سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه میدارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.
کمونیسم : دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را میگیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.
کاپیتالیسم : دو گاو دارید. هر دوی آنها را میدوشید. شیرها را بر زمین میریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.
نازیسم : دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی میکند و هر دو گاو را می گیرد.
آنارشیسم :دو گاو دارید. گاوها شما را میکشند و همدیگر را می دوشند.
سادیسم : دو گاو دارید. به هردوی انها تیراندازی میکنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید.
صهیونیسم : دو گاو دارید، به نحوی برنامه ریزی می کنید که علاوه بر این دو گاو، شیر تمام گاوهای دنیا برای شما دوشیده شود.
آپارتاید : دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید میدهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.
دولت مرفه : دو گاو دارید. آنها را میدوشید بعد شیرشان را به خودشان میدهید تا بنو شند.
بوروکراسی : دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر میکید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.
سازمان ملل : دوگاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو میکند.امریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو میکنند.نیوزلند رای ممتنع می دهد.
ایده الیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. همسر شما آنها را می دوشد.
رئالیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. اما هنوز خودتان آنها را می دوشید.
فاشیسم : دو گاو دارید. شیر را به دولت میدهید. دولت آن را به شما میفروشد.
متحجریسم : دو گاو دارید. باید باز گردند به جنگل و صحرا و در آنجا زیست کنند.
فمینیسم : دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید!!
پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید. از هرکدام شیر بدوشید فرقی نمی کند.
لیبرالیسم : دو گاو دارید. آنها را نمیدوشید چون آزادیشان محدود می شود.
دموکراسی مطلق : دو گاو دارید. از همسایه ها رای میگیرید که آنها را بدوشید یا نه.
سکولاریسم : دو گاو دارید. پس به خدا نیازی ندارید!!!
نشریه گاردین بخشی دارد به نام تاپ تن (Top 10) که در آن چهرههاس
سرشناس ۱۰ کتاب یا موسیقی یا فیلم و یا اندیشهی برتر یا بدتر را در
زمینهای مشخص انتخاب کنند. یکی از این موارد، انتخاب ۱۰ اندیشهی تاریخ
است. سه گزارشگر گاردین در گفت و گو با اساتید دانشگاه، ۱۰ اندیشهای
ادامه مطلب...
عكس زير در روز بيست و سوم فروردين در ويژه نامه دانش و پزشكي روزنامه جام جم چاپ شد...عكس، آلبرت اينشتين را در حال نوشتن مطلبي روي تخته سياه نشان مي دهد كه از اين جهت كاملا با موضوع مطلب كه درباره نظريه هاي اين دانشمند بزرگ است تناسب دارد.... حال به نوشته روي تخته سياه توجه فرماييد...

روي تخته به زبان شيرين فينگليشي نوشته شده است: « عجب غلطي كردم اين اتمو راه انداختما!!...بابا محمود جون بي خيال شو جون من!!!».
... و اينگونه بود كه براي اولين و شايد آخرين بار جام جم از سياست هاي هسته اي احمدي نژاد انتقاد كرد!...البته اشتباها و آن هم از زبان اينشتين!!!
خشنوتره اهورا مزدا (اهورامزدا خشنود باد) درود بر فروهرهای وخشور (پیامبر) راستین ایرانی اشو زرتشت اسپنتمان کوروش داریوش خشایارشا ماندانا اتوسا ارتمیس اریو برزن مانی مزدک میترا سوشانت... و بر دوستداران فرهنگ زبان و هنر پار سی (نوادگان کوروش وداریوش بزرگ) در این وبلاگ تلاش خواهم کرد تا با یاری شما دوستداران ایران اهورایی هرانچه را که مربوط به پیشینه وگزشته ی ایرانمان است را بازگویی کنم و از واگویه کردن هر چیزی در باره ی ایران خودداری نخواهم کرد مانند ایران دوستانی چون فردوسی بزرگ مازیار افشین فیروز ابو لولو یعقوب لیث عمرو لیث و...جشن های ایرانی زبان های اوستایی پهلوی وخط میخی وهزاران چیزهای دیگر .بدرود
|
||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||
نخست: این که دین واژه ای پارسی می باشد و تازی (َعربی) نیست و از دئنا که واژه ای اوستای است گرفته شده وبه چم(معنی) وجدان است. و بنا به گفته ی فرزانه ی توس فردوسی بزرگ: به ما بر ز دین کهن ننگ نیست به گیتی به از دین زردهشت نیست پیش از دین زرتشتی میترائسم(مهر پرستی) در ایران رایج بود. میترا (مهر) حدود ۸۰۰۰ سال پیش از مسيح (jesus ) در غاري ديده به جهان گشود و تاثيرهاي فراواني بر دين مسيحي گزاشت.برخی از ویژگی های کیش میترایی اینها هستند ۱: ارزش نهادن بهد درختانی چون کاج و سرو
احمدی نژاد در بیرجند با انتقاد از روشنفکران
ایرانی و منتقدان خود گفته
بود "... اینها شیطان پرستان مدرن اند ، برخی
قیافه روشنفکری می گیرند ،
به اندازه یک بزغاله هم از دنیا فهم و شعور
ندارند."
پاسخ سیمین بهبهانی به احمدی نژاد :
شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
که روشنـــفکر را بزغاله خواندی
ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
در این خط جمله را بیــجا نشـاندی
سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
به نان و آب مجــانی کشــاندی
از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی
سخن هایت ز حکمت دفــتری بود
چه کفتر ها از این دفتر پراندی
ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق
ز یادت رفت و زان پس لال ماندی
سخن از آسمان و ریسمان بود
دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی
چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
سلامـی هم به میــمون میرساندی

كارگران مثلا مشغول كارند !
ادامه مطلب...
پیدا کردن راه درست زندگی و باقی موندن توی اون راه خیلی سخته ، بعضی وقتها درست همون موقعی که فکر میکنی درست زندگی میکنی و به خودت مطمئنی، یه اتفاق کوچیک و ساده ،تمومه فکر و ذهنت رو بهم میزنه تازه میفهمی که چه اشتباهی کردی.
من این پایین لینک دانلود ۱۰ تا فایل صوتی اول از دکلمه مجموعه شعر صدای پای آب رو آپلود کردم. کل سیدی در حدود بیست فایل هستش. حجم هر فایل هم کمتر از دو مگابایته.
راستی اگه خوشتون اومد برای استاد یه فاتحه بخونید.روحش شاد و یادش گرامی باد!
http://www.mediafire.com/?sharekey=7d5fd592b382c8fb7069484bded33bcdc1b5f84ccfd5b36d
جان بلا نکارد" از روی نیکمت برخاست . لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه جمعیت که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد. او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ. از سیزده ماه پیش دلبستگی اش به او آغاز شده بود. از یک کتابخانه مرکزی فلوریدا با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود. اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشت هایی با مداد که در حاشیه صفحات آن به چشم می خورد. دست خطی لطیف که نشان از ذهنی هشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت. در صفحه اول "جان" توانست نام صاحب کتاب را بیابد :دوشیزه "هالیس می نل" . با اندکی جست و جو و صرف وقت، او توانست نشانی دوشیزه "هالیس" را پیدا کند. "جان" برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود از او در خواست کرد که به نامه نگاری با او بپردازد . روز بعد "جان" سوار بر کشتی شد تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود. در طول یک سال ویک ماه پس از آن، دو طرف به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند. هر نامه همچون دانه ای بود که بر خاک قلبی حاصلخیز فرو می افتاد و به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد. "جان" در خواست عکس کرد ولی با مخالفت "میس هالیس" رو به رو شد . به نظر "هالیس" اگر "جان" قلبا به او توجه داشت دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت باشد. وقتی سرانجام روز بازگشت "جان" فرا رسید آن ها قرار نخستین دیدار ملاقات خود را گذاشتند: 7 بعد از ظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک . "هالیس" نوشته بود:"تو مرا خواهی شناخت از روی رز سرخی که بر کلاهم خواهم گذاشت" بنابراین راس ساعت 7 بعد از ظهر "جان " به دنبال دختری می گشت که قلبش را سخت دوست می داشت اما چهره اش را هرگز ندیده بود. ادامه ماجرا را از زبان "جان " بشنوید: " زن جوانی داشت به سمت من می آمد بلند قامت وخوش اندام .موهای طلایی اش در حلقه هایی زیبا کنار گوش های ظریفش جمع شده بود چشمانش آبی به رنگ آبی گل ها بود و در لباس سبز روشنش به بهاری می ماند که جان گرفته باشد. من بی اراده به سمت او گام بر داشتم کاملا بدون توجه به این که او آن نشان گل سرخ را بر روی کلاهش ندارد. اندکی به او نزدیک شدم . لب هایش با لبخند پر شوری از هم گشوده شد اما به آهستگی گفت "ممکن است اجازه بدهید من عبور کنم؟" بی اختیار یک قدم به او نزدیک تر شدم و در این حال "میس هالیس" را دیدم که تقریبا پشت سر آن دختر ایستاده بود. زنی حدود 40 ساله با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود . اندکی چاق بود مچ پای نسبتا کلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند. دختر سبز پوش از من دور شد و من احساس کردم که بر سر یک دوراهی قرار گرفته ام از طرفی شوق و تمنایی عجیب مرا به سمت دختر سبزپوش فرا می خواند و از سویی علاقه ای عمیق به زنی که روحش مرا به معنی واقعی کلمه مسحور کرده بود به ماندن دعوتم می کرد. او آن جا ایستاده بود و با صورت رنگ پریده و چروکیده اش که بسیار آرام و موقر به نظر می رسید و چشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید. دیگر به خود تردید راه ندادم. کتاب جلد چرمی آبی رنگی در دست داشتم که در واقع نشان معرفی من به حساب می آمد. از همان لحظه دانستم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود. اما چیزی بدست آورده بودم که حتی ارزشش از عشق بیشتر بود. دوستی گرانبها که می توانستم همیشه به او افتخار کنم . به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را برای معرفی خود به سوی او دراز کردم . با این وجود وقتی شروع به صحبت کردم از تلخی ناشی از تاثری که در کلامم بود متحیر شدم . من "جان بلا نکارد" هستم و شما هم باید دوشیزه "می نل" باشید . از ملاقات با شما بسیار خوشحالم ممکن است دعوت مرا به شام بپذیرید؟ چهره آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد و به آرامی گفت" فرزندم من اصلا متوجه نمی شوم! ولی آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که او در رستوران بزرگ آن طرف خیابان منتظر شماست . او گفت که این فقط یک امتحان است!"
