تبليغاتX
هدیه برای دانش تو
هدیه برای دانش تو
مرکز بهترینها
نگارش در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط علی حامدی
ترجيح می دهم که صراحی های الماس احساسم، انديشه هايم، معانی طلای کلمات اهورائيم را که
رنگ

و طعم وحی دارد و لطافت الهام، همواره تا مرگ من پنهان ماند و حتی بشکنم و بدست اين نگاه ها و

 

 فهم های پير ُسرفه ای مسلول خر نيفتد. . . علــــی شریعــــ

نگارش در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط علی حامدی

اگر تنهای تنها شوم ٬ باز هم خدا هست ....

http://www.ka2.blogfa.com/

علي شريعتي در سوم آذرماه سال 1312 در مزينان، يك روستاي سنتي كوچك، كنار كوير، در نزديكي مشهد ديده به جهان گشود. گرچه پدرش نخستين معلم او بحساب مي‌آمد، اما او در سيستم آموزشي جديد در دبيرستانهاي ابن‌يمين و فردوسي مشهد هم تحصيل نمود، و در اين مراحل زبان عربي و فرانسه را نيز آموخت. علي با داشتن گرايش تدريس، به دانشسراي تربيت معلم وارد شد و پس از دوسال مدرك مربي‌گري گرفت. بدين ترتيب در سن 18 سالگي شغل معلمي را آغاز نمود كه تا پايان عمر عاشق اين شغل بود. در ادامة تحصيلات آكادميك، در سال 1337 از دانشگاه مشهد با احراز رتبة ممتاز با مدرك ليسانس ادبيات فارغ‌التحصيل شد. عطش پايان‌ناپذير او براي كسب دانش و آگاهي بيشتر هنگامي به اوج خود رسيد كه توانست با استفاده از بورس تحصيلي، از دانشگاه سوربن پذيرش بگيرد. پنج سال بعدي اقامت او در پاريس شايد سازنده‌ترين و مهمترين دوران گسترش و تعميق دانش و ديدگاه اجتماعي و فلسفي او بحساب مي‌آمد. مطالعه انديشه‌هاي گوناگون فيلسوفان و نويسندگان جديد و علاوه بر اين همكاري شخصي‌اش با بعضي از آنها باعث شد تا به تفكر بپردازد و انديشه‌هاي جديدي از خود ابداع كند. در سال 1342، در جامعه‌شناسي و تاريخ اديان، يعني مهمترين موضوعات مورد علاقه‌اش دكتري گرفت. پس از آن او دانش و آگاهي خود را در راه تحليل مشكلات سياسي ـ اجتماعي مردم و كشورش بكار برد و راه حل جديدي ارائه داد.

علي شريعتي در دوران نوجواني دردها، غم‌ها، رنجها، بدبختي‌ها و محروميت‌هاي مستضعفين را احساس كرد و خود نيز آنها را تجربه نمود. محيط اجتماعي دوران نوجواني‌اش با بي‌سوادي، خرافات، فقر، ستم، استبداد، سلطه خارجي و استثمار آميخته بود. بي‌توجهي دولت نسبت به فقر، و ايجاد يك سيستم غيرعادلانه، تاثير عميقي بر ذهن اثرپذير او بجاي گذاشت و باعث شد نفرت عميقي نسبت به اين سيستم پيدا كند.

علي شريعتي تا دوران جواني‌اش شاهد اوضاع نابسامان دو پادشاه سلسله پهلوي بود كه اقداماتشان كشور را به جانب اسارت سوق مي‌داد و مردم ايران را از سنتهاي قومي، فرهنگي و ارزشهاي خود بيگانه مي‌كرد. تا اين زمان، در نظام رسمي ارباب و رعيتي نسلي پرورش يافته بود كه به نحو عميقي مجذوب غرب و برخي از ايدئولوژي‌هاي مسلط آن شده بود. جوانان تحصيلكرده در اثر همين گرايشات تماس خود را با مذهب قطع كرده بودند.در دهة 30، هنگامي كه شاه و دولت او در ايران برنامة اصلاحات وسيع را آغاز كردند و عمداً ايرانيان جوان و تحصيلكرده را با پيشنهاد مشاغل جديد و همكاري با سيستم، به غير مذهبي بودن، تشويق مي‌كردند، دكتر علي شريعتي با دانش و آگاهي عميقي كه از گرايشات و انديشه‌هاي جديد داشت، در جهت مخالف اين جريان گام برداشت و اسلام را محور اصلي موضوع تعاليم خود قرار داد. او از همان آغاز دوران معلمي‌اش، و نيز در زماني كه هنوز نوجواني بيش نبود، نيروي خود را در راه تبليغ منطقي، علمي و مترقي اسلام صرف كرد. اين جنبه از زندگي او با تحولاتي همراه بود كه اولين و نخستين مرحلة آن با دوران دكتر محمّد مصدق همزمان شد كه طي آن ايرانيان ناسيوناليست و ضدامپرياليست سر برافراشته و كوشش كردند برتري خود را به اثبات رسانند. علي به همراه پدرش در مشهد، فعالانه در نبرد سياسي عليه نفوذ و سلطه بيگانه درگير شد. آنها در كانون نشر حقايق اسلامي، تعاليم قرآني را تفسير مي‌نمودند و عميقاً مورد بحث و بررسي قرار مي‌دادند. علي شريعتي يكي از معلمان كانون بود و سخنراني‌ها و نوشته‌هايش توجه شديد توده‌ها و روشنفكران را جذب كرد.

به دنبال سقوط و خلع دكتر مصدق، شريعتي از پيرامون به مركز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملي به رهبري آيت‌الله سيد محمود طالقاني، مهندس مهدي بازرگان و استاد يدالله سحابي پيوست. علي شريعتي يكي از سخنگويان و فعالان آتشين اين نهضتعليه سلطه و استثمار غرب در ايران بود. فعاليتهاي بيدارگرانه‌اش باعث دستگيري او در سال 1336 و انتقال فوري‌اش به زندان قزل‌قلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.

پس از قبول شدن در بورس تحصيلي، علي شريعتي براي مدتي دست از فعاليتهاي سياسي كشيد و براي ادامه تحصيلات عاليه به فرانسه رفت. او از اين دوران براي مطالعه جدي و نيز فعاليت علني سياسي در راه احقاق حقوق بشر و آزادي دموكراتيك در ايران، بهره‌برداري خوبي كرد. وي اندكي پس از رسيدن به پاريس به گروه فعالان ايراني نظير ابراهم يزدي، ابوالحسن بني‌صدر، صادق قطب‌زاده و مصطفي چمران پيوست و در سال 1338 سازماني بنام «نهضت آزادي ايران» (بخش خارج از كشور) بنيان گذاشته شد. حدود دو سال بعد شريعتي دو جبهه تحت نامهاي جبهه ملي ايران در آمريكا و جبهه ملي ايران در اروپا را تأسيس كرد. در جريان كنگرة جبهه ملي در ويس‌بادن (جمهوري آلمان فدرال) در اوت 1962، شريعتي با توجه به قدرت فكري‌ و قلمي‌اش، بعنوان سردبير روزنامه فارسي‌زبان جديدالانتشار ايراني در اروپا يعني «ايران آزاد» انتخاب شد. اولين شماره اين نشريه در 15 نوامبر 1962 منتشر گرديد. اين نشريه ديدگاههاي روشنفكران ايراني خارج و نيز واقعيتهاي مبارزات مردم ايران را منعكس مي‌كرد.

در سالهايي كه علي شريعتي در اروپا بود، بقدر كافي رژيم تهران را تحريك كرده و با خود به ضديت واداشته بود. معمولاً سياستمداري با يك چنين سابقه فعاليت ضد رژيم هرگز فكر بازگشت به ميهن را آنهم در آن زمان به ذهن خود راه نمي‌داد. در واقع هيچ‌يك از همكاران او در آن زمان به چنين كاري دست نزدند. اما دكتر شريعتي فطرت و شهامت ديگري داشت. او يك سياستمدار به تعبير ماكياوليستي آن نبود. فطرت معلمي او را برانگيخت و معتقد كرد كه در آن موقعيت، ميهن به دانش و تحصيل موفقي‌آميز دو دوره دكتري او نياز شديد دارد. بدين ترتيب وي در سال 1343 با يك سابقه پيشرفته آكادميك، و افق ذهني وسيع، پاريس را به مقصد ايران ترك كرد.

چنين بنظر مي‌رسيد كه دولت ايران ظاهراً از اين حركت خشنود شده است، چون از اين فرصت براي جلوگيري از تاثير و نفوذ شريعتي و نيز كنترل مؤثر فعاليتهاي او استفاده خواهد كرد. به همين خاطر لحظه‌اي كه دكتر به ايستگاه مرزي بازرگان در مرز ايران و تركيه رسيد، دستگير شد. اين امر به دستور مستقيم شاه صورت گرفت.  خبر دستگيري او با اعتراض شديدي چه در داخل و چه در خارج ايران مواجه شد و باعث محبوبيت و اثبات درستي راهش گرديد.

پس از شش ماه حبس، دكتر علي شريعتي آزاد شد و به تهران رفت تا ماموريت مورد علاقه و سخت خود را براي بيدار كردن توده‌ها از طريق گنجينه و ذخيره وسيع دانش تئوريك و عملي‌اش آغاز كند. اما دولت نيز به همين نحو مصمم بود نگذارد او زمينة بازي براي ايجاد پايگاه در پايتخت بدست آورد. و علي‌رغم برخورداري از يك سابقة عالي آكادميك و تجربة وسيع، و با توجه به وجود مشاغل وسيع در زمينة تدريس و تحقيق، باز هم نتوانست هيچگونه شغلي در تهران بدست آورد. شريعتي كه با موانع و محروميتهاي شديدي در تهران مواجه شده بود، راهي شهر بومي‌اش مشهد شد، اما حتي آنجا هم محدوديتها و قيد و بندهاي زيادي آشكار بود. بهرحال با مشقت بسيار توانست در «طرق» در نزديكي مشهد، يك شغل معلمي بدست آورد.

به تدريج دكتر شريعتي توانست ساعات اندكي از تدريس در كلاسهاي دانشگاه مشهد را به دست آورد. اما موفقيتهايش در همين ساعات كم، با حضور انبوه دانشجويان، و نيز دعوتهائي كه براي سخنراني از دانشگاههاي مختلف برايش مي‌رسيد، آشكار گرديد. بهرحال محبوبيت عظيمش بدليل پيامي كه به همراه خود آورده بود، از نظر رژيم قابل تحمل نبود و دانشگاه او را در سال 1349 هنگامي كه تنها 37 سال داشت، بازنشسته كرد.

اين رفتار خشونت‌آميز روحيه او را افسرده نكرد. بلكه برعكس عزم راسخ او را براي بالابردن روحيه و وجدان توده‌ها جزم كرد. بدين‌خاطر به تهران نقل مكان كرد، و از اين به بعد، حتي بيشتر از گذشته، به تعبير مجدد و تبليغ اسلام پرداخت. او ماموريت خود را با دلگرمي تمام با همكاري در حسينيه ارشاد آغاز نمود. و بدين ترتيب بود ه سلسله سخنراني‌هاي آزاد خود را پيرامون اسلام‌شناسي، جامعه‌شناسي و تاريخ اديان شروع نمود. جسارت او باعث شد كه برخلاف ساير حسينيه‌ها و مساجد، روزانه هزاران دانشجو، كارگر و زن‌خانه‌دار براي استماع سخنان او به آنجا بيايند. همزمان با اين سخنراني‌ها، كتابها و جزواتي درمورد موضوعات اجتماعي و مذهبي، او وي نشر و توزيع مي‌گرديد. تعداد كلي سخنراني‌هاي منتشر شده‌اش به بيش از 200 مي‌رسد، كه در نوع خود بي‌نظير است. در كشوري كه هيچ كتابي جز قرآن تيراژش به 5000 نمي‌رسيد، كتابهاي شريعتي در 100000 نسخه به چاپ مي‌رسيد و اين بدون شرح بود!

بزرگترين اعتراضي كه از جانب دولت به شريعتي وارد مي‌شد، اين بود كه او به نسل جوان ايران جهتي تازه مي‌داد و آگاهي اسلامي را در آنهايي كه از مفهوم تمدن بزرگ موردنظر «شاهنشاه آريامهر» سرخورده شده بودند، زنده مي‌كرد. شاه چگونه مي‌توانست چنين مردي را تحمل كند؟ ساواك وارد عمل شد و بر تحولات جديد نظارت دقيق كرد. بدين‌ترتيب در يك هجوم ناگهاني در سال 1351، حسينيه ارشاد مورد حمله قرار گرفت و بسته شد، اما به كمك دوستان، شريعتي توانست بگريزد و مخفي شود. ساواك كه از يافتن او عاجز مانده بود، پدرش را دستگير نمود. اين عمل باعث رنجش و نگراني دكتر گرديد، و او در عوضِ آزادي پدرش، خود را تسليم نمود، اما تقاضاي او رد شد و پدر و پسر هردو محبوس گرديدند. بهرحال چندي بعد پدرش آزاد شد، اما علي شريعتي براي 18 ماه در زندان باقي ماند، و اعتراضات به وشع او در ايران و خارج مورد توجه قرار نگرفت.  بيشترين فشار براي آزادي او از سوي روشنفكران برجستة فرانسوي و الجزايري بر رژيم ايران وارد آمد. تا آنجا كه حواري بومدين رئيس‌جمهور الجزاير كه خود يكي از دوستان و تحسين‌كنندگان شريعتي بود، در جريان كنفرانس مارس 1375 اوپك در الجزاير دربارة دكتر شريعتي با شاه صحبت نمود و او را به آزاد نمودن دكتر ترغيب نمود. شريعتي به ظاهر آزاد شد، اما شديداً تحت كنترل بود. بزرگترين و مرگ‌آورترين مجازات‌ها براي او، كه همان جلوگيري از نوشتن و ايراد سخنراني بود، در اين سالها به او وارد شد.

شريعتي در جريان بازداشت آخر در معرض شكنجه قرار گرفت. سعي مي‌كردند كه او را وادارند از رژيم حمايت كند، او با شدت و قدرت هرچه تمام‌تر از اين كار خودداري مي‌ورزيد و مي‌گفت:«اگر همچون عين‌القضات شمع‌آجينم كنند، حسرت يك آخ! را بردلشان خواهم گذاشت». ساواك كه نتوانست بر او پيروز شود، براي بي‌آبرو كردن او يك طرح شيطاني ريخت. يك سري از نوشته‌هاي او ا در روزنامه كيهان منتشر نمود تا چنين وانمود نمايد كه شريعتي با شاه و رژيم او از در همكاري در آمده است. اما حتي سر توده‌ها را نيز نتوانستند شيره بمالند!

