متن کامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
بله دیگه اینجوریاست ...
نویسنده: آرزو مودی مشهد
استاد باستانی پاریزی توی یکی از کتابها و مقالاتشان به موردی اشاره کرده بودند که خیلی پیش من آن را خواندهام و دقیق یادم نیست که حرف استاد نقل قول بود یا گفته خودشان هر چند فکر میکنم نقل قول از کسی بود ولی کل قضیه این بود که استاد هنگام عبور از کنار قبرستانی به کسی میگویند یا کسی به ایشان میگوید بدان و آگاه باش که بیشتر این آدمها که زیر خاک رفتهاند را نوکرها و غلامان دست به سینهشان به زیر خاک فرستادهاند. شما نقل قول بد مرا ببخشید. آن وقتها که من کتابهای استاد را میخواندم 14 یا 15 سال بیشتر نداشتم. کتاب ها را میخواندم و میگذشتم؛ اما نمیدانم چه شده که هر چه که خواندهام و از یاد بردهام مصداقهایش را حالا بعد سالها در همین جامعه که زندگی میکنم و قبل آن هم زندگی میکردم! مییابم و به جای آنکه هر اتفاق روزگار برای من به مصداق درسی و برگی باشد به عکس هر درسی و اتفاقی برای من مصداق جملهای است که روزی خواندهام و از خاطر بردهام .
من اصلاً این را میخواستم بگویم که تازگیها هر وقت که روزنامه خراسان را ورق میزنم و حتماً به صفحه آخرش هم میرسم که زود هم میرسم بس که این روزنامه بی محتوا وسوخته شده است , همان جمله استاد باستانی ذهنم را قلقلک میدهد؛ البته نه خود همان جمله که نسخه پدربزرگی اش ... آخر میدانید صفحه یکی مانده به آخر روزنامه خراسان بخش آگهیهای ترحیم است و عکس مردهها و عزیزان از دست رفته آدمهای داغ دیده را چاپ میکنند که یا به مراسم تشییع جنازه و مرده خوری و هفت و چهلم و سال دعوت کردهاند و یا اینکه یادآوری خاطره عزیزی است که عادت هر ساله بعضی پولدارهاست که هم پزش را میدهند و هم جیب روزنامه خراسان را پر میکنند. آخر وقتی برای هر خط آگهی باید 30 – 40 هزار تومان در روز بپردازی، کجا پول من مستصعف به این قروپزها میرسد، هر چه هست برای همان پولدارهاست و نه کس دیگری ... یاد" گل آقا "به خیر، یک لحظه فکر کردم الان مثلاً دردهه 70 شمسی زندگی میکنیم، یادم رفته بود که حالا هم سرمایهدار شدهاند و دیگر مستضعف نداریم که وارث زمین باشند !
خلاصه اینکه هر وقت صفحه آخر روزنامه عکس مردهها را میبینم و بنا به یک عادت قدیمی حتماً هم باید این صفحه را ببینم، مبادا این دفعه قرعه به نام یکی از آشناهای خودمان افتاده باشد و الخ ...، جمله پدربزرگ مرحومم در ذهنم تکرار میشود که یکبار وقتی همین روزنامه را دست گرفته بودند، وقتی به همین صفحه آخر رسیدند، همانطور که سرشان پشت برگ کاغذهای بزرگ روزنامه پنهان بود، سری تکان دادند و گفتند حیف اینهمه جوان ... همه را زنهایشان – شوهرهایشان – به سینه قبرستان فرستادهاند .
شوهرها را من اضافه میکنم وگرنه پدربزرگ مرحومم آن را به کار نبردند. البته این هم به این معنا نیست که من زیادی بدخواه شوهرهای مردم هستم و با آقایان پدرکشتگی دارم نه ... دلیلش تنها این است که آن وقت جمله پدربزرگ به اندازه همان زنهایشان صدق میکرد و الان گستردگی مساله صد چندان شده و کار به جاهای باریک هم کشیده و ما بی خبریم و اگر هم خبرداریم خودمان را به بی خبری زدهایم .
اصلا میدانید درد من کجاست ؟
این روزنامه خراسان در خانه ما حکم نفرین خدایان را به خود گرفته است. من نمیدانم طبق کدام حکم لغوناشدنی هر روز صبح همراه با پاکت شیر یا احیاناً پاکتهای شیر یک روزنامه خراسان هم وارد آشپزخانه میشود. کل صفحات این روزنامه را از سر تا ته که ورق بزنید دریغ از دو مطلب خواندنی ... آن قبلاًها که بچه مدرسهای بودیم و مدرسه میرفتیم و مخصوصاً سالهای آخر دبیرستان رنگ به رنگ روزنامه بود که به این خانه میآمد. هم سن و سالهای من میدانند منظورم به کدام سالهاست؛ البته ما از همان اولش هم کتابخوان و روزنامه خوان بودیم ولی بالا و پایین داشت و چند وقتی هم شده که کلاً روزنامه خواندن را ترک کردهایم که دیگر روزنامهای که قابل خواندن باشد، پیدا نمیکنیم؛ یعنی میخواهم بگویم در مملکت آنهایی که نسیم شمال چاپ میکردند دیگر روزنامهای که واقعی باشد و رسالتش را درست انجام بدهد چاپ نمیشود که بخواهیم پول بدهیم و بخریم و بیاوریم خانه و تازه بخوانیمش ... مگر همین روزنامه خراسان ... آخرین بار هم که به مادرم اعتراض کردم که عزیز دل من اینها را می خری که چه ؟ ... صدای پدرم از توی هال بلند شد که برای خبر شدن از مردهها که خوب است آن هم با اینهمه پیر که ما توی فامیل داریم.
پدرم راست میگفت ... یعنی تا چند سال پیش این حرف پدرم مصداق داشت. یک عالمه زن و مرد پیر در همین فامیل خودمان داشتیم که هر چند وقت یکبار به دیار باقی میشتافتند. سیستم اطلاع رسانی هم آن وقتها تلفن به تلفن بود. وقتی کسی فوت میکرد، همه – که اصولاً جوانهایی در سن و سال آن وقت پدر من بودند - همدیگر را با تلفن زدن خبر میکردند و قرار مراسم تشییع جنازه و مکان و زمانش را به اطلاع بقیه میرساندند؛ اما میتوانم بگویم این دیگر شرح حال امروز ما نیست؛ چون همه آن عزیزان امروز فوت کردهاند و کمتر سالمندی در فامیل زنده باقی مانده است، از جمله پدربزرگ مرحومم که آن جمله معروف را گفتند و آن شب تا مدتها سر همین جمله بحث بود که زور زنها در قبرستان فرستادن مردانشان بیشتر است یا زور مردها ... و خوب میدانید که به نتیجه هم نرسیدیم .
اما امروز که تنها چند سالی با آن روز که من حرفش را زدم , فاصله دارد دیگر از آن زندههای اطلاع رسان هم خبری نیست. پیرها که رفتهاند هیچ جوانها هم دانه به دانه میروند و چنان ناگهانی که باورش حتی از خود مرگ هم سختتر است. حتی میتوانم بگویم پیرها جایشان را به جوانها دادهاند و از احوال و مرگ و زندگیشان هم باید از طریق همین روزنامه خراسان آگاه شد. پیرها جایشان را به جوانها داده اند؛ البته نه در عرصه زندگی که در عرصه مردن ...
چرا نوشتن اهداف اینقدر اهمیت دارد؟
نوشتن آرزوها و اهداف اولین قدم مهم به سمت دست پیدا کردن به آنهاست. اول به این دلیل که نوشتن آنها محبورتان می کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید. و دوم به این دلیل که عمل نوشتن آنها، تعهدی نسبت به آنها در شما ایجاد میکند. فقط 5% از جمعیت جهان واقعاً برای نوشتن اهداف و آرزوهایشان وقت می گذارند شاید به همین خاطر است که افراد کمی هستند که واقعاً در زندگیشان موفق باشند و همان زندگی را داشته باشد، که آرزوی داشتنش را دارند.
نوشتن اهداف، خط سیر شما را به سمت موفقیت ایجاد می کند. بااینکه فقط عمل نوشتن اهداف می تواند پروسه را به حرکت بیندازد، اما این هم اهمیت دارد که هر از گاهی اهدافتان را مرور کنید. یادتان باشد، هرچه تمرکز بیشتری روی اهدافتان داشته باشید، احتمال بیشتری هست که به آنها دست پیدا کنید.
در زیر به چهار قانون نوشتن اهداف اشاره می کنیم:
1. نوشتن اهداف به شکل مثبت
برای آنچه که می خواهید کار کنید نه آنچه که می خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می نویسیم این است که دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاهمان تنظیم کنیم. ذهن ناخودآگاه شما ابزاری بسیار کارامد است، نمی تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل هایش است. هرچه دستورالعمل های شما مثبت تر باشد، نتیجه مثبت تری هم به دست می آورید.
همچنین مثبت فکر کردن در زندگی روزمره به شما در رشدتا بعنوان یک انسان کمک می کند. پس آنرا فقط محدود به تعیین هدف نکنید.
2. نوشتن اهداف با جزئیات کامل
به جای اینکه فقط بنویسید، "خانه نو"، بنویسید "یک خانه 300 متری با چهار اتاق خواب، 3 حمام دستشویی، و چشم انداز کوهستان روی یک زمین 1000 متری".
یکبار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاهمان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء به جزء می دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح تری به دست می آورید. هرچه نتیجه تان دقیقتر باشد، ذهن ناخودآگاهتان کارامدتر خواهد شد.
آیا میتوانید چشمانتان را ببندید و خانه ای که در بالا اشاره کردن را تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از کوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید. می توانید ببینید؟ پس ذهن ناخودآگاهتان هم می تواند.
3. نوشتن اهداف به زمان حال
اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخودآگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید "در آینده لاغر خواهم شد" ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود.
پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند.
4. بازنویسی اهداف
وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تاثیر را خواهند داشت. پس به یکبار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آنها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید، صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همینطور به این اصلاح کردن ها ادامه دهید.
خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و
بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم.
ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.
عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.
1- زیاد مطالعه کنید
ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.
2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید
شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.
3- یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید
هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.
4- از افکار دیگران بهره بجویید
بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما میتوانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.
نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.
5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید
گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.
بنابر این میتوانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.
6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید
ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.
از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.
7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید
همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.
8- به توانایی های خود اتکا کنید
قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.
9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید
خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص ود عمل کند.
10- به ذهن خود آزادی عمل دهید
آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. میتوانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.
11- ایده های گذشته را از نو بسازید
افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.
12- از الهه وجودتان یاری بخواهید
آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.
یک ایده بزرگ از چه ویژگی هایی برخوردار است
شرکت ها و کمپانی های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می کنند، سرمایه گذاری های عظیمی
بنابراین خیال بافی و رویا پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسار گسـیـخـــته باشید تا پندار شما به بلندی ها پرواز کرده و اوج گیرد.
صرف می کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه میتوانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. خیلی از آنها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده ها را میکنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضی ایده ها خام هستند
مطمئناً می دانید که اولین تاثیر در مصاحبه شغلی اهمیت زیادی دارد، و احتمالاً هم این نکته را رعایت کرده اید، چون الان یک کار جدید دارید. اما آیا می دانستید در شروع کردن یک کار جدید هم اولین تاثیر اهمیت دارد؟
طی چند ساعت، روز یا حتی هفته اول که کار جدیدی را شروع می کنید، رئیس جدید شما و همکارانتان تفکر خود را نسبت به شما شکل می دهند و همین مسئله مابقی زمانی را که با این کارفرما میگذرانید را تعیین میکند. مثلاً اگر از همان ابتدا بعنوان فردی که از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند شناخته شوید، خیلی سخت می توانید آن برچسبی که بهتان چسبیده است را بکنید و جایگاهتان را تغییر دهید، حتی اگر واقعاً لیاقتش را داشته باشید. برعکس این، اگر در چند هفته اول سخت کار کنید، بعدها رئیس و همکارانتان خیلی راحت تر از سر اشتباهاتتان می گذرند.
در زیر به 10 نکته برای ایجاد تاثیری فوق العاده روی رئیس و همکارانتان اشاره می کنیم.
1) بین کارها کمی استراحت کنید.
اگر قبل از رفتن به سراغ یک کار جدید کمی به خودتان استراحت دهید، می توانید برنامه های کاری قبل را از ذهنتان پاک کرده و خودتان را برای برنامه های جدید آماده کنید.
انسانها مخلوقات عادت هستند. هر شغلی، مخصوصاً کاری که مدت زمان زیادی در آن بوده باشید، یک نوع عادت و روتین در زندگیتان ایجاد می کند و باعث می شود بدون اینکه خودتان بخواهید، میلی به تغییر نداشته باشید. حیت چند روز استراحت بین کار قدیم و کاری که تازه می خواهید شروع کنید میتواند به شما کمک کند خودتان را برای روتین کاری جدید و محیط کارتان آماده کنید.
2) تحقیق کنید.
احتمالاً طی دوره مصاحبه ها و مقدمات شروع کار روی کارفرمای جدیدتان خوب تحقیق کرده اید. الان وقتش رسیده که تحقیقاتتان را تمام کنید و درک خودتان را درمورد کارفرمای جدید تکمیل کنید. اگر بین کار قدیم و کار جدیدتان چند روز استراحت بیندازید می توانید از آن زمان برای این منظور استفاده کنید.
برای تحقیق کردن درمورد کارفرمای جدید، هر نوشته ای درمورد این شرکت جدید به شما کمک می کند، از جمله کتاب راهنمای کارمندان. هدف شما دو جنبه دارد: یکی فهمیدن درمورد کاری که شرکتتان انجام می دهد و اینکه شما به چه درد آن می خورید و یکی برای دانستن اینکه چه انتظاری از محیط کارتان داشته باشید. اگر شما یا کسی در شبکه تخصصیتان کسی را در آن شرکت می شناسد، برنامه بریزید و قبل از روز اول قرار ملاقاتی برای ناهار یا یک قهوه با او بگذارید و با این روش از او اطلاعات بگیرید.
3) حرفه ای لباس بپوشید.
نشان دادن یک ظاهر مرتب، تاثیر مثبتی بر کلاس و عادات کار شما دارد. درنتیجه، وقتی کار جدید را شروع می کنید، باید یک تا دو درجه بالاتر از سطح کارتان لباس بپوشید. وقتی چند روز مهم و حیاتی اول تمام شد، می توانید کمی راحت تر لباس بپوشید بدون اینکه نگران باشید دیگران تصور کنند وضعیت مالیتان خوب نیست.
