستانس که ما ادامه دادم چه بسا او نیز هم کنون در خیابان نظر منتظر تکسی است . و تو گفتی : چه بسا سنگ آفتاب را هم در همین کافه برگردانه بوده است . یادت می اید ؟
خاطره ای که همیشه با ماست
که هنوز هستیم
و از میان ما ، من ، در هاله ای از اندوه او
که دیگر نیست
و اگر نه
پشت سنگ آفتاب برای همیسه خفته ست و گوشی را گذاشتم . و در گوش زنم که دشات آوازی غمنک می خواند گفتم : خامش
می شنوی ؟
گفتی : ها
گوش
صدای اوست انگار کسی به دیدارش رفته ست ، صدای اوست
می شنوی ؟ بشنو
تو
تو همه چهره هایی و هیچ یک از آن ها
چهره ی بی شمار دوشیزه : شما؟
آه ... شما ! شما ! شما
تو همه چهره هایی و هیچ یک از آن ها
ملوسینا ! لورا ! ایزابل ! هما
آه ... هما ! هما ! هما
هیوم :
خوشبختی پروانه است اگر او را دنبال کنید، ازشما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست .
مترلینگ :
خوشبختی بر سه اصل استوار است :
1- فراموش کردن گذشته
2- غنیمت شمردن حال
3- امیدوار بودن به آینده
ولتر :
خوشبختی خانوادگی طولانی ترین، محکم ترین و شیرین ترین خوشبختی هاست .
سامرست موام :
کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده وخوشبخت اید .
لابرویر :
قلبهای پاک، هیچگاه راحتی و خوشی را به خود نخواهند دید، زیرا خوشی و راحتی خود را در راه اعتلا و ترقی دیگران فدا کرده اند .
رنان:
سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست .
مونتسکیو :
ما همیشه دیگران را بیش ازحدی که خوشبخت اند تصورمی کنیم .
بودا :
هیچ خوشبختی بزرگتر از آرامش فکری نیست .
هرشل :
یکی ازراههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمت ها شکرگذارباشیم .
اپیکتت:
برای خوشبختی یک راه بیشتر وجود ندارد و آن کاستن ازنگرانی درباره چیزهایی است که مافوق قدرت ما قرار گرفته اند .
بیکن:
باید برای خوشبخت زیستن ، موقعیت های مناسب ایجاد کنیم نه اینکه در انتظارآن بنشینیم .
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی، اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قددرانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر بنده عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ... اگر روزمرگی را تغییر ندهی، اگر رنگهای متفاوت را به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قلبت را تندتر میکنند، دوری کنی ...
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی.
اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی ... .
|
اهرام مصر :
| ||