در مذمت نقد دانشگاهی همین بس که بیش از حد بر اصول استوار است، و این مهم ترین مشخصه هر گفتاری است که آرمانش عنان زدن بر خلاقیت و قوام بخشیدن به ایدئولوژی خاص در هر عرصه یی است. فرآیند کاری نقد دانشگاهی کاملاً مشخص است، برخلاف ظاهر پرزرق و برقش، یا شاید دقیقاً به خاطر ظاهر پرزرق و برقش، ماجرا آنقدرها پیچیده نیست که برای تجزیه و تحلیلش نیاز چندانی به قلمفرسایی باشد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
دختران اسرائیلی بر روی هدیه های خود برای كودكان فلسطینی یادگاری می نویسند


هفت چاکرای اصلی بدن انسانواژة "چاکرا" در اصل "کاکرا" بوده که در فرهنگ هند باستان به معنی "چرخ" یا "خورشید" میباشد و به 600 تا 2000 سال پیش از میلاد مسیح بر میگردد. اشاره به چاکرا در نوشتههای هند باستان به سال 200 پیش از میلاد باز میگردد که به عنوان مراکز احساس یا هوشیاری جسمی از آنها یاد شده است. هفت چاکرای اصلی که در امتداد ستون فقرات قرار دارند، به عنوان مراکز انرژی در بدن هر انسان شناخته شده و مستقیماً به احساسات و عواطف و خصوصیات رفتاری ما مربوط میشوند.
ادامه مطلب...
اسنادی جالب از استاد دوران دکتر علی شریعتی
ادامه مطلب...
1 - مكث ها و توقف های چشمان خود را حین مطالعه سطور كــاهش دهید. این همان تمركزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا هنگام خواندن هر یك از سطرهای یك مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حركت می دهیم اكنون هر میزان كه ما این مكثـها و جهشــها را كـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد. تـــعداد این توقفها معمولا در افراد كند خوان به 7 بار در هر سـطر میرسد اما شما میتوانید این تعداد مكث را به 3 بار در هر سطر كاهش دهید.
ادامه مطلب...
این دامهای عادی در رژیم غذایی میتوانند در کاهش وزن شما خلل ایجاد کنند.
آیا شما رژیم میگیرید و وزن کم نمیکنید؟ به احتمال زیاد شما گرفتار برخی اشکالات رایج در رژیمهای غذایی هستید.
کارشناسان میگویند واقعیت این است که حتی وقتی شما رژیم میگیرید، شاید کالری بیشتری را نسبت به آنچه فکر میکنید بخورید. گاهی بین آنچه که ما میدانیم باید برای کاهش وزن انجام دهیم و آنچه که واقعاً در هنگام تلاش برای رژیم انجام میدهیم ارتباطی وجود ندارد.
برای تازه کارها، فکر کردن در مورد رژیم گرفتن را متوقف کنید، در عوض روی ترک عادتهای بد روزانهای تمرکز کنید که باعث افزایش وزن میشوند.
ادامه مطلب...
متخصصان معتقدند، یادداشتهای روزانه درباره احساسات و شرایط میتواند از بار عصبی ذهن و روح افراد بكاهد و به آنها در تخلیه احساسات روانی كمك كند.
گاهی فشارهای عصبی به اندازهای زیاد میشوند كه افراد را به گریه انداخته یا موجب لرزش اندام آنها میشوند و گاه شرایط به اندازهای وخیم میشود كه سكتههای مغزی و قلبی به وقوع میپیوندد؛ اما متخصّصان معتقدند كه نوشتن تا حدود زیادی به كاهش استرس كمك میكند.
به گفته آنها، یادداشتهای روزانه درباره احساسات و شرایط میتواند از بار عصبی ذهن و روح افراد بكاهد و به آنها در تخلیه احساسات روانی كمك كند.
كارشناسان میگویند افكار و احساسات خود را بدون هیچ قضاوتی روی كاغذ بیاورید. به این ترتیب از آن چه در درون شما می گذرد آگاه میشوید.
در جزیره ای زیبا تمام حواس، زندگی می کردند: شادی، غم، غرور، عشق و ... روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند، چون او عاشق جزیره بود.
وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت، عشق از ثروت که با قایقی باشکوه جزیره راترک می کرد کمک خواست و به او گفت: «آیا می توانم با تو همسفر شوم؟» ثروت گفت: «نه، من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد.» پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود، کمک خواست. غرور گفت: «نه، نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد.» غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به اوگفت: «اجازه بده تا من باتو بیایم.» غم با صدای حزن آلود گفت: «آه، عشق، من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم.» عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدازد. اما او آن قدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.
آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت: «بیا عشق، من تو را خواهم برد.» عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند، پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود،چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود، رفت و از او پرسید: «آن پیرمرد که بود؟» علم پاسخ داد: «زمان» عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟»
علم لبخندی خردمندانه زد و گفت: «زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است!!!»
ادامه مطلب...
فنگ شویی در اصل یک فلسفه 5000 ساله چینیه که به هنر چیدمان و جابجایی اشیا تاکید داره..فنگ شویی یعنی باد و آب...فنگ شویی منبع انرژی است و همانطور که می دونیم در اطراف ما دریایی از انرژی هست و به همین علت می گه باید اشیا رو جوری بچینیم که انرژی توش براحتی گردش کنه...مثلا می گه اگه دقیقا جلوی درب ورودی یه آینه باشه این باعث می شه که انرژی هایی که از درب ورودی داخل می شن همه منعکس بشن و خارج و این مطلوب نیست...فعلا به همین توضیح کوتاه بسنده می کنم...
ادامه مطلب...
شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر و با بازدهی بالاتر داشت . در واقع این شرایط به شما یاد می دهند چگونه از زمانهای مطالعه ، بهرهوری بالاتری داشته باشید . به شما می آموزند قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید.
ادامه مطلب...
آذربایجان: آتورپاتکان (نگهدار آتش)
آرژانتین: سرزمین نقره
ادامه مطلب...
روزی دختر کوچولویی از مادرش پرسید:
'مامان؟ نژاد انسان ها از کجا اومد؟
مادر جواب داد:
'خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژاد انسان ها به وجود اومد.'
دو روز بعد دخترک همین سوال رو از پدرش پرسید.
پدرش پاسخ داد:
'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد.'
دختر کوچولو که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:
'مامان؟ تو گفتی خدا انسان ها رو آفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!'
مادرش گفت:
'عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات در مورد خانواده ی خودش
همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روشهای منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.
اما چگونه میتوانیم كلیدی پیدا كنیم كه روابط خانوادگی، عاطفی و حرفهای ما را تسهیل كند؟ و چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم كه برای همه اشخاص راضیكننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
ادامه مطلب...
خلاقیت بر ناشناخته ها دلالت دارد و با خود ریسک را به همراه می آورد که البته ممکن است نتایج رضایت بخشی را با توجه به مقادیر سرمایه گذاری شده در آن به وجود نیاورد.
امروزه ثبات در محیط کار، جای خود را به بی ثباتی و عدم اطمینان داده است و صنایع سنتی و قدیمی که جای خود را به انواع جدید و توسعه یافته آن داده است فرصتی برای استفاده از مهارتهای قدیمی نمی گذارد و در حقیقت آینده را با تهدیدات و فرصتها مواجه ساخته است زیرا هر اختراع و نوآوری، تغییری را پدید می آورد که می تواند به نوبه خود فرصتی را برای کسانی به وجود آورد که بتوانند از این فرصت استفاده بهینه کنند .
ادامه مطلب...
منبع: روزنامه همشهري، پنجشنبه 2 تير 1384، سال سيزدهم، شماره 3730، صفحه 10
چكيده
اين مقاله به تشريح مفاهيم و مباني خلاقيت و نوآوري ميپردازد. تعاريف مختلفي از خلاقيت ارائه ميشوند و از ديدگاه روانشناسي و سازماني مورد بررسي قرار مي گيرند. سپس موضوع نوآوري و ارتباط آن با خلاقيت شرح داده ميشود. ارتباط خلاقيت و نوآوري، تأثير ساختار بر نوآوري، تأثير فرهنگ سازماني بر نوآوري، تأثير متغيرهاي منابع انساني بر نوآوري از ديگر مباحث اين بخش هستند. ويژگيهاي افراد خلاق، فرصتهاي خلاقيت، نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه فردي و سازماني، ويژگيهاي سازمانهاي خلاق، مديريت خلاقيت، تكنيكهاي توسعه خلاقيت گروهي شامل طوفان فكري، شش كلاه تفكر، گردش تخيلي، تفكر موازي و ارتباط اجباري از ديگر مطالب اين مقاله هستند.
ادامه مطلب...
چکیده
در اين تحقیق با موضوع تقسيم كار اجتماعی سعی شده ضمن ارائه تاريخچه مختصری از آن اشكال مختلف تقسيم كار از نظر دوركيم و نيز كار بيگانه شده از نظر كارل ماركس مطرح و به سه سئوال اساسی زير پاسخ داده شود:
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
اگر سفر نكنی،اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند.