نوشته‌هاي شريعتي ممنوع‌الانتشار شد و خود او كاملاً از حقوق سياسي و اجتماعي محروم گرديد. بدين‌ترتيب او كه در محيطي خفقان‌آور بسر مي‌برد، به سنت صحيح اسلامي و به سبك پيامبر به فكر هجرت افتاد. اما دكتر براي خروج از كشور بصورت آبرومندانه‌اي سرِ ساواك را شيره ماليد. ساواك در پرونده‌هاي خود، او را بنام «شريعتي» مي‌شناخت، اما نام فاميل او در  شناسنامه، «مزيناني» بود. او پاسپورتي با نام «علي مزيناني» گرفت. شريعتي پس از گرفتن گذرنامه و اجازة خروج، براي ديدن خانواده‌اش از تهران به مشهد رفت، اما نقشة خود را آنقدر مخفي نگهداشت، كه حتي پدرش هم از آن مطلع نشد. به هرحال او با احتياط فراوان در 26 ارديبهشت ماه 1356، تهران را به مقصد بروكسل ترك نمود. نقشه اين بود كه همسر (پوران شريعت رضوي) و سه دخترش (سوسن، سارا و مونا) چند روز بعد در لندن به او بپيوندند، بعد از آن قرار بود تمامي اعضاي خانواده به آمريكا نزد پسرشان (احسان، كه در آن زمان در آمريكا مشغول تحصيل بود) بروند.

به احتمال زياد، دكتر شريعتي هنگام ترك ايران به اين مشكوك شد كه كسي او را تعقيب مي‌كند، به همين خاطر، هنگام فرود هواپيما در فرودگاه آتن، از آن پياده شد و پس از يك توقف 24 ساعته با يك پرواز ديگر عازم بروكسل گرديد. پس از دو روز اقامت در آنجا به لندن رفت تا از همسر و بچه‌هايش استقبال كند. اما چون ورود آنها براي چند هفته به تعويق افتاد، به پاريس نقل مكان كرد. بر طبق تازه‌ترين نقشه قرار بود خانواده‌اش در 28 خرداد تهران را ترك كنند. بدين خاطر براي ديدن آنها به لندن رفت. در طي تمامي اين مدت، دكتر چند بي‌احتياطي نمود، براي مثال مي‌توان از توقف كوتاه او در بروكسل، رفتن به پاريس، آخرين مبادلة پيام با خانواده‌اش اشاره نمود. اما شايد، آخرين اشتباه سرنوشت‌سازش هنگامي بود كه شخصاً به فرودگاه لندن رفت تا از خانواده‌اش استقبال كند. هيچكس نمي‌تواند به درستي بگويد كه در آن هنگام كه دو دخترش (سوسن و سارا) به او گفتند كه به مادر و خواهر كوچكشان اجازه خروج ندادند، دكتر چه حالي داشته است.

پدر و دو دختر به آپارتمانشان در ساتهمتون رفتند. آن شب پدر تا ساعت 3 بامداد با دخترانش صحبت كرد. بعد از آن به اتاقش رفت. صبح روز بعد، 29 خرداد ماه 1356، جسد او را كه به وضع اسرارآميز و مشكوكي در گوشة اتاق افتاده بود، پيدا كردند. هيچكس نگفته است كه اين مرگ طبيعي بوده، و در عين‌حال هيچكس مدركي مبني بر كشته شدن دكتر ارائه نداده است. اما مخالفان رژيم شاه به اتفاق آراء معتقد بودند كه عوامل و مأموران ساواك، دكتر علي شريعتي را از ميان برداشته‌اند. اما آنها كه او را مي‌شناختند و مي‌شناسند، و آنها كه تعريف درست شهادت را مي‌دانند، همگي بر اين امر صحه مي‌گذارند، كه او «شهيدِ شاهد» است.

نگارش در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط علی حامدی
دکتر شریعتی :

              ... وخدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ

           بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

                   و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

نگارش در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط علی حامدی

دکتر علی شریعتی :

تو می‌دانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواسته‌هایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشته‌ام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبرده‌ام. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو می‌كنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل می‌خندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خسته‌ام می‌درخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریه‌هایم احساس می‌كنم
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
 



« برای خراب کردن یک حقیقت خوب به آن حمله نکنید , بد از آن دفاع کنید . »

بیچاره شریعتی نمی دانست که دوستان معلوم الحالش بعدها دقیقا همین بلا را سر خودش خواهند آورد .

خدایش بیامرزاد .

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 توسط علی حامدی
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید

روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آنروز روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترین‌ها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزن
نگارش در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟ » بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ » چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»

نگارش در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"
نگارش در تاريخ جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

امواج زندگی را با آغوش باز پذیرا باش.

حتی اگر گاهی تو را به قعر دریا ببرد!

آن ماهی که همیشه بر سطح آب می بینی...

مرده است..!

نگارش در تاريخ جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

رد پا

یك شب مردی خوابی دید.

او در رویا دید كه در كنار ساحل رودخانه با خدا قدم می زند.

در سرتاسر آسمان صحنه هایی از زندگی اش نمایان می شد

و او در هر صحنه دو جفت جای پا روی ماسه ها می دید.

یكی متعلق به او و دیگری متعلق به خدا...

هنگامی كه آخرین صحنه زندگی اش در پشت سر او روشن شد، به ردپای روی ماسه ها نگاه كرد.

او متوجه شد كه بسیاری از مواقع در مسیر زندگی اش تنها یك جفت ردپا وجود دارد

و همچنین می دید كه این اتفاق در بدترین و غمگین ترین لحظات زندگی اش رخ داده است.

این موضوع او را بسیار رنجاند، پس در این باره از خداوند پرسید:

خدایا! می گفتی از آن هنگام كه تصمیم بگیرم از تو متابعت كنم، در تمام طول راه با من خواهی بود. اما من دیدم كه درطی رنج آورترین لحظات زندگی ام، تنها یك جفت ردپا روی ماسه ها بود. من نمی فهمم چرا آن هنگام كه بیشترین نیاز را به تو داشتم مرا ترك كرده ای؟ خداوند پاسخ داد:

پسرم، فرزند عزیزم، من تو را دوست دارم و هیچگاه ترا ترك نكرده ام.

در تمام لحظات امتحان و رنج تو،

 این یك جفت جای پا كه روی ماسه ها می دیدی،

ردپای من بود، زمانی كه تو را در آغوش خود حمل می كردم....

 

نویسنده ناشناس

نگارش در تاريخ جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

خطابه محمد رضا شاه پهلوی

در مقابل آرامگاه ابدی آورش بزرگ

پاسارگاد20 مهر ماه 1354

{  .....!.......}

كورش !

شاه بزرگ،

شاه شاهان،

شاه هخامنشی،

شاه ایران زمین،

از جانب من، شاهنشاه ایران،

و از جانب ملت من،

بر تو درود باد.

در این لحظة پرشكوه تاریخ ایران، من و همه ایرانیان، همه فرزندان این شاهنشاهی

كهن كه دوهزار و پانصد سال پیش بدست تو بنیاد نهاده شد، در برابر آرامگاه تو سر

ستایش فرود می آوریم و خاطرة فراموش نشدنی تو را پاس میداریم

همة ما در این هنگام كه ایران نو با افتخارات كهن پیمانی تازه می بندد، ترا بنام

قهرمان جاودان تاریخ ایران، به نام بنیانگذار كهنسال ترین شاهنشاهی جهان، به نام

آزادی بخش بزرگ تاریخ، به نام فرزند شایستة بشریت، درود میفرستیم.

كورش!

ما امروز در برابر آرامگاه ابدی تو گرد آمده ایم تا بتو بگوئیم:

آسوده بخواب كه ما بیداریم،

و برای نگاهبانی میراث پرافتخار تو همواره بیدار خواهیم بود.

سوگند یاد میكنیم كه آن پرچمی را كه تو دوهزار و پانصد سال پیش برافراشتی

همچنان افراشته و در اهتزاز نگاه خواهیم داشت.

سوگند یاد میكنیم كه بزرگی و سربلندی این سرزمین را بعنوان ودیعه ای مقدس كه

گذشتگان ما به ما سپرده اند با اراده ای پولادین حفظ خواهیم كرد، و این كشور را

سربلندتر و پیروزتر از همیشه به آیندگان خویش خواهیم سپرد.

سوگند یاد میكنیم كه سنت بشر دوستی و نیك اندیشی را كه تو اساس شاهنشاهی

ایران قرار دادی، همواره پاس خواهیم داشت و همچنان برای مردم جهان پیام آور

دوستی و حقیقت خواهیم بود.

در این بیست و پنج قرن، كشور تو و كشور من، شاهد سهمگین ترین حوادثی شد

كه در تاریخ جهان برای ملتی روی داده است، و با اینهمه هرگز این ملت در برابر

دشواریهای گران سر تسلیم فرود نیاورد.

در طول دوهزار و پانصد سال، هر وجب از خاك این مرز و بوم با خون دلیران و

جانبازان ایران زمین آبیاری شد، تا ایران همچنان زنده و سربلند بماند، بسیار كسان

بدین سرزمین روی آوردند تا آن را از پای در آورند، اما همة آنان رفتند و ایران بر

جای ماند و در همة این مدت، علیرغم تیرگیها، این سرزمین فروغ جاودان همچنان

تجلی گاه اخلاق و كانون ابدی اندیشه باقی ماند. اكنون ما در اینجا گرد آمده ایم تا

با سربلندی به تو بگوئیم كه :

پس از گذشت بیست و پنج قرن، امروز نیز مانند دوران پر افتخار تو، نام ایران در

سراسر گیتی با احترام و ستایش بسیار در آمیخته است.

امروز نیز همانند عصر تو، ایران در صحنة پر آشوب جهان پیام آور آزادگی و بشر

دوستی و پاسدار والاترین آرمانهای انسانی است.

مشعلی كه تو بر افروختی و در طول دو هزار و پانصد سال هرگز در برابر

تندبادهای حوادث خاموش نشد، امروز نیز فروزان تر و تابناك تر از همیشه در این

سرزمین نورافشان است، و فروغ آن همچون دوران تو، از مرزهای ایران زمین

بسیار فراتر رفته است.

كورش !

شاه بزرگ،

شاه شاهان،

آزادمرد آزادمردان و قهرمان تاریخ ایران و جهان،

آسوده بخواب، زیرا كه ما بیداریم و همواره بیدار خواهیم بود.

محمد زضا هر چه که بود دوست دار تاریخ و فرهنگ ایران بود
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 توسط علی حامدی

خوب اين مطلبيه كه به درد همه ي وبلاگنويسان و سايت داران ميخوره . يا حتي بگم براي موفق بودن يك وبلاگ يا سايت ضروريه كه اون سايت در موتور جستجو گر ثبت باشه تا در هنگام جستجوي كاربران ، مطالب سايت رديف بشه كه اين امر يكي از مهمترين دلايل افزايش آمار بازديده .

مخصوصا در مورد وبلاگ نويس ها كه بسيار مايلند كه آمار بازديد خود رو افزايش بدن . مسلما مشخصه كه وقتي يك وبلاگ در موتورهاي جستجو گر ثبت نيست ، تنها راه ورود و آشنا شدن با اون وبلاگ لينكهاييست كه در بقيه ي جاها به اون داده شده يا اينكه يه نفر از بازديدكنندگان دائمي اون باشه .

با اين وضع بعيده كه آمار وبلاگ از 200 بازديد در روز بيشتر شه .

ولي با ثبت وبلاگ در موتورهاي جستجو ( كه معروفترين اونها MSN ،Yahoo ، Google هستن  ) آمار بازديد چندين برابر بيشتر ميشه .

من امروز قصد دارم شما رو با ثبت وبلاگ يا سايت در سه موتور جستوگر معروفِ Yahoo ، Google و MSN  آشنا كنم و طريقه ي ثبت وبلاگ خود در اين موتورهاي جستجوي معروف رو آموزش بدم .

 

خوب براي ثبت آدرس خود در موتورهاي جستجوگر كه باعث افزايش آمار بازديده شما ميشه به موارد زير دقت كنيد :


 

ثبت آدرس در موتور جستجوي گوگل :   

براي ثبت آدرس وبلاگ خود در موتور جستجوي گوگل ابتدا به آدرس زير برويد :

http://www.google.com/addurl/?continue=/addurl

 

 

سپس در قسمت Url آدرس سايت يا وبلاگ خود  و در قسمت Comment يه توضيح مختصر از سايتتون رو  بنويسيد . كدعكس رو هم وارد كنيد و Add Url رو كليك كنيد . آدرس شما هم اكنون ثبت شد ولي يكي دو ماهي طول ميكشه تا وارد موتور بشه .

 


 

ثبت آدرس در موتور جستجوي ياهو :   


براي ثبت آدرس وبلاگ خود در موتور جستجوي ياهو ابتدا به آدرس زير برويد :

http://submit.search.yahoo.com/free/request

 

سپس با آيدي ياهوي خود وارد شويد . در صفحه ي بعد در قسمت Enter the Url for your Page آدرس وبلاگ يا سايت خود را وارد كرده و اينتر بزنيد .

 


 

ثبت آدرس در موتور جستجوي MSN :   

براي ثبت آدرس وبلاگ خود در موتور جستجوي MSN ابتدا به آدرس زير برويد :

http://beta.search.msn.com/docs/submit.aspx

 

 در مكان مشخص كدعكس رو وارد كنيد و در قسمت Type the URL of your homepage آدرس وبلاگ يا سايت خود را وارد كرده و Submit Url را كليك كنيد .

 


توجه داشته باشيد كه پس از وارد كردن Url شما در اين موتورها مدتي طول ميكشه تا آدرس شما در موتور ثبت بشه .

 

با تشکر از مونا

http://bezantorag.blogfa.com/

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 توسط علی حامدی
هيچکس نيست که با من باشد
و تو از راه نمي آيي باز
کوچه ها خاموشند
کوچه ها یی که تو هر روز از آن مي گذشتي آرام
و به من با لبخند وعده صبح دگر مي دادی
کوچه ها دلگيرند
بوی عطر تن تو نيست که پيچد در راه
گرمي خنده تو نيست که ريزد بر دل
و تو از راه نمي آيي باز
بي تو در من رنجي است
مثل گم گشتن چيزی در وهم
بي تو در من درديست
که مرا مي کاهد
و کسي نيست که با من باشد
کوچه ها دلگيرند
کوچه هايي که تو را هر بار
در خاطر من مي آرند
و تو از راه نمي آيي باز
بي تو رنجي است از آن کوچه گذشتن...