4) زود بیایید، دیر بروید.
اگر قرار باشد دیرتر ازهمه وارد شرکت شوید و زودتر از همه خارج شوید، باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به بودن در آن محیط ندارید. این میتواند خیلی خطرناک باشد، مخصوصاً در چند هفته اول شروع کارتان.
درعوض، سعی کنید همیشه کمی زودتر از بقیه به محل کارتان برسید و برای ترک آنجا هم عجله نداشته باشید. این کار باعث می شود همه تصور کنند به کارتان علاقه مند هستید و بعدها اگر یک روز دیر سر کار برسید همه فکر می کنند که حتماً مشکل مهمی داشته اید.
5) همکارانتان را بشناسید.
برای جا افتادن در محل کارتان باید سعی کنید خودتان را وارد شبکه اجتماعی شرکت کنید. چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید، بیشترین ساعات روزتان را با همین افراد می گذرانید. علاوه بر این، نظرات این افراد می تواند مستقیماً بر موفقیت شما در کارتان تاثیر داشته باشد و هیمنطور باعث می شود ساعات بهتری در محل کار داشته باشید.
هر کاری که می کنید، فقط سعی کنید خودتان را از همکاران جدیدتان دور نکنید. بااینکه ممکن است دوست داشته باشید با همکاران سابقتان ناهار بخورید اما بااینکار فقط به همکاران جدیدتان نشان می دهید که یکی از آنها نیستید. پس سعی کنید با همکاران جدیدتان در ساعات ناهار و چای ارتباط برقرار کنید.
6) کمک بخواهید.
یکی دیگر از کارهایی که برای جا افتادن در محل کار جدید لازم است انجام دهید، کمک خواستن است. اما خیلی از افراد تصور می کنند اینکار ناتوانی و ضعف آنها را نشان می دهد. درواقعیت، برعکس این مسئله صادق است. اگر از همکارنتان تقاضای کمک نکنید، فقط خودتان را از آنها دور میکنید و از این گذشته وقت و انرژی زیادی برای اشتباهات غیرقابل اجتناب هدر می دهید.
اما ممکن است دوست نداشته باشید یک سوال را بارها و بارها بپرسید. اگر فکر می کنید به خاطر سپردن یک کار پیچیده برایتان سخت است، یا کلاً حافظه خوبی ندارید، وقتی از همکارانتان کمک می خواهید نت برداری کنید. اگر هر سوال را فقط یکبار بپرسید، رئیس و همکارانتان مطمئن می شوند که باهوش و قابل هستید.
7) داوطلب شوید.
در چند هفته اول هر کار مطمئناً کارفرمایتان کار سبک تری نسبت به بقیه همکارانتان به شما محول می کند. بااینکه انتظار نمی رود خیلی زود پیشرفت کنید اما رئیستان انتظار دارد وقتی برای انجام کار بیشتر آمادگی پیدا کردید خودتان اعلام کنید.
از آن چند هفته کار سبک استفاده کنید و خیلی خوب روی کارتان تمرکز کنید و هر کاری که به شما محول می شود را با دقت و درستی انجام دهید و سعی کنید در کارتان وارد شوید. و خودتان به ناظر شرکت بگویید که آمادگی مار بیشتر یا یک مسئولیت جدید را دارید. هرچه زودتر بتوانید برای انجام کار سنگین تر آماده شوید، تاثیر بهتری هم روی رئیس و همکارانتان میگذارید. حتی می توانید برای انجام برخی پروژه های خاص داوطلب شوید—اما یادتان باشد فقط زمانی اینکار را بکنید که مطمئنید با وجود وظائف خودتان از عهده آن برمی آیید.
8) برنامه ریزی کنید.
داشتن یک برنامه باعث می شود خوب کارهایتان را کنترل کنید و در همان چند هفته اول به اهدافتان برسید. برنامه شما باید شامل همه چیزهایی که باید یاد بگیرید بشود، و همچنین چند هدف برای خودتان که به شما انگیزه دهد. اهدافتان و مهارت هایی که باید یاد بگیرید را به ترتیب اهمیت اولویت بندی کنید. یادتان باشدف نکته این است که برای خودتان چالش ایجاد کنید تا برایتان ایجاد انگیزه شود اما نه آنقدر که کلاً از کار کردن دلسرد شوید.
کار قشنگی که می توانید بکنید این است که اهدافتان—و همچنین پیشرفتتان—را به اطلاع رئیستان برسانید. بااینکه ممکن است تصور کنید این کارتان خودنمایی باشد، اما برای رئیستان نشانه جاه طلبی و نظم شماست.
9) با رئیستان ارتباط برقرار کنید.
همانطور که مطلع کردن رئیس از اهدافتان می تواند به گذاشتن یک تاثیر خوب و مثبت بر روی او، به شما کمک کند، صحبت کردن درمورد سایر جوانب کار کردنتان هم می تواند اعتماد و اطمینان او را نسبت به شما جلب کند. رئیستان به این دلیل شما را استخدام کرده است که به نظرش بهترین فرد برای آن کار می آمدید؛ به عبارت دیگر او روی شما ریسک کرده است و مطمئناً دوست دارد از پیشرفت های شما در اطلاع باشد.
10) دیدگاهی مثبت داشته باشید.
افراد خوشبین همیشه تاثیر بهتری روی دیگران می گذارند. کسانیکه برای کار و مسئولیت ها و مشکلات جدیدشان دیدگاهی مثبت دارند و خوشبین هستند، مطمئناً بیشتر مورد پسند عموم قرار می گیرند. وقتی با افراد جدید یا همکارانتان برخورد می کنید، همیشه لبخند بزنید. از گله و شکایت درمورد چیزی بپرهیزید . طی چند هفته اول از غیبت کردن های همکارانتان درمورد محل کار، خود را دور کنید.
اهمیت تاثیر خوب
اگر از آندسته افراد باشید که زود به زود کارشان را عوض می کنند، ممکن است بپرسید چه اهمیتی دارد که دیگر تاثیر خوبی روی بقیه بگذارید. بااینکه اینکار فقط یک راه حل کوتاه مدت برای شماست اما هنوز هم می تواند روی روند و زندگی شغلی شما تاثیرگذار باشد. یک تاثیر خوب روی رئیس می تواند به شما کمک کند خیلی زود در کارتان پیشرفت کنید و ترفیع بگیرید. علاوه بر این با شروع کردن یک کار جدید می توانید ارتباطات اجتماعی دراز مدتی در زمینه کاری برای خودتان درست کنید.
نکات اضافه برای ساده کردن شروع کار جدید
-قبل از شروع کار جدید وقت بگذارید و کمی درمورد شرکت مورد نظرتان تحقیق کنید. ببینید چه کارهایی میتوانید درمورد کارفرمای جدیدتان انجام دهید تا نظر مثبت او را به خودتان جلب کنید. ببینید کسی را پیدا می کنید که بعضی از این همکاران جدیدتان را بشناسد و از او بخواهید قبل از روز اول کارتان، شما را به او معرفی کند.
- درمورد لباسی که قرار است در هفته اول کار تنتان کنید خوب فکر کنید. یادتان باشد برای شروع باید معقول ترین و بهترین لباستان را تنتان کنید و بعد کم کم لباسهای راحت تری بپوشید. اگر باید لباس بخرید یا چند دست از لباس های قدیمیتان را مرتب کرده و بپوشی، حتماً قبل از روز اول اقدام کنید.
- راه های خانه تا شرکت را خوب بررسی کنید و کوتاهترین آنها را پیدا کنید. مطمئناً دوست ندارید روز اول کار دیر برسید
درواقع، یکی از بزرگترین بدشانسی هایی که در یک پروژه می تواند برایتان پیش بیاید، موفقیت پیش از موعد—و در عین حال نیمه کامل و ناتمام است. وقتی چنین اتفاقی روی می دهد، وسوسه می شوید که روشی را که اینقدر زود نتیجه داده است را به کار ببندید و دنبال چیز دیگری نمی روید. بعدها، شاید رقیبی از راه می رسد و همان فرایند کشفی که شما ناتمام رها کردید را دنبال می کند و به راه حلی دست پیدا می کند که به سرعت راه حل شما را کنار می اندازد.
فرهنگ های کمال
خیلی از سازمان ها این روزها بر پایه فرهنگ کمال استوارند: یک دسته عقاید و اعتقادات سازمانی که در آن هر نوع شکست غیرقابل قبول است و فقط موفقیت خالص و بی عیب جای دارد. شما برای حفظ اعتبار خود بعنوان فردی موفق، باید به همه اهدافتان دست پیدا کنید و به هیچ وجه خطایی مرتکب نشوید که نتوانید آن را پنهان کنید یا به گردن کس دیگر بیندازید.
استرس و وحشت موجود در چنین شرکت و سازمانی را تصور کنید. مجبورید کوچکترین خطایتان را یک جور لاپوشانی کنید یا هر چه در توان دارید به کار ببندید تا اشتباهتان را به گردن کس دیگری بیندارید. در این گونه شرکت ها معمولاً افراد به سرعت اوج می گیرند و بعد ناگهانی از عرش به فرش سقوط می کنند. شما مجبور به دروغ ، تقلب، تحریف اطلاعات، و مخفی سازی مشکلات هستید تا زمانیکه به بحران تبدیل شوند و دیگر نتوانید آنها را پنهان کنید.
وفاداری به گذشته
اگر کسی به خاطر یک موفقیت پیش از موعد از رسیدن به یک پاسخ کامل، باز بماند، به خاطر تعهدی که به گذشته خود پیدا می کند، شکست های زیادی متوجه او خواهد شد. این مسئله را می توانید به وضوح در برخی از افراد سالخورده ببینید، به خصوص آنهایی که با یک تغییر حیایت که سالها پیش ایجاد کردند، اسم و رسمی به هم زدند. این افراد دیگر دست به نوآوری نمی زنند و همیشه از این واهمه دارند که مبادا اینبار با شکست مواجه شوند و سعی می کنند با همان موفقیت قبلی اسمشان را سر پا نگه دارند. علاوه بر این، اینطور استدلال می کنند که موفقیت یک چیز جدید ممکن است ثابت کند که موفقیتی که در گذشته به دست آوردند چندان بزرگ و مهم نبوده است. پس چرا وقتی می توانید بدون تلاش اعتبار و شهرت خودتان را حفظ کنید، دست به چنین ریسکی بزنید؟
اینگونه افراد شدیداً روی موفقیت های گذشته خود تکیه می کنند و ترجیح می دهند فرصت هایی که برای موفقیت های آتی برایشان پیش می آید را رد کنند تا مبادا اینبار با شکست مواجه نشوند.
چرا افراد موفق شکست می خورند
هر قدرتی ممکن است یک روز به ضعف تبدیل شود. هر استعدادی متضادی در خود دارد که گاهی اوقات باعث نقص آن می شود. افراد موفق دوست دارند به استانداردهای بالا دست پیدا کنند و موفق شوند. همین مسئله آنها را از شکستی که ممکن است زندگیشان را به نابودی بکشاند، می ترساند. وقتی یک خصیصه مثبت، مثل پیروزی، آنقدر در زندگی یک نفر نیرومند می شود، هر آن این احتمال وجود دارد که تبدیل به یک نقص و ضعف بزرگ شود.
پیروزی برای خیلی از افراد یک ارزش قدرتمند است. این افراد زندگیشان را روی آن بنا کرده اند. آنها عادت دارند در هر کاری که انجام می دهند موفق شوند: مدرسه، دانشگاه، ورزش، هنر، سرگرمی ها، کار و ... هر پیروزی تازه به قدرت ارزش آنها در زندگیشان اضافه می کند.
به تدریج، دیگر حتی نمی توانند فکر شکست را هم به ذهنشان راه دهند. شاید تابه حال در هیچ کاری شکست نخورده باشند، و به همین خاطر تجربه بلند شدن از شکست را هم ندارند. شکست برای آنها وحشتناکترین کابوس است: ترسی وحشتناک که باید به هر قیمتی که شده از آن دوری کنند. ساده ترین راه برای انجام اینکار این است که هیچوقت ریسک نکنند و سفت و سخت به همان کاری که بلدند بچسبند. ساعت های طولانی کار کنند، هر چیز را ده مرتبه چک کنند و محتاط ترین و وظیفه شناس ترین فرد در جهان باشند.
و اگر کار سخت مداوم، تلاش های پیوسته، برنامه های کاری سخت و بیرحمانه نتواند احتمال شکست را از آنها دور کند، از هر راه ممکن دیگر برای دفع کردن آن استفاده می کنند: اعداد و ارقام تحریف شده، پنهان کردن هر چیز منفی، مخفی کردن استباهات، خودداری از فیدبک مشتری ها، انداختن اشتباهات خود بر گردن کسانی که قدرت مقابله نداشته باشند و ....مشکل استانداردهای اخلاقی خیلی از شرکت ها و اداره جات بیشتر از هر چیز به ترس از شکست در میان افرادی برمی گردد که مدت های طولانی افرادی موفق بوده اند.
نیاز به توازن و تعادل
به شدت مراقب ارزشهای ناتوازن زندگی خود باشید. وقتی هر ارزشی خیلی در مسیر زندگیتان اهمیت پیدا می کند، مراقب باشید. افراد بیش از حد موفق، آرامش فکر خود و زندگی آنهایی که برایشان کار می کنند را نابود می کنند. آنهایی که خیلی به "نیکی" و اخلاقیات می چسبند، افراد ریاکاری می شوند که فقط خودشان به عدالت و تقوای خود معتقدند. آنهایی که ارزش هایشان برای ساختن رابطه های نزدیک نامتعادل باشد، به سمتی کشیده می شوند که دوستان و خانواده شان را با ابراز علاقه های مداوم خسته می کنند.
همه دوست دارند موفق شوند. مشکل وقتی پیش می آید که ترس از شکست بر شما غلبه می کند. وقتی دیگر نتوانید چاره ناپذیری ارتکاب به اشتباه را بپذیرید، نخواهید توانست اهمیت آزمون و خطا را در یافتن بهترین و خلاقانه ترین راه حل درک کنید. هرچه بیشتر خلاق باشید، مطمئناً مرتکب اشتباهات بیشتری هم می شوید. به آن عادت می کنید. وقتی تصمیم می گیرید که از بروز این اشتباهات جلوگیری کنید، خلاقیتتان هم نابود خواهد شد.
تعادل خیلی بیشتر از آنچه که فکر می کنید اهمیت دارد. کمی خودخواهی حتی در مهربان ترین آدم ها هم لازم است. و کمی شکست برای حفظ دیدگاه هر کس درمورد موفقیت هم ضروری است.