اگر همیشه از یك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میكنی اگر از شور و حرارت،از احساسات سركش،و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،و ضربان قلبت را تندتر میكنند،دوری كنی . .. .،
اگر هنگامی كه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی،
آن را عوض نكنی،اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،اگر ورای رویاها نروی،اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل یك بار در تمام زندگیاتورای مصلحتاندیشی بروی . . .-
دوستت ندارم
چنان که گویی زبر جدی یا گل نمک
یا پرتاب آتشی از درون گل میخک
تو را دوست دارم
همانند بعضی چیزهای سیاه
که باید دوست داشت
محرمانه، بین سایه و روح
تو را دوست دارم
همانند گلی
که هرگز شکفته نشد ولی
در خود نور پنهان گلی را دارد.
ممنون از عشق تو
شمیم راستینی از عطر
برخاسته از زمین
که می روید در روحم سیاه
تو را دوست دارم
بدون آنکه بدانم
چگونه،چه وقت،از کجا
دوستت دارم
صریح،بدون پیچیدگی و غرور
تو را دوست دارم
چون راه دیگری نمیدانم که در آن
"من" وجود ندارم و تو...
چنان نزدیکی که دستهای تو
روی سینه ام،دست من است
چنان نزدیکی که چشمهایت بهم می آیند
وقتی بخواب میروم..
دراين قسمت شما زبان HTML که پايه و اساس طراحي و برنامه نويسی وب ميباشد را مياموزيد. اين مجموعه به دو بخش تقسيم شده که در بخش اول مقدمات وب و اصول برنامه نويسي HTML و در بخش بعدی مطالب پيشرفته واطلاعات جانبی را ياد خواهيد گرفت. اگر شما هيچ آشنايي با HTML و طراحي وب نداريد پس بخش اول متعلق به شماست ، آنرا از دست ندهيد.
بخش مقدماتی
قسمت اول: مروري بر وب و زبان HTML
- مروری بر وب
- HTML چيست؟
- عناصر تشکيل دهنده يک صفحه وب
- هدف از ساخت يک وب سايت
- راه اندازی سايت
- اهميت طراحي سايت
- ابزار مورد نياز براي HTML
- تاريخچه زبان HTML
- شروع از ابتدا
- ساخت اولين صفحه وب
قسمت دوم: عناصر و دستورات زبان HTML 4.0
- افزودن متن (Text)
- درست کردن ليستها (List)
- ساختن لينکها (Links)
- اضافه کردن عکس به صفحه (Images)
- ساخت Image map نقشه تصويری
- درست کردن جدولها (Tables)
- ساختن فرمها (Forms)
- ساخت فريم براي قرار دادن چند صفحه در يک صفحه (Frames)
- افزودن صدا و تصوير به صفحه (Sound & Video)
- تگهای قسمت سر (head)
- تگهای قسمت بدنه (body)
بخش پيشرفته
نسخه HTML 4.01
و تفاوت آن با نسخه قبلی
XHTML
استايل شيت (CSS)
فارسی نويسی در وب
بررسی و امتحان صفحه وب
Upload
يا فرستادن و راه اندازی صفحات سايت بر روی سرور
رنگهای استاندارد وب
جدول علامتها و کد اسکی در وب
(Entity and ASCII code)
نکاتی در ارتباط با سايتهای جستجو
چگونگی ساخت و ایجاد صندوق پست الکترونیکی در گوگل : Gmail
ابتدا در صفحه اصلی گوگل بر روی Gmail کلیک نمایید و سپس در صفحه باز شده بر روی Sign up کلیک نمایید .
ادامه مطلب...
اگر شما دارای چندین اکانت جیمیل هستید و به طور مرتب نیز از آنها استفاده می کنید. یکی از رنج آورترین کارها سر زدن به چند اکانت می باشد زیرا شما نمی تواند بیش از یک اکانت را به طور همزمان مشاهده کنید. (زیرا اگر با یک مرورگر ۲ پنجره را بطور همزمان برای اتصال به ۲ اکانت جیمیل بگشایید ، بخاطر کوکی و فایلهای ذخیره شده ی مشترک این عمل ممکن نمی باشد.) شما مجبورید تا از یک اکانت خارج شوید و به اکانت دیگر خود وارد شوید ، اینکار کمی رنج آور به نظر می رسید مخصوصاً برای ما ایرانی ها که سرعت اینترنتمان باعث شده اکثراً جیمیل را در حالت Basic HTML مشاهده کنیم.
ادامه مطلب...
گوگل که خود از دید اکثر کارشناسان، قویترین وسریعترین موتور جستجو در اینترنت می باشد، هم اکنون قدم در میدان رقابت E-mail گذاشته است.مطمئنا مدیران دو سایت بزرگ سرویس دهنده ایمیل یعنی Yahoo Mail! و Hotmail ، برخلاف کاربران ازشنیدن خبر ارائه ایمیل یک گیگابایتی توسط گوگل، به شدت بهت زده و نگران شده اند. چرا که درصورت تحقق وعده های گوگل در مورد سرویس ایمیل جدیدش، به طور قطع یاهو و هاتمیل اکثر کاربران خود را از دست خواهند داد. واهمه مسئولان یاهو بدانجا رسید که این شرکت وعده داده است که حجم میلباکس کاربران وفادار خود را که این سرویس را ترک نکنند، به ۱۰۰ مگابایت افزایش خواهد داد. همچنین در این مدت ، Yahoo ظرفیت ایمیل برخی از کاربران خود را به طور شانسی و رندم به ۱۰۰ مگابیت افزایش داد تا بتواند تا حدی اطمینان و اعتماد عمومی را به سوی خود جلب کن
ادامه مطلب...
گوگل امروز قابلیت تغییر پوسته در جی میل را بصورت رسمی عرضه کرد و شما می توانید با چند کلیک ساده شکل و شمایل جی میل خود را تغییر دهید. بیشتر از ۳۰ طراحی در رنگبندی های متفاوت وجود دارد که قادر خواهید به دلخواه هر یک را انتخاب نمایید.پیش از این گوگل ، امکان تغییر ظاهر را در شبکه اجتماعی خود ، Orkut فراهم آورده بود.

چگونه از پوسته های جی میل استفاده کنیم؟
این کار بسیار ساده است.شما نیاز به دانلود یا نصب هیچ کدی ندارید. تنها به Gmail
خود وارد شوید ، به قسمت تنظیمات (Settings) بروید و سپس بر روی زبانه ی
آخر که Themes نام دارد کلیک کنید و رنگبندی دلخواه خود را انتخاب نمایید.
در صورتی که زبانه Themes را مشاهده نمی کنید تعجب نکنید، این امکان هنوز برای همه کاربران فعال نشده است اما ظرف چند روز آینده برای همه قابل استفاده خواهد بود. استایل Shiny نظرم را بیشتر جلب کرد : مدرن ، زیبا و تمیز … تا نظر شما چه باشد. اطلاعات بیشتر در مورد قابلیت جدید جی میل را از اینجا بخوانید
| |
|
اين عکس زيباترين دختر در آلمان است.
دوست داريد از نزديک او را ببينيد و با او گفتگو کنيد؟
هر چند هر کاری شدنی است و آرزو بر جوانان عيب نيست ولی ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا برای هيچ کس ممکن نيست. علت ناتوانی انسانها در ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا خيلی ساده است زيرا او هرگز وجود ندارد و عکس او دسترنج يک پروژه ی طولانی مدت در دو دانشگاه آلمان برای ساختن زيباترين چهره ميباشد. بله، عکس اين دختر بر اساس پژوهشهای زيبايی شناسی توسط دانشمندان در دانشگاه های Regensburg و Rostock آلمان و با کمک يک نرم افزار چهره سازی (morphing) ساخته شده است.
ادامه مطلب...
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با
تو برابر ...
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو
مختار به داشتن چهار همسرهستي ...
براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي
لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي
تواني ازدواج كني ...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو
...
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي
...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام
انتخاب مي كني ...
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك
دختر نباشد ...
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان
بهشتي را مي بيني ...
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام
پدر ...
و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي
شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...
و قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه
درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي
گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند و در قدم هاي
لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد
هاي منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد مي آورد كه تهي
از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او
زنده مي كند ...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود
در قلب مالامال از درد ...
معیار واقعی بودن
تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم> >>>>>>>>>>>>
انتونی رابینز
اجازه
نده ترس تو را فلج
سازد>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
مارک فیشر
افرادی که از
ریسک کردن میترسند به جایی
نمیرسند>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
منشا همه بیماریها در فکر
است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
ژوزف مورفی
رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما
حتمی است>>>>>>> >>>> انتونی رابینز
چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش
خواهد امد>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط
ازارشان دهد>>>>>>>>>>> مارک فیشر
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از
دست میدهند هرگز موفق نمیشوند> مارک فیشر
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین
میکند.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
انتونی رابیتز
هنگامی
که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند
تخیلات پیروز میشوند. مارک فیشر
وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به
ما دست میدهد. >>>> انتونی رابینز
ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی
شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم. ژوزف
مورفی
هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی
و شادی را انتخاب کند.>>> ژوزف مورفی
قانون زندگی , قانون باور
است.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
ژوزف مورفی
اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل
میدهد>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز
میکنید.>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی
سپس با اشتیاق شروع کنی.>>> مارک فیشر
اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی
رسید.>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
نبوغ در سادگی نهفته
است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
مونزارت
این
روشنی هدف است که به شما نیرو
میبخشد>>>>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه
موجود است>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند
که میتوانند ثروتمند شوند.>>>> مارک فیشر
باور به طور خود بخود به اجرا در
میاید>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد
نمیشود.>>>>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک
یار موافق بنگرید>>>>>> ژوزف
مورفی
زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند >>> انتونی رابینز
آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود>>>>>>>>>>>> > هراکلیتوس
اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود.>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.>>>>>> مارک فیشر
تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.>>>> مارک فیشر
ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
این جملات انرژی بخش را برای همه دوستان تان ارسال کنید تا به این طریق به انها انرژی هدیه دهید.