 ممنون از خانم طیبه

نگارش در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد 1387 توسط علی حامدی

هر چیزی را  که  عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
یک - باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید
دو - آنها را از بین ببری
نگارش در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد 1387 توسط علی حامدی
باورها و تاثیر فوق العاده عجیب آنها 


 

 
قبل از هر کس خودم خطاب این جریانی هستم که برایتان بازگو میکنم
آزمايشي را در « هاروارد يونيورسيتي » انجام دادند :80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب
كردند . يك شهرك را به دور از هياهو مانند با 40 سال پيش ساختند . غذاهاي 40 سال پيش
در اين شهرك پخته ميشد . خط روي شيشه هاي مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فيلم هاي
قديمي ، اخباري كه از راديو و تلويزيون پخش ميشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد
اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش كردند :تعداد موي سر ، رنگ موي سر ، نوع استخوان ،
خميدگي بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، ميزان فشار خون ... بعد اين 160 نفر را به
داخل اين شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الي 6 ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست مي ايستادند
، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان
، رنگ موهاي سر شروع به مشكي شدن كرد ، چين و چروكهاي دست و صورت از بين رفت ...علت چه بود ؟
خيلي ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .
انسانها همان گونه كه باور داشته باشند مي توانند بينديشند . باورهاي آدمي است كه در هر لحظه
به او القا ميكند كه چگونه بينديشد . اصولا فرق بين انسانها ، فرق ميان باورهاي آنان است . انسانهاي
موفق با باورهاي عالي ، موفقيت را براي خود خلق ميكنند. انسانهاي ثروتمند ، باورهاي عالي و
ثروت آفرين دارند كه با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت
ميروند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود ميرسند . قانون زندگي قانون باورهاست
. باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيتهاي بزرگ است . توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي كند .
انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق ميكنند . دستاوردهاي شما را در زندگي باورهاي شما ميسازند .
زيرا باورها تعيين كننده كيفيت انديشه هاست و انديشه ها عامل اوليه اقدامها و اقدامها عامل اصلي
نگارش در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد 1387 توسط علی حامدی
کاش مي امدي و ميديدي
بي تو يک شاخه پاييزي تنها هستم!
ميزبانش همه باد
ميهمانش همه خاک
من در انديشه رگبار سپيدي هستم.
که فرو مي بارد به سرم زاسماني غمناک
نگارش در تاريخ جمعه دهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
بعضي اوقات به خود مي گوييم كه زندگي مان همين است
كه هست و تا هميشه همين گونه ادامه خواهد داشت
با باز نگري درنحوه تفكرو ا حسا سمان زندگي خود را متحول سازيم :
{
باورهاي غلط} مجبوريم همان گونه احساس كنيم كه باشيم و انتخاب ديگري نداريم.
{
باور هاي درست} بر خلاف تصور انتخابهاي متعددي داريم پس انتخاب كنيم .
-------------------
{
باورهاي غلط} اشخاس ويا چيز هاي ديگر سبب مي شوند كه چنين احساسي داشته باشيم.
{
باوهاي درست} ممكن نيست ؛ نبايد افراد يا چيزهاي ديگر احساسمان را در دست بگيرند.
----------------------
{
باورهاي غلط} خودمان را نمي توانيم قبول كنيم به شرط اين كه افراد ديگر تاييدمان كنند.
{
باورهاي درست} تفكرمان را تغيير دهيم مهم وضروري نيست كه همه مارا تاييد كنند يا نه.
--------------------
{
باورهاي غلط} احساس بي ارزشي مي كنيم اگراشتباهي مرتكب شويم نمي توانيم
ديگركاردرستي راانجام دهيم .
{
باورهاي درست}چون ماجايزالخطا هستيم و همه اشتباه مي كنيم پس مثل
ديگران حق اشتباه كردن را داريم.
---------------------
{
باورهاي غلط} مي توانيم رفتارها و احساسات ديگران را كنترل كنيم.
{
باورهاي درست} تلاش نكنيم رفتارهمه ي افراد را تحت كنترل خود درآوريم
چون فقط مي توانيم رفتار خودمان را كنترل كنيم..
---------------------
بياييم روش فكر كردنمان را تغيير دهيم به (خود) و رفتارهاي خويش متمركز شويم
آن وقت احساس و افكار مانسبت به زندگي و همه چيز عوض خواهد شد
ودر پايان بايد گفت كه :
وز حادثه ي زمان زاينده مترس وزهرچه رسدچونيست پاينده مترس
اين يكدم نقدرابه عشرت بگذار از رفته مينديش و ز آينده مترس
 
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

پنجرۀ رو به تپه


دختر، پنجره را گشود. چند بار نفس عمیق کشید. نسیم صبحگاهی روی پوست
لطیف و شاداب صورتش نشست. هوس درتن نیمه لختش سُرید. فکر هماغوشی به سرعت ازنظرش گذشت. یادِ بوسه ها دردلِ سحرگاهان، کنار چادر در بالای تپه در ذهنش شکل گرفت. داغ شد. وسوسه اش گرفت. دستش لغزید روی سینه ش. با کف دست نرمای داغش را مالش داد. امتداد نگاهش سوی تپۀ بلندی رفت که آفتاب، از لای درختان یربرگ جنگلی سرک میکشید. بخاری شیری رنگ ازپای درخت چناز رو به آسمان میرفت.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

نامزدیِ مستانه


زیر سایبان ایستاد. خیابان را نگاه کرد که درآن تند باد باران، زمین و آسمان خیس بود وسیاه. به صدای ترمز ماشین، سگی بی هوا درعرض خیابان دوید تا رسید به پیاده رو. ایستاد. درحالیکه به تندی نفس میزد چشم دوخت به تماشای عده ای که در وسط خیابان روی سکوی عابران، منتظر سبز شدن چراغ عابر پیاده بودند. چراغ سبز شد. حیوان، با دیدن پیرزن آرامش خود را باز یافت. زن باعجله دوید طرفش. به زحمت خم شد، دستی به سر وصورت خیس حیوان کشید. سگ را بغل کرد وبوسید و بعد به دلجویی و ملامتش پرداخت. سگ، اما، تنِ ترسیده و کوچک خود را تکاند و آرام آرام درآغوش گرم خانم فرو میرفت که وارد رستوران شدند

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

جان و سگ هایش


اول بار درپارک محله دیدم، با چند سگ از نژادهای گوناگون دراطرافش. خیره شده بود به دختر جوانی با یک سگ سفید خال خالی که تازه انگار ازآرایشگری آورده بود برای گردش . چند قدمی نزدیکش شد با لبخندی نگاه به سگ گفت خیلی زیباست! دختر با لبخند ملیحی پاسخ داد: فلور!
- پس دنبال شوهره؟
و...

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

قضاقدری


با فکرهای قضا قدری زنگ آپارتمان را فشارداد. با کمی تآخیر صدای ظریف زنانه ای که نفس نفس میزد پرسید: بلی؟
منزل آقای تجاری ؟
بلی بفرمائید شما ؟
سلام عرض میکنم خانم من سهراب هستم .
آقا تشریف ندارن رفتن مسافرت چهارپنج هفته دیگه برمیگردند.
میخواستم ببینم ...
و...

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

اشتباه!



به سرو صدای خفیف ومشکوک که از طبقۀ پایین به گوشش خورد، نفسش را حبس کرد و به دقت گوش خواباند. با دلهره و تردید بلند شد روی تخت نشست. وقتی مطمئن که پائین خبرهایی هست، درتاریکی و سکوت لحظه ای به فکر فرورفت. با تصمیم ناگهانی کاپشن ش را پوشید. درحالیکه خود را به دیوار پله های راهرو چسبانده بود با احتیاط پا روی پله ها گذاشت و پایین رفت. سایۀ چهارنفر را دید که اثاث خانه را بیرون میبردند و درون کامیونی که چسبیده به در خانه پارک شده بود میکردند.
و..

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

ماجرای یک تابلو!


عکاسخانۀ سپهر، در حوالی میدان مخبرالدوله تهران، درطبقه اول ساختمانی بود که وقتی ازپله ها بالا میرفتی در رو برویت تابلوئی زیبا، با این یک بیت شعر با خط درشتِ خوش نویسی گمنام، جلب توجه میکرد :

هرکه پولی داد و ما انداختیم از شما دادن ز ما انداختن !

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

اولنگ | رضا خسروزاد

                                                                  
ماه هاست که گزارش اتفاقات روزانه ام یکنواخت شده است.حالا تمام زندگی برایم فراغتی بعد ازشام، نوشیدن لیوانی چای و بیدار نشستن بی دلیل تا اذان صبح شده است. به نظر کار خودم را کرده ام،بارم را بسته ام. حقوق اعمال نیک و بدم هم که محفوظ است بعید به نظر می رسد که کنجکاوی هم بتواند نگاه داردم.
و...

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
 
محمد علی سپانلو/ علی نادری

دو شعر از محمد علی سپانلو و درنگی بر شعر «سکوت طولانی»‌ی او

عید در آسمان بیگانه

از فراز این برج‌‌ها، بی‌حساب، نمی‌توان در آسمان بیگانه

پرواز کرد شبیه ارواح در فیلم‌های خیالی

و دید که سوسکِ چراغ‌دار همان موتور سیکلت است

                                                 در عالم تبدیل...

 

 

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
مهام میقانی

داستان: یخ و زرده‌ی تخم مرغ


در زمستان سالی که به خاطر سرمای بی‌سابقه و بارش برف گاه و بی‌گاهش، خوشبخت‌ترین مردم روی زمین بودیم؛ مجبور بودم سه روز در هفته به دندانپزشکی بروم، روی تخت سفید اهرم‌‌دار دراز بکشم و هفته‌ای سه روز دهانم را تا جایی که می‌توانستم باز کنم و دندان‌های خراب و حلق سیاه و زبان پُر زخم و تاولم را نشان دکتری بدهم که هیچ کدام از این‌ها برایش اهمیتی نداشت و حالش را به‌هم نمی‌زد.

و...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
آرمان سلاح ورزی

داستان: مالدورور


من کنت لوترهآمون بودم و در به در پی زن ایدهآل. چه ماجراها که آدم تو جستوجوی زن  ایدهآل باهاشان برخورد نمیکند. سه زن را دیده بودم که روی ماه راه میرفتند. ماه بابت نقش رد پاهاشان کاغذ دیواری گردی بود.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
س. محمود حسینی زاد

داستان: پَرسه با چشم‌های نمناک


فقط برای این لحظه است که صبح زود، آفتاب نزده در زمستان و آفتاب پهن نشده در تابستان، بیدار می‌شود و بلند. کش و قوسی می‌رود که مثلأ ورزش کرده. می‌رود زیر آب سردِ سرد دوش و نفسش می‌گیرد، اول؛ بعد نفسی عمیق می‌کشد، چندبار. از حمام بیرون می‌آید و چند دقیقه‌ای راه می‌رود تا رطوبت پوست خشک شود. لباس می‌پوشد. با زن که بیدار شده و چای گذاشته، صبحانه می‌خورد و گاهی با یکی از بچه‌ها، که بیدار شده چون کلاس فوق‌العاده دارد در مدرسه یا دانشگاه؛


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
علیرضا بهنام

داستان: اتاق سیاه


داشتیم تخمه می‌شکستیم که بصیر آمد توی اتاق سیاه. تخمه‌شکستن یک عادت بود. ما هم عادت کرده بودیم به خودمان بگوییم ما. پس وقتی بصیر آمد توی اتاق تخمه‌شکستن معنایش عوض شد. ما هم همین‌طور. حالا ما تبدیل شده بودیم به آنها و اتاق سیاه شده بود جایی که آنها تویش نشسته‌اند و دارند تخمه می‌شکنند. درست‌تر این است که بگوییم داشتند تخمه می‌شکستند چون که با ورود بصیر از تخمه‌شکستن ما تنها بویی چسبناک توی فضا باقی مانده بود که همراه با پوست تخمه‌های توی پلاستیک وسط اتاق بخشی از تعریف اتاق سیاه می‌شد توی ذهن بصیر.

با این تعریف جدید اتاق سیاه یک اتاق بود مثل اسمش سیاه. اتاق نور نداشت تنها منبع نوری که باعث می‌شد بصیر بتواند آنها را ببیند چراغ کوچکی بود به رنگ قرمز که روی صورت‌های آنها نور می‌تاباند.

بصیر هم کسی بود که آمده بود توی اتاق سیاه. آن‌هم درست وسط تخمه‌شکستن آنها و همین باعث شده بود بصیر چیزی به تعریف اتاق سیاه اضافه کند.

احتمال اول:

بصیر نام خودش را از دست می‌دهد می‌آید می‌نشیند کنار ما . بوی چسبناک اتاق از حفره‌های بینی‌اش کم کم نفوذ می‌کند به عصب‌های خاکستری، می‌رود می‌نشیند روی سلول‌های مغزش و دستش بی‌اراده می‌رود طرف پلاستیک تخمه‌ها. حالا دوباره این‌جا همه چیز برگشته است سر جای خودش. ما دوباره ما هستیم.

احتمال دوم:

بوی چسبناک اتاق بصیر را پس می‌زند. یادش نمی‌آید چرا درِ این اتاق را باز کرده. تلو‌خوران پس می‌رود و در را پشت سرش می‌بندد. ما دوباره ما هستیم. اگر چه چیزی از تعریف ما و اتاق سیاه سوار بر بوی چسبناک می‌رود توی خاطره‌ی بصیر و از ما جدا می‌شود. حالا اتاق سیاه تعریف دیگری هم دارد. توی ذهن بصیر.

احتمال سوم:

این صحنه می‌شود یک تعریف جدید. برای بصیر، برای اتاق، برای ما، برای آنها.

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
علیرضا ایرانمهر

سه داستانِ کوچولو


دون‌ژوان

توی دانشکده به او می‌گفتند دون‌ژوان. موهای فرق‌سرش کمی ریخته و پیشانی‌اش بلند شده بود. درعوض چشم‌های عسلی وحشی و نگاه تیز و خیره‌ای داشت که دخترها عاشق‌اش بودند. یکی از کم‌حرف‌ترین آدم‌هایی بود که تا آن روز دیده بودیم. اهل لاف‌زدن از هنرهایش نبود. خودمان همه چیز را می‌دیدیم. دانشجوی‌های فنی مهندسی یک بار او را دیده بودند که ساعت یازده شب با دختر سرهنگ بالازاده، لای درختان نارنج باغ پشت خوابگاه قدم می‌زده است. دختر هشتاد کیلویی فرمانده ژاندارمی که بسیاری از دانشجویان گستاخ و حتا چند تا از اساتید دانشکده‌ی‌ معماری به خاطر نگاه‌های بی‌شرمانه‌شان از او سیلی خورده بودند.  دون‌ژوان قهرمان نرم کردن سنگ‌ترین دل‌ها بود. حتا پیردختران دانشگاه ملی او را با همه‌ی بی وفایی‌هایش به عشاق محجوب و خجالتی ترجیح می‌دادند. برای همین وقتی شنیدم دون‌ژوان با یک دختر لاغر و رنگ پریده‌ی ترم اولی ازدواج کرده، مثل آن بود که ببینیم راک‌فلر با کاسه‌ای برنجی توی کوچه‌های نازی‌آباد دوره افتاده و گدایی می‌کند. هر چند شاید چیزی که او در خشت‌خام می‌دید ما در آینه ‌هم نمی‌دیدیم

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
حسین نوش آذر

«داستانی برای تو»/ پاره‌ای از یک رمان


 

اشاره:

از زمانی که فصلی از رمان «سفرکرده‌ها» را در مجله‌ی ادبیِ دوست نازنیم خانم میترا الیاتی منتشر کردم، دو سال و خرده‌ای می‌گذرد. در این مدت هنوز این رمان که نشر نی آن را به وزارتخانه‌ی ارشاد فرستاده مجوز انتشار دریافت نکرده است. در این فاصله رمان دیگری نوشتم که اکنون صفحات نخستین‌اش از نظر شما می‌گذرد. موضوع این داستان عدالت است و از منظر یک وکیل عدالت‌جو اما ظالم روایت می‌شود که به دلیل ابتلای به سندروم برن اوت حافظه‌اش را از دست داده است، به این شکل که فقط وقایعی را که دوست می‌دارد به یاد می‌آورد، راست و دروغ را به هم می‌آمیزد و با تحریف وقایع، واقعیت را طوری جلوه می‌دهد که می‌پسندد چنان که معلوم نیست چه چیزی واقعی و چه چیزی جعلی‌ست و چه اتفاق‌های به راستی در زندگی او افتاده است. 