خیلی درمورد مثبت بودن می شنویم. شاید لازم باشد یاد بگیریم که بخش منفی زندگی و تجربیاتمان هم به همان اندازه در دست یافتن به موفقیت در کار و زندگی اهمیت دارد
واگذاری
واگذاری کارها به افراد شایسته یکی از تکنیک های بنیادین در عرصه ی مدیریت زمان به شمار می رود. با اتکا به این مهم، نه تنها بار سنگینی از روی دوش های خودتان برداشته می شود، بلکه می توانید فضایی را برای کارمندان خود ایجاد نمایید که در آن احساس قدرت و درایت بیشتری پیدا کنند. یکی از مولفه های پر اهمیت که می بایست در واگذاری امور مختلف به کارمندان در نظر گرفته شود، معین کردن حیطه ی قدرت و گستره ی اختیارات آنها می باشد. کارمندان باید به خوبی بدانند که تا چه حد می توانند خود مختار باشند و دامنه ی اختیاراتشان تا کجا گسترده شده است. اگر چنین مرزهایی را به خوبی به آنها تفهیم نکنید، نتیجه کار عکس آن چیزی می شود که انتظارش را داشتید و زمان شما هم تلف خواهد شد. در حوزه ی واگذاری قدرت و اختیار به کارمندان، چند حق انتخاب مختلف وجود دارد که در این قسمت به نمونه هایی از آنها اشاره ی مختصری خواهیم داشت:
-
مرئوس این اختیار را دارد که بدون مشورت با رئیس تصمیم گیری کرده و تصمیمات فردی خود را به مرحله ی اجرا در آورد.
-
مرئوس تصمیم گیری می کند، اما باید رئیس و هر کس دیگری که در قضیه نقش دارند را نیز در جریان امور قرار دهد تا با این کار از بروز هر گونه مشکل غیر منتظره ای جلوگیری کرده باشد.
-
مرئوس پیشنهاد نهایی را می دهد که نیازمند تایید از سوی رئیس است.
-
مرئوس راه حل های مختلف را به رئیس معرفی می کند، اما تصمیم نهایی با خود رئیس می باشد.
-
مرئوس اطلاعات مربوط را ارائه داده و رئیس پس از مشورت و بررسی گزینه های مختلف، خود تصمیم نهایی را اتخاذ می نماید.
بهروری از هوش و استعداد
توانایی یک سازمان وابسته به استعدادها و قابلیت های مجموع افرادی است که در آنجا مشغول به کار هستند. استفاده ی موثر از استعدادهای سازمانی می تواند در وقت کلیه ی کارکنان صرفه جویی بعمل آورده، و تا حد بسیار زیادی ناامیدی ها و سردرگمی ها را از میان بردارد. این در حالی است که استفاده ی نابجا نتیجه معکوسی را به همراه خواهد داشت.
و این هم چند نکته در مورد چگونگی بکار گیری مهارت ها و استعدادهای لازم:
1- نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید. تا هر کجا که دانش و توانایی هایتان اجازه می داد، می توانید پیشروی کرده و خود را اهل عمل نشان دهید؛ اما زمانیکه شما کاری را انجام می دهید که در حیطه ی مهارت های فردیتان نمی گنجد، مجبور هستید زمان بیشتری را نسبت به کسی که در آن کار از توانایی و مهارت های بالایی برخوردار است، صرف کنید. با شناسایی نقاط ضعف و حوزه هایی که در آن مهارت ندارید، می توانید از تلف کردن وقت خود جلوگیری بعمل آورید.
اگر شما در انجام کاری مهارت ندارید، کسی را پیدا کنید که در انجام آن از مهارت های لازم را برخوردار باشد.
2- برخی از کارهای خاص هستند که نیاز به تخصص های بالا دارند و این امکان وجود ندارد که توسط پرسنلی که اندکی اموزش دیده اند به خوبی انجام پذیرند. به عنوان مثال کارهای گرافیکی (طراحی بروشور و کاتالوگ های بازاریابی و ... ). شاید بتوان این مسائل را به صورت داخلی و با کمک گرفتن از کارمندان خود شرکت انجام داد، و شاید با این کار از نظر مالی هزینه های کمتری را متقبل شوید، اما مطمئن باشید که از نظر کیفیت و زمان باید بهای سنگین تری را پرداخت نمایید. این روزها تکنولوژی امکان انجام رنج عمده ای از کارها را به ما داده است، اما این مطلب بدان معنا نیست که با بهره گیری از تکنولوژی صرف ما قادر هستیم کلیه ی امور تخصصی را بی عیب و نقص انجام دهیم.
تا زمانیکه دلایل قانع کننده و کافی برای انجام یک چنین کاری ندارید هیچ گاه کار متخصصینی که در بیرون هستند را خودتان انجام ندهید. مطمئن باشید که آنها خیلی بهتر و با کیفیت تر کار را به شما تحویل خواهند داد.
3- اگر هر بار که نیاز به یک "متخصص" پیدا کردید مجبور باشید که به دنبال آنها بروید، شاید این کار برایتان وقت گیر باشد. سعی کنید یک ارتباط مناسب با آنها برقرار کرده، کلیه نیازها و خواست های شرکت را با آنها در میان بگذارید و آنها را به طور کامل توجیه کنید. اگر با آنها قرارداد بلند مدت کاری می بندید هیچ گاه به دنبال پایین ترین قیمت نباشید. نشان دهید که به دنبال یک ارتباط طولانی مدت هستید و از این متخصص انتظار دارید که در وقت شما صرفه جویی کند نه آن را تلف کند.
4- زمانیکه نیاز مکرر به تخصص خاصی دارید، می توانید بر روی خدمه ی شرکت سرمایه گذاری کنید. به این منظور تعدادی از آنها را انتخاب کنید و برای گذراندان دوره های مختلف آموزشی به بیرون از شرکت بفرستید تا در آن رشته ی بخصوص تخصص کامل پیدا کنند. فقط کارمندان با دانش "خیلی خوب" هستند که می توانند پروژه های شما را با کیفیت بالا تحویلتان بدهند. این در حالی است که یک کارمند با سطح معلومات "معمولی" باید پیوسته از سوی افراد متخصص، پشتیبانی و حمایت شود که این امر به نوبه خود خیلی وقت گیر خواهد بود.
کنترل وقفه ها
افرادی که در کارها وقفه ایجاد می کنند، حال به چه صورت تلفنی و چه شخصاً، به هر حال وقت شما را تلف می کنند. نه تنها در طول زمانی که با آنها مشغول بحث هستید وقتتان گرفته می شود، بلکه پس از اتمام ارتباط، مجدداً باید زمانی را صرف کنید تا تمرکز از دست رفته تان را مجدداً بدست آورید.
چند تکنیک مدیریتی منحصر بفرد در مورد چگونگی از بین بردن و اداره ی مقتضی وقفه ها به شرح زیر می باشد:
1- زمانیکه برای قرارهای ملاقات خود برنامه ریزی می کنید (در داخل دفتر) آنها را به صورت گروهی در یک جای برنامه قرار دهید؛ اینطور نباشد که یکی از قرارهای ملاقاتتان صبح، یکی ظهر، و دیگری بعد از ظهر باشد. سعی کنید ویزیت ها پشت سر هم قرار بگیرند. این کار هم برنامه ی شما را منسجم تر می کند و هم به شما اجازه می دهد که با هر کسی به اندازه معین و کاملاً منطقی گفتگو نمایید. به منشی و یا مدیر جلسه وقت رسمی اتمام ملاقات را اعلام کنید و بگویید که تمایلی ندارید در حین جلسه کسی برایتان مزاحمت ایجاد نماید.
2- اگر شما دائماً با تماس های تلفنی گاه و بیگاه و ویزیت های بی موقع بمباران شوید، هر روز زمانی را در نظر بگیرید (زمان سکوت، زمان تمرکز) تا در کمال آرامش بتوانید بر روی پروژه های خاصی که در ذهن دارید کار کنید. کلیه کارکنان را نیز در جریان بگذارید و به آنها بگویید که این زمان برایتان ارزش زیادی دارد و هیچ کس نباید در طول این مدت برایتان مزاحمت ایجاد کند مگر در صورت بروز مسائل اورژانسی.
3- اگر کسی را استخدام کرده اید که پاسخگوی ویزیتورها و تماس های تلفنی باشد به او بگویید که چه کسانی را باید به داخل اتاق شما هدایت نماید و چه افرادی را به خارج راهنمایی کند. هیچ ضرورتی وجود ندارد که همه ی مراجعین را همان زمانی که آنها می خواهند ملاقات کنید. باید در این مورد اعمال قدرت کرده و قرارهای ملاقات خود را اولویت بندی کنید.
4- هر روز زمان معینی را به جوابگویی تماس های تلفنی اختصاص دهید. اگر منشی استخدام کرده اید می توانید او را در جریان قرار دهید که چه زمانی به تماس های تلفنی پاسخ می دهید تا او بتواند طرف مقابل را نیز مطلع سازد.
سایر نکات مهم در زمینه ی مدیریت زمان
1- تنها زمانی به تماسهای تلفنی پاسخ دهید که مطمئن هستید طرف مقابل انتظار برگزاری یک جلسه ی بحث و گفتگوی طولانی تلفنی را ندارد. معمولاً قبل از نهار و یا پیش از اتمام ساعت اداری، زمان مناسبی برای انجام یک چنین کاری به شمار می رود. هنگامیکه با طرف مقابل تماس می گیرید می توانید بگویید: "من متوجه هستم که در حال حاضر برای صرف نهار تشریف می برید، اما می خواستم مطمئن شوم که با شما در مورد............. صحبت کرده ام."
2- برای قرارهای ملاقات خود یک زمان اتمام قطعی در نظر بگیرید. مسئول جلسه موظف است که این زمان را به کلیه ی حضار اعلام کند. با این روش کلیه شرکت کنندگان در جلسه محدودیت زمانی را در نظر گرفته و برنامه های خود را بر طبق آن تنظیم خواهند کرد. در مورد زمان اتمام جلسه کاملاً جدی باشید تا سایرین نیز متوجه این موضوع بشوند. مطمئن باشید که آنها هم مباحث مورد نظر خود را در همین بازه ی زمانی که شما در اختیارشان قرار داده اید، مطرح خواهند کرد .
اگر از افراد شاغل بخواهید تا نظرشان را در مورد کار گروهی اظهار کنند، مطمئناً اکثریت قریب به اتفاق آنها طرفدار این رویه هستند که با کار گروهی کیفیت و موفقیت پروژه تا چند برابر افزایش پیدا خواهد کرد. شاید خواندن و یا صرفاً صحبت کردن در مورد مطلب فوق ساده باشد، اما عملی کردن آن کاری است بس دشوار که تلاش و ممارست فراوانی را طلب می کند. نباید از این مهم غافل شد که همه ی افرادی که در یک گروه قرار می گیرند و در کنار هم مشغول به کار و فعالیت می شوند، دارای استیل، نگرش، و معیارهای فردی مخصوص به خودشان هستند و از این گذشته وجدان کاری منحصر بفرد خودشان را نیز دارند. اگر شما عضوی از یک تیم، سرپرست یک بخش، مدیر و یا رهبر گروه خاصی هستید، ما به شما پیشنهاد می کنیم که نگاه دقیقی به نکاتی که در این مقاله به آن می پردازیم، داشته باشید. با توجه به مطالب ذیل این توانایی را پیدا می کنید تا حس همکاری بیشتری را در میان اعضای گروه ایجاد کنید و آنها را مشتاق کنید که فعالانه به پیشبرد اهداف تیمی اهتمام ورزند.
متوقف کردن سرزنش
معمولاً زمانیکه کارها گره می خورند، افراد تیم درصدد آن بر می آیند که مقصر اصلی را پیدا کرده و به سرزنش او بپردازند. شما به عنوان یکی از اعضای تیم می توانید دو عکس العمل متفاوت از خود نشان دهید و این دور تسلسل را متوقف نمایید. ابتدا باید از کاربرد واژگان و عبارات تحقیر آمیز و سرزنش کننده به شدت خودداری کنید. به جای اینکه دنبال پیدا کردن مقصر باشید و همواره انگشت تحقیر خود را به سوی همکارانتان نشانه بروید، به دنبال یافتن راه های برای از میان برداشتن مشکل باشید. به این موضوع فکر کنید که با انجام چه تغییراتی می توانید از وقوع مجدد مشکلات مشابه جلوگیری بعمل آورید. علاوه بر این اگر احساس کردید که اعضای دیگر تیم در حال تحقیر فرد مورد نظر هستند، مداخله کرده و سعی کنید موضوع بحث را به سمت یافتن راه حلی سازنده سوق دهید. به عنوان مثال می توانید از عباراتی شبیه به این مورد استفاده کنید: "شاید با تلاش برای جلوگیری از وقوع مجدد این مشکل، حداقل بتوانیم در وقتمان صرفه جویی کنیم، خوب چه کاری باید انجام دهیم که این اتفاق مجدداً تکرار نشود؟"
تمرکز بر روی حال و آینده
این امر هم به نوعی با مورد قبلی در ارتباط است. سعی کنید در گذشته زندگی نکنید. البته از تجربیاتی که در گذشته بدست آورده اید استفاده کنید (هم موفقیت ها و هم شکست های تیمی) تا به کل گروه کمک کنید که مسیر درست حرکت را پیدا کرده و از طریق آن به موفقیت دست پیدا کند. شما نمی توانید گذشته را عوض کنید، فقط می توانید از آن درس بگیرید و در آینده از تجربیاتی که دارید به نحو احسنت استفاده نمایید.
کنار گذاشتن حرف های پشت پرده
صحبت کردن در مورد یکی از اعضای گروه، به صورت پنهانی با یکی دیگر از افراد گروه کار درستی نیست به ویژه اگر در حین مکالمه طرفین به سرزنش همکار خود بپردازند. شاید گاهی اوقات از همکاران خود دلگیر شوید و بخواهید با کسی درد دل کنید. در این حالت بهتر است حرف های خود را با کسی در میان بگذارید که جزئی از تیم کاری شما نباشد.
حس مسئولیت پذیری فردی
مسئولیت کارهایی را که انجام می دهید و نتایجی که ممکن است متعاقب آنها پدید آید را به عهده بگیرید؛ اما در نظر داشته باشید که شما مسئول طرز برخورد هم تیمی های خود نیستید. اگر بخواهید مسئولیت کارهای دیگران را هم به عهده بگیرید، ممکن است کارهای آنها توجیه ناپذیر باشند و با این کار خودتان را نیز به دردسر بیندازید؛ حتی ممکن است به این نتیجه برسید که باید برخی از خصوصیات ویژه ی همکارتان را تغییر دهید که البته این کار چندان عملی نخواهد بود.