به او گفتم:بنشينيد«يوليا واسيلي اِونا»! ميدانم كه دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زبان نميآوريد. ببينيد، ما توافق كرديم كه ماهي سيروبل به شما بدهم اين طور نيست؟
ادامه مطلب...
کوئيز زير از چهار سؤال تشکيل
شده که به شما خواهد گفت آيا براي اين که يک مدير
حرفهاي باشيد، شايستگي لازم را داريد يا نه؟
ادامه مطلب...
رويدادهاي مهم 2008
ادامه مطلب...
خدایا رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد
قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند
سربازان مانع ورودش می شوند !
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد : چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟
مرد با درشتی می گوید: دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم !
خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!
مرد می گوید من خوابیده بودم!!!
خان می گوید خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود و سرمشق آزادی خواهان می شود ...
مرد می گوید : من خوابیده بودم ، چون فکر می کردم تو بیداری...!
خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند و در آخر می گوید : این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم...
ادامه مطلب...
يکي بود يکي نبود. غير از خدا هيچکس نبود.
يک دسته از گنجشکها در صحرايي زندگي مي کردند و در زير بته هاي علف تخم گذاشته بودند و جوجه در آورده بودند.
يک
فيل هم در آن صحرا زندگي مي کرد و يک روز که فيل مي خواست برود لب رودخانه
آب بخورد سر راهش چند تا از جوجه هاي گنجشک را زير پاي خود له کرد.
گنجشکها
خبردار شدند و خيلي غصه دار شدند و هر يکي چيزي گفتند. يکي گفت «سرنوشت
اينطور بوده». يکي گفت«چاره اي نيست بايد بسوزيم و بسازيم.»
ادامه مطلب...
سوال ازهدف آفرينش انسان داراي دو جنبه است :
الف ) هدف فاعل ( خداوند )
ب ) هدف فعل ( انسان ) . هدف فاعل ( با قدري مسامحه ) ؛ يعني ، آنچه خدا را به آفرينش ( انسان برانگيخت ) و هدف فعل ؛ يعني ، آنچه انسان به آن منتهي مي شود .روشن است كه هدف فاعل در آفرينش انسان قبل از آفريدن اواست و هدف فعل پس از آفريده شدن او . هدف فاعل در آفرينش انسان با توجه به مطالب زيرروشن مي شود :
http://bonyanemarsoos.blogfa.com/post-85.aspx
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
خداوند خر را افرید و به اوگفت:
تو خر خواهی بود. بی وقفه از صبح تا شب کار خواهی کرد . بارها را بر پشت خود حمل می کنی، علف می خوری و هیچ هوشی نخواهی داشت. و 50 سال عمر خواهی کرد.
خر پاسخ داد:
من خر خواهم بود.اما 50 سال خیلی زیاد است. فقط 20 سال به من عمر بده.
خدا درخواست او را اجابت کرد.
******************************************************
خداوند سگ را خلق کرد و به او گفت:
تو از خانه ی بشر محافظت خواهی کرد. تو بهترین دوست او خواهی بود . 30 سال عمر می کنی. و ته مانده ی غذایی که به تو میدهد می خوری. تو سگ خواهی بود.
سگ پاسخ داد:
30 سال خیلی زیاد است. فقط 15 سال به من عمر بده.
خدا خواسته اش را اجابت کرد.
@@@@@@@@@@@@@@@@
خداوند میمون را خلق کرد و به او گفت:
تو میمون خواهی بود. تو از شاخه ای به شاخه ی دیگر می روی و شکلک در می اوری. تو سرگرم کننده خواهی بود و 20 سال عمر می کنی.
میمون پاسخ داد:
20 سال زندگی ، خیلی زیاد است. به من فقط 10 سال عمر بده.
خدا خواسته اش را اجابت کرد.
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
و خداوند بشر را خلق کرد و به او گفت:
تو بشر ،تنها موجود متفکر در زمین خواهی بود.تو از هوش خود برای تسخیر حیوانات استفاده خواهی کرد. تو بر جهان حکومت می کنی و 20 سال هم عمر می کنی.
بشر پاسخ داد:
من بشر خواهم بود اما...
20سال خیلی کم است
به من 30 سال زندگی خر ، و 15 سال زندگی سگ که ان را نخواست، و 10 سال زندگی میمون را بده.
خداوند خواسته ی او را اجابت کرد.
و اکنون
بشر 20 سال، مانند یک انسان زندگی می کند.
سپس ازدواج می کند و 30 سال دیگر از عمرش را مانند خر کار می کند و همه ی سختی ها را بر دوش می کشد.
و زمانی که فرزندانش بزرگ شدند، 15 سال دیگر مانند سگ از خانه نگهبانی می کند و هر چه به او می دهند می خورد.
و زمانی که پیر شد، بازنشسته می شود و 10 سال مانند یک میمون از خانه ی پسر یا دخترش به خانه ی دیگری میرود و شکلک در می اورد تا نوه هایش را سرگرم کند.
کد شماره ی 1 قرار دادن سایت شما در Home Page شخص مقابل
کد شماره ی 2 آمدن پیغام مورد نظر شما هنگام ورود شخص به سایت یا وبلاگ شما
کد شماره ی 3 جلوگیری از راست کلیک کردن شخص بر روی وب شما (کپی نکردن)
کد شماره ی 4 رنگی کردن اسکرول بار (نوار لغزنده)(رنگ مورد نظر شما)
کد شماره ی 5 گذاشتن جستجو در سایت یا وبلاگ شما
کد شماره ی 6 گل باران در سایت یا وبلاگ
کد شماره ی 7 قلب به دنبال موس شخص بیننده
کد شماره ی 8 ستاره باران در سایت یا وبلاگ (مانند پشت این سایت)
کد شماره ی 9 به حرکت در آوردن تیتر سایت یا وبلاگ
کد شماره ی 10 بارش برف در وبلاگ یا سایت
کد شماره ی 11 برگریزان در سایت یا وبلاگ
کد شماره ی 12 بارش باران در سایت یا وبلاگ
کد شماره ی 13 جستجو گر گوگل(google) در سایت یا وبلاگ
کد شماره ی 14 جستجو گر ام اس ان(MSN) در سایت یا وبلاگ
کد شماره ی 15 خروج از جستجوگر شخص مقابل با فشار دادن یک کلید
کد شماره ی 16 پیغام ورود و خروج از سایت
کد شماره ی 17 پیغام متحرک در استاتوس بار
کد شماره ی 18 تنظیم رنگ ضمینه به انتخاب کاربر
ادامه مطلب...
درح مسأله– حكايت واقع
رابطهي ساكنان يا مردماني كه در سرزميني روز به شب ميآورند، با حكومتي كه بر آن سرزمين حكم ميراند، از پگاه شكلگيري الگوهاي حكومتكردن، همواره موضوعي دلكش، پيچيده و پرفراز و نشيب و گاه دلآزار بوده است. اين موضوع در قالب سه مفهوم بههم پيوسته قابل طرح است. اولين مفهوم نمايندگيكردن (Representation)، دومي حساسبودن (Responsiveness) و بالاخره سومي پاسخگويي (Accountability) است. هر سه مفهوم، امروزه اجزاي مفهوم "ادارهكردن مردمي" اس
ادامه مطلب...
گوسفند بع بع مي كرد – گاو ماما مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
ادامه مطلب...
کنترل گریه
در این روش شما کودک خود را به حال خود رها می کنید تا گریه کند و خود به خود به خواب برود و در این حین گاهگاهی به سراغ او رفته تا بهاو اطمینان خاطر بدهید. در این روش اعتقاد بر این است که کودک شما به تدریج
خواهد فهمید که گریه او نتیجه ای در بر نخواهد داشت وقتی که شما او را بغل نکنید او همان طور به خواب خواهد رفت.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
هنگامی که در حالت دعا قرار می گیرید با این موضوع ایمان داشته باشید که قدرت روحی شما تنها علت و سبب و تنها عامل نجات دهنده شماست و از صمیم قلب اطمینان حاصل کنید که با وجود آن هر غیر ممکنی ممکن و هر عملی میسر می شود. در وهله اول این جمله تاکیدی را همواره با خود تکرار کنید: روزی خواهد رسید که من به آرزوی خود برسم. آری روزی می رسد که من خوشبختی خود را بیابم " اما فراموش نکنید که خواست و آرزوی خود را به آینده و به بعد موکول نکنیم و آن چه می خواهیم در زمان حال از ضمیر باطن بخواهیم و به آسانی بدان جان ببخشیم و البته این در صورتی میسر است که به آن ایمان کامل داشته باشیم.
هنگامی که برای کسی دست دعا به سوی آسمان بلند می کنید او را در اعماق روح و ضمیر باطن خود بنشانید و او را با چهره ای شاد و روحی آزاد ببینید و از اینکه دعایتان مستجاب خواهد شد شکر گزاری کنید . هنگامی که با روح و اعتقاد روبه سوی خداوند می کنید با شناختی که از او دارید می دانید که آرزویتان را بر آورده خواهد کرد.
زیرا خداوند هرگز با شکست میانه ای ندارد . نه آن را می شناسد و نه آن را برای بندگانش می خواهد. بعنوان مثال اگر تصویر تندرستی عزیز بیمار خود را به ذهنتان بسپارید و تمامی دقت خود را بر روی بهبودی او متمرکز کنید خداوند نیز بر این تمرکز ذهن شما صحه خواهد گذاشت.