 

و...

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
قاضی ربیحاوی
ghazirabihavi@hotmail.com

داستان / داستان یک عاشق


عشق به زن تنِ او را خواستن و با او درآمیختن است تن به تنش ساییدن در او فرو رفتن

عقیل از خود پرسید اما آیا او زن است

بله چون عقیل او را به زنی می‌خواست می‌خواست آن دو پای لُختِ از پیرهن بیرون‌زده آن پستان‌ها که برجستگی‌شان حالا دیده نمی‌شد چون او نشسته بود روی پنجه‌های پا پیرهنش بالا می‌رفت و پایین می‌آمد یا کشیده می‌شد با دست‌های نازک انگشت‌های بلند و باز به بالا و عقیل را واداشت نوک بیل خود بر زمین بگذارد پشت نخلی پنهان شود به تماشای بچه‌های نشسته پشت بوته‌های گُل خار سه پسر و او تنها دختر بود

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی
برگردان: ستار جلیل زاده

سروده‌هایی از شاعران معاصر عرب


 

ترجمه کوتاه سروده‌هایی از نزار قبانی شاعر سوری

******

از من

مپرس                                                

که چگونه‌ام؟                                                     

گرت به راستی که دوست می‌داریم...              

                                        بپرس:                                                       

انگشتانم چگونه‌اند؟


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط علی حامدی

                                                                                          استاد عيسي بهادري

 

                              

                        ·         نام: عيسي بهادري 

                       ·         تاريخ تولد: 1284

                        ·         محل تولد: اراك

در بين طراحان و نقشگران فرش در تمام ايران و به اعتقاد غالب صاحبنظران، عيسي بهادري هنرمند يگانه اي است كه حقي غيرقابل انكار بر هنرهاي سنتي ايران ، به ويژه قالي دارد. وي نه تنها با اداره و توسعه هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان كه 30 سال رياست آن را داشت موجب گسترش هنرهاي سنتي شد، بلكه تنها كسي است كه

 

و..


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط علی حامدی
  1. پلنگ و فلز/ عماد عبادی

  2. تصلیب / حجت بداغی

  3. «در»/ نیما نقوی

  4. تاریکی/ ‎ ‎غلام‏رضا صفّار

  5. خواب خون/ بهرام صادقی

  6. گلو زخم/ سوری احمد لو

  7. دسـت قرمــز/ محبوبه آب برین

  8. ده داستانک/ نفیسه طوسی

  9. بی‌خوابی/ مصطفی طباطبایی

  10. باله‌ی تخمه‌شکن/ صالح تسبيحی

  11. نگین قرمز انگشتر ماما / آنیتا یارمحمدی

  12. عاشقانه ترین دعایی که به آسمان رفت

  13. آخرین سه‌شنبه‌ی سال / مهدی مرعشی

  14. در این جزیره صدای «ز» می‌آید/ محمد جهانی

  15. مهریه عندالمطالبه است/ مجید تیموری

  16. داستان ِ مشترک:«همین و این + »

  17. بريده رمان انجمن مخفی/ احمد شاكری

  18. «عقده‌ی غورباقه‌ای - یا- قصه‌ی بچه‌ریغماسی»

  19. داستان کوتاه: کوهها نیز می گریند/ علیرضا ذیحق

  20. سحر خيز باش ، تا كامـروا شوی/ دكتر مجتبي كرباسچی

  21. سومین کرانه رود/ خوآو گوئی مارئس روسا/ برگردان مراد فرهادپور

  22. هفته ای يکبار که نمی ميری/ جی دی سلینجر/ برگردان سپیده خوبانی

  23. پنجره ی سرخ/ پروین پژواک

  24. روز گيج كننده / مجتبي صولت پور

  25. کاهگل / علی محمدی

  26. بچه‌ی مردم / جلال آل احمد

  27. سر سرباز سیری چند؟! / سید علی موسوی

  28. پيش آمد و جلوی تخت خم شد/ سروش رهگذر

  29. لاشخور / فرانتس کافکا/ احمد شاملو

  30. کنار دريا /آلن رب گريه/ برگردان: نجف دريابندری

  31. نه داستان از شش نویسنده/ ترجمه علی‌رضا صیامی

  32. داستانک: بیسکوئیت

  33. حکایت پادشاه و هفت فرزندش

  34. نمایشنامه: توپ لاستيكي : صادق چوبك

  35. کلپک/ عباس عبدی

  36. شب/حسین جوکاری

  37. دوازده ساعت/ مهام میقانی

  38. گم که میشوی/ الهام خیراندیش

  39. قهرمانان می‌ميرند/علیرضا ذیحق

  40. حواصیل ِِ گربه ‌لک ‌لک/ ریحانه نامدار

  41. آدم‌ها هربار يك جور خوانده مي‌شوند/ ليلا صادقي

  42. «عقده‌ی غورباقه‌ای - یا- قصه‌ی بچه‌ریغماسی»/ حامد روزی طلب

  43. عقده‌ی ادیپ من /فرانک اکانر / فرشید عطایی

  44. برادر کوچکتر/وارگاس لیوسا برگردان:رامین مولایی

  45. پیش از حمام/ اسماعیل کاداره/ برگردان: اسدالله امرایی

  46. حلقه/ کنوت هامسون/ ترجمه از نروژی: علی رضا صیامی

  47. سس گوجه فرنگی(داستان کوتاه اسپانیایی) هانس هَینتس اِوِرس، ترجمه‌ی رضا نجفی

  48. مرقد آقا / نیمایوشیج

  49. کتاب (رمان)/ نورمراد ساريخانوف

  50. رمان:ستونهای كج/حامد روزی‌طلب

  51. مردی در غربت(رمان)/ نادر ابراهیمی

  52. چند کلمه همراه ارغنون/ مهدی اخوان ثالث

  53. کمدی خودکشی(رمان) /محمدعلی افراشته

  54. مجموعه داستان/سایه‌های بلند/سروش مظفر مقدم

  55. مجموعه داستان/بیهوده‌گی‌های یک قاب/شعبان بالاخيلي

  56. چنار/ هوشنگ گلشیری

  57. خوش نشین/ علی ماتک

  58. وقتی فراموش‌شان کنی/ میثم علیپور

  59. مرغکا جا‌به‌جا/ حسین چراغی

  60. من عاشق آدم‌های پولدارم سیامک گلشیری

  61. تصنیف کوهستان(داستان کوتاه)/eva bell

  62. پشت‌بام/کوروش فهیم

  63. حنابندان/نرگس حسن‌لی

  64. تريلوژی پينوكيو/نسخه‌ی1/پينوكيو در دام نهنگ پير

  65. بچه‌های دریا/ ادویج دانتیکاه / برگردان علیرضا صیامی

  66. بادِ زمينی/ ریچارد براتیگان/ برگردان محمد میرزاخانی

  67. داستان دنباله دار: دیدار تلخ (قسمت اول)مهسا طایع

  68. داستان دنباله دار: دیدار تلخ (قسمت دوم)مهسا طایع

  69. داستان دنباله دار: دیدار تلخ (قسمت سوم)مهسا طایع

  70. داستان دنباله دار: دیدار تلخ (قسمت چهارم)مهسا طایع

  71. فقط منم که.../زادی اسمیت / برگردان خجسته کیهان

  72. 25 دقيقه به رفتن داستاني از شل سيلور استاين

  73. دومنيكا اثر پيمان هوشمند زاده

  74. فرويد بر تخت روان‌كاوي/ جورج تابوری

  75. جُنگ.../لوئیجی پیراندلو / برگردان علی قانع

  76. فرشته ها«ایپزود دوم»/ میلان کوندرا

  77. ماما الف (داستان کوتاه از:مهسا طایع)‏

  78. چند داستانک/نفیسه طوسی

  79. كتاب كاوه و ضحاك/ بهداد

  80. داستان «ساحل گرد» نوشته‌ی حسین نوش‌آذر

  81. متن کامل رمان «آدمیان که در...» نوشته مظاهر شهامت

  82. در همسایگی حوض کاشی پادشاهان / محمود مسعودی

  83. اولنگ / رضا خسروزاد

  84. از میان آتش و آسمان/ محمد حیاتی

  85. جنون رقصیدن / محمد امین محمدی

  86. دنياي‌ خدا / نجيب‌ محفوظ / محمد جواهرکلام

  87. ارسطو پشت فرمان / سید محمد حسین نواب

  88. خواب ها / حمدی تانپینار / علیرضا سیف‌الدینی

  89. قارچ‌ها در شهر / ایتالو کالوینو / ت: اثمار موسوی‌نیا

  90. متن كامل داستان حماسي گيلگمش

  91. مادرید، 20 مایل/ محمد جواد هرمس

  92. جزء گمشده/ امير حبيبی

  93.  قلم هایی که شکستند.!!!

  94. دور افتاده / محسن صادقی

  95. دختر/جاماييكا كينكيد/برگردان:محمد حياتي

  96. جوراب شلواري/تيم اوبرايان/برگردان: اسدالله امرايي

  97. گرگ پشت در/جيمز تربر/برگردان: مهشيد اميرشاهي

  98. ده نفر سرخ‮پوست / ارنست همينگوي/برگردان: احمد گلشيری

  99. خواسته‌ی قلبی/گارث نيكس/ برگردان: محمد حسین عبدالهی ثابت

  100. زندگی من گلی زرد است که از فراق تو می خشکد .../  علی اکبر رشیدی

  101. قلعه طلسم شده / محمدرضا يوسفي

  102. عارف نامه/ ایرج میرزا

  103. كتاب پياده نظام پارسي

  104. كتاب اردشير بابكان

  105. سمك عيار جلد اول

  106. هري پاتر و مقدسات مرگ

  107. سنگي بر گوري/ جلال آل احمد/ دیباچه

  108.  گذر لوتی‌صالح/ م.ع. سپانلو / جن و پری

  109. بوی خوش سیگار/نویسنده: البادس پدس

  110. من و مثلث برمودا/ سروش مظفر‌مقدم / والس ادبی

  111. داستان تجربی:هم بود وهم نبود/ آنيتا يارمحمدي / دیباچه

  112. داستان حرفه ای: عشاي نيمه‌شب / ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس /دیباچه

  113. داستان کوتاه: جوراب هایتان بو می دهد/ الهه موسی اکبری

  114. خاطره: او را گذشته ایست سزاوار احترام/ محمدرضا صادقی

  115. مجموعه ضرب المثل های ایرانی/ ایران اکتور

  116.  حکم مرگ / فصلی از رمان زيرچاپ «حكم مرگ»/اثر موريس بلانشو

  117. عقرب ‌(كريستا راينيگ‌/ترجمه:‌ پريسا رضايي/ خانه داستان)

  118. شاید مردی آن بالا (از وبلاگ داستان های تقریبا کوتاه)

  119. گسل (رمان)/ساسان قهرمان/ نیم نگاه

  120. کلاس درس (غلامحسین ساعدی)

  121. مرگ در کاسه ی سر (جواد مجابی)

  122. توکایی در قفس (نیمایوشیج)

  123. كنار تو (آنتيگون/ بهزاد باراني)

  124. نمایش نامه: (بازی آخر/ نیلوفر بیضایی)

  125. نمایشنامه - فرودگاه / مرتضی داریوندنژاد

  126. پيرمرد چشم ما بود/ جلال آل احمد / دیباچه

  127. عاشقی ـ فرزانه کرم‌پور/ رادیو زمانه

  128. ستاره ای از جنس دیگر/ کامبیز گیلانی/ واژه

  129. داستان:داستان: روز گودال/شکوفه آذر / نشریه جن و چری

  130. داستان حرفه ای: ويرانه‌هاي مدور /خورخه لوئيس بورخس/ دیباچه

  131. داستان حرف ای:شبي با امپراتريس /ايساک بابل/دیباچه

  132. داستان تجربی: لطفا نه!!/ نادره افشاري / دیباچه

  133. چشم انتظار/ محمود بلالی

  134. زهرا تب كرده! / فتح الله بی نیاز

  135. امّا نه! چیزی هست/ الهه علیخانی

  136. دختری که جهان را دوباره زایید‌./ حجت بداغی

  137. لباس هايت را بپوش دارم مي آيم/ مسعود تارانتاش

  138. آن كه دست تكان می داد، زن نبود / یوسف علیخانی

  139. يك داستان معمولي در يك روز معمولي/ مژگان امیری

  140. فصل سانسور شده «نخستين حلقه» سولژ نيتسين

  141. شش حکایت کوتاه از گیتی سروش/ شمیم بهار

  142. در این جزیره صدای «ز» می‌آید./ محمد جهانی

  143. سرگذشت مرد خسيس/ فتحعلی آخوند زاده

  144. نمایشنامه: بانو در شهر آینه/ نیلوفر بیضایی

  145. فرهادکُشان( 2) احمدرضا تخشید

  146. کلاغ هندی/ فرشته مولوی

  147. مشق عشق:گفته اند که بلال لکنت داشت/ سید مهدی شجاعی

  148. تابلو های ناتمام/ زینت نور

  149. گیسو/ حلقه ی سه شنبه

  150. زن حامله روي درخت/ عزيز معتضدي

  151. زخم/ امیر مهاجر/ والس ادبی

  152. داستان هایی از صادق چوبک/ پارس مارکت

  153. مسخ در پشت آينه /ساقي جمعي / کانون ادبیات ایران

  154. جنرال دو روز و دو شب خنديد /رضا ابراهيمي / کانون ادبیات ایران

  155. موریانه ای پایان آخرین صفحه مرده بود! /پوريا فلاح / کانون ادبیات ایران

  156. شبهاي ورامين/ صادق هدایت(فایلPDF)