نهایتاً باید بگویم که بهتر است بیشتر بر روی وظایفی که دارید متمرکز شده و به کارهای خودتان فکر کنید. وقت خودتان را با گوشزد کردن کارهایی که دیگران باید انجام دهند، تلف نکنید. به این موضوع فکر کنید که خودتان چه کاری می توانید انجام دهید و چگونه می توانید موثر تر ظاهر شوید. بعد هم تصمیم بگیرید که آن کار را انجام دهید. به عنوان مثال اگر ایده ای در ذهن دارید که احساس می کنید می تواند در پیشبرد و موفقیت کارها مفید واقع شود، آن را به عنوان یک پیشنهاد ارائه دهید. البته زمانیکه پیشنهاد خود را در جمع اظهار نمودید، نباید انتظار داشته باشید که شخص دیگری آن را انجام دهد، خودتان مسئولیت انجام آن را به عهده بگیرید، به هر حال ایده ی ابتدایی مال خودتان بوده!
شکست" نقطه ی مقابل "موفقیت" نیست. ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم. از سوی دیگر اگر بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان بداریم که مقوله مذکور صرفاً در "رسیدن" و "ثمر یافتن" است که می تواند معنا پیدا کند.
اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیت هایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید.
بسیاری از افراد قضاوت های نا آگاهانه و نسنجیده ای از خود و توانایی هایشان دارند و قادر نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذهن بسازند. این قبیل افراد مسیر صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاهد آن هستیم که پس مانده های عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به هیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنها نیستند. عموماً ماهیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از وجودتان هست که به شما اجازه پیش روی نمی دهد و از سوی دیگر قسمت دیگری از وجودتان هم هست که شما را تشویق می کند تا موقعیت های جدید را در آغوش بگیرید. نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنها به منزله ی یک امتیاز ویژه محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش است نیز در نظر بگیرید. این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ها و نیازهای خود داشته باشید.
البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن هم در یک بازه ی زمانی معین را طی کنید. اصولاً طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن همه ی محدودیت ها و تاریکی ها به روشنایی. همچنین طبیعت شفا و بهبودی نیز این چنین است: ریشه کن کردن علائم و الگوهای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این مطلب که چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم.
اما مسئله ای که باید بیش از پیش به آن توجه داشت این است که "شکست" متضاد "موفقیت" نیست. ترجیحاً می توان اظهار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سهل انگاری. به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سهل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دهد، سبب می شود تلاش بیهوده به خرج دهیم و اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم. موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاهی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید گاهی اوقات لازم باشد از پیشروی های یک سویه به سمت ناشناخته ها دست بکشیم. اگر هدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در همان تلاشی که می کنیم نهفته است، در همان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب، در کمالی که تمامیت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور کرده و آنها را با هم همسو میکند تا هدفی را که می خواهیم دنبال کنیم.
در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارهایی که برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم چه مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم، آماده شویم. چالشی که حتی اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم کاملاً سخت است و بیانگر گامی مهم در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه دیگران مشخص کنیم. دلیلش کاملاً واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته کارهایی را انجام دهد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه های دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. چون نقاط ضعف آنها را به عینه نمی بینم، احساس می کنیم که اصلاً وجود ندارند.
هر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. هیچ راه کمالی به غیر از این وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدهند یا اعطا کنند. باید آن را بدست آورید و این امر تنها با یک تصمیم ذهنی که با خود بگویید: "من باید آن را بدست آورم" میسر نخواهد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند.
انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟
سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به خودتان آزادی بدهید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی هایی که برای خود قائل می شوید بستگی دارد. باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندها و محدودیت ها نجات دهید. موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن استاندارهای جهانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارها تلاش نمود. زمانی به موفقیت دست پیدا خوهید کرد که با خودتان صادق باشید. باید این جرات را پیدا کنید که خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نهفته است. باید ببیند که چشم های جهان به مقبولیت عام بیش از صداقت اهمیت می دهد. شاید تصور کنید که فرهنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی همین استانداردهای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی هستیم همیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنها آزادی های بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورهای تابنده تر هدایت می نماید.
می دانید، آنهایی که می خواهند همه اتفاق های بدی که
در زندگیشان افتاده را یکجا سر شما خالی کنند؟ حـرفهای
آنها ممکن است طعنه آمیز و نیشدار باشد و یا با بد زبانی
و حـرف هـای نـاروا همـراه بـاشد. مـمکن اسـت مستقـیـماً
فـحـش بـارانـتـان کنـند، تـهدیـدتان کـننـد، یـا سـعی کنــنـد
بترسانندتان. کنار آمدن با چنین افرادی خیلی سخت است
و روبه رو شدن با یکی از آنها همه روزتان را خراب خواهد کرد.
با اینکه این آدم ها ممکن است عصبانیتان کنند اما واکنش خوبی نیست که بخواهید مثل خودشان با آنها رفتار کنید. چنین واکنشی فقط وضعیت را بدتر کرده و در واقع ممکن است به خطرتان بیندازد. اگر بخواهید جواب داد را با داد بدهید، فقط نتیجه منفی برایتان خواهد داشت.
اجازه بدهید با آن روبه رو شویم. شما آنقدر وقت ندارید که آن را برای بحث و دعوا تلف کنید...خیلی کار دارید و باید به آنها برسید. اما می خواهید که بتوانید از پس این نوع مشتری هایتان هم برآیید. باید موقعیت را تحت کنترل خودتان بگیرید، با آن کنار آمده و به کارتان برسید.
روش ها و تکنیک های مختلفی هست که برای برخورد با این دسته افراد می توانید از آن استفاده کنید. اما امروز می خواهیم اول به شما کمک کنیم که متوجه شوید وقتی مشتری های خشمناک عصبانیتشان را سر شما می ریزند. درک آدم های عصبانی به ما کمک می کند کمتر واکنش نشان دهیم و عصبانی نشویم.
اصلاً شخصی نیست
اولین چیزی که درمورد مشتری های عصبانی باید به یاد داشته باشید این است که وقتی رفتار آنها متوجه شماست، سرچشمه اصلی این عصبانیت جای دیگری است. این فرد عصبانی در حالت عادی بر سر شخص شما عصبانی نخواهد بود. این فرد بر سر شما بعنوان کارمند یک اداره یا شرکت که احتمالاً به کارهای او رسیدگی نکرده است، عصبانی می شود. از آنجاکه داد کشیدن و فریاد زدن بر سر یک شرکت به طور کل خیلی سخت است، ارباب رجوع عصبانی عصبانیتش را بر سر شما به تنهایی فرود می آورد.
فرد عصبانی چه می خواهد؟
یکی از واقعیت ها درمورد ارباب رجوع ها و مشتریان عصبانی این است که آنها می خواهند مشکلشان برطرف شود. البته این همه ماجرا نیست. وقتی اداره یا شرکت کار او را انجام نداده است، دیگر حل شدن مشکل برای او در مرتبه دوم اهمیت قرار می گیرد. بله، آنها می خواهند مشکلشان حل شود، اما از یکجا، آنقدر عصبانی می شوند که دیگر سعی نمی کنند خودشان هم همکاری کنند تا کاری که می خواستند انجام شود. حتی اگر شما بتوانید کارهایشان را بدون کمک خودشان راست و ریست کنید، هنوز هم عصبانی خواهند ماند.
مهم است که بدانید افراد خیلی عصبانی به دنبال فرصتی هستند تا عصبانیتشان را خالی کنند و دوست دارند که داد و بیدادها و حرف هایشان را کسی بشنود. اگر شما عصبانیت آنها را درک نکنید، و خیلی سریع سعی کنید مشکلشان را حل کنید، باعث خواهید شد که عصبانی تر از قبل هم شده و داد و قال بیشتری راه بیندازند.
چه باید کرد؟
برای گرفتن کنترل عصبانیت این افراد در دستتان کارهای خاصی هست که می توانید انجام دهید تا بیشتر از این دیگر وقتتان را نگیرند.
اول اینکه باید مشتریانتان را همانطور که از در وارد می شوند و به سمتتان می آیند برانداز کنید، و خودتان را آماده کنید چون این امکان وجود دارد که رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان دهند.
افرادیکه ناراحت باشند حتی قبل از اینکه دهانشان را باز کنند، علائمی از خود نشان می دهند. این افراد علائمی غیر کلامی از خود نشان می دهند که برخی از آن عبارتند از: شانه های خمیده، مشت های گره کرده، صورت برافروخته، ناراحتی و بی قراری، خیره شدن یا اجتناب از ارتباط چشمی، حرکات و تکان های سریع و ....
باید به این علائم توجه داشته باشید تا هرگونه خالی شدن خشم و عصبانیت متعجبتان نکند. خیلی از موقعیتهای خشمناک به این علت غیرقابل کنترل می شوند چون کارمند خیلی سریع به این رفتار عصبانی واکنش می دهد، آن هم به این دلیل است که انتظار چنین برخوردی را نداشته است.
اگر متوجه شدید که یکی از این افراد عصبانی به شما نزدیک می شود، با یادآوری اینکه می توانید این موقعیت را کنترل کنید، خودتان را از لحاظ ذهنی آماده کنید و به این دلیل لازم است که کنترل خودتان را هم به دست گیرید. اگر شما هم عصبانی شوید، فقط باعث خراب تر شدن موقعیت خواهید شد.
دوم اینکه وقتی با یک مشتری عصبانی برخورد کردید، باید تا می توانید سعی کنید که خود را کمتر به امور اداری مربوط کنید. یادتان هست که گفتم عصبانیت این مشتری بیشتر از اداره یا شرکتتان ناشی می شود؟ اگر مشتری شما را بخشی از آن اداره تلقی کند، مطمئناً عصبانیت بیشتری را نثارتان خواهد کرد. اما، اگر طوری رفتار کنید که او شما را مثل یک انسان عادی ببیند که هرچه در توان دارد برای جلب رضایت او انجام می دهد، مطمئناً دیگر چندان پرخاشجویانه رفتار نخواهد کرد.
اجازه بدهید کمی جزئی تر بررسی کنیم. شما چطور اینکار را انجام می دهید؟
1) با زبانی دوستانه صحبت کنید. به هیچ عنوان با صدایی یکنواخت یا به صورتیکه نشان دهد بی علاقه هستید، حرف نزنید.
2) در صورت امکان از اسم فرد استفاده کنید و اگر موقعیت ایجاب می کرد خودتان را هم به او معرفی کنید.
3) خیلی خوب و مودبانه با وی سلام و احوالپرسی کنید. رفتارهایی مثل نگاه کردن از بالای صفحه کاغذ پیش رویتان و به زبان آوردن "بله؟" یا "بعدی" شما را یک ماشین به نظر می آورد.
4) خیلی خوب گوش دهید. با خلاصه کردن حرف هایی که به شما گفته و تکرار آن به او نشان دهید که به حرفهایش گوش می دهید. این نشاندهنده علاقه و توجه شماست. اشتباه متداولی که خیلی از افراد مرتکب می شوند این است که اجازه نمی دهند مشتری حرفش را تمام کند.
5) از به زبان آوردن جمله هایی مثل "من فقط اینجا کار می کنم" یا "من فقط از قوانین پیروی می کنم" خودداری کنید. این حرف ها هم شما را به بخشی از آن اداره یا شرکت مربوط می کند. درست است که این شما نیستید که قانون ها را وضع می کنید اما می توانید آن حرف را به این صورت هم بزنید: "جناب، قوانین را فلان کس تعیین میکند. اگر دوست داشته باشید می توانید با فلان کس و فلان کس صحبت کنید و بگویید که قوانین منصفانه و عادلانه نیستند. می خواهید شماره تلفن آنها را در اختیارتان بگذارم؟"
نتیجه گیری
هر موقعیت خشمناک به طریقی متفاوت است، و همه راه حل ها برای همه موقعیت ها موثر نیستند. اصول کلی که در این مقاله درمورد آن صحبت کردیم را باید در شرایطی استفاده کنید که از قبل خوب مشتری خود را برانداز کرده باشید و حتماً خودتان را یک فرد عادی نشان دهید.
خوب نگران نباشیـد، شـما تـنها فـردی نیـستید کـه در یک
چنین شرایطی قرار گرفته است. زندگی مدرن به گونـه ای
است که خواه نا خواه ما را به سمت خرج کردن میکشاند.
بـه هر حال اگر می خواهید کلیه ی بدهی هایتان را صـاف
کرده و بـه آرامش ذهنـی دسـت پیـدا کنـید، بـاید به صورت
ریشـه ای بـا این مشکل برخورد کرده و جلوی ولخرجیـهای
بیهوده ی خود را بگیرید.
در این مقاله چند تکنیک به شما آموزش داده می شود که به واسطه ی آنها می توانید مانع از زیاده روی در خرج کردن پولهایتان شوید.
1- متوجه باشید که چه مقدار پول خرج می کنید
افراد بسیاری که به خرج کردن معتاد شده اند، دیگر متوجه نیستند که چه مقدار پول خرج می کنند. ابتدا باید دقت کنید که هر آیتمی که قصد خرید آن را دارید چه قیمتی دارد و برای خرید هر یک از آنها باید چه مبلغی را پرداخت کنید، این امر می تواند به شما کمک کند که حساب پول هایتان را داشته باید و ببینید آیا واقعاً به تمام چیزهایی که می خواهید بخرید، احتیاج دارید یا خیر. به عنوان مثال یک شب که بیرون می روید، ببینید چقدر خرج می کنید. گاهی اوقات افراد آنقدر پول نوشیدنی و غذای دوستان خود را حساب می کنند که اصلاً متوجه نمی شوند جیبشان خالی شده. این افراد زمانیکه به خانه بر می گردند احساس می کنند که باید مقداری از اسکناس هایشان را گم کرده باشند، غافل از اینکه تمام آنها را خرج دوستانشان کرده اند. شاید چیز گرانی هم نخریده باشند و فقط هزینه ی چای، قهوه، و بستنی و ... بچه ها را حساب کرده باشند؛ اگر با دقت بیشتری به این نوع خرج کردن های خود نگاه کنید، می بینید که اصلاً نیازی به خرید هیچ یک از آنها نبوده است.