آخرین مرحله دعا شامل شناخت و قبول آن است و اعتقاد به این مسئله که حتما اجابت خواهد شد. اما این نکته را به خاطر داشته باشید که ما هرگز قادر به دیدن وجدان و ضمیر و اعتقادات باطنی خود نیستیم , اما می توان با قدرت ایمان به آرزوهای خود جامه عمل بپوشانیم و دعا ها را مستجاب کرد.
اما بیشتر اوقات این سوال به ذهنمان خطور می کند :" پس چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟ پاسخ آن در سوال پنهان است. زیرا ترس و تردید در آن به خوبی روشن است . چنان به خداوند ایمان داشته باشید که در
کودکی خود را به مادر می سپردید و جز او کس دیگری را نمی شناختید و عشق او را با تمام و جود احساس می کردید هنگامی کخ در مورد استجابت دعاهایتان دچار شک می شوید ,
دقت خود را بر خواسته تان متمرکز کنید . پس از آنکه تمام ذهن و فکر خود را از این فکر و ایده انباشتید , س از چندی شاهد رشد و شکوفایی آن خواهید شد.
1- خود را در چه ماشینی می بینید ؟
حالا به مکانی می رسید که کلیدی بر روی زمین افتاده
2- جنس کلید از چی و به چه رنگی است ؟
3- آیا کلید را بر می دارید ؟
حالا همان طور که به راه خود ادامه می دهید و به پیش می روید تا به یک کوزه می رسید .
4- کوزه به چه اندازه است ؟
5- در کوزه چه وجود دارد ؟
6- با کوزه چه می کنید ؟ آن را بر می دارید ؟
حالا در همان جاده ادامه راه داده و پیش می روید و به آسمان نگاه می کنید .
7- آسمان چگونه و به چه رنگی است ؟
8- کوتاه – بلند ؟
9- سر به فلک کشیده ؟
10- به چه رنگی هست ؟
به محلی می رسید که خانه ای قرار دارد، آن خانه چطور است ؟
11- لوکس ؟
12- کلبه مانند ؟
به درون می روید ؛ درون چگونه است ؟
حالا آن طرف خانه محلی است که آب در آن دیده می شود؛ آن محل را چطور می بینید :
13- مرداب ؟
14- استخر ؟
15- رود؟
16- عمق آن چه مقدار است ؟
17- زلال است یا نه ؟
حیوانی لب آب نشسته
18- چه حیوانی را میبینید ؟
19- نسبت به آن حیوان چه احساسی دارید ؟
بعد از آنجا به دیواری می رسید که اینطرف را از آنطرف کاملا جدا ساخته :
20- ارتفاع دیوار چقدر است ؟ (کوتاه – بلند – متوسط)
پشت دیوار فضای دیگری است ؛ آن فضا را چگونه می بینید :
سبز ؟ زرد؟ زیبا و مطلوب؟ ناخوشایند؟
جواب در ادامه مطلبزززز
ادامه مطلب...
1 ساعت زمان صبحانه و آماده شدن= بطالت
8 ساعت کار کردم= عجیب بطالت
1ساعت استراحت= بطالت
2ساعت نت به وب گردی= بطالت
1ساعت کتاب خواندم = هی! بطالت
....= بطالت
و با اینهمه یعنی زندگی = بطالت
یعنی عمری به بطالت
یعنی ول معطلیم
یعنی....
درنهایت سوال همیشگی: از کجا آمده ام- آمدنم بهر چه بود؟؟؟
تعریف شخصیت سالم و شخصیت نا سالم... حال خوب و حال بد... اضطراب...افسردگی... دو قطبی... تمرین رفع شرطی ها... تمرین شناخت باور های غلط...
بعد از هوا، غذا و سقف بالای سر؛ هر انسانی به روابط خوب انسانی نیاز دارد؛ ارتباطات سالم، بهداشت روان را بالا میبرد و فردی هم که از بهداشت روان بالا بر خوردار است میتواند ارتباطلت سالم داشته باشد؛ بقولی افکار او، رفتار او و گفتار او در خدمت خود و در خدمت دیگران است و آزردگی با افکار و گفتار و رفتارش برای خود و دیگران بوجود نمی آورد.
ادامه مطلب...
رابطه ما با كار چطور است؟ به من بگو راجع به كار چه ميانديشي تا بگويم
دنياي كاري تو چگونه است؟ با كار همزيستي مسالمتآميز داشته باشيد، از كار
لذت ببريد. آنهايي كه مورد بحث هستند كه از كار زجر ميكشند، منظور هر
كاري است؛ مثلاَ نامه نوشتن، شيردادن بچه، شستن ظروف، … ما ميخواهيم كار
را دلپذير و
خوشايند كنيم؛ اگر كاري براي ما خوشايند باشد خيلي خوشبخت هستيم.
ادامه مطلب...
بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلک را سقف بشکافيم و طرحي نو در اندازيم
نوع برخورد شما مادر جوان؛ پدر جوان با کودکتان چگونه است؟
ايا به کودک خود تفهيم کرده ايد که او” اکسيژن” شماست و زنده ماندن شما دستخوش نوع برخورد او در زندگي با شماست؟!
ادامه مطلب...
در فرهنگ ما نيز كم نيستند ضربالمثلهايي كه بايد همچون علف هرز از باغچه فرهنگمان وجين شوند، بهيادداشته باشيم زحمت كاشتن يك گل سرخ كمتر از زحمت برداشتن علف هرز نيست، اگر گلي نكاريم و علف هرز را از بين نبريم باغچه فرهنگ ما پويا، باطروات و معطر نخواهد شد.
فرهنگي پويا خواهد بود كه همواره خانه تكاني داشته باشد يعني اينكه انديشههاي منجمد و باورهاي زنگ زده را از خود بيرون كند و باورهاي درست و انديشههاي جديد را جايگزين نمايد.
نمونه ضربالمثلهايي كه بايد مثل علف هرز بيرون كشيده و دور ريخته شود عبارتند از:
خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو
با يك گل بهار نمي شود
يك دست صدا ندارد
چو فردا شود فكر فردا كنيم
هر آنكس كه دندان دهد، نان دهد
ترك عادت موجب مرض است
هر كسي را بهر كاري ساختند
چگونه ميتوان تنفرها را به عشق، كينهها را به محبت، يأسها را به اميد، دشمنيها را به دوستي، زشتيها را به زيبايي، ضعفها را به قوت، شكستها را به موفقيت، تلخيها را به نشاط و مشكلات را به فرصتها تبديل نمود؟
بعضيهاي در هر فرصتي كه پيش ميآيد به مشكلاتش ميانديشند اما برخيها در مشكلات به فرصتها ميانديشند. برخي از نردبان نگرشهاي سازنده صعود ميكنند و برخي به خاطر داشتن نگرشهاي غلط سقوط ميكنند. نوع نگرشها در بركشيدن يا فرو كشيدن انسان بسيار مؤثرند. براي فهم و درك بيشتر تأثير نگرشها در زندگي آدمي توجه به نكات ذيل ضروري است
ادامه مطلب...
تئوري حكمراني خوب در دهه گذشته پارادايم مسلط كشورهاي توسعه يافته بوده است و به عنوان يكي از شاخصهاي بينالمللي براي بررسي و مقايسه كشورهاي مختلف بكار رفته و در يك نقشه شش رنگي وضعيت كشورها را به تصوير ميكشد و به ترتيب، وضعيت كشورها از بهترين تا بدترين را به رنگهاي
ادامه مطلب...
(كنترل وارزيابي جز لاينفك هر گونه فعاليت و كار اجرايي به شمار مي رود.)
● ارزيابي عملكرد عبارتست از يك سيستم بازخور كه دربرگيرنده ارزيابي مستقيم عملكرد اشخاص يا سازمانهامي باشد.
مشخصات كنترل و نظارت اثربخش :
كنترل بايد به موقع باشد.
كنترل بايد واقع بينانه باشد.
كنترل بايد براي همه باشد.
كنترل بايد دائمي و پويا باشد نه مقطعي و موردي.
كنترل بايد مقرون به صرفه باشد.
كنترل بايد برنامه ريزي شده باشد.
كنترل بايد بر ريشهها وعلتها متمركز شود.
كنترل بايد در ابتدا و حين اجراي فرآيند باشد نه در انتهاي فرآيند.
كنترل كننده بايد متخصص و متعهد باشد.
كنترل در گلوگاهها بايد انجام شود.
هدف كنترل بايد اصلاح و بهبودي باشد.
بهترين شيوه كنترل داخلي است.
كنترل كننده مورد قبولي و پذيرش باشد.
در نظارت به دنبال شناسايي فرد خاطي نباشيد بلكه به دنبال خطاي سيستم باشيد.
مزاياي كنترل و نظارت:
جلوگيري از انحراف
اصلاح به موقع
ايجاد نظم در انجام وظايف
شناسايي نقاط قوت و ضعف
ايجاد سيستم عادلانه پاداش و تنبيه
كنترل و تخصيص بهينه منابع
كاهش ضايعات
افزايش اميد به پيشرفت برنامه ها
طراحي سيستم كنترل:
تعيين نتايج مورد انتظار( هدف گذاري)
تعيين شاخص براي سنجش نتايج مورد انتظار
تعيين استاندارد
تعيين نحوه و روش جمع آوري اطلاعات
مقايسه بين عملكرد و استاندارد
تجزيه و تحليل نتايج ارزيابي و شناسايي انحرافات
ارائه برنامه هاي اصلاحي.