  157. وکیل /فرانتس کافکا/ترجمه: فرخ شهریاری /کانون ادبیات ایران

  158. شبي كه من و نازي با هم مرديم / حسین پناهی/ وبلاگ اشک ماه

  159. تابلو های ناتمام/ زینت نور

  160. شلیک/  حمید باباوند/ کتاب نیوز

  161. رحمان/ معصومه مير ابوطالبي/ لوح

  162. گربه اي در پيرهن تور سياه/ رباب محب

  163. شازده/ سید مهدی شجاعی /کتاب نیوز

  164. خُمره‌های شکسته/ هژبر میرتیموری/ سایت ماندگار

  165. زوزه / آلن گینزبرگ / ترجمه علی قنبری / شهر قصه

  166. دسته گلی برای «الجرنون»نوشته: دنیل کیس / برگردان: مریم جوزی/ آکادمی فانتزی

  167. لی لی های دره/ قصه گو

  168. من دیگر «او» نیستم!/ عسل

  169. حلقه ی تاریک چاه/ مریم دلباری/ آتی بان

  170. سمینار روی عرشه ی کشتی/ عزیز معتضدی

  171. من‌هم گريه كردم ؟! / علی اکبر کرمانی نژاد

  172. رمان و وام ضروري/ عباس موذن/ ماندگار

  173. سرگردانی/ سروش علیزاده/ ماندگار

  174. سرسره/ فتح الله بی نیاز/ ماندگار

  175. پروانه/  محمود طلوعی/ ماندگار

  176. من و رستم/ شقایق زعفری

  177. ماری و دیگران / ناصر غیاثی

  178. ایفل / سعید طباطبایی

  179.  اسبان عاشق /عباس موذن

  180. روباهی با چشمان مضطرب! /میترا داور

  181. مکاشفه ما و شیخ - بوی ذهم ماهی! /علي قانع

  182.  کوچک‌ترین حشره‌خوار پستاندار دنیا / هادی نودهی

  183. کارگاه داستان / سایه‌ی کش‌دار / خلیل رشنوی

  184. صفحه ی داستان روزنامه اعتماد

  185. قایق/ کامران محمدی

  186.  50 داستانِ چندکلمه‌ای و یک داستانَک /میلاد ظریف

  187. عشاي نيمه‌شب / ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس/ دیباچه

  188. رضا قاسمی و رمان تازه‌اش «وردی که بره‌ها می‌خوانند»

  189. داستان ترجمه / یک تکه از دیوار برلین /سام شپارد / برگردان اسدالله امرایی

  190. متن کامل کتاب «هدف ادبیات» اثر «ماکسیم گورکی» (pdf)/ نوید نو

  191. دانلود: متن کامل کوری - ژوزه ساراماگو - مترجم: مینو مشیری

  192. دانلود: متن کامل مزرعه ی حیوانات - جورج اورول

  193. دانلود: عروسک پشت پرده - صادق هدایت

  194. دانلود: گیله مرد - بزرگ علوی

  195. سنگ بلورين/ درنا نيری / سایت خزه

  196. خانه‌ی قجری/ علی شیعه‌علی/ سایت خزه

  197. عطر سیگار/ محمد رضايی روشن/ سایت خزه

  198. كشتار در چهار فصل /محمد رضا ابوترابی/ آتی بان

  199. ماهی های سرخ شده/ محمد رضا خردمندان / لوح

  200. این کابوس را آن‌ها نوشته‌اند/ خالد رسول پور/ جن و پری

  201. متن كامل كتاب سينوهه نوشته ميكا والتري/ پرشین تولز

  202. داستان كوتاه «اسمشو چی بذاریم؟» نوشته :حسین خدنگ/ آتی بان

  203. مارمولک‌ها هم غصه می‌خورند(متن کامل رمان)/دکتر پرویز حبیبی/ سایت نوف

  204. داستان آلبوم و آب/ بختیار علی / ترجمه: خالد رسول‌پور /سایت رمزآشوب

  205. هيس زني دارد حرف مي‌زند / تهمينه زاردشت/ سایت کلاغ

  206. داستان حرفه ای:/ عشق در سالن فریز (میترا داور) / دیباچه

  207. داستان حرفه ای:/ خانواده های آواره (فرهاد پیربال)/ دیباچه

  208. داستان تجربی:/  جعفر خان و بانو (نادره افشاری) دیباچه

  209. آسفالت های استانبول/ امیر خالقی/ سایت مانیفست

  210. چهار داستانک از: خلیل جلیل‌زاده/ سایت رمز آشوب

  211. خداوند معبد نپال/ شهلا زرلکی/ والس ادبی

  212. نفوذ /  علیرضا اشتری/ کتاب نیوز

  213. بهمن/ غلامرضا منجزی

  214. جوانه/ وبلاگ سی گال

  215. ناتور دشت/ جی. دی. سلینجر/ برگردان محمد نجفی/  سایت کتابلاگ

  216. شوایک/ یاروسلاو هاشک/ برگردان کمال ظاهری/سایت کتابلاگ

  217. کرگدن/ اوژن یونسکو/ برگردان پری صابری/سایت کتابلاگ

  218. هملت/ ویلیام شکسپیر/ برگردان مسعود فرزاد

  219. پیاله نامه/ لانگ شات/ مجله ی هزار تو

  220. 60 داستان مثنوی به نثر/ دکتر محمود فتوحی

  221. پنج داستان کوتاهِ ارزشمند/خوابگرد

  222. وکیل /فرانتس کافکا/ترجمه: فرخ شهریاری/ کانون ادبیات ایران

  223. ساکن آخر الزمان/علیرضا سیف الدینی/ سایت جن و پری

  224. روزهای متلاشی/ محمد حسین بهرامیان

  225. رنگ ها ادعا کرده بودند / بهنام دهقانی

  226. شغال شاه/ احسان طبری/سایت اخگر

  227. غم نان اگر بگذرد/ وبلاگ پروا

  228. اشیا/ ميثم عليپور/ مجله ادبی هارمجیدون

  229. نقب/سعید طباطبایی/ مجله ادبی هارمجیدون

  230. مرگ نیمروزی/ناتاشا اميري/ مجله ادبی هارمجیدون

  231. اظهار نامه/علي رضا دانش پژوه/ مجله ادبی هارمجیدون

  232. ما همسایه ی خدا بودیم/عرفان نظر آهاری/ وبلاگ داستان های زیبا

  233. از چیزهای مختلفی شروع می شود/سيد مهدي موسوي/ مجله ادبی هارمجیدون

  234. آتش ته نشین (قصه) اهورا هخا / قلمرو

  235. دور سریع، دور کند/ علی چنگیزی/ آتی بان

  236. روسری های سبز/ مهدی نور محمد زاده/ لوح

  237. مثل  چه گوارا/ سیامک مهاجری / وبلاگ قالپاق

  238. شکوه زندگی سگی(ندا زندیه)/ کارگاه داستان جغد

  239. آنگاه که زیستن سکنایی انسان به دور دست می رود/ علی چنگیزی/ آتی بان

  240. بی خبران/ پاتوق ادبی

  241. پارکِ کیو / ویرجینیا وولف / ترجمه‌ی لیلا صمدی/ سایت نام ناپذیر

  242. مهمان:/ دانیل آلارکن/ برگردان: اسدالله امرايی / نشریه جن و پری

  243. متن کامل «سقراط مجروح» نوشته‌ی «برتولت برشت» / محمد قائد

  244. بی عرضه:/ آنتوان پاولویچ چخوف/ ترجمه سروژ استپانیان/ وبلاگ روایت

  245. جورج ریگا / "نمایشنامه ی " سرخپوست / ایرج رحمانی / سایت دیگران

  246. دختری از جای دیگر/  نويسنده:ابلاردو كاستيا (آرژانتين) / مترجم:مينا شايان/ آتی بان

  247. از گوشت ساخته شده‌ن.../تری بیسن / برگردان: احسان شفيعی زرگر / نشریه جن و پری

  248. یازدهمی/ کتایون مقدم/ خانه داستان

  249. راه دور / محمد بهارلو/ دیباچه

  250. روشنايي به روايت سيم خاردار/ وحید حسینی/ والس ادبی

  251. دایره گچی آوگسبورگی/ برتولد برشت/ ترجمه پریسا رضایی/ خانه داستان

  252. نان/ ولفگانگ بورشرت / دیباچه

  253. شرلوک هلمز و تاج الماس/  کتابحانه دیجیتالی

  254. صدای چکمه | کریستال آربوگاست | یوسف حیدری ترکمانی/قابیل

  255. داستان يك خاله‌ي بيچاره | هاروكي موراكامي | مترجم: فرشيد عطايي/قابیل

  256. داستان کوتاه/ زياده قربانت صادق خان: مرضيه ستوده/سخن

  257. داستان کوتاه/ يك روز آفتابي: حسين نوش‌آذر/ سخن

  258. داستان کوتاه/ ديوار مشترك: ميترا داور/ سخن

  259. داستان کوتاه/ باغ غم: ميهن بهرامي/ سخن

  260. داستان کوتاه/ گدِی مَداری/ محمد حسین محمدی/ سایت محبت

  261. داستانک: راه بهشت/ سایت داتیکی

  262. اولین و آخرین داستان/  قادر مرادی/سایت آریائی

  263. مثل سرسره!/ میلاد رضایی خلیق

  264. شب عروس ( بخش نخست )/ سعید بیابانکی

  265. بادكنك تنها/ نوشین استادمحمدی/ سایت پارسی

  266. بريده اي خلاصه وكوتاه از" مكتب بي خدايي"/حلقه سه شنبه

  267. آن زنِ در جایگاه بنزین/نوشته: برنهارد شلينک/ برگردان:محمود حسيني زاد/ سایت جن و پری

  268. ماسک و کلمه/ داستانی از: لوئیزا والنزوئلا/ برگردان: سودابه اشرفی/ سایت جن و پری
  269. حلزونهای خانه به دوش / محمد سرشار/ سایت کتاب نیوز

  270. رنگ، تنها رنگ/ محمد حسینی/ سایت جن و پری

  271. شازده/ سید مهدی شجاعی/ سلیت کتاب نیوز

  272. پشت در.../علی چنگیزی/ سایت پارسی

  273. تله(داستان طنز)/ابوالقاسم حالت/سایت زابغه

  274. داستان زبان اصلی: The Black Cat /دیباچه

  275. THE BIBLE/MARGUERITE DURAS/ دیباچه

  276. داستان هایی از امام علی(ع)/ حمید خرمی

  277. چهل داستان و چهل حديث از امام هادي (ع) مؤلف : عبدالله صالحي

  278. چهل داستان و چهل حديث از امام جواد (ع) مؤلف : عبدالله صالحي

  279. دگرگوني دريا/ ارنست همينگوي / برگردان: احمد گلشيري

  280. ما آدم نمي‌شيم!.. /نوشته: عزيز نسين / برگردان: احمد شاملو

  281. شبي با امپراتريس /ايساک بابل/ برگردان: مژده دقيقي

  282. "در راه گورستان" / توماس مان/ ت: سیمین دانشور

  283. « خورشید زیر پوستین آقاجان »/ مهشید امیرشاهی

  284. افسانه ی سه سنگ/ شیرین سادات صفوی

  285. چنار / هوشنگ گلشیری

  286. ديد و باز ديد عيد/ جلال آل احمد

  287. « آرابی » جیمز جویس /ترجمه: پرتو اعتصامی

  288. نذر کردم گم و گور که بشی.../ زری محمدی خرمی

  289. به‌خاطر زرد آرل/ ایرونیگ استون

  290. قصه: یک فرشته بهتر

  291. لهجه فراگير/ محمد اکبری

  292. « انار بانو و پسرهايش »  گلي ترقي

  293. « كمربند صاعقه »  پرويز دوايي

  294. « سراسر حادثه »  بهرام صادقي

  295. عنكبوت نفرین شده/ اسماعیل زرعی

  296. گنجه ی جادویی/ پانته آ کیانی

  297. وسوسه/ رضا ممسنی

  298. کلمه خارج از متن/ یداله شهرجو

  299. يكصد موضوع ، پانصد داستان نويسنده:سيد على اكبر صداقت

  300. یا ضامن آهو (مجموعه هشت روایت)/ محبوبه بوری

  301. جایی میان زمین و آسمان / شعله آذر

  302. درهای شیشه خور/ اسماعیل زرعی

  303. رمان جن نامه/  هوشنگ گلشیری

  304. داستان باستان/ حسین نوری

  305.  یخ در بهشت/ مختار رنجدیده

  306. شکار خروس/ الهه بهبودی

  307. بابا پیر/ حجت بداغی

  308. شپش/ سایت پارسیفا

  309. باران تابستان/ سایت پارسیفا

  310. اردیبهشت چهل و شش - شمیم بهار

  311. می‌خواهم قلقش بیاید دستم!/ جی دی سلینجر/ ت: علی شیعه علی

  312. نغمه‌های عاشقانه رودخانه هادسِن، افشين رفاعت

  313. افسانه ی ببر/ داریوفو/ ت: صدرالدین زاهد

  314. مهمون باشین/ گیتی رجب زاده

  315. رقص باد و برگ، ماريا تبريزپور

  316. داستان کوتاه «سايه‌ها» ـ مهدی مرعشی

  317. داستان کوتاه «بولداگ» ـ آرتور ميلر ـ برگردان اکرم کبيری

  318. رنجش / بخشی از رمان چاپ نشده مه کامه رحیم زاده

  319. قصه هاى طاقديس حسين استاد ولى

  320. شبی در برزخ/ حسن عسکری راد

  321. « آخرین لحظه »/ بهاره خلیقی

  322. داستانهاى شگفت

  323. پدر / هیوا

  324. خسوف / بهزاد زرهداران

  325. تشنگى/ فتح ‏الله بی نياز

  326. آناهيتاي مقدس /گ. فهيم

  327. استخوان جنگی/ عباس موذن

  328. سیزده دانه آلبالو / زهره محمد پور

  329. عروس ِخودم می‌دونم /سایت آریا بوم

نگارش در تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط علی حامدی
  1. انتری که لوطیش مرده بود/ صادق چوبک

  2. عنکبوت ها دست از سرم برداريد/ علي خانمرادي

  3. داستان ترجمه: زندگی /گریس پا‌لی / برگردان: مهرشید متولی

  4. دو داستان: مقصر اسم من بود- نوشین حسینی نژاد / شب بیاد ماندنی - نازنین حسینی نژاد

  5. وداع(وچند داستان كوتاه ديگر)-حسين نوش آذر

  6. دسيسه-ماكسول گرانت(والتر گيبسون)-قاسم كياني مقدم

  7. يك شاخه شب بو(دوازده داستان كوتاه)-عباس صحرايي

  8. زماني كه باد بوزد(داستان جنايي)-جيمز پاترسون-مرتضي مدني نژاد

  9. قضاوتی بین فرزندان/ سایت غدیر

  10. بومرنگ/ بهزاد باباخانی

  11. پایییز/ نوشته شمیم بهار

  12. تابلوی قاتل/ ایلیا خدابخش

  13. در ولایت هوا / از هوشنگ گلشیری

  14. داستانی که اسم ندارد/ میثم متاجی

  15. داستان: نامه اي به آفروديته ي خودم/مزدک ماشاتوکي

  16. داستان: عكسهاي سياه و سفيد/مهدي صالحي اقدم

  17. نوبت را رعایت کنید/ رضوان نیلی پور

  18. قصه: ماهی طلایی/ مرسده مانی

  19. حاجي آقا-صادق هدايت

  20. داستان عربی/ جیمز جویس

  21. حکایت: شاه عباس شبها لباس درویشی می پوشید/ عرفان سرخ

  22. سفرنامه ایتالیا-فروغ فرخ زاد

  23. نمایشنامه: جعفر خان از فرنگ برگشته/ حسن مقدم /شورای گسترش زبان فارسی

  24. نمایشنامه: چشم در برابر چشم / غلامحسين ساعدي/ شورای گسترش زبان فارسی

  25. نمایشنامه:  توپ لاستيكي / صادق چوبك/ شورای گسترش زبان فارسی

  26. نمایشنامه - عاشق ترین روزگار /سعید تشکری

  27. نمایشنامه: خسیس/ مولیر/ برگردان رضا سید حسینی

  28. نمایشنامه - انتظار با بوی نرگس / زینت صالح پور

  29. نمایش نامه: فاجعه ، ساموئل بكت

  30. نمایشنامه: خواستگاری یا انتخاب/مودب‌پور،م

  31. رستمي ديگر اسفندياري ديگر(نمایشنامه)/ ايرج جنتي عطايي

  32. مرد رویاها(نمایشنامه)/ سید مهدی شجاعی

  33. تستی برای سنجش فضولی! (نمایشنامه)