2- تصمیمات آنی برای خرج کردن نگیرید
اگر شما جزء افرادی هستید که به طور آنی تصمیم می گیرند تا اجناس گرانقیمتی را خریداری کنند، باید بر روی این خصوصیت اخلاقی خود تجدید نظر کنید. اگر چیزی را می بینید که واقعاً خوشتان می آید و می خواهید آن را همان لحظه بخرید، یک لحظه صبر کنید، حداقل یک روز به خودتان وقت بدهید تا بیشتر روی خرید آن فکر کنید، شاید به این نتیجه رسیدید که اصلاً به آن نیازی ندارید. اگر هم به آن احتیاج داشته باشید بر می گردید و آن را تهیه می کنید. با انجام این کار فرصت پیدا می کنید تا اجناس مشابهی که از کیفیت بالاتری برخوردار هستند را نیز پیدا کنید.
3- به مکان هایی که به راحتی می توان پول خرج کرد نروید
اگر ما وقت زیادی را در مکان های خاصی صرف کنیم، خود به خود به سمت پول خرج کردن کشیده می شویم. این نوع پول خرج کردن ها صرفاً احساسی هستند. بنابراین باید سعی کنید تا آنجایی که می توانید اطراف مغازه های مورد علاقه تان پرسه نزنید. به پارک و یا جایی بروید که وسوسه پول خرج کردن به پایین ترین میزان خود برسد.
4- در زمان خرید اهداف خود را معین کنید
پیش از اینکه به قصد خرید خانه را ترک کنید، لیستی از تمام چیزهایی که به آن احتیاج دارید تهیه کنید. این کار بیانگر آن است که شما تنها چیزهایی را می خرید که به آن احتیاج دارید و اجناس را تنها به این خاطر که "خوشم آمد" نمی خرید. هیچ گاه بدون تعیین اهداف خرید، پا به بازارهای خرید نگذارید.
5- مایحتاج خود را اولویت بندی کنید
پیش از اینکه جنسی را بخرید، ببینید ارزش آن چقدر است و تا چه حد به آن احتیاج دارید. اگر این کار را واقع بینانه انجام دهید، آنوقت متوجه می شوید که از هر 10 آیتمی که یادداشت کرده اید، تنها به 8 مورد آن نیاز داشتید. اگر برای این کار یک روز به خودتان مهلت بدهید، آنوقت زمانی که برای خرید بیرون می روید، تنها چیزهایی را تهیه می کنید که واقعاً به آن نیاز دارید.
6- از روی عادت پول خرج نکنید
در اکثر موارد بیشتر ولخرجی های روزانه ما تنها از روی عادت شکل می گیرند. در بسیاری از مواقع این مخارج روزانه غیر ضروری به نظر می رسند. به عنوان مثال اگر هر روز صبح در مسیر خود به محل کار یک فنجان قهوه می خرید، چرا این پول را برای خرید یک قهوه ساز پس انداز نمی کنید؟ و یا اگر هر روز 2 -3 هزار تومان صرف نهار می کنید، به آن معنا نیست که مجبور هستید تا آخر عمر این کار را انجام دهید. از خانه نهار ببرید. کلیه آداب خرج کردن خود را مجدداً ارزیابی کرده و ببینید که آیا انجام آنها ضروری است یا خیر؛
7- برای خود محدودیت های مالی محکم تعیین کنید
اگر واقعاً نمی توانید جلوی ولخرجی های بی مورد خود را بگیرید، بهتر است به صورت هفته ای، میزان محدودی پول به خودتان بدهید. این پول باید نقد باشد، چراکه کنترل و رسیدگی به آن راحت تر است. اگر یاد بگیرید که با ماهی 200 هزارتومان مخارج روزمره خود را بگذارانید، برای پول هایتان ارزش بیشتری قائل می شوید و آداب صرفه جویی را به خوبی یاد می گیرید.
یک آرم (لوگو) طراحی کنید
از یک طراح حرفه ای بخواهید تا آرمی برای حرفه شما طراحی کند. اگر محصولات یا خدماتی را ارائه می دهید که خود سمبلی دارند (مثلاً نقاشی ساختمان، ساختمان سازی، رستوران و از این قبیل)، آرم شما نیز می تواند به طریقی نمادی از آن حرفه یا محصول باشد. این آرم باید به صورتی باشد که قابل پیاده شدن روی کارت ویزیت، سربرگ، بروشورها، و وب سایتتان باشد.
یک شعار یک جمله ای برای خود بسازید
اگر کار یا خدماتی که انجام می دهید از روی نام حرفه تان مشخص نباشد، باید یک شعار یک جمله ای بسازید که به مردم یادآور شود که چه خدمات یا محصولاتی را ارائه می دادید. این شعار را هم باید بر روی کارت ویزیتتان بنویسید.
آدرس وب سایت و ایمیلتان را هم ذکر کنید
مشتریان ممکن است بخواهند آدرس وب سایت یا ایمیل شما را داشته باشند. اگر نگران پیام های تجاری هستید که ایمیلتان را پر می کند، می توانید دو آدرس ایمیل برای خود داشته باشید—که یکی را روی کارت ویزیتتان قید کنید و در اختیار عموم قرار دهید و ایمیل دیگر را برای مصارف شخصی استفاده کنید و فقط به برخی همکاران و دوستان مطمئن خود بدهید.
کارت ویزیتتان باید خوانا باشد
از طراحتان بخواهید که از شکل و اندازه ای برای فونتتان استفاده کنید که به اندازه کافی بزرگ باشد که به راحتی بدون استفاده از عینک ته استکانی خوانده شود. دقت کنید که رنگ نوشته ها از رنگ صفحه پشت زمینه کارت، متمایز باشد. یادتان باشد که هدفتان این نیست که یک اثر هنری خلق کنید، شما می خواهید یک کارت ویزیت برای کارتان طراحی کنید که به خوبی بتواند گویای شغل و حرفه شما باشد. مطمئن باشید که اگر دریافت کننده کارت نتواند شماره تلفن و اطلاعات شما را از روی کارت بخواند، یک مشتری را از دست داده اید.
کارت ویزیتی طراحی کنید که از بقیه کارتها متمایز باشد
بله، کارت ویزیت شما باید طوری باشد که از میان سایر کارت ویزیت ها متمایز و کاملاً مشخص باشد. با استفاده از رنگ های روشن و به قول معروف جیغ، گذاشتن عکستان روی کارت و استفاده از کاغذهایی با جنسی متفاوت، کارت ویزیتی متمایز و منحصر به فرد بسازید.
از کاغذ و چاپ خوب استفاده کنید
اگر کاغذ کارتتان شل و ول باشد یا مثل این باشد که با پرینترهای ارزان قیمت چاپش کرده اید، این احساس را در مخاطب ایجاد می کند که با شرکتی کوچک و خرده پا روبه رو هستند. پس کمی خرج کنید و از کاغذ و چاپ خوب برای کارت ویزیتتان استفاده کنید.
اگر وقت ندارید چاپ کارتتان را بیرون سفارش دهید، خودتان چاپش کنید
اگر به خاطر تمام شدن کارت ویزیت هایتان عجله دارید، می توانید خودتان با یک پینتر جوهرافشان خوب و با استفاده از کاغذ مرغوب آنرا چاپ کنید. دقت کنید که کیفیت پرینتر را روی بهترین درجه آن بگذارید.
کارت ویزیتتان درمورد شما چه می گوید؟
احتمال آن زیاد است که برای خودتان کار ویزیت داشته باشید، اما اگر ندارید، حتماً باید یکی درست کنید. کارت ویزیت چیزی است که خیلی از ما آن را دست کم می گیریم، اما نباید اینطور باشد. شکل، احساس و پیامی که روی کارت ویزیت شماست، روی نظر مردم درمورد شما و مهمتر اینکه آیا یادتان می آورند یا نه، تاثیر می گذارد.
وقتی مکالمه ای را ترک می کنید و فرد مقابل کارت ویزیت شما را دارد، هویت شما آن تکه کاغذ می شود. به همین خاطر روی کارت ویزیتتان نه تنها باید به صاحب کارتان، شماره های تماس و شغل و حرفه تان اشاره کنید، بلکه باید مطلبی هم درمورد خودتان بنویسید.
برای مثال، اگر من بخواهم کارت ویزیتم را به شما بدهم، به دلایل زیر شما تصور خواهید کرد که من فردی خوش مشرب و صیمیمی هستم:
-
کارت علیرغم ضخامت کاغدش، اما نرم و لطیف است.
-
گوشه های کارت گرد باشد.
-
رنگ کارت سبز باشد.
-
فونت شما کمی دایره ای باشد.
مهمترین دلیل که من کارتی با چنین خصوصیاتی درست کرده ام این است که وقتی آن را به مردم می دهم، می خواهم احساسی گرم و دوستانه در آنها به وجود آورد. این مسئله برای من اهمیت زیادی دارد چون نظر مردم خیلی برای من مهم است و دوست دارم آنها این را به یاد داشته باشند و ارتباطشان را با من قطع نکنند.
اگر شما کارت ویزیت ندارید و میخواهید یکی برای خودتان درست کنید، به توصیه های زیر دقت کنید.
-
رنگ – رنگ ها معمولاً دست کم گرفته می شوند اما همه آنها معنا و مفهومی پشت خود دارند.
-
کاغذ – جنس و کیفیت کارتتان چیزی درمورد شما می گوید. به هیچ عنوان نباید از کاغذهای ارزان و نامرغوب استفاده کنید.
-
یگانگی – اگر کارت ویزیتتان درمیان دسته ای از کارت های دیگر متمایز و مشخص نباشد، احتمال اینکه افراد شما را به خاطر بیاورند خیلی کم است. پس باید کارتتان را کمی ویژه و منحصربه فرد طراحی کنید.
-
نوشتار – فونت و شکل نوشتار شما حرف می زند، پس فونتی را انتخاب کنید که به بهترین شکل شما را معرفی کند و البته خوانا باشد.
-
احساس – حس لامسه یکی از مهمترین احساس هایی است که همه ما داریم و کارت ویزیت شما باید خوشایند این احساس مردم باشد. اگر میخواهید دیگران تصور کنند که فردی لطیف و محترم هستید، باید از کاغذهای نرم که گوشه های گردشده دارند استفاده کنید. اگر می خواهید خود را فردی کاری نشان دهید که بسیار برجسته و ساخت یافته است، باید از کاغذهای ضخیم با گوشه های تیز استفاده کنید.
قبل از اینکه کارت ویزیتتان را کسی بدهید، باید اول اطمینان یابید که اطلاعات لازم روی کارتتان نوشته شده است، اما کارتتان باید چیزی هم درمورد خودتان بگوید. این مسئله باعث می شود مردم شما را به خاطر داشته باشند و ارتباطشان را با شما قطع نکنند.
دکارت در "گفتار در روش" برای آن که شیوهی رسیدن به حقیقت را نشان دهد، چهار دستور عقلانی پیش نهاده است:
- این که هیچ چیز عادت شده و از پیش برگرفته و بیاندیشه آموختهشده
را حقیقت ندانیم و حقیقت را در آغاز فقط ارزشی ویژهی امور بدیهی بدانیم،
- این که موضوع پیچیده را تجزیه کنیم تا به اجزای ساده و وضح برسیم،
- این که به آگاهیهای خود نظمی هدفمند دهیم
- و سرانجام این که چه در تجزیه و چه در ترکیب توجه کنیم که چیزی از قلم نیفتد.
او به انصاف توصیه نکرده است. علت این امر شاید آن باشد که فقط به علوم طبیعی توجه داشته و از نمونهی ریاضیات سرمشق میگرفته است. امروزه حتا در آنجایی که فقط به طبیعت نظر میدوزیم، نباید انصاف را از یاد ببریم، انصاف در قبال کل جهانیان، انصاف در قبال آیندگان، انصاف در قبال همهی موجودهای زنده ، نگرش متعادل به خود طبیعت به قصد حفظ تعادل طبیعی آن.
آشنایی با تقویم زرتشتی
در تقویم زرتشتی هر ماه دقیقا دارای سی روز است و به کلی مـاه 31 روزه وجود ندارد. پس روزهای 31فروردین و 31 اردیبهشت و 31 خرداد و ...وجود ندارد,بنابراین جشن تیرگان که سیزدهم تیر به تقویم زرتشتی است به علت وجود 31 فروردین و 31 اردیبهشت و 31 خرداد برابر با 10تیر به تقویم امروزی می شود و یا جشن خردادگان که 6 خرداد به تقویم زرتشتی است برابر با چهارم خرداد به تقویم جدید می شود زیرا 31 فروردین و 31 اردیبهشت از آن کم می شود.بنابراین کلا چیزی به نام هفته وجـود ندارد. وجود هفته که در تقـویم عربی یا قمـری هست پس از حمـله اعـراب و هـجوم فرهـنگی آنـان وارد تقـویـم ایرانیـان شد. در تقـویـم زرتشتی هرماه دقیقـا سی روز و هـر روز نیز نام ویـژه خود را دارد و آدمی بـا شنیدن نام هر روز خود به خود می فهمـدکه روز چندم ماه نیز است. اکنون نام این سی روز و معنی آن را برایتان می گویم.بـه ویژه هم میهنان مسلمانی که به فـرهنگ نیاکان خویش علاقـمـندند خوب است یاد بگیرند چون این از ابتدایی ترین موضوعاتی است یک زرتـشتی می داند و چیز سختی هم نـیست.حال به ذکر روزهـــای ماه ومعانی تک تک آنان می پردازم؛
1-نخستین روز هر ماه اورمزد یا هرمز نام دارد به معنی اهورامزدا؛چون هر کار و هر چیزی را باید با نام خداوند آغاز کرد بنابراین زرتـشتیان نخـستین روز ماه را با نـام خداوند آغاز می کنند؛
2-دومین روز ماه بهمن یا وهومن نام دارد به معنی منش نیک و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
3-سومین روز ماه اردیبهشت است به معنی بهترین راستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
4-چهارمین روز ماه شهریور است به معنی بهترین شهریاری یا مدینه فاضله و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
5-پنجمین روز ماه سپندارمذ یا اسفند نام دارد به معنی فروتنی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
6-ششمین روز ماه خرداد نام دارد به معنی تندرستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
7-هفتمین روز ماه امرداد نام دارد به معنی بی مرگی و جاودانگی که نام آخرین امشاسپند نیز می باشد.در باره این واژه توجه کنید کـه بیشتر به غلط مرداد تلفظ می شود که نـادرست است و باید امرداد خوانده شود؛
8-هشتمین روز ماه دی به آذر است به معنی آفریدگار؛
9-نهمین روز آذر است به معنی آتش.
10-دهمین روز آبان نام دارد به معنی آب,به طور کلی مظاهر طبیعی سودمند نزد ایرانیان بسیار ارجمند است بنابراین برخی روزهای ماه به نام مظاهر طبیعی نهاده شده است؛
11- نام یازدهمین روز خورشید یا خور است که باز نام یکی از مظاهر طبیعی و مقدس است؛
12-دوازدهمین روز ماه, ماه نام دارد.ماه نیز که شباهنگام در آسمان می درخشد نزد ایرانیان مقدس است؛
13-نام روز سیزدهم ,تیر است که نام ستاره ای است در آسمان.