مشخصات يك نظام ارزيابي و چارچوب ارزيابي
ديدگاههاي سنتي و نوين در ارزيابي عملكرد
گرچه ارزيابي عملكرد فعاليتي است كه با شكل گيري زندگي گروهي بشر گره خورده است ولي استفاده از نظام هاي رسمي آن در سطح فردي و سازماني از سال 1800 ميلادي توسط رابرت آون در صنعت نساجي اسكاتلند متداول شده است. نظام ارزيابي عملكرد را مي توان از زواياي متفاوتي مورد بررسي قرار داد. دو ديدگاه مهم در خصوص ارزيابي عملكرد وجود دارد:
1) ديدگاه سنتي
2) ديدگاه نوين
در ديدگاه سنتي، مهمترين هدف ارزيابي، قضاوت و يادآوري عملكرد مي باشددرحالي كه در ديدگاه مدرن، فلسفه ارزيابي بر رشد و توسعه و بهبود ظرفيت ارزيابي شونده متمركز شده است.
وظايف دستگاههاي اجرايي به قرار زير است:
الف- ايجاد جايگاه تشكيلاتي مناسب براي انجام وظايف و ماموريت هاي مربوط به ارزيابي عملكرد در چارچوب اصول و مفاهيم علمي مديريت و در قالب تشكيلات موجود با هماهنگي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور.
ب- تهيه و ارسال كليه اطلاعات و مدارك مورد نياز سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور.
پ- تهيه و تنظيم گزارش ارزيابي عملكرد سال قبل در چارچوب اصول و مفاهيم علمي مديريت و ارائه آن به سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور حداكثر تا پايان ارديبهشت ماه هر سال.
ت- انجام همكاري هاي لازم با نمايندگان سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و ارائه كليه مدارك و اطلاعات مورد درخواست آنان.
وظايف سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در ارزيابي عملكرد دستگاههاي اجرايي در چارچوب اصول و مفاهيم علمي مديريت به قرار ذيل است:
الف- توسعه فرهنگ ارزيابي و ايجاد زمينه استقرار نظام ارزيابي عملكرد در دستگاههاي اجرايي.
ب- تهيه و تدوين شاخص ها و معيارهاي (استانداردهاي) ارزيابي عملكرد اعم از عمومي و اختصاصي پ- تعيين روش هاي ارزيابي عملكرد.
ت- تهيه و ابلاغ دستورالعمل هاي لازم.
ث- ايجاد نظام اطلاعاتي و اطلاع رساني در زمينه ارزيابي عملكرد دستگاههاي اجرايي.
ج- استفاده از نظرات و نتايج اقدامات دستگاههاي نظارتي و بازرسي كشور در ارزيابي عملكرد
چ- انجام برنامه ريزي لازم جهت تامين نيازهاي آموزشي دستگاهها در زمينه ارزيابي عملكرد.
ح- استفاده از نتايج ارزيابي عملكرد در جهت بهبود مديريت و نحوه ادارة امور
خ- تعيين و معرفي دستگاههاي اجرايي نمونه و معرفي الگوهاي موفق مديريتي.
د- بررسي وتجزيه و تحليل اطلاعات و گزارش هاي واصله از دستگاههاي اجرايي و تهيه و تنظيم گزارش جامع از نتايج ارزيابي عملكرد دستگاهها جهت تقديم به رئيس جمهور
ذ- ارائه گزارش هاي مصوب براي استفاده ساير بخش هاي نظام مديريت كشور.
فرايند ارزيابي عملكرد
هر فرآيندي شامل انجام مجموعه اي از اقدامات با ترتيب و توالي خاص منطقي و هدفمند مي باشد. فرآيند ارزيابي عملكرد نيز مستلزم پيمودن گام هايي متعدد است. گامهاي مورد نظر براي ارزيابي عملكرد به شرح ذيل مي باشد:
تدوين و يا بررسي رسالتها، ماموريتها، اهداف كلان و استراتژيها
تدوين و تنظيم شاخصهاي ارزيابي عملكرد
تدوين و برقراري معيارها (استانداردها)ي عملكردي مرتبط با شاخصهاي ارزيابي
ابلاغ و اعلان انتظارات و شاخصهاي ارزيابي به ارزيابي شونده
اندازه گيري عملكرد واقعي
مقايسه عملكرد واقعي با استانداردهاي هر شاخص
اعلام نتايج و نحوه نيل به آنها به ارزيابي شونده
اقدام به منظور بكارگيري عمليات اصلاحي جهت بهبود مستمر عملكرد ارزيابي شونده از طريق مكانيسم بازخورد.
من فقط يكبار مسافر اين جهانم ، بگذار هر عمل خيري كه مي توانم انجام دهم يا هر مهرباني كه مي توانم بنمايم ، به هر كس يا هر موجودي كه باشد، نگذار كه از آن ، منحرف شده يا غفلت نمايم ، ديگر از اين مسير عبور نخواهم كرد.
استيون گرل- سررسيدي زيبا انتخابكنيدتا ازنوشتن درآن احساس لذت كنيد.
- هر روز كاري را با كارهاي مهم شروع كنيد.
- هميشه ازخودبپرسیم هم اکنونبهترین کاربرد وقت من چیست؟
- هر ورق كاغذ را فقط يك بار از زير دستتان بگذرانيد.
- كارهاي قابل واگذاري را مشخص وبه ديگران تفويض كنيد.
- كاري كه قرار گذاشتهايد هم اكنون شروع كنيد.
- كارهاي زياد را همزمان با هم شروع نكنيد.
- يك روز را سيصد و شصت و پنج بار تكرار نكنيد.
- براي ارزيابي كارآيي خود فهرست زمانبندي شده رامروركنيد.
- هرروزفرصتي رادرآرامش، براي فكركردن اختصاص دهيد.
اگرچه زمان سرمايهي ارزشمندي است اماتمام شدني است، تنها كساني كه از لحظه لحظهي اين سرمايه در راه سعادت و كمال و بهروزي خويش بهره گيرند، در آينده و در بخشهاي پاياني عمر گرفتار حسرت برگذشته نخواهند شد . در بين همهي منابعي كه در اختيار داريم زمان با ارزشترين آن ها است ولي، به اندازهي اهميت خود از جايگاه و منزلتي بر خوردار نيست. علت بيشترشكستهاي جبران ناپذير زندگي فردي، كاري و اجتماعي، ما حاصل عدم استفادهي مطلوب از زمان است. در دنياي انساني هيچ چيز مهمتر و با ارزشتر از زمان نيست. تنها سرمايهاي است كه ميتوان از طريق آن همه چيز به دست آورد ، ولي با همه چيز نميتوان لحظهاي از آن را به دست آورد. آيا تاكنون فكر كرديم كه زمان محدود است و با تيك تيك ساعت، هر لحظه كمتر وكمتر ميشود؟ تنها در سايهي مديريت بهينه بر زمان است كه مي توانيم به آرزوها و خواستههاي خود برسيم . موفقيت و شكستها مرهون استفاده از زمان است.
اصول مديريت زمان عبارت است از:
1.هدف گذاري
يك انسان موفق هيچگاه بدون هدف دست به كار نمي زند.انسان بي هدف كاملا تابع حوادث وپيشآمدهاست.كسي كه هدف روشن ومشخص درزندگي دارد، پس ازرسيدن به موفقيت احساس خوشبختي وآرامش مي كند. اهداف شما به ميل و خواستهي خودتان مربوط است تا همت عالي چه باشد!
2.تعيين اولويت
پس ازآن كه فهرست اهداف بلندمدت وكوتاه مدت شخصي، خانوادگي و حرفه اي خود را تهيه كرديد ضروري است كه آن ها را به ترتيب اولويت معين انجام دهيد. اگر بيش از يك هدف و يا وظيفه داشته باشيد بايداولويت بندي كنيد. اگر در يك روز معين ده كار مختلف مي خواهيد انجام دهيد، اولويت هركدام را بر اساس درجهي اولويت بنويسيد. الويت ها دائماً در حال تغيير هستند، ممكن است مجبورشويد در آغاز هر روز الويت ها را مورد تجديد نظر قرار دهيد.
3. رعايت اولويت
تا زماني كه كار مهمتر و با درجهي اولويت بالاتر زمين مانده است، دست به كارهاي كم اهميت تر نزنيم.
مديريت زمان = هدفگذاري + تعيين اولويت + رعايت اولوي
اصول مديريت زمان
• چشم اندازها و رويا های ما، بيانيه ماموريت شخصی
• هدف گذاری
• تعيين اولويت
• رعايت اولويت
عمر ما چگونه می گذرد؟
• بيست و پنج سال صرف خوابيدن مي شود.
• هشت سال براي درس خواندن سپري مي شود.
• شش سال دراستراحت كردن مي گذرد.
• هفت سال صرف تعطيلات وتفريح مي شود.
• پنج سال با حرف زدن و مذاكره با ديگران مي گذرد.
• چهارسال براي صرف غذا وقت مي گذرد.
• سه سال به رفت وآمد كردن مي گذرد.
•
به نظر شما ارزش زمان چقدر است؟
• برای دانستن ارزش یک سال ، از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال از درسی نمره نیاورده است بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک ماه ، از مادری که نوزادی نارس به دنیا آورده است بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک هفته ، از سردبیر یک هفته نامه بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک ساعت ، از عشاقی ! که در انتظار دیدن یکدیگر هستند بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک دقیقه ، از کسی که از قطار جا مانده ا ست بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک ثانیه ، از کسی که درست در لحظه آخر از خطر یک تصادف جان سالم به در می برد بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک میلی ثانیه ، از کسی که در مسابقات المپیک به مدال نقره دست یافته است بپرسید.
•
دزدان زمان كدامند؟
• تلفن زدن
• مراجعات شخصی (منظور اربابرجوع نيست بلكه دوستان و همكاران)
• جلسات
• كارهايی كه میبايست به ديگران محول شوند.
• طفرهرفتن و ترديد در تصميمگيری Procrastination and Indecision ) )
• شروع كار آنهم وقتی اطلاعات شما دربارهی آن ناقص است.