  34. ماهان کوشیار(نمایشنامه)/رضا قاسمی

  35. نمایش نامه:چشم در برابر چشم /غلامحسین ساعدی

  36. فيلمنامه نون و گلدون(نمایشنامه)/ محسن مخملباف

  37. فیلم نامه: سکوت/ منصور جهانبخش

  38. فیلم نامه: انعکاس/مرضیه عرب/ سایت نسیم کویر

نگارش در تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط علی حامدی

الا بذكرالله تطمعن القلوب

 

نویسنده : استاد محمد کاظم کلانتری

این متن برای نخستین بار در وبلاگ نمایش داده میشود کپی با نام منبع بلامانع است

باسلام

دوست عزيزم امروز كه سعي مي كنم اين متن را برايتان بنويسم قدري آرم تراز گذشته وشايد باحوصله تر باشم به هرجهت ازلطف اوست

تولّد؛حاصل جاذبه دومتفاوت ومتضاد، تركيب دوعنصر نيمه كامل براي حركت به سمت كمال كه يك پيكير واحد داراي شخصيت را پديد مي آورد، شخصيتي كه ظرف پذيرش اختيار اكتساب تعقل وتامل وتعمق است ظرفيتي كه دارد، مي داند، بدست مي آورد ومي آموزد وماحصل را به بوته آزمايش وعمل مي گذارد. تولد شروع يك حركت،جنبش وجوشش است. تولد روزنه اي است در پرده خلقت كه گسترش مي يابد. كورسوئي كه ميل به خورشيد شدن دارد قطره اي كه به دريا مي انديشد دانه اي كه رشد مي كند وازخاك به افلاك ميل ميكند


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط علی حامدی

به نام رحمان ورحيم حكيم وحليم

نویسنده  :    استاد محمد کاظم کلانتری

خداوندا نميدانم به درگاهت چه بخواهم كه برمن عطا نكرده باشي پس عذر مراپذير كه نادانم برقدر نعمتهايت وشفابخش چشمهاي بسته ام را تا ببينم. ودركم را تابفهمم. ورضايتم را تاراضي باشم به حكمت بي انتهايت. خداوندا مرا امربه تفكر وتلاش كردي نيرويم بخش تادراين ره محكم واستوار وبدور ازلغزشها طي طريق كنم.خدايا آزادم ،مختارم، ومستعد خيروشر وميدانم كه نزديكترين كس بعداز قدرت لايزالت به من شيطان است ومكر و وسوسه دنيايي، و من را راه و چاه آموختي راهم توميبري وچاهم به تحريك نفس واختيار خويشتن. پس خود را به تو مي سپارم درتاريكيهاي جهل وشعله هاي هوس. امروز لحظه اي بهتر به تو انديشيدم وروشنايي وجودت مرا فرا گرفت پس تا تيرگي نسيان به سراغم نيامده تصميم گرفتم نقطه ي شكري به درگاهت بنگارم تا بلكه حك شود برخمير مايه افكارم گرچه ميدانم ذهنم فرار است و كالبدم متغير. خدايا پرده پوشي واسرار را تو ميداني كناهان و اشتباهاتم را ببخش و قلم عفت را آنچنان كه مصلحت است برجريده اعمالمان بكش وپرده ازرويمان برمگير كه خود شرمنده ايم ازكرده خويش، خدايا خيرگي و عصيان ما را ببخش كه درحضور و درگاهت با وقاهت گناه مي كنيم واين نه ازآن است كه تو را باور نداريم كه به بخشندگيت ايمان داريم پس ببخش و درگذر از گناهانمان، خدايا روزيم داده اي پس توانم را چنان ساز تا بهره گيرم آنگونه كه بايد و صلاح است ازنعمتهايت و واسطه روزيم را افراد پست وفرمايه قرار ندهونيز نامردمان وبدانديشان وخطا كاران كه ترسم گرفتن رزقم از دست و واسطه ايشان خللي سازد بر پاكي نعمتهايت وتيرگيش بر جانم نخوت وفاسد باردهد. بارالهي كمكم كن تادرك كنم وبفهمم آنچه را مي بينم مي شنوم وحس مي كنم وقدرت تفسير ساده ترينهايت را برايم فراهم كن تاالفباي اسرار پيچيده خلقتت را لمس كنم كه من نميدانم حتي راز قطره آب را

نگارش در تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط علی حامدی

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد و بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :

" اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم "

 دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا ... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت : "نه ... خدا نکنه ... اصلآ کفش نمی خوام

نگارش در تاريخ دوشنبه ششم خرداد 1387 توسط علی حامدی

نقشه شهرهای ایران


خوب این هم نقشه برخی از شهرهای ایران از جمله تهران،اصفهان،شیراز،اهواز، مشهدوغیره میباشد که با فرمت جاوا بر روی گوشی تلفن همراه شما نصب میشود و به طور کلی تمامی شهر و حومه آن را به شما نشان خواهد داد همچنین مسیرهای اتوبان ها ، خیابان ها ، مناطق مهم و... را برای شما نمایان میکند.از دیگر مزیت های این نرم افزار ها قابل نصب بودن آن ها بر روی اکثر گوشی ها از جمله گوشی های سری 60 ، 80 و UIQ میباشد که توضیحات بیشتر در این زمینه را میتوانید در قسمت ادامه مطلب مشاهده فرمایید

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم خرداد 1387 توسط علی حامدی

منشور تجدید اهل هنر

 
همه اولیای خدا در عصر خویش و در میان معاصران خویش غریب بوده اند و وای بر ما اگر این ولی خدا نیز در میان ما غریب باشد. و مگر نیست؟ آیا ما به راستی دریافته ایم كه او كیست و چه می گوید؟ آیا ما به راستی سر به فرمان او سپرده ایم و دیگر «خودی» درمیان نمانده است ؟ ما را با فلك زدگان راهی طریق هوی و هوس كاری نیست. آنان این كشتی طوفان زده اقیانوس بلا را جزیره غفلتی انگاشته اند، امن و امان، جاودانه و بی تاریخ. مگر این سفینه خاكی در دل این آسمان لا یتناهی كه محضر خداست به ناكجا آبادی بی خدا رسیده است؟ مگر باد شرطه مرگ بر خاسته است و دیگر كسی نمی میرد؟ روی سخن ما با آنان است كه هنوز محفل انس را رها نكرده اند، آنان كه هنوز دغدغه مرگ و معاد دارند و در انتظار موعودند. وای بر ما اگر این ولی خدا نیز در میان ما غریب باشد.... و مگر نیست؟
و......

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

" ديگه كنترل اوضاع از دستم خارج شده. "

"ديگه روي بچه‌هام كنترل ندارم. "

" كارهاي زيادي روي سرم ريخته كه قادر به انجامشون نيستم. " و ...

 

اينها جملاتي هستند كه هر روز از زبان افراد مختلف مي‌شنويم، اما چرا و چه زماني حالتي پيش مياد كه كنترل اوضاع از دستمون خارج ميشه ؟

مسائل اطراف ما به دو وسته عمده تقسيم مي‌شوند ، دسته اول مسائلي هستند كه درباره آنها نگراني داريم و مراقب تغييرات آنها هستيم و دسته دوم مسائلي هستند كه هيچ نگراني درباره آنها نداريم .

بحث ما درباره مسائلي است كه درباره آنها نگراني داريم و در حلقه نگراني ما قرار دارند .

مسائل داخل حلقه نگراني به دو وسته تقسيم مي‌شوند؛ گروه اول مسائلي هستند كه روي آنها نفوذ داريم و مي‌توانيم درباره‌شان كاري انجام دهيم و روي آنها تاثير بگذاريم و دسته دوم مسائلي هستند كه نفوذ و كنترلي روي آنها نداريم .

 

حلقه نگراني ؛ نفوذ

 

 

بطور مثال مسائل مربوط به تيم ورزشي مورد علاقه ما در دايره نگراني ما قرار دارند ولي روي آنها نفوذ و كنترلي نداريم پس در حلقه نفوذ ما قرار ندارند.

مسلما ً وقتي انرژي و زمان خود را برروي مسائل خارج از دايره نفوذمان متمركز كنيم به هيچ نمي‌رسيم و احساس مي‌كنيم كه تلاش‌هاي ما بيهوده هستند.

با صرف نيرو وزمان روي مسائل داخل حلقه نفوذ مي‌توانيم حلقه نفوذمان را گسترش دهيم و به اندازه حلقه نگراني برسانيم يعني روي تمامي مسائلي كه درباره‌شان نگراني داريم، نفوذ داشته باشيم و حتي از اين هم فراتر برويم و حلقه نفوذمان بزرگتر از حلقه نگرانيمان شود.

واما بلعكس با صرف نيرو و زمان روي مسائل خارج از حلقه نفوذمان باعث كوچكتر شدن حلقه نفوذمان ميشويم تا جائي كه ديگر روي كوچك‌ترين و خصوصي‌ترين مسائل زندگيمان نيز كنترلي نخواهيم داشت .

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی
خطوط ساده نقاشى
 
درباره «فرشيد مثقالى»، نقاش، گرافيست و فيلمساز
متولد ۱۳۲۲ اصفهان
فارغ التحصيل رشته نقاشى از دانشگاه تهران ۱۳۵۰
تصويرگر و تنظيم كننده صفحات مجله «نگين»
تصويرگرى چند كتاب براى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان
تأسيس آتليه «چهل و دو» با مرتضى مميز و على اصغر معصومی 
بنيانگذار بخش فيلم هاى انيميشن كانون به همراه آراپيك باغداساريان
برنده جايزه اول بى ينال «بولونيا» براى تصاوير كتاب «ماهى سياه كوچولو» ۱۳۴۸

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

( آنتي دوآليسم و تئوري زيبايي شناسي )

شايسته است كه ابتدا به آنتي دوآليسم در انديشه نيچه بپردازيم چراكه طرح مباحث اين مقاله بدون اشاره به انديشه ضد دوارزشي نيچه ، نابجا و نادرست مي بود . آيا مبادي انديشگي نيچه تصويري منفعل و غير فعال و رد اخلاقيات و انكار زندگي است ؟ كه اين نيز ممكن است مباني يك رسم و سنت ديرينه بخصوص (ذن بوديسم) ، با توجه بر اين موضوع كه در ادبيات ذن نيز به رهايي و رد تفكر دو ارزشي تاكيد شده است ، باشد . در اين ديدگاه خود نيز دوباره دچار دوآليسم رهائي در برابر بندگي و فعاليت در برابر انفعال مي شود . در اين مقاله سعي داريم نشان دهيم كه تفكر ضد دوآليستي نيچه نمي تواند گريزي از (دوآليسم ) داشته باشد : زشت و زيبا ، مقدس و دنيوي ، جسم و روح و... و عليرغم تلاش بسيار زياد ، همچنان گريزي از اين تناقض ندارد . چيزي كه نيچه مكررا شفاف توضيح مي دهد اينست : ارباب بودن يا برده اخلاقيات بودن . اين همان چيزي است كه ما آن را دوآليسم مي ناميم . بنابراين نيچه براي چيره شدن بر اين اين دوآليسم زبان زيبايي شناسي و هنر را كه موجودي ماوراي طبيعي است انتخاب مي كند . در زايش تراژدي نيچه ، رسما جايگزيني هنر به جاي مابعدالطبيعه پيشنهاد شده است . "من متقاعد شدم كه هنر والاترين نيروي فعال در زندگي است"

و....

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

 

بیش از 450 نشانه ارتباطی مختلف شناسایی شده است که بسیاری از آنها استفاده نمی شود یا مورد استفاده خاص دارد مثل: نشانه ها‌یی که در برخورد خاص دکتر و مریض استفاده می شود یا نشانه هایی که در مراسم عروسی یا عشق ورزی تبادل می شوند ، ولی عمل دست دادن در صدر فهرست 14 نشانه ارتباطی که بیشترین استفاده را دارد قرار گرفته است

 

و...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

(آنتونی‌ رابینز) در سال‌ ۱۹۶۱ درخانواده‌ای‌ فقیر به‌ دنیا آمد. پس‌ از گرفتن‌ دیپلم‌متوسطه‌ به‌ كارهای‌ گوناگون‌ شبیه‌ ظرف‌شویی‌،كارگری‌ و مستخدمی‌ رو آورد. خانواده‌ای‌ از هم‌گسیخته‌ داشت‌. مادر و پدرش‌ از هم‌ جدا شدند،او در سن‌ ۲۲ سالگی‌ یك‌ آپارتمان‌ ۴۰ متری‌ درمحله‌ای‌ فقیرنشین‌ اجاره‌ كرد و زندگی‌ مجردی‌فقیرانه‌ای‌ داشت‌. به‌ گفته‌ خودش‌ ناچار بودظرفهای‌ غذای‌ خود را در وان‌ حمام‌ بشوید.گذشته‌ از فقر مالی‌، براثر پرخوری‌ و خوردن‌غذاهای‌ چرب‌ و مانده‌ رستوران‌ها چاق‌ شد ووزنش‌ به‌ ۱۲۰ كیلو رسید.

و......

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

 

میان پنجره و دیدن

همیشه فاصله ایست

چرا نگاه نکردم؟

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

آریستیپوس فیلسوف ، سرمست از قدرتش در بارگاه دیونیسوس ، حاکم مستبد سیراکوس روزی به دیوژانس برخورد که خوراکی از عدس در پیش نهاده بود . آریستیپوس گفت : اگر کمر به خدمت دیونیسوس می بستی ، مجبور نبودی عدس بخوری . دیوژانس گفت : اگر می دانستی چگونه به عدس خوردن قانع باشی ، مجبور نبودی که سر تعظیم در مقابل دیونیسوس فرود بیاوری . مرشد می گوید : درست است که هر چیز قیمتی دارد ، اما قیمت همیشه نسبی است . وقتی رویاهایمان را تعقیب می کنیم ، ممکن است دیگران تصور کنند که ا ناشاد و ترحم انگیز هستیم . اما آنچه دیگران فکر می کنند ، مهم نیست . آنچه مهم است ، احساس خرسندی در قلب است

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

دانستنيهاي جالب در مورد جوراب

 ۱:ماهيت کلمه جوراب در زبان انگليسي

 کلمه sock به معناي جوراب از واژه لاتين soccus گرفته شده است که اين کلمه خود نيز از واژه ای از زبان يونان باستان به نام sukkhos به معناي کفش نازک و نرم و گشادي که پاها را ميپوشاند مشتق شده است.هر چند که sock در زبان انگليسي قديمي socc خوانده و نوشته مي شد ولی بعدها به socke تغیير پيدا کرد و تا اينکه امروزه به sock تبديل شده است.