14-چهاردهمین روز هر ماه گوش نام دارد به معنای جهان و هستی.
15-نام روز پانزدهم ,دی به مهر است به معنای آفریدگار.
16-روز شانزدهم هر ماه مهر است که محبت ومهربانی معنی می دهد؛
17-هفدهمین روز ماه سروش است به معنی فرمانبرداری که بعد ها در زبان پارسی معنای فرشته نیز به آن داده شد؛
18-رشن نام هجدهمین روز است که به معنی عدالت و دادگری است؛
19-نوزدهمین روز ماه فروردین است که شکل تغییر یافته واژه فروهر است به معنای نیروی پیشرو؛
20-نام بیستمین روز ماه بهرام یا وهرام است به معنای پیروزی.
21-بیست و یکمین روز هر ماه رام است به معنای رامش و شادمانی؛
22-نام بیست و دوم هر ماه باد است.چنانچه ذکر شد زرتشتیان به پدیده ها و مظاهر طبیعی مانند خورشید ,ماه,آسمان,باد و ...احترام زیادی می نهند؛
23-بیست و سومین روز هر ماه دی به دین است به معنای آفریدگار
24-بیست و چهارمین روز هر ماه دین است به معنای وجدان که امروزه معنی آیین و مسلک هم می دهد؛
25-روز بیست و پنجمین, ارد است به معنای ثروت و نعمت.
26-نام بیست و ششمین روز ماه اشتاد است به معنای راستی.
27-نام بیست و هفتمین روز آسمان است که باز جلوه ای از ارزش مظاهر طبیعی نزد ایرانیان است؛
28-نام روز بیست و هشتم, زامیاد است به معنی زمین که باز به عنوان یکی از مظاهر طبیعی و آفریده خداوند نزد ایرانیان مقدس است و آن را بر روی روز بیست و هشتم ماه نهادند؛
29-نام روز بیست و نهم ,مهر اسپند است به معنای کلام ایزدی یا گفتار آسمانی؛
30-و اما نام روز سی ام ماه انارام است که یعنی روشنایی محض و فروغ جاویدان؛
بنابراین 30 روز ماه به این گونه است که گفته شد و برتری آن این است که مثلا اگر بشنویم امروز روز دی به مهر است خود به خود می فهمیم که روز پانزدهم ماه نیز است.در ضمن اگر دقت کرده باشید متوجه می شوید نام برخی از روزها با نام ماه های سال یکی است.هرگاه نام روز و نام ماه یکی شود در آن روز جشنی برگزار می شود که معروف است به جشن های ماهانه.مثلا روز سوم هر ماه اردیبهشت نام دارد بنابر این سوم اردیبهشت چون نام روز و ماه یکی میشود جشن اردیبهشتگان برگزار می شود.ویا روز شانزدهم هرماه مهر نام دارد بنابراین هر سال شانزدهم مهر ماه جشن مهرگان برگزار می شود؛
پرسش: با توجه به این که تقویم زرتشتی ماه31 روزه ندارد و 6 ماه سی ویک روزه در تقـویم جدید داریم, و نیز در تقویـم جـدید اسفـند مـاه 29 روز است, پـس بـا ایـن حـساب در تقـویم زرتشتی پنـج روز آخـر سال کـم می آید. با این وجود این پـنـج روز چه می شود؟؟
پـاسخ : درست است. در آخر سـال 5 روز کـم می آید ولی جـای این پنج روز نیز در این تقویم حساب شده است. به این گونه که پنج روز آخر سـال هر یـک نامـی جـداگـانه دارد و این 5 روز را به عـنوان جـشن پنجه ,جشن می گیرند. این پنج روز را , پنج روز پنجه گویند که نام آن ها به این ترتیب است : روز نخست پنجه اهـنودگـاه نام دارد.روز دوم پنجـه اشتود گـاه نـام دارد.روز سوم پنجه سپنتمـدگـاه نام دارد. روز چهارم پنجه وهوخشترگاه نام دارد. و روز پنجـم پنجه وهیشتوایشتی نام دارد. بنابراین تقـویم زرتشتی که بر اساس گـردش زمین به دور خورشید است دارای 365 روز کامل می شود؛
پرسش:با توجه به این که هر چهار سال یکبار ,سال کبیسه است و دارای 366 روز می شود,در تقویم زرتشتی این روز چه می شود؟
پاسخ:هر چهار سال یکبار در سال کبیسه این روز اضافی نیز در نظر گـرفته می شود که نـام این روز اورداد است به مـعنی روز اضـافه؛
پرسش: با تـوجـه به این که در تقویم زرتشتی هفـته وجود ندارد پس چه روزهایی از ماه روز تعطیلی و استراحت می باشد؟
پاسخ:در تقویم زرتشتی روزهای اورمزد (روزاول ماه),روز دی به آذر که روز هشتم ماه است, روز دی به مهر(روز پانزدهم ماه)و روز دی به دین(روز بیست و سوم ماه) روز های تعطیل و استراحت است که آدینه روز نامیده می شود؛
الـبته تـقـویم امـروزی نیز در واقع همان تقـویم زرتشتی است با این تفاوت که 6 ماه نخست سال را 31 روزه کرده اند و در عوض پنج روز پنجه را حذف کرده اند؛
بر اساس نظر کارشناسان, تقویم زرتشتی کامل ترین و دقیق ترین تقـویمی است که تـا بـه امـروز توسط انسان ساخته شد که الـبته نخستین تقـویم تاریخ بشریت نیز است. از دیگر تقویم های ساخته دست انسان تقویم قمری یا عربی است که بر اساس گردش مـاه عمل می کند که به اندازه ای مسخره است که اصلا لازم نیست در باره اش حرف بزنیم زیرا هر سال بیش از ده روز جابه جا می شود.یکی دیگر از تقویم های مورد استفاده تقویم میلادی است که شایدامروزه پر کاربردترین تقویم دنیا باشد.که آن نیز کم و کاستی هایی دارد.بر اساس نظریه انفجار بزرگ هر سال به اندازه چندین ثانیه از سال قبل طولانی تر است که پس از چندین سال پی در پی این ثانیه های اضافی روی هم جمع می شوند و دوباره یک روز کامل به وجود می آید.در تقویم میلادی هر 2500 سال یک روز زیاد می شود.و آنان مجبورند هر دوهزاروپانصد سال یک روز از تقویم خود حذف کنند تا روزهای سالشان به هم نخورد.که یک بار در سال 1582 میلادی این کار را انجام دادند.ولی تقویم زرتشتی به اندازه ای پیشرفته است که بر اساس محاسبات ریاضی هر ده میلیون سال یک روز به آن اضافه می شود.این تقویم ساخته دست ایرانیان اولین و در کمال تعجب و افتخار پیشرفته ترین تقویم بشریت است که تاکنون ابـداع شده , حق داریم که بگوییـم چـه کردند این نیاکان ما؛

در بندهايي از گات ها كه سخنان هميشه تازه و جاوداني
اشوزرتشت است. مطالبي وجود دارد كه براي جوانان و به ويژه آنان كه پيمان
زناشويي ميبندند، بسيار سودمند است و سبب شادي و خوشبختي بيشتر در زندگي
ميشود. آنچه در پي ميآيد، بخشي از اين سفارش هاست كه برگرفته از گات ها
( هات ٥٣ و٥٤) است و آقاي شاهين سپنتا آن ها را گردآوري كرده است. اين
مطلب را به نقل از ماهنامه فروهر شماره پي در پي ٣٩٦ ميخوانند:
بيش
از ٣٧٠٠ سال پيش اشوزرتشت پيامبر ايراني، در پيام هاي آسماني خود (گاتها)
توصيه هاي مهميخطاب به دختران و پسران دم بخت و همسران جوان دارد. پيام
سرنوشت ساز اشوزرتشت به دختران و پسران دم بخت، همچنان تازگي و طراوت خود
را حفظ كرده و راهگشايي شايسته براي همسران جوان است. به اين پيام زندگي
بخش گوش جان ميسپاريم:
روي سخنم با شما نو عروسان و تازه دامادان
است؛ اميدوارم كه سخنان مرا به گوش هوش بشنويد و با انديشه روشن آن را نيك
دريابيد و به خاطر بسپاريد:
هميشه با نيك منشي و مهر و محبت زندگي
كنيد و تلاشتان براين باشد كه در راستي و پاكي از يكديگر پيشي گيريد؛ تنها
از اين راه ميتوانيد در زندگي سرشار از خوشي و خوشبختي برخوردار شويد. اي
همسران جوان، به اين حقيقت توجه داشته باشيد: كساني كه در زندگي زناشويي
به دنبال دروغ ميروند، ممكن است آن را ظاهراً دلچسب تر ببينند، ولي در
واقع دروغ آنان را به بيراهه ميكشاند و از خود بيگانه ميكند. آنان كه به
فريبندگي هاي ظاهري و به خوشي هاي دروغين دلبستگي پيدا ميكنند، درونشان
تاريك ميشود و حقيقت به انديشه آنان راه نمييابد؛ از اين روي از پيشرفت
و رسيدن به درجات عالي هستي و كمال باز خواهند ماند. اما هنگاميكه به
آزادگي و يكرنگي پايبند باشيد و آنگاه كه عشق ووفاداري ريشه دار در دل هاي
شما جفت جوان وجود داشته باشد، هم در اين جهان و هم در زندگاني ديگر از
بهترين پاداش بهره مند خواهيد شد. ولي هر گاه گرفتار انديشه هاي اهريمني
شويد و از اين آزادگي و يكرنگي دور شويد، پيامد آن جز رنج و اندوه و افسوس
نخواهند بود.
همه آناني كه زندگي زناشويي را دستخوش دروغ ميسازند
سرانجام مورد ريشخند مردم قرار ميگيرند و خود را سرزنش خواهند كرد.
راهنمايان درست كردار همسران جوان را چنين راهنمايي ميكنند كه: در
زندگاني زناشويي و در خانواده خويش با خرد و راستي رفتار كنند تا آرامش و
آسايش و صلح و آشتي بر زندگي آنان پرتو اندازد و ريا و فريبكاري كه چون
زنجيري انسان را به تباهي ميكشاند، از پهنه زندگي آنان زدوده شود.
بدانديشان
و كج انديشان و آنان كه بنده هوي و هوس خويش هستند از راستي و درستي
بيزارند، درست كاران را به ديده حقارت مينگرند و با نفس خويش نيز پيوسته
در كشمكش و پيكارند. و به راستي هر آن كس كه در كمال آزادگي و با تمام
وجود با هوي و هوس پيكار كند، نيروي معنوي خداوند پشتيبان او خواهد بود و
چنين فردي از نيكوترين پاداش برخوردار خواهد شد. در چنين صورتي است كه عشق
و محبت كه آرزوي همه ماست به سويمان ميآيد و دل هاي مردان و زنان را شاد
خواهد ساخت و به آن ها آرامش وجدان و آسايش انديشه و خوشبختي ميبخشايد.
پس هركس به نداي وجدان خويش گوش فرا دهد و خواست او را كه همان فرمان
خداوند است برآورده سازد، پروردگار به او پاداشي گرانبها عنايت خواهد
فرمود. پاداشي كه تنها در پرتو راستي و پاكي ميتوان از آن برخوردار شد و
خداوند جان و خرد آن را براي همه مقرر فرموده است.
چكيده پيام اشوزرتشت به همسران جوان:
1- هميشه در زندگي با منشي نيك زندگي كنيد و با انديشه نيك مشورت كنيد.
2- در پاكي و راستي و پرهيزكاري از يكديگر پيشي گيريد.
3- در زندگي زناشويي از دروغ و بدي بپرهيزيد.
4- به خوشي هاي دروغين و فريبندگي هاي ظاهري دل مشغول مداريد.
5- به آزادگي و يكرنگي در زندگي پايبند باشيد.
6- بكوشيد تا عشق و وفاداري در وجود شما زوج جوان ريشه بدواند.
7- در زندگي از راهنمايي راهنمايان درست كردار سود بجويند.
8- ريا و فريبكاري را از زندگي خود بزداييد.
9- در كمال آزادگي و با تمام وجود با هوي و هوس پيكار كنيد.
10- به نداي وجدان خويش گوش فرا دهيد و خواست او را كه همان خواست خداوند است، برآورده سازيد.
منبع : انجمن زرتشتيان تهرانچه کسی می تواند ایمان خود را از اعمالش جدا کند ، یا اعتقاداتش را از دل مشغولی هایش ؟
چه کسی می تواند لحظه هایش را در برابر خویش بگستراند و بگوید : این لحظه از برای خدا و این لحظه از برای خودم ، این برای روحم و این برای تنم ؟
تمام لحظه های شما بال هاییند برای پرواز در هوا ، پرواز از خویشتن به خویشتن .
کسی که پرهیزکاری خود را به عنوان فاخرترین جامه اش بر تن می کند ، بهتر آن است که برهنه باشد .
زیرا باد و خورشید سوراخی در پوست او ایجاد نخواهند کرد .
و آن کس که رفتار خود را با موازین اخلاق راه می برد ، پرنده نغمه سازش را در قفس زندانی می کند .
آزادترین ترانه ها از لای میله ها و سیم ها بیرون نمی آیند .
و آن کس که پرستش برایش پنجره ای است که او باز کند و نیز ببندد ، هنوز از خانه روحش دیدن نکرده است . خانه ای که پنجره هایش از سپیده دمی است تا سپیده دم دیگر .
خداوند در درون هر یک از ما رسولی قرار داده است تا ما را به راه روشن هدایت کند . با وجود این ، بسیاری هنوز در بیرون از خود به دنبال زندگی می گردند ، غافل از آن که زندگی در درون آن هاست .
جبران خلیل جبران
موفقيت روی ستون های شکست شکل می گيرد
«سری چينموی»

روشهای موفقیت
روز اول
از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر مي كند و نمي گذارد كار را درست انجام دهي.
اما اگر با موفقيت مانند يك دوست رفتار كني.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.
روز دوم
سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي.
نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي.
بايد به كارت ايمان داشته باشي.
يك جريان آب ضعيف ، تنها نيمي از باغچه را آبياري مي كند.
روز سوم
همه چيز را همانطور كه هست بپذير.
خواستن تنها، چيزي را تغيير نمي دهد.
خواستن، باد را از وزيدن باز نمي دارد و برف را به آب نبات تبديل نمي كند.
اگر مي خواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.