• بحران زدگی Fire Fighting) )
• ارتباطات مبهم
• اطلاعات تكنيكی ناقص
• اهداف و اولويتهای مبهم
• فقدان برنامهريزی
• استرس و خستگی
• ناتوانی در گفتن واژهی "نه"
• عدم وجود نظم و ترتيب
عوامل اتلاف وقت كدامند؟
• تلاش بیش از حد در یک کار
• تعلل کردن و پشت گوش انداختن
• وقفه ایجاد کردن در میان یک کار
• گوش ندادن
• ناتوان بودن در گفتن "نه"
• ناتوان بودن در نتظیم اولویتها
• همه را در یک کار سهیم کردن
• زیاد از حد به جزئیات توجه کردن
• کم توجهی به مطالب اصلی
• بی برنامگی
• کم توجهی به کل کار و اهداف آن
• انجام دادن یک کار جزء جزء شده
• کم توجهی به استراحت و آرامش که سبب ایجاد اشتباه و خستگی مفرط میشود
• اطلاعات (فقدان، ناکافی، نا واضح)
• مطالب خواندنی بسیار زیاد
• جلسات (خیلی زیاد، خیلی طولانی)
• تلفن (ناتوانی در برقراری ارتباط موقع نیاز (مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد!)، مزاحمهایی که میان تلفن شما وارد میشوند، زیاد صحیت کردن با تلفن)
• کمبود نیروی حمایتی
• سیستمهای فایل بندی و طبقه بندی (ضعیف، پیچیده)
• نقصهای فنی (ماشین، کامپیوتر، آسانسور)
• افراد دیگر (تنبل، غایب، متاخر)ساده ترین روش بهره وری از زمان , فهرست کردن کارهایی است که در روز باید انجام دهیم . با این روش علاوه بر جلوگیری از فراموش کردن کارها , می توان با مراجعه به لیست اولویت بندی, کارهای مهم و فوری را از بقیه کارها جدا کرد. بسیاری از مردم , در حال حاضر اهمیت تعیین لیست کارهای روزانه رادریافته اند ولی در خصوص اولویت بندی آن بر حسب اهمیت و فوریت دچار اشکال هستند.
داستان مشهوری در مورد فهرست کردن کارها و تاثیر آن بر بهره وری منسوب به آقای چارلز شواب مدیر عامل شرکت فولاد وجود دارد. وی از مشاوران خواست تا روشی برای انجام کارهایش برای استفاده درست از زمان به وی بیاموزد. مشاور به وی گفت من به شما روش آسان و موثری یاد می دهم که بازدهی کار شما را تا 50%افزایش می دهد.
آنگاه مشاور یک برگ کاغذ سفید به شواب داد و به وی گفت شش مورد از کارهای مهمی که می بایست فردا انجام دهد در آن بنویسد و آنها را به ترتیب اهمیت شماره گذاری کند و از وی خواست که از روز بعد کارهایش را به ترتیب اولویت از مورد اول شروع کند و پس از آن که تمام شد سراغ دومین مورد برود و همین روش را تا آخرین مورد ادامه دهد.
نقل می کنند که آقای شواب پس از به کارگیری این روش , آن را بسیار مفید یافت و دستورداد که کلیه کارمندانش نیز از همین روش استفاده کنند . وی در این باره می گوید : از آن به بعد من و کارکنانم , ابتدا به انجام و اتمام لازمترین کارهای روزانه می پردازیم .
روزگار دریایی است که کشتی زندگی ما بر روی آن به طرف ساحل مقصود می رود . این دریای بزرگ همیشه در جزر و مد است ؛اگر امروز آرام باشد , فردا حتما طوفانی خواهد شد . بنابراین , وقتی آرام است باید فرصتها را غنیمت شماریم و از آن به بهترین شکل استفاده کنیم .
اهمیت و ضرورت هدف گذاری
مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد. هدفگذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدفها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.هدف گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .
یکی از مهارتهایی که مدیران و کارکنان باید در خود تقویت نمایند ، مهارت هدف گذاری است.اهداف کلی ، کیفی و مبهم قابلیت اندازه گیری و اثر بخشی نخواهد داشت
ادامه مطلب...
خدایم!
اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا از وجود جهنم نجات دهی از شعله های آن
مرا رهایی دهی، همان بهتر که در آن شعله ها مرا بسوزانی
و اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا به بهشت فراخوانی و در آن جای دهی ؛ درهای بهشت را برویم بسته نگهدار ،
ولی اگر برای خاطر تو به سویت می آیم
خدایم!
مرا از خودت مران .
تو گرانبهاترین دارایی من در این دنیا هستی ، بگذار تا ابد در کنارت لانه کنم.
آیا
مایلید به افكار كسی كه در كنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد
زیادی مواجه شده باشیم میتوانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت
كردنشان بشناسیم. اما این شناخت در مواجه حضوری با دانستن بسیاری از
حالات ثابت شده در علم روانشناسی بهترین فرهنگ نامة آدمشناسی را برایمان
میگشاید. با شناخت بیشتر افراد، ارتباطمان جهت دار میشود و در مدت
كوتاهی خواهیم توانست كه به هدف مورد نظر از این آشنایی و ملاقات نزدیك
شویم. ایجاد رابطه صحیح باعث رشد عزت نفس در انسان میشود و ارتباط ما با
خودمان و اطرافیان تقویت میشود.
هر چه بهتر و كاملتر با خود و
دیگران ارتباط برقرار كنیم، احساس موفقیت از ایجاد یك ارتباط صحیح و
دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان میرساند و باعث تعالی افكار و رفتارمان
در زندگی میشود.
1 - فرد خوددار:
اگر
شخصی دستهایش را پشت كمر قفل كند، نشان میدهد كه خود را به شدت كنترل
كرده است. در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور
كند.
2 - حالت تدافعی:
اگر
انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر
حملهای غیر منتظره و ناگهانی یا بیمیلی برای تغییر چهره شخص است. اگر
انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است.
3 - متفكر:
گره
كردن دستها به دستههای صندلی نشان میدهد كه شخص سعی دارد احساس خود را
مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به یكدیگر حالت تدافعی است. این حالت
بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده میشود.
4 ـ دقت:
وقتی
شخص انگشت سبابه را روی صورت و بقیه دستش را به صورت گره كرده در پایین
صورتش قرار میدهد یعنی كه با دقت است. این حالت نشان میدهد كه شخص
بادقت زیاد به صحبتهای شما گوش میدهد و یك یك كلمات شما را میسنجد و در
چهره او حالتی انتقادی به چشم میخورد.
5 - بدگمان:
انگشتهای
گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دودلی است. او به
صحبتهای شما و صحت گفتههایتان تردید میكند. در این حالت ممكن است آرنج
روی میز قرار گرفته باشد.
6 - بیگناه:
دستهایی
كه روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت
بیگناهی و درستكاری است. این حالت اثر باقیمانده از شكل سوگند خوردن است
كه دست را روی قلب قرار میدهند.
7 - مطمئن:
این
حالت دستها در مردها نشان میدهد كه به آنچه كه میگویند اعتقاد و اعتماد
كامل دارند و در خانمها كمتر دیده میشود. خانمها هنگامی كه دست خود را به
كمر میزنند نشان میدهند كه به آنچه میگویند اطمینان دارند.
8 - مرموز:
دستهای
به هم مشت شده زیر چانه نشان میدهد كه شخص نظریاتش را پنهان میكند و به
شما اجازه میدهد به صحبت خود ادامه دهید، تنها هنگامی كه حرفهایتان پایان
یافت به شما و نظریات شما حمله خواهد كرد.
9 - ظاهر ساز:
او
آرام به نظر میرسد اما این آرامش پیش از توفان است. این حالتی است كه
بیشتر رؤسا به خود میگیرند تا خود را به گونهای به زیردستان نزدیك كنند
و در عین حال جاذبه آنها نیز كم نشود.
10 - آماده و موفق: قرار
دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی، میز، سكو و... نشانه حالت مالكیت
است... در یك میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و
آرامش خود را نشان دهد.)
11 - اعتماد به نفس:
تكیه
زدن به صندلی در حالتی كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس
قوی است. اگر شخصی در این حالت صحبت میكند به گفتههای خود اعتماد دارد
و اگر به صحبتهای شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را
میداند!
كتاب " باباي دارا، باباي نادار" يكي از پرفروشترين كتابهاي مديريتي چند سال اخير است .اجمال داستان به شرح ذيل است.
من دو بابا داشتم، يكي دارا و ديگري نادار. يكي بسيار درس خوانده و زيرك بود، مدرك دكترا داشت و دوره چهار ساله كارشناسي را دو ساله گذرانده بود. باباي ديگر هرگز نتوانسته بود كلاس هشتم را هم به پايان برساند.
هر دو مرد سختكوش و در كار و زندگي خود پيروز بودند. درآمد هر دو نفر رضايتبخش بود، ولي يكي از آنان در زمينه مالي پيوسته مشكل داشت. باباي ديگر از خانواده و ديگران به ارث گذاشت. از ديگري تنها صورتحسابهايي به جا ماند كه مي بايست پرداخت شوند.
هر دو به من اندرزهايي دادند، ولي اندرزهاي آنها متفاوت بود. هر دو به درس خواندن سخت عقيده داشتند، ولي موضوعات يكساني را توصيه نمي كردند.
از
آنجا كه من دو پدر اثر گذار داشته ام، از هر دو نفر چيز آموختم. ناچار
بودم تا درباره اندرزهاي هر كدام بينديشم و از بررسي تاثير انديشه هر كدام
بر زندگيش، بينش ارزشمندي پيدا كنم: براي مثال يكي عادت داشت كه بگويد" از
عهده من بر نمي آيد" . ديگري از بكار بردن اين واژه ها پرهيز
مي
كرد. بجاي آن مي گفت : " چگونه مي توانم از عهده اين كار برآيم؟ " عبارت
نخست حالت خبري داشت و عبارت دوم جنبه پرسشي. از عهده من بر نمي آيد مغز
را از كار مي اندازد و عبارت چگونه مي توانم از عهده اين كار برآيم، مغز
را به حركت و جستجو وا مي دارد.