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

 

۱: شلوار چيست؟ 

شلوار پارچه اي است که معمولا از مچ پا تا کمر ادامه دارد و هر دو پا را نيز به صورت جداگانه پوشش مي دهد.شلوارها  مي توانند در قسمت کمر توسط کمربند يا بند مخصوص شلوار به طور مناسب با کمر جور شوند

 

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

افزایش صدای اسپیکر هر نوع گوشی

یکی از مسائلی که تمامی افراد هنگام خرید دستگاه موبایل به آن توجه میکنند قدرت صدای گوشی هنگام پخش فایلهای صوتی است. این موضوع گاهی آنچنان مورد توجه قرار میگرد که یک گوشی تنها به علت قدرت پایین صدا در هنگام پخش موزیک مورد پسند واقع نمیشود. راهکارهای نرم افزاری و همین طور سخت افزاری متعددی برای بالا بردن صدای اسپیکر گوشی مطرح شده که یا پیچیده هستند یا نیاز به صرف هزینه مالی دارند. اما در این ترفند قصد داریم یک روش بسیار عجیب و استثنایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید صدای هر نوع موبایلی را بالا ببرید و به نوعی حتی تحت افکت صوتی در فضا پخش کنید! بدون نیاز به هیچ ابزار خاصی و تنها با یک ورق کاغذ!

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

من اين شب زنده داري دوست دارم
پريشان روزگاري دوست دارم
به شهر من زمن بيگانه تر نيست
همين دور از دياري دوست دارم
بيابان را كه خلوتگه انس است
چو اهوي فراري دوست دارم

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

زندگی وابستگی متقابل است. هیچکس مستقل نیست. حتی برای لحظه‌ای نمی‌توانیم تنها زندگی کنیم. به حمایت تمام هستی نیازمندیم، هر آن دم است و بازدم. نه این یک پیوند نیست، این وابستگی متقابل محض است. تا می‌توانیم از اسم‌ها حذر کنیم، اینکار در زبان امکان‌پذیر نیست، ولی در عرصه زندگی می‌توانیم، چه زندگی خود یک فعل است. زندگی یک اسم نیست، واقعاً "زندگی کردن" است و نه "زندگی". عشق نیست، عشق ورزیدن است. پیوند نیست، پیوند یافتن است. ترانه نیست، ترانه خواندن است. رقص نیست، رقصیدن است .

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی
 

فکر کن , ايمان داشته باش , آرزو کن , شهامت داشته باش

پسري هشت ساله به پير مردي نزديک شد , به چشمانش نگاه کرد و پرسيد : " ميدانم که شما مردي بسيار خردمند هستيد . ميخواهم که راز زندگي را بدانم. "
پيرمرد به آن پسر بچه نگاه کرد و پاسخ داد : من در دوران زندگيم خيلي فکر کردهام . اين راز ميتواند در چهار کلمه خلاصه شود.
اولين راز فکر کردن است. تفکر درباره ارزشهايي که آرزو داري با آنها زندگي کني.
دومين راز ايمان داشتن است. ايمان به خودت بر مبناي تفکري که درباره ارزش هاي زندگيت داشته اي.
سومين راز آرزو کردن است . آرزو درباره چيزهايي که ميتواند باشد بر مبناي ايمان به خودت  و ارزهايي که ميخواهي با آنها زندگي کني.
آخرين راز شهامت داشتن است. شهامت براي به واقعيت رساندن آرزوهايت , بر مبناي آيمان به خودت و ارزشهايت.

و به اين ترتيب , والت ديزني به آن پسر کوچک گفت : " فکر کن , ايمان داشته باش , آرزو کن و شهامت داشته باش.

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

خاطرات يك دانشجوي دم بخت

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
 
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد
و ...

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

برای او از طرف من که فراموش شده ام . یا اینکه خود را فراموش کرده ام

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تعجب می کنم چرا ؟ من ...مگر من چه کردم

هر چه شد شد شما هم بدانید

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

خودآگاهي توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف­ و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است . به طوري که رشد خودآگاهي به فرد کمک مي کند تا دريابد تحت استرس هست يا نه ، و اين معمولا پيش شرط ضروري روابط اجتماعي بين فردي و همدلانه است. تعريف ديگري که از خودآگاهي مي توان کرد اين است که شخص چه برداشتي از خود داشته و بر اساس اين برداشت چه احساسي پيدا مي کند در واقع نوع خودآگاهي ما پيش بيني کننده احساس رضايت ما از خودمان و زندگي است و احساس راضي نبودن از خود نشانه اي است که به ما هشدار مي دهد که نيازمند تغيير هستيم اما ممکن است اين ذهنيت پيش آيد که ما بعد از عمري زندگي با خود و ديگران ، خود را شناخته­ايم اما تعجب خواهيد کرد اگر بدانيد که عده قليلي از مردم بر اعمال و رفتار خود شناخت دارند و به ندرت مي توانند ارزشها ، علايق و رفتارهاي خود را تجزيه و تحليل کنند . در واقع آنها مي خواهند همان کارهايي را که ديروز انجام داده­اند امروز نيز کم و بيش انجام دهند و از هرگونه تغيير دوري مي جويند

در ذيل با ارائه دو مثال بحث را روشنتر مي کنم

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی
تاثیر کلسیم در تغذیه دوران بارداری [ December 26, 2006 ]
براي اطمينان از رشد مناسب دندان ها و استخوان هاي جنينتان كه از هفته هشتم بارداري آغاز مي شود لازم است كه دو برابر ميزان طبيعي كلسيم مصرف كنيد. منابع غني از كلسيم عبارتند از: پنير، شير، ماست و سبزيجاتي كه برگ هاي سبز رنگ دارند. با اين همه، فرآورده... ادامه ...

تغديه براي داشتن يك نوزاد سالم [ December 26, 2006 ]
جنين فقط يك منبع تغذيه دارد كه آن هم خود شما هستيد. لازم است كه در طي دوره بارداري در حد امكان رژيم غذايي متعادل و متنوعي داشته باشيد. اين بدين معني نيست كه بايد رژيم خاصي در پيش بگيريد و براي آن برنامه ريزي كنيد يا به اندازه دونفر... ادامه ...

تاثیر وزن و ورزش در بارداری [ December 26, 2006 ]
به طور طبيعي و ايده ال وزن شما حداقل شش ماه قبل از باردار شدن بايد متناسب با قدتان باشد بنابراين اگر اضافه وزن يا كمبود وزن داريد، براي كسب وزن مناسب به پزشك مراجعه كنيد. اگر مشكل جدي در مورد وزن خود داريد، هرگز در دوران بارداري رژيم نگيريد.... ادامه ...

تاثیر دارو در دوران بارداری [ December 26, 2006 ]
مصرف برخي از داروها ممكن است شانس باردار شدن شما را كم كند يا براي جنين داخل رحم مضر باشد. اگر به خاطر بيماري هايي مانند صرع و ديابت، به طور مداوم دارو مصرف مي كنيد، قبل از تصميم گيري براي باردار شدن، با پزشك مشورت كنيد. مصرف آسپرين و... ادامه ...

تاثیر مواد خطرناك در دوران بارداری [ December 26, 2006 ]
اگر شغل شما يا همسرتان به گونه اي است كه با مواد شيميايي، سرب، مواد بيهوشي يا اشعه ايكس سر و كار داريد، ممكن است شانس بارداري شما را تحت تأثير قرار دهد يا خطراتي براي جنينتان داشته باشد. اين موضوع را با پزشك در ميان بگذاريد. بوي حاصل از... ادامه ...

حفظ سلامتی در دوران بارداری (5 نکته اول) [ December 07, 2006 ]
101نکته برای حفظ سلامتی در دوران بارداری نکته اول : 1:آيا شما يا همسرتان، سابقه بيماري هاي ارثي مانند هموفيلي در خانواده داريد؟ اگر داريد با پزشك مشورت كنيد. آيا بيماري هاي مانند ديابت يا صرع داريد؟ اگر داريد با پزشك مشورت كنيد. آيا شغلتان در خارج از خانه ممكن... ادامه ...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی
جلوگيري از فشار روحي يا استرس به وسيله يوگا [ December 30, 2006 ]
تمرينات يوگا، اثرات و عوارض مشكلاتي چون كمردرد و فشارهاي روحي را كاهش مي دهد و وضع جسماني مناسبي براي مادر و جنين فراهم مي آورد. اكثر زناني كه تمرينات يوگار انجام مي دهند، متوجه شده اند كه زايمان آسان تر و كوتاه تري دارند. حالت هاي مختلف يوگا به... ادامه ...

سلامتي لثه ها و دندان ها طي دوره بارداري [ December 30, 2006 ]
ممكن است طي دوره بارداري، با مشكلاتي در مورد لثه هايتان مواجه شويد. اما داشتن يك رژيم غذايي متعادل شامل مواد غذايي غني از كلسيم اين مشكلات را برطرف خواهد كرد. در طي دوران بارداري حداقل يك بار به دندانپزشك مراجعه كنيد تا دندان ها را جرم گيري كند، اما... ادامه ...

استراحت به اندازه كافي در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
هرچه جنين شما رشد مي كند و بزرگتر مي شود، شما دچار خستگي بيشتري مي شويد. اگر هنوز هم سر سركار مي رويد، بايد به اندازه كافي استراحت كنيد. در برنامه روزانه تان هر روز مدتي پاها را بالا نگهداريد و يا بعد از ناهار يك چرت بخوابيد. طي هفته... ادامه ...

وعده هاي غذاي اصلي و غذاهاي سالم و مفيد به همراه چند نمونه غذا [ December 30, 2006 ]
مطالب قبل در اين بخش، مواد مغذي گوناگوني را به صورت فهرست مطرح كرده اند كه براي رشد طبيعي يك جنين سالم لازم و ضروري است. در ذيل پيشنهادي درباره چگونگي تركيب و مخلوط كردن اين مواد مغذي به صورت وعده هاي غذايي اصلي و غذاهاي حاضري داده شده است... ادامه ...

خورن غذاهای فرآوری شده در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
سعي كنيد از خوردن غذاهاي فرآوري شده مانند غذاهاي كنسروي و مخلوط هاي بسته بندي مانند چيپس و پفك و بيسكوييت شور و انواع فرآورده هاي سيب زميني، ذرت و گندم پرهيز كنيد. غالبأ به اين نوع مواد نمك و شكر اضافه مي كنند و به علت سرخ شدن مقدار... ادامه ...

سركار رفتن خانمها در حين بارداري [ December 30, 2006 ]
بسياري از زنان در طي دوره بارداري كارشان را در خارج از خانه ادامه مي دهند. دليل هم وجود ندارد كه سر كار نروند. مگر اين كه محيط كارشان براي سلامت خود يا جنينشان خطرناك باشد. اگر شما در محيط ويژه سيگاري ها كار مي كنيد، در حد امكان محيط... ادامه ...

رژيم هاي غذايي گياهي در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
اگر شما هر روز انواع مختلف غذاهاي غني از نظر ميزان پروتئين، ميوه هاي تازه و سبزيجات مي خوريذ، بايد تمام مواد مورد نياز جنين را هم فراهم آوريد و در اختيار او قرار دهيد. تنها ماده غذايي كه ممكن است دچار كمبود آن شويد، آهن است، بدن به سختي... ادامه ...

هوس های دوران بارداری و علت آنها [ December 30, 2006 ]
بسيار شايع است كه در دوران بارداري يك ماده غذايي خاص مانند ترشي، پياز ترشي، خيارشور يا حتي موز را هوس كنيد يا به طور ناگهاني از برخيغذاها متنفر شويد. علت اين هوس ها، افزايش ميزان هورموني است كه بزاق شما را تحت تأثير قرار مي دهد و موجب طعم... ادامه ...

مصرف مایعات و نمک در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
در طي دوره بارداري حجم خون شما تقريبأ نيم برابر افزايش مي يابد. بنابراين مصرف مقدار زياد آب و مايعات ديگر بسيار مهم است. البته آب بهترين و مناسب ترين نوشيدني است. هرچقدر كه دوست داريد آب بخوريد. آب ميوه هم مناسب است اما به شرطي كه افزودني هاي مصنوعي... ادامه ...

مصرف مكمل هاي ويتاميني در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
اگر رژيم غذايي متعادل به همراه مصرف ميوه هاي تازه و سبزيجات داشته باشيد، بعيد است كه به مكمل هاي ويتاميني نياز پيدا كنيد. اما گاهي اوقت ممكن است توسط پزشك تجويز شوند. به طور مثال اگر آزمايش خود نشان دهد كه كم خوني داريد، ممكن است مكمل آهن برايتان... ادامه ...

اسید فولیک و رشد سیستم عصبی مرکزی جنین و منابع غنی آن [ December 30, 2006 ]
اسيد فوليك براي رشد سيستم عصبي مركزي جنين، به ويژه در طي هفته هاي اول بارداري لازم و ضروري است. بدن نمي تواند اين ماده مغذي را ذخيره كند. بنابراين بايد آن را به صورت روزانه مصرف كنيد. امكان دارد پزشك برايتان قرص هاي حاوي اسيدفوليك تجويز كند كه به... ادامه ...

هشدار درباره جگر [ December 26, 2006 ]
جگر از لحاظ ويتامين آ و آهن بسيار غني است، اما مصرف آن به مقدار زياد مي تواند براي جنين سمي و خطرناك باشد. آن را به اندازه كافي مصرف كنيد و از ساندويچ هاي جگر كه در اغذيه فروشي ها تهيه اجتناب كنيد. بهتر است جگر خام را تهيه... ادامه ...

تاثیر آهن در بارداری [ December 26, 2006 ]
جنين بايد براي بعد از تولد نيز در بدنش آهن ذخيره كند. خون اضافي هم كه بدنتان هنگام بارداري توليد مي كند، براي انتقال اكسيژن به آهن نياز درد. آهن از طريق گوشت قرمز بسيار راحت تر از مواد غذايي چون حبوبات و خشكبار جذب مي شود. بنابراين اگر گوشت... ادامه ...

تاثیر گیاهان سلولز دار در بارداری [ December 26, 2006 ]
گياهان سلولز دار مي توانند بخش وسيعي از رژيم غذايي روزانه شما را تشكيل دهند، زيرا مانع از يبوست مي شوند كه در دوران بارداري بسيار شايع است. ميوه و سبزيجات منابع غني از سلولز هستند و مي توانيد مقدار زيادي از آن ها را هر روز مصرف كنيد. نان،... ادامه ...