روز چهارم
تمرين كن تا از درون شاد باشي.
اجازه نده ديگران براي شاد كردن تو تصميم بگيرند.
خودت رئيس كارخانة شادي سازي باش.
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفيدي كه در آسمان است، آزاد كن.
تلاش كن، اما نتايج كار را واگذار تا با هم كار بيايند
براي ابر چه فرقي مي كند باد از كدام سو بوزد.
چرا وقتت را براي چيزي كه در كنترل تو نيست، تلف مي كني؟
روز ششم
وقتي تصميم به انجام كاري مي گيري،
از خود نپرس : من چه مي خواهم ؟
بلكه بپرس : چه كاري به نفع همه است ؟
اگر به فكر منافع ديگران باشي، ديگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوي.
روز هفتم
هنگام تصميم گيري ابتدا نبايد بپرسي، از اين كار چه نفعي عايدم خواهد شد؟
پرسش درست اين است كه : چه كاري به نفع همه است؟
خانه زماني مستحكم خواهد شد كه همة ديوارهايش استوار باشند.
روز هشتم
وقتي كار به مشكل مي خورد، نه ديگران را سرزنش كن و نه خود را،
انسان وقتي شنا ياد مي گيرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.
روز نهم
براي موفقيت در هر كار،
بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي.
آن گاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه مي داري،
بايد هدفت را هم به همان محكمي نگه داري.
روز دهم
اگر طرحي در عمل مشكل تر از آن شد كه فكر مي كردي،
دلسرد نشو.همه چيز اين دنيا همين طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابي بيش نبود، زيبا اما توخالي.
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند :
1. سنگ ... پس از رها کردن!
2. حرف ... پس از گفتن!
3. موقعيت... پس از پايان يافتن!
4. و زمان ... پس از گذشتن!
این نوع ترس برای افراد مجرد کاملاً عادی و طبیعی است. بیشتر افراد مجرد تصور می کنند که با ازدواج و قبول تعهد، امنیت و آسایشی که زندگی مجردی به آنها می داده را از دست خواهند داد. به هر حال هر برهه از زندگی مزایای خاص خود را به همراه دارد. دوران مجردی نیز خالی از لطف نیست: شما هر زمان که بخواهید به خانه می آیید و هر موقع که بخواهید خارج می شوید، لباس ها و ظرف های کثیف را تا هر زمانی که بخواهید به حال خود باقی می گذارید، و از وقت و پول خود هر طور که مایل باشید استفاده می کنید. در مقابل دیگران هر طور که بخواهید خودتان را نشان می دهید و می توانید ضعف ها و کاستی هایتان را پنهان کنید.
در اغلب زمینه ها "ترس" به این دلیل در افراد ایجاد می شود که به نحوی آنها را از موقعیت های مخاطره آمیز دور نگه دارد. به عنوان مثال برای یک انسان، کاملاً طبیعی و بجاست که از یک مار، صداهای بلند و مهیب، و یا بوهای ناخوشایند بترسد. او بدین طریق می تواند خود را از موقعیت های خطر آفرین مصون نگه دارد؛ اما برای خلق یک ارتباط اطمینان بخش و صمیمی با شریک زندگی، فرد باید با ترس های مختلفی روبرو شود و خود را پذیرای ریسک های عاطفی نماید.
با موفقیت انجام دادن این هدف نیازمند آن است که: "به چیزی که از دست می دهید فکر نکرده و از آن نترسید بلکه به چیزهایی فکر کنید که در ازای آن بدست می آورید – اعتماد، صمیمیت، نزدیکی – " شما با قرار گرفتن در یک رابطه ی صادقانه و عاشقانه از کلیه ی مزایای آن بهرمند خواهید شد. حال این کار را چگونه باید انجام دهید؟
گام اول – ابتدا باید مطمئن شوید که می خواهید زندگیتان را با فرد دیگری تقسیم کنید. بسیاری از افراد مجردی که نمی توانند تعهد را قبول کنند دلیلشان این است که نمی توانند تصمیم بگیرند که آیا واقعاً کسی را می خواهند یا خیر. ابتدا باید اهداف زندگی را برای خودتان معین کنید تا بعد بتوانید به آنها دست پیدا کنید. پس باید کار را با تعیین خواسته هایتان شروع کنید.
گام دوم – از ترس هایتان آگاه شوید. ببینید در چه زمینه هایی ترس بر شما غلبه می کند و تشخیص دهید که چه چیزی سبب می شود که از دست یافتن به اهدافتان باز بمانید. باید بدانید که وجود ترس هایی نظیر ترس ازعدم پذیرش، تغییر، و از دست دادن آزادی کاملاً معقول و طبیعی است. اگر از وجود آنها اطلاع داشته باشید، می توانید استراتژی هایی برای فائق آمدن به آنها ایجاد نمایید. یک چنین استراتژی ها و تکنیک هایی را می توانید با کمک گرفتن از یک دوست، مشاور و یا در صورت لزوم یک مربی، گسترش دهید. مربی به شما کمک می کند که فردی صادق باقی بمانید، توجه خود را به رابطه معطوف کنید، و اهدافی را که در سر دارید به راحتی دنبال کنید.
گام سوم – سرعت پیشرفت ارتباط را تنظیم کنید. تعداد زیادی از افراد مجرد در همان مراحل ابتدایی ارتباط به دام شهوت و اشتیاق بیش از حد گرفتار می شوند و زمانیکه که نوبت به تصمیم گیری برای آینده می رسد، عقب نشینی می کنند. عده ی دیگری از افراد نیز هستند که آنقدر تعلل و درنگ به خرج می دهند که از نظر نقطه ی تمرکز اصلی و محدوده ی زمانی دچار مشکل می شوند. در حین اینکه آهسته و پیوسته به جلو پیش می روید باید به این مطلب نیز توجه داشته باشید که انجام چه کاری در چه بازه ی زمانی برای شما ثمربخش خواهد بود.
گام چهارم – تصمیم بگیرید که آیا قرار گرفتن در یک ارتباط متعهد، مد نظر شما هست یا خیر. یکی از راههایی که می تواند مهارت های متعهد شدن شما را تقویت کند این است که با هم توافق کنید که برای مدت زمانی به صورت انحصاری با هم ارتباط برقرار کنید. در مورد اهداف زندگی و آرزوهایی که در سر می پرورانید با هم صحبت کنید. همچنین جنبه های روحی و باطنی و شخصیت درونی خود را برای طرف مقابل آشکار نمایید. انجام این کار موقعیت های نابی برای تجربه ی اعتماد، صمیمیمت و نزدیکی فراهم می آورد.
باید بگویم که یک راه قطعی نهایی نیز وجود دارد که اگر شما به مرحله ای رسیدید که احساس کردید باید آنرا انجام دهید، می بایست در انجام آن برای همیشه استمرار ورزید.
اما گام پنجم – تشخیص این مطلب که قرار گرفتن در یک رابطه تعهد آمیز این فرصت را به شما می دهد تا کلیه ی ویژگی های منحصر بفردتان را آشکار ساخته و تبدیل به بهترین کسی شوید که می توانید. زوج هایی که در یک ارتباط سالم قرار می گیرند یکدیگر را تشویق می کنند تا تبدیل به افرادی با قدرت عملکرد و توانایی بالقوه بالا برای جامعه باشند. افراد موفق مکرراً شریک زندگی خود را برای موفقیت هایی که بدست می آورد، تشویق کرده و به او اعتبار و امتیاز می دهند.
همانطور که مشاهده کردید ترس از تعهد به خاطر از دست دادن هویت و آزادی های فردی نوعی تشویش واهی و غیر واقعی است. در زندگی مشترک داشته ها آنقدر زیاد است که ترس از دست دادن استقلال در مقابل آن رنگ می بازد. مسلماً این امر در ابتدا مستلزم پذیرش ریسک بالایی است اما با در نظر گرفتن مراحلی که در بالا به آنها اشاره شد، پس از چندی متوجه می شوید که مزایایی که بدست آورده اید تا چه حد بیشتر از "زیان" هایی است که به شما وارد شده.
بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:
۱- عدم استعمال دخانیات. ________ ۲- پایین نگه داشتن وزن.
۳- تغذیهی مناسب. ____________ _ ۴- ورزش.
جالب است بدانید از بین ۱۵۳۰۰۰ نفر مورد بررسی قرار گرفته شده فقط ۳٪ همهی چهار مورد بالا را رعایت میکردند.
اکثر مردم وقتی وارد زندگی بزرگسالی میشوند به دلیل مشغله های مختلف دچار عادت های بد و ناسالم میشوند. همهی ما بار ها و بارها مقالاتی مثل همین را خواندهایم و تصمیم گرفتهایم آنها را عملی کنیم ولی نکردهایم.
ولی اگر هرگز شروع نکنیم مطمئن باشید ضرر بزرگی خواهیم کرد و بعد ها افسوس خواهیم خورد. چون زمان و سلامتی و جوانی دیگر هرگز باز نخواهند گشت.
آیا عاقلانه تر نیست با کمی غلبه بر احساس تنبلی چندین سال زندگی شادتر و سالمتری برای خود بسازیم؟
در زیر ۴۰ کار مفید برای سلامتی آورده شده که انجام دادن آنها حداکثر ده دقیقه طول خواهند کشید ، فکر میکنم برای شروع یک زندگی سالم خوب باشد:
۱- مسواک بزنید..
۲- ۱۵ تا بشین پاشو بروید.
۳- صاف بنشینید.
۴- یک سیب بخورید.
۵- سرخط های مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید..
۶- بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس بدهید.
۷- ۱۰ بار وزن را از طرفین روی یکی از پاهایتان بیاندازید.
۸- یک لیوان آب بنوشید.
۹- لبخند بزنید.
۱۰- یک نقل قول خوب و روحیه بخش برای دوستانتان ارسال کنید..
۱۱- یک نفس عمیق بکشید.
۱۲- ده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.
۱۳- کمربندتان را ببندید.
۱۴- دست هایتان را بشویید.
۱۵- به مادرتان تلفن کنید.
۱۶- یک دستور غذای خوب و سالم را به دوستانتان بدهید.
۱۷- خودکاری که نمینویسد را دور بیاندازید.
۱۸- هنگام آگهی های بازرگانی تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.
۱۹- کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.
۲۰- کنترل تلویزیون را کمی دور بگذارید تا برای عوض کردن کانال بلند شوید.
۲۲- نظری در یک وبلاگ بنویسید.
۲۳- فرزندانتان را بغل کنید.
۲۴- کمی کرم مرطوب کننده و ویتامینه به دستانتان بزنید.
۲۵- از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.
۲۶- لباس هایتان را برای فردا آماده کنید.
۲۷- یک بار به جای چای قهوه بنوشید.
۲۸- کلید هایتان را یک جای مشخص قرار دهید.
۲۹- نامه یا ایمیلی دوستانه برای یکی از دوستانتان بفرستید.
۳۰- به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را آزاد کنید.
۳۱- ۱۰ دقیقه استراحت کنید.
۳۲- میز کار و صفحهی نمایشگرتان را تمیز کنید.
۳۳- پنج دقیقه Free Rice بازی کنید.
۳۴- یکی از دوستان خوبتان را برای یک شام سالم دعوت کنید.
۳۵- یک خوردنی برای فقیری تهیه کنید و به او بدهید.
۳۶- چشمانتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید..
۳۷- این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
۳۸- دست و صورتتان را بشویید و ۳ دقیقه از پنجره به دوردست نگاه کنید. (برای چشم مفید است.)
۳۹- برای پرنده ها دانه بریزید.
۴۰- یکی از کار های بالا را همین حالا انجام دهید!
کار های بالا هر کدام به نحوی مفید هستند و باعث سلامتی جسمی ، اجتماعی ، روانی و… میشوند. انجام دادن هر کدام از آنها حداکثر ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید. پس تنبلی را کنار بگذارید و همین الان چند تا را انتخاب کرده و انجام دهید مثلآ ابتدا لبخند بزنید سپس یک لیوان آب بنوشید سپس یک سیب را در حالی که از پنجره به بیرون نگاه میکنید بخورید.
فروردین: گل رز
شما گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت! اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.
اردیبهشت: گل نسترن
فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می کنید از مشاجرات دوری کنید.
خرداد: گل یاس سفید
رفتار دوستانه ای دارید. رک گو و پر حرف بوده و همین امر به جذابیت شما می افزاید. مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید. از رفتار بد دیگران سریع می گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید.
تیر: گل بنفشه
زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد یا فراز و فرودهای آن مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیتهای خلاقانه هستید. در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می کنید.
مرداد: گل شب بو
فردی با محبت، خونگرم، دلسوز اما کمی عصبی هستید. غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی نیز احساس ترس در شما دیده می شود. برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می کنند.
شهریور: گل داوودی
جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید و این مسئله گاهی به ضرر شما تمام می شود. به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه های نامهربانی در شما نمایان شده ک این مسئله دیگران را آزار می دهد.
مهر: گل زنبق
فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می گردید. از زیبایی لذت می برید. فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید.
آبان: گل ارکیده
به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست. توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید.
آذر: گل مریم
احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید. خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می دانید. کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می آیند.
دی: گل همیشه بهار
اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید. بسیار توددار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می یابید.
بهمن: گل گلایل
باهوش هستید و می دانید چه می کنید. می خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود. اما در مورد عشق صبور هستید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می کنید.
اسفند: گل نرگس
مهربان، با گذشت و بسیار تودار هستیدف به هیچ وجه خودخواه نیستید. همیشه بهتربن را برای دیگران می خواهید. دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می دانید. بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد
هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که راست نباشد 
هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که پیش نیاید 
روزی از روزها دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یك آكواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشهاى در وسط آكواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمىداد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی كه وجود داشت برخورد مىکرد، همان دیوار شیشهاى که او را از غذاى مورد علاقهاش جدا مىکرد.
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است.
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آنسوى آکواریوم نیز نرفت.
میدانید چـــــرا ؟
دیوار شیشهاى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سختتر و بلندتر مىنمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش .
ما به مدت یك هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی كه منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های كافی برای یك هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده كن
ما از اداره حركت خواهیم كرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
زن با خودش فكر كرد كه این مساله یك كمی غیرطبیعی است اما بخاطر این كه نشان دهد همسر خوبی است دقیقا كارهایی را كه همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یك كمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید كه آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی كه گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
جواب زن خیلی جالب بود.
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟
ماهواره و ریسور جالبه
ه
مادرش به او گفت: زیرا من یك زن هستم. پسر بچه گفت: من نمی فهمم.