هر
دو آنها بينش مخالفي در انديشيدن داشتند. يكي فكر مي كرد كه ثروتمندان
بايد ماليات بيشتري بپردازند تا هزينه كساني شود كه از امكانات زندگي بهره
كمتري نصيبشان گرديده است. ديگري
مي گفت: ماليات ابزار تنبيه كساني است كه بيشتر توليد مي كنند و پاداش به اناني است كه توليد
نمي كنند.
يكي از انان توصيه مي كرد خوب درس بخوان تا در شركت معتبري استخدام شوي. ديگري توصيه مي كرد، خوب درس بخوان تا بتواني شركت ارزشمندي براي خود داشته باشي.
يكي از انان مي گفت دليل اينكه ثروتمند نشده ام شما بچه ها هستيد و ديگري مي گفت دليل اينكه بايد ثروتمند شوم، شما بچه ها هستيد.
يكي عقيده داشت خانه ما بزرگترين دارايي خانواده مي باشد به عقيده ديگري خانه بزرگترين بدهكاري است و هر كس بيشترين درآمدش را در خريد خانه سرمايه گذاري كند دچار دردسر مي شود.
به عقيده يكي دولت يا كارفرما مي بايست نيازهاي انسانها را برآورده سازد. او همواره دل نگران اضافه حقوق، طرح بازنشستگي، مزاياي بهداشتي و درماني ، مرخصي و ديگر مزاياي استخدامي بود و چنين مي نمود كه تضمين شغلي براي تمام عمر و مزاياي ناشي از آن، از خود شغل با اهميت تر است. اما ديگري به خوداتكائي مالي فراگير عقيده داشت و من را از استخدام رسمي مدام العمر در شركتها منع مي كرد.
يكي به من آموخت كه چگونه شرح معرفي خود را بنويسم تا شغلهاي بهتري بيابم، ديگري چگونگي نوشتن برنامه هاي پرتوان مالي و كسب كار را يادم داد تا شغل آفريني كنم.
دست پرورده دو بابا بودن به من فرصت داد تا تاثير انديشه هاي هر كدام را در زندگي خودشان ببينم. دريافتم كه براستي انسانها با انديشه هايشان زندگي خود را شكل مي دهند.
براي مثال باباي نادار پيوسته مي گفت : من هرگز ثروتمند نخواهم شد. اين پيش بيني هم به حقيقت پيوسته بود. از سوي ديگر، باباي دارا همواره خود را ثروتمند مي ديد. می گفت: من يك مرد ثروتمندم. حتي هنگامي كه به شكستهاي مالي بزرگ دچار شده و نزديك به نابودي بود، خود را همچنان ثروتمند مي پنداشت. خود را اين چنين دلگرمي مي داد " شكست خورده و نادار متفاوتند. شكست گذرا و ناداري همبستگي است. "
باباي نادار مي گفت : من به پول علاقه مند نيستم. پول چه اهميتي دارد. باباي دارا پيوسته مي گفت : پول قدرت است.
شايد هرگز نتوان قدرت فكر را اندازه گيري كرده يا ستود، ولي براي من از همان زمان جواني روشن شد كه بايد در چگونگي معرفي و عرضه خود هوشيار باشم.
دريافتم كه باباي نادارم به دليل مقدار پولي كه بدست مي آورد نادار نبود، بلكه انديشه ها و عمل او چنين نتيجه اي را بار آورده بود. به عنوان يك نوجوان، آگاهانه تصميم گرفتم تا پيوسته متوجه برگزيدن انديشه ها باشم. اندرز كدام را آويزه گوش كنم باباي دارا، باباي نادار؟
هر چند كه دو مرد سخت بر لزوم آموزش و يادگيري تاكيد داشتند، ولي ديدگاهشان در اينكه چه بايد آموخت متفاوت بود يكي از من مي خواست تا خوب درس بخوانم، به درجات تحصيلي بالا برسم و براي پول در آوردن كار كنم. و ديگري مرا تشويق مي كرد تا براي ثروتمند شدن درس بخوانم. دريابم كه پول چگونه كار مي كند و چگونه مي توان آنرا به خدمت خود بگيرم. پيوسته مي گفت:
" من براي پول كار نمي كنم ، پول براي من كار مي كند. "
بر آستان دري كه كوبه ندارد
كه اگر به گاه آمده باشي دربان به انتظار توست
و اگر بيگاه ، به در كوفتن ات را پاسخي نمي آيد.
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر سفر نكنيم.
اگر مطالعه نكنيم .
اگر به صداي زندگي گوش فرا ندهيم .
اگر به خودمان بها ندهيم.
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد.
هنگامي كه عزت نفس را در خود بكشيم.
هنگامي كه دست ياري ديگران را رد بكنيم.
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد.
اگر بنده ي عادتهاي خويش بشويم و هر روز يك مسير را بپيماييم.
اگر دچار روزمرگي شويم.
اگر تغييري در رنگ لباس خويش ندهيم.
يا با كساني كه نمي شناسيم سر صحبت را باز نكنيم.
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد.
اگر تحولي در زندگي خويش ايجاد نكنيم.
اگر به دنبال آرزوهايمان نباشيم.
بياييد زندگي را امروز آغاز كنيم !
بياييد امروز خطر كنيم !
همين امروز كاري بكنيم !
اجازه ندهيم كه دچار مرگ تدريجي شويم !
شاد بودن را فراموش نكنيم !افراد جامعه و خانواده بنا به شناختی که از یکدیگر دارند رفتارهایی را در دیگران پیشگویی می کنند و انتظاراتی از آنها دارند.
آقای
«الف» در چنین شرایطی عصبانی می شود.خانم «ب» در چنین موقعیتی این گونه
رفتار می کند. آقای «ب» با این پیشنهاد موافقت خواهد کرد.
این همه پیش
بینی رفتار دیگران، نشان دهنده ی انتظارات ما از آنهاست. توقعات ما از
افراد خانواده نسبت به دیگر افراد بیشتر است و به سختی می توانیم رفتارهای
منفی آنها را نادیده بگیریم.
انتظارات مثبت : توقع زیاد از دیگران باعث می شود احساس شکست کنیم و تصور ما این است که مطابق میل ما عمل نشده است.
انتظارات منفی : گاه داشتن انتظارات منفی باعث واکنش معکوس فیزیولوژیک آنهاست.
وقتی
به کسی می گویید: «تو نمی توانی این کار را انجام دهی»، او می گوید: «اوه
چرا می توانم.» در واقع شما باعث می شوید تا برای انجام آن کار برانگیخته
شود. ولی بیشتر اوقات این خطر وجود دارد که فرد شنونده ی پیام، احساس
ناامنی کند و اشتباهات خود را تاییدی برای پیشگویی دیگران بداند.انتظارات
مثبت و منفی، شما را تحت تاثیر قرار می دهند، نمی توانی خودت باشی، احساس
راحتی نمیکنی، رفتارت طبیعی نیست و در نتیجه، ارتباط شما با دیگران تحت
تاثیر قرار می گیرد و باعث آزارتان می شود.اگر این گونه انتظارات باعث
آزار شما نمی شوند قبول کرده اید که اطرافیان هنوز به قدر کافی شما را
نشناخته اند یا هنوز به رفتار شما عادت نکرده اند.اما اگر نمی توانید این
انتظارات را نادیده بگیرید به این شکل عمل کنید:در مرحله ی اول شناخت
بیشتری نسبت به انتظارات و توقعات اطرافیان پیدا کنید. معمولاً افرادی که
در جایگاه بالاتر از شما قرار گرفته اند انتظاراتی نیز از شما دارند. شاید
انتظار دارند مانند آنها عمل کنید. یا هرگز مثل آنها عمل نکنید. آنها
خودشان را در شما می بینند و می خواهند دوباره از طریق شما زندگی کنند،
آنچه را که موفق به انجام آن نشده اند انجام دهند و اشتباهات را جبران
کنند. در مرحله بعد با آنها صحبت کنید و بگویید چه احساس ناخوشایندی
دارید. در مورد تاثیر انتظارات آنها در زندگیتان صحبت کنید. اگراین کار را
انجام ندهید هرگز متوجه اشتباه خود نمی شوند.به آنها اجازه دهید خود واقعی
شما را بشناسند. با انتظارات آنها سازش نکنید. تصمیم بگیرید فرد متفاوتی
باشید. خودتان باشید. آنچه را صحیح می دانید انجام دهید. با آنها با
احترام صحبت کنید و آنها را به دنیای خودتان وارد کنید.
به خود واقعی
دیگران احترام بگذارید تا آنها هم خود واقعی شما را بشناسند و به شما
احترام بگذارند. درک خود واقعی افراد، باعث تعادل انتظارات و توقعات ما از
آنهاست.

براي تنهايي ات
گريستم
نه بخاطر بوسه
نه بخاطر جسم عريانت
به خاطر خودت
به خاطر دخترانگي پاکت
نه بخاطر تنهايي من
نه بخاطر فراموشي
بخاطر به تو انديشيدن
در لحظات زندگي
به خاطر پاکي کلامت
در اعلام عشق
نه بخاطر جبران خطاي ديروز
نه بخاطر قضاوت فردا
بخاطر امروزت
به خاطر هر روزت
نه بخاطر آن شب ها در کنار تو
نه به خاطر امشب
در غياب تو
بخاطر عشق نهانت
که دنياييست
بخاطر تنهايي ات
در عين ازدهام
نه بخاطر فريب تو
نه بخاطر ترهم
به خاطر خاطرات ديروز
به خاطر روياهاي فردا
به خاطر تکيه گاهي امن براي تو
بخاطر معمني آسوده
براي عشق
و تو
گريستن...