تاثیر ویتامین ث در بارداری [ December 26, 2006 ]
اين ويتامين به تشكيل يك جفت قوي كمك كرده، مقاومت بدن را در برابر بيماري هاي عفوني افزايش مي دهد و به جذب آهن نيز كمك مي نمايد. ويتامين ث در ميوه ها و سبزيجات تازه موجود است كه مصرف آن به طور روزانه لازم است، زيرا نمي تواند در... ادامه ...

تاثیر مواد پروتئینی در بارداری [ December 26, 2006 ]
از آنجايي كه نيازهاي غذايي شما در طول دوران باردري افزايش مي يابد، سعي كنيد انواع غذاهاي غني از پروتين را بخوريد. گوشت مرغ، ميوه هاي مغزدار، ماهي، گوشت قرمز، برنج، حبوبات و فرآورده هاي همگي پروتئين بدن را تأمين مي كنند. سعي كنيد گوشت قرمز كم تر مصرف كنيد،... ادامه ...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی
راهکار جالب برای تشخیص جنسیت کودک [ January 30, 2008 ]
آیا فرزندم دختر است؟ دانستن جنسیت نوزاد قبل از تولد خواسته هر انسانی است برای هر کس جالب و برای مادر و پدر آینده، لذت بخش،پس با دانستن این نکات و مشاهده انها می توانیم پی ببریم که کودک آینده تان دختر خواهد بود. نکاتی که سلامت نیوز به انها... ادامه ...

نكات اوليه در مورد حاملگي [ June 05, 2007 ]
1. اگر پريود هاي منظم داريد (يعني حداقل ماهي يكبار با يكي دو روز عقب و جلو پريود مي شويد) و تصميم به بارداري داريد با تاخير يك هفته اي پريود به احتمال قوي حامله هستيد براي اثبات اين قضيه ساده ترين راه استفاده از Home Test(تست ادرار) است كه... ادامه ...

چگونـگی تعـیین تاريــخ زايمـــان ! [ June 05, 2007 ]
يكي از اقدامات اوليه در مورد حاملگي ، تعيین سن حاملگي وتاريخ زايمان است LMP:اولين روز آخرين قاعدگي است Conception Date:روزتخمك گذاري و احتمالا روز لقاح است Due Date:روز تولد نوزاد براي محاسبه تاريخ زايمان هم مي توانيد از این لينك استفاده كنيد LMP را وارد كنيد تا جدول حاملگي... ادامه ...

نكاتي در زمينه رابطه براي حاملگي [ June 05, 2007 ]
1. عمر اسپرم حدود 5 روز عمر تخمك يك روز است پس در طي اين روزها احتمال حاملگي وجود دارد. 2. تخمك گذاري در اواسط سيكل است اگر پريود منظم 28 روزه داريد تخمك گذاري حوالي روز 14 است 3. علايم تخمك گذاري افزايش ترشح به شكل سفيده تخم مرغ... ادامه ...

احساس بهتر برخي زنان در دوران بارداري [ May 02, 2007 ]
تحقيقات نشان مي‌دهد؛ بعضي از زنان در دوران بارداري نسبت به زنان ديگر احساس بهتري دارند و اين احساس به ميزان زيادي به رفتار خود زنان در اين دوران ارتباط دارد. به گزارش سلامت نیوزبه نقل از پايگاه خبري هلث دي نيوز؛ محققان اعلام كرده‌اند براي كاهش ويار و جلوگيري... ادامه ...

از سلامت جنين مطمئن شويد [ May 02, 2007 ]
بيشتر مادران دوست دارند بدانند جنيني كه در شكم دارند دختر است يا پسر؛ ولي سلا‌مت جنين براي تمام مادران مطلب مهمي است، آنقدر مهم كه حاضرند هر آزمايش و هر زحمتي را براي آن تحمل كنند براي تمام مادرها سلا‌مت جنين اولويت اول است . ‌‌دكتر مهشيد چايچي وقتي‌... ادامه ...

عفونت هاي موجود در شير [ January 02, 2007 ]
شيري كه پاستوريزه يا استريليزه نباشد، ممكن است موجودات ريز و مضر آلوده اي در خود داشته باشد. شيرهاي غير پاستوريزه را به راحتي مي توان تشخيص داد. زيرا به صورت عمده و بسته بندي نشده در كارخانه به فروش مي رسند. شير سرشار از مواد مغذي است و ارزش... ادامه ...

مصرف تخم مرغ وگوشت قرمز و مرغ در دوران بارداری [ January 02, 2007 ]
-تخم مرغ:هيچ كس نبايد تخم مرغ خام يا نيم پز و عسلي، يا غذاهاي حاوي تخم مرغ خام را بخورد. زيرا احتمال مسمويت غذايي ( سالمونلا) وجود دارد. اين توصيه معمولاً به زنان باردار و كودكان مي شود. تا جايي كه امكان دارد از تخم مرغ هاي رسمي استفاده كنيد... ادامه ...

مصرف پنیر در دوران بارداری [ January 02, 2007 ]
بعضي از پنيرها حاوي مقدار زيادي باكتري ليستريا هستند. بنابراين در دوران بارداري نبايد از اين ها مصرف كنيد. اين پنيرها نرم و ژله اي شكل هستند كه به مرور رگه هاي كبودرنگي در آن ها پديدار مي شود. سعي كنيد از پنيرهاي پاستوريزه و تاريخ مصرف دار كه از... ادامه ...

مصرف پاته ( نوعي غذا) در دوران بارداری [ January 02, 2007 ]
پاته ها يكي از غذاهايي هستند كه ديده شده حاوي مقدار زيادي باكتري ليستريا بوده اند. كساني مانند افراد مسن، كودكان و زنان بارداري كه نسبت به اين بيماري آسيب پذيرند، بايد از خوردن آن اجتناب كنند.... ادامه ...

دو بیماری و عفونت شایع در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
بيماري يا عفونت ناشي از كلاميديا:اين بيماري بسيار نادر است. فقط زنان بارداري كه در مزرعه زندگي يا كار مي كنند و در تماس نزديك با گوسفندها و بره هاي تازه به دنيا آمده در زمان زايمان آن ها هستند، در خطر ابتلا به اين بيماري عفوني قرار دارند كه... ادامه ...

چگونگی رسیدگی به باغچه و حیوانات خانگی در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
هميشه براي رسيدگي به باغچه و حيوانات خانگي مانند مرغ و خروس و پرندگاني كه در قفس نگهداري مي كنيد، و حتي ماهي هاي آكواريوم، دستكش مخصوص بپوشيد و بعد از اتمام كار، حتماً دست هاي خود را بشوييد. حتي اگر حيوان خانگي هم نداريد، باز هم ممكن است خاك... ادامه ...

خوردن سبزیجات و سالاد و گوشت در دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
سبزيجات و سالادها:سبزيجات تازه، كاهو و ديگر مواد مخصوص تهيه سالاد بايد با دقت شسته شوند. حتي اگر آن ها را به صورت بسته بندي از سوپرماركت هم خريداري كنيد، باز هم بايد توسط خودتان شسته شوند، اگر سبزيجات را در خانه پرورش مي دهيد يا از ميدان تره بار... ادامه ...

ايدز و آزمايش خون در دوره بارداري [ December 30, 2006 ]
امروزه بسياري از كلينيك ها معاينات مربوط به ايدز و آزمايش خون را در دوره بارداري انجام مي دهند، علت اين است كه بدون درمان بيماري ايدز مادر، احتمال دارد از هر 6 نوزاد يكي به ايدز مبتلا شود. اما با درمان توسط داروهاي لازم، اين احتمال كمتر شده و... ادامه ...

توكسوپلاسموزيس و سرخجه دوران بارداری [ December 30, 2006 ]
سرخجه :اگر در طي دوران بارداري به ويژه سه ماه اول آن، به بيماري سرخجه مبتلا شويد، اين امر مي تواند به نواقض شديد مادرزادي در جنين منجر شود. مانند بيماري قلبي، ناشنوايي و بينايي. قبل از باردار شدن نزد پزشك برويد و آزمايش خون بدهيد تا مطمئن شويد كه... ادامه ...

چند توصيه عمومي به خانمهای باردار [ December 30, 2006 ]
برخي عادت هاي غذايي و بيماري هاي عفوني وجود دارند كه بايد در دوره بارداري مراقب باشيد به آن ها مبتلا نشويد. زيرا به شما و به ويژه به جنينتان آسيب مي رسانند. احتمالاً معروف ترين و شايع ترين اين بيماري ها سرخچه است. اكثر بيماري هاي عفوني ديگر كه... ادامه ...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

تغذيه دوران بارداری

بدون شك يكي از بزرگترين آرزوهاي تمامي‌زنان، داشتن نوزادي سالم و تندرست است.به اين جهت تمامي‌مادران سعي بر آن دارند تا عوامل مؤثر بر بهبود روند بارداري و نتيجه آن را مورد بررسي قرار دهند و تا جاي ممكن از عوامل زيان‌آور دوري جويند.تغييرات زيادي در اثر بارداري در بدن مادر به وجود مي‌آيد و عوامل زيادي در تعيين روند صحيح بارداري و نتيجه بارداري موثر هستند.

و .....
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی
سه ماهه اول

     در اين دوره رعايت يک برنامه غذايی مناسب و متعادل برای ترميم و تکامل بافت های مادر      که عهده دار تغذيه و رشد جنين است بسيار مهم می باشد.

     هفته 4 تا 8
 

  من اينجا هستم، به من نگاه کنيد. اسم من رويان است. گرچه هنوز به اندازه سر سنجاق هم نيستم    ولی همه توانايی هايم را از جفت می گيرم و برای اينکه تکامل پيدا کنم به شدت تلاش می کنم. تازه کار من شروع شده است و به کمک مواد مغذی که از طريق جفت دريافت می کنم بايد چشم ها،

اووه!.....چقدر کار دارم.

و......


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

در مورد باداری بخوانید

فقط مادران و پداران

مجرد ها نخوانند

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

دکتر احمدرضا درستی،  دکتر سيدعلي کشاورز

دانشگاه علوم پزشكي تهران

 

اهداف درس

 

انتظار مي‌رود فراگيرنده، پس از گذراندن اين درس، بتواند :

Ø      ميزان هاي افزايش طبيعي وزن مادران باردار در مقاطع مختلف حاملگي را بيان كند

Ø      نيازهاي تغذيه اي در دوران بارداري را فهرست نمايد

Ø      چاقي در بارداري را شرح دهد

Ø      ديابت در حاملگي را توضيح دهد

Ø      تاثير غذا بر انتخاب جنسيت كودك را شرح دهد

Ø      نيازهاي تغذيه اي در دوران شيردهي را بيان كند


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

با ذخيره خون بند ناف زندگي کودک خود (و افراد خانواده ) را بيمه نمائيد

 

سلول بنيادي چيست؟

سلول بنيادي يک سلول با توانايي ايجاد سلولهاي مختلفي از جمله سلولهاي خوني ، سلولهاي قلبي، عصبي، غضروفي و ساير سلولها مي باشد.

 چه موقع از سلول هاي بنيادي استفاده مي شود؟

مشخص شده که سلولهاي بنيادي موجوددر خون بند ناف در درمان انواع سرطانها، بيماريهاي ژنتيك، اختلالات خوني و نقص سيستم ايمني كاربرد دارند.استعدادهاي بالقوه جديدي كه براي درمان با سلولهاي بنيادي بوجود آمده است شامل درمان صدمات به نخاع، ديابت، بيماريهاي قلبي ، پاركينسون، آلزايمر، لوپوس، ايدز و بيماري ام اس است، که برخي از اين روشها هم اکنون در فاز آزمايش کلينيکي مي باشد..

ازآنجايي كه سلولهاي بنيادي خون بند ناف راحت تر توسط سيستم ايمني ميزبان قبول مي شوند؛  وقوع كمتري از بيماري پيوند بر عليه ميزبان(رد پيوند) را باعث مي شوند.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط علی حامدی

شماره‌ی ماه مارس ۲۰۰۸ مجله دنیای گرافیك‌های كامپیوتری

در قطع پی‌دی‌اف به حجم تقریبی هفت مگابایت

Download: Computer Graphics World Magazine ,March ۲۰۰۸

نگارش در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط علی حامدی

راهنمای دوربین های دیجیتالی

بهترین عکس‌های دیجیتالی خود را می‌توانید همین حالا بگیرید؛ آن‌هم با این راهنمای قدم به قدم تمام رنگی. تعداد بسیار زیادی تصاویر رنگی و توضیحات شفاف به شما نشان می‌دهند که چطور حداکثر استفاده را از امکانات دوربین دیجیتالی خود ببرید، چطور با تنظیمات و کنترل‌های مختلف آن کار کنید، و چطور از مناظر، آدم‌ها و اشیاء عکس بگیرید. به علاوه یاد خواهید گرفت که عکس‌های خود را چطور ویرایش کرده، تقویت نموده، و آن‌ها را اصلاح کنید. برای کسانی که دارای دوربین دیجیتالی هستند، این یک کتاب راهنمای فوری است که آن‌ها را به صورت یک عکاس حرفه‌ای در می‌آورد.
چاپ دوم این کتاب در قطع پی‌دی‌اف و ۲۰۲ صفحه در حدود دوازده مگابایت حجم دارد.

Download: Digital Photography QuickSteps, ۲nd Edition

نگارش در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط علی حامدی

بازی‌های فکری، معمایی

اگر به بازی‌های فکری، معمایی، و هوش‌ربا علاقه دارید، این همان چیزی است که شما را میخکوب خواهد کرد . در این بازی باید راه خود را در طول یک هزار توی پیچیده از ماجراها و معماهای حیرت‌انگیز پیدا کرده و مسیر جادویی آن را تا رسیدن به مقصد دنبال کنید. این بازی که نمونه‌ی آن را ممکن است تا به حال ندیده باشید با گرافیک و موسیقی شورانگیز خود شما را آن چنان مات ومبهوت خواهد کرد که تا مدت‌ها از ذهن‌‌تان نخواهد رفت.
این بازی فوق‌العاده در حدود ۳۰ مگابایت حجم دارد

Download: Dream Chronicles ۲
Password: ۷

نگارش در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط علی حامدی

احمد شاملو


پريا

يكي بود يكي نبود
زير گنبد كبود
لخت و عور تنگ غروب سه تا پري نشسه بود.
زار و زار گريه مي كردن پريا
مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا.
گيس شون قد كمون رنگ شبق
از كمون بلن ترك
از شبق مشكي ترك.
روبروشون تو افق شهر غلاماي اسير
پشت شون سرد و سيا قلعه افسانه پير.
 
از افق جيرينگ جيرينگ صداي زنجير مي اومد
از عقب از توي برج شبگير مي اومد...

 

متن کامل شعر کلیک کنید

درباره وبلاگ

موفقیت...پيروزي....آرمان....هدف
...زندگي با طعم دوست داشتن
.خواستن .توانستن
........

.......
اگر نمي تواني بالا روي ،
سيب باش تا افتادنت انديشه اي را بالا برد .

دکتر شريعتي
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