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت: تو هیچگاه نخواهی فهمید.
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسید: چرا مادر بی دلیل گریه می كند.
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به یك مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می كنند
بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را می داند. او از خدا پرسید: خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می كنند؟
خدا گفت زمانی كه زن را خلق كردم می خواستم كه او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او را آن قدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بكشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد كه به بقیه آرامش بدهد.
من به او یك نیروی دورنی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش راداشته باشد و وقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز داشته باشد.
به او توانایی دادم كه در جایی كه همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود. به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی كه مریض یا پیر شده است بدون این كه شكایتی بكند.
به او عشقی داده ام كه در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش كند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد. به او این شعور را دادم كه درك كند یك شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند، اما گاهی اوقات توانایی همسر ش را آزمایش می كند و به او این توانایی را دادم كه تمامی این مشكلات را حل كرده و با وفاداری كامل در كنار شوهرش باقی بماند.
و در آخر به او اشك هایی دادم كه بریزد. این اشك ها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی كه به آن ها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشك می ریزد.
خدا گفت : زیبایی یك زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست، ودر قلب او جایی كه عشق او به دیگران در آن قرار دارد

حجم: KB 500
پسورد: www.bia2-download.blogfa.com
فروغ فرخزاد
من پشیمان نیستم
من به این تسلیم میاندیشم این تسلیم دردآلود
من صلیب سرنوشتم را
برفراز تپه های قتلگاه خویش بوسیدم
درخیابانهای سردشب
جفت ها پیوسته باتردید
یکدیگر را ترک میگویند
درخیابانهای سردشب
جزخداحافظ، خداحافظ، صدایی نیست
من پشیمان نیستم
قلب من گویی درآن سوی زمان جاریست
زندگی قلب مرا تکرارخواهدکرد
وگل قاصدکه بردریاچه باد میراند
اومرا تکرارخواهد کرد
آه می بینی
که چگونه پوست من میدردازهم
که چگونه شیردررگهای آبی رنگ پستانهای سردمن
مایه می بندد
که چگونه خون
رویش غضروفیش رادرکمرگاه صبورمن
میکندآغاز
من توهستم تو
وکسی که دوست میدارد
ناگهان پیوند گنگی باز می یابد
با هزاران چیز غربت بار نامعلوم
وتمام شهوت تند زمین هستم
که تمام آبها را میکشد درخویش
تا تمام دشتها را بارور سازد
گوش کن
به صدای دوردست من
درمه سنگین اوراد سحرگاهی
ومرا درساکت آیینه ها بنگر
که چگونه بازبانه مانده های دستهایم
عمق تاریک تمام خوابها را لمس میسازم
ودلم راخالکوبی میکنم چون لکه ی خونین
برسعادتهای معصومانه ی هستی
من پشیمان نیستم
بامن ای محبوب من ازیک من دیگر
که تواورادرخیابانهای سردشب
باهمین چشمان عاشق بازخواهی یافت
گفتگو کن
وبیادآورمرادربوسه اندوهگین او
برخطوط مهربان زیرچشمانت
۱- به شخصيت همسرمان احترام بگذاريم.
۲- ارتباط كلامي و عاطفي گرم و صميمانه اي با همسرمان داشته
باشيم.
۳- به همسرمان به عنوان حامي و پشتيبان نگاه كنيم.
۴- با جملات زيبا از همسرمان دلجويي كنيم.
۵- همسرمان را با ديگري مقايسه نكنيم.
۶- آراستگي و نظافت را فراموش نكنيم.
۷- خود را به جاي همسرمان بگذاريم.
۸- مقابله به مثل نكنيم.
۹- از ازدواج خود اظهار پشيماني نكنيم.
۱۰- قدرشناس باشيم.
۱۱- خوش قول باشيم.
۱۲- راستگو باشيم.
۱۳- با يكديگر مهربان باشيم.
۱۴- عفو و گذشت داشته باشيم.
۱۵- صحبت پذير و قهر گريز باشيم.
۱۶- مثبت نگر باشيم.
۱۷- رفتارهاي مثبت همسرمان را تحسين كنيم.
۱۸- شاد باشيم.
۱۹- كم توقع باشيم.
۲۰- صبور و با حوصله باشيم.
جهت اطلاع دوستا ن محاسبه به روش ساده توضیح داده
می شود
شاخص اخرین سا ل تقسیم بر شاخص سال ازدواج ضرب
د ر مبلغ مهریه مساوی مبلغ به نرخ روز
مثال : شاخص سال 1385÷ شاخص سال 1365× مبلغ مهریه = نرخ روز مهریه
ريال192289719 = 5000000 × 21/3÷ 45/123
منظور از شاخص اخرین سال یک سال قبل از سال جاری می باشد که در حال حاضر اخرین سال سال86 13می باشد
چنانچه شوهر زنی فوت نمایید و همسر او بعد از چند سال بخواهد مهریه خود را وصول نمایید اخرین سال یک سال قبل از فوت وی می باشد
شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران(شاخص مهریه)
در سالهای 1315-1386
تهیه کننده محمود
|
سا ل
|
شاخص |
سا ل
|
شاخص |
سا ل
|
شاخص |
|
1315 1316 1317 1318 1319 1320 1321 1322 1323 1324 1325 1326 1327 1328 1329 1330 1331 1332 1333 1334 1335 1336 1337 1338
|
02/0 03/0 03/0 03/0 03/0 05/0 09/0 20/0 20/0 17/0 15/0 16/0 18/0 19/0 15/0 17/0 18/0 19/0 23/0 23/0 25/0 26/0 26/0 30/0
|
1339 1340 1341 1342 1343 1344 1345 1346 1347 1348 1349 1350 1351 1352 1353 1354 1355 1356 1357 1358 1359 1360 1361 1362
|
32/0 32/0 33/0 33/0 35/0 35/0 35/0 35/0 36/0 37/0 38/0 40/0 42/0 47/0 54/0 59/0 69/0 86/0 95/0 06/1 31/1 61/1 92/1 20/2
|
1363 1364 1365 1366 1367 1368 1369 1370 1371 1372 1373 1374 1375 1376 1377 1378 1379 1380 1381 1382 1383 1384 1385 1386 |
43/2 60/2 21/3 10/4 29/5 21/6 77/6 17/8 17/10 48/12 88/16 21/25 07/31 44/36 03/43 68/51 20/58 83/64 06/75 79/86 00/100 35/110 45/123 22/146 |
حضور نوروز و ایام ایرانی در ادبیات تشیع (محمود مرتضایی فرد)
این تحقیق به عنوان بخشی از کار کلاس مباحث ویژه ناصر فکوهی در مقطع کارشناسی ارشد بنیاد ایران شناسی در نیم ترم اول سال تحصیلی 1386-87 ارائه شده است.
ادامه مطلب...
نرم افزار Freegate یک نرم افزار ساده و کم حجم است که توسط یک سازمان چینی (مقابله با فیلترینگ) ، واقع در کشور آمریکا، ساخته شده است. زبان نسخه ی اصلی این نرم افزار چینی است. اما نسخه ای را که ما در اختیار شما قرار می دهیم ، انگلیسی است و بدون مشکل می توانید از آن استفاده کنید.
این نرم افزار جهت دور زدن فیلترینگ ، مانند بسیاری دیگر از نرم افزارهای مشابه ، از یک پروکسی مرکزی جهت اتصال به یک سرور در کشور آمریکا استفاده می کند. در نتیجه علاوه بر امکان دور زدن فیلترینگ ، امکان مخفی کردن IP و جستجوی ناشناس در اینترنت را نیز فراهم می آورد.
اما نرم افزار Freegate با سایر نرم افزارهای عبور از فیلترینگ مانند UltraSurf ، PLink ، CProxy و غیره ، یک تفاوت ویژه دارد. این نرم افزار علاوه بر امکان اتصال به یک پروکسی سرور جهت دور زدن فیلترینگ ، به نوعی مانند یک فیلترشکن نیز عمل می کند. یعنی دقیقا مانند اینکه یک سایت فیلترشکن همیشه در دسترس ، در اختیار شما باشد. درواقع عملکرد نرم افزار Freegate را می توان ترکیبی از نرم افزاری مانند UltraSurf و نرم افزاری مانند GPass، در نظر گرفت. البته شاید با گفتن این مطلب ، موضوع کمی برای کاربرانی که با نرم افزارهای دیگر آشنایی ندارند ، پیچیده به نظر برسد. اما اینطور نیست و شما می توانید از این قسمت صرف نظر کنید و طبق آموزش زیر عمل کنید... !
آموزش استفاده از نرم افزار Freegate:
نرم افزار را پس از دانلود از حالت Zip یا فشرده خارج کنید(Extract کنید). سپس روی فایل Freegate دابل کلیک کنید تا برنامه اجرا شود. پس از اجرای برنامه آنرا minimize کنید تا آیکن آن پایین کنار ساعت ، قرار بگیرد. دقت کنید که نرم افزار را نباید ببندید و حتما باید minimize کنید! اگر از مرورگر Internet Explorer استفاده می کنید ، ممکن است پروکسی اتصال به سرور بطور خودکار در تنظیمات پروکسی مرورگر ، ست شود. اما جهت کسب اطمینان از این مسئله ، به تنظیمات پروکسی مرورگر IE بروید:
Tools ==> Internet Options ==> Connections ==> Settings
با طی کردن مسیر بالا ، اکنون وارد قسمت تنظیمات پروکسی مرورگر IE شده اید. در این پنجره ، تیک گذینه Use a proxy server for this connection را بزنید تا مستطیلهای پایین آن فعال شود. اکنون باید پروکسی زیر ست شده باشد:
Address: 127.0.0.1 Port: 8567
همانطور که گفته شد پس از اجرای نرم افزار ، ممکن است این پروکسی بطور خودکار ست شود. اما اگر اینطور نبود ، بطور دستی وارد کنید.
سپس تمام پنجره ها را OK کنید و در نوار آدرس مرورگر خود آدرس یک سایت فیلتر شده را وارد کنید و صبر کنید تا سایت مورد نظر باز شود.
همچنین جهت دسترسی به فیلترشکن نرم افزار ،پس از اجرای آن ، آدرس زیر را در نوار آدرس مرورگر خود وارد کنید:
http://127.0.0.1:8567
نحوه ی ست کردن پروکسی در مرورگر Mozilla Firefox
نحوه ی ست کردن پروکسی در مرورگر Opera
نرم افزار Freegate یک نرم افزار ساده و کم حجم است که توسط یک سازمان چینی (مقابله با فیلترینگ) ، واقع در کشور آمریکا، ساخته شده است. زبان نسخه ی اصلی این نرم افزار چینی است. اما نسخه ای را که ما در اختیار شما قرار می دهیم ، انگلیسی است و بدون مشکل می توانید از آن استفاده کنید.
این نرم افزار جهت دور زدن فیلترینگ ، مانند بسیاری دیگر از نرم افزارهای مشابه ، از یک پروکسی مرکزی جهت اتصال به یک سرور در کشور آمریکا استفاده می کند. در نتیجه علاوه بر امکان دور زدن فیلترینگ ، امکان مخفی کردن IP و جستجوی ناشناس در اینترنت را نیز فراهم می آورد.
اما نرم افزار Freegate با سایر نرم افزارهای عبور از فیلترینگ مانند UltraSurf ، PLink ، CProxy و غیره ، یک تفاوت ویژه دارد. این نرم افزار علاوه بر امکان اتصال به یک پروکسی سرور جهت دور زدن فیلترینگ ، به نوعی مانند یک فیلترشکن نیز عمل می کند. یعنی دقیقا مانند اینکه یک سایت فیلترشکن همیشه در دسترس ، در اختیار شما باشد. درواقع عملکرد نرم افزار Freegate را می توان ترکیبی از نرم افزاری مانند UltraSurf و نرم افزاری مانند GPass، در نظر گرفت. البته شاید با گفتن این مطلب ، موضوع کمی برای کاربرانی که با نرم افزارهای دیگر آشنایی ندارند ، پیچیده به نظر برسد. اما اینطور نیست و شما می توانید از این قسمت صرف نظر کنید و طبق آموزش زیر عمل کنید... !
آموزش استفاده از نرم افزار Freegate:
نرم افزار را پس از دانلود از حالت Zip یا فشرده خارج کنید(Extract کنید). سپس روی فایل Freegate دابل کلیک کنید تا برنامه اجرا شود. پس از اجرای برنامه آنرا minimize کنید تا آیکن آن پایین کنار ساعت ، قرار بگیرد. دقت کنید که نرم افزار را نباید ببندید و حتما باید minimize کنید! اگر از مرورگر Internet Explorer استفاده می کنید ، ممکن است پروکسی اتصال به سرور بطور خودکار در تنظیمات پروکسی مرورگر ، ست شود. اما جهت کسب اطمینان از این مسئله ، به تنظیمات پروکسی مرورگر IE بروید:
Tools ==> Internet Options ==> Connections ==> Settings
با طی کردن مسیر بالا ، اکنون وارد قسمت تنظیمات پروکسی مرورگر IE شده اید. در این پنجره ، تیک گذینه Use a proxy server for this connection را بزنید تا مستطیلهای پایین آن فعال شود. اکنون باید پروکسی زیر ست شده باشد:
Address: 127.0.0.1 Port: 8567
همانطور که گفته شد پس از اجرای نرم افزار ، ممکن است این پروکسی بطور خودکار ست شود. اما اگر اینطور نبود ، بطور دستی وارد کنید.
سپس تمام پنجره ها را OK کنید و در نوار آدرس مرورگر خود آدرس یک سایت فیلتر شده را وارد کنید و صبر کنید تا سایت مورد نظر باز شود.
همچنین جهت دسترسی به فیلترشکن نرم افزار ،پس از اجرای آن ، آدرس زیر را در نوار آدرس مرورگر خود وارد کنید:
http://127.0.0.1:8567
نحوه ی ست کردن پروکسی در مرورگر Mozilla Firefox
نحوه ی ست کردن پروکسی در مرورگر Opera
بدان ای سکندر پس از مرگ من
پس از ریزش اخرین برگ من
توانی گشایی در پارس را
نهی بر سرت افسر پارس را
زخاک جم و کاخ شاهنشاهان
قدم چون نهی با دگر همرهان
مبادا شوی غره از خویشتن
که ایران بسی پرورد همچو من
.jpg)



کعبه زرتشت نام بنایی است در نقش رستم دراستان فارس. نام کعبه
زرتشت دارای سابقه تاریخی نیست و مانند نام تخت جمشید و نقش رستم از
باورهای اسطورهای گرفته شده است.





پسورد فایل : www.kamyabonline.com