منشأ قدرت و توانمندی زنان
بارها از زبان دیگران شنیدهایم که میگویند: «فلانی (مرد یا زن) فرد بسیار قدرتمندی است یا فلانی (زن یا مرد) شخص بسیار ضعیفی است.» منشأ «قدرت و توانمندی» یا «ضعف و ناتوانی» زنان و مردان از کجا ناشی میشود؟
یکی از قدرتهای بسیار شگرف درونی، احساس و عواطف بشری است که نیرومندترین قدرت انسان بهشمار میرود. درواقع، این قدرت عظیم برحسب چگونگی استفاده از آن به صورت مثبت یا منفی میتواند بهترین دوست یا بدترین دشمن انسانها باشد.
اگر مجموعهی احساس و خردمندی هر زن و مردی را 100 درنظر بگیریم، خردمندی و احساس به یک نسبت مساوی، بین مردان و زنان تقسیم نشده است! درصد سهم آقایان از «خرد»، بیشتر از «احساس» است، در حالیکه درصد سهم خانمها از «احساس»، بیشتر از «خرد» میباشد. بنابراین، بهطور طبیعی خانمها از احساس و عواطف قویتری برخوردارند.
احساس و اندیشه، مکمل هم هستند اگر بروز احساسها همراه با خرد و هوشمندی باشد، رفتار و عملکرد افراد، بسیار مفید، مثبت و سازنده خواهد بود. درواقع احساس و عواطف بشری، همانند شمشیر دولبهای است که اگر از لبهی مثبت و سازندهی آن استفاده کنیم، از زندگی شاد، سالم، همراه با آرامش و... برخوردار خواهیم شد، در حالیکه اگر از لبهی منفی و مخرب آن استفاده کنیم، زندگی خود و اطرافیان را در مسیر تشویش، اضطراب، حرص و طمع، حسودی، بیماری، ظلم، خیانت، جنایت و... قرار خواهیم داد.
با توجه به اینکه بهطور طبیعی، خانمها از احساس و عواطف قویتری برخوردار هستند، بنابراین هر زنی با توجه به دیدگاهی که دارد، برحسب اینکه از احساس و عواطف خود بهصورت مثبت یا منفی و به چه میزان استفاده نماید، در چگونگی حالوهوای زندگی مشترک خود، بسیار مؤثر بوده و میتواند روحیهی خانوادهی خود را تقویت کرده و شاداب و سرحال نماید یا بهشدت آنرا ضعیف و بیمار سازد. بهعبارت دیگر، هر زنی با توجه به قدرت احساسش، بهراحتی خود، همسر و فرزندانش را در جهت مثبت، سازندگی و آرامش یا منفی، ویرانگری و اضطراب سوق دهد و باعث کامیابی و خوشبختی و یا شکست و بدبختی خود و همسر و فرزندانش شود. میگویند: «احساسها، بزرگترین قدرتها، بهترین دوست یا بدترین دشمن، برحسب چگونگی برخورد افراد با آنها است.»
حال ببینیم خانمها از احساس و عواطف قوی خود كه برحسب چگونگی استفاده، وسیله و منشأ «قدرت و توانمندی» یا «ضعف و ناتوانی» آنان است، در زندگی مشتركشان چگونه استفاده میكنند؟
هدف از این بررسی، نشان دادن ارزش و اهمیت اثرگذاری خانمها در زندگی مشتركشان است. اگر خانمها احساسهای خود را هرچه بهتر بشناسند و مدیریت کرده و در زندگی جاری از آنها بهصورت مثبت، سازنده و مطلوب استفاده كنند، در ساختن زندگی مشترك عالی و موفق، بسیار فراتر از آنچه فکر میکنند، مؤثر و سهیم میشوند. همچنین در حرفه، فن و موقعیتهای اجتماعی سیاسی، اقتصادی، هنری و ورزشی موفقیتهای عالی کسب میکنند.
1) خانمهای مدیر و آگاه (موفق):
با رویدادها و حوادث زندگی، مثبت برخورد میكنند و میتوانند استعدادها و توانمندیهای خود و همسرشان خود را کشف کنند و با حسنجویی، تحسین و تشویق، رفتار و عملكرد او را در مسیر سازنده و مثبت سوق دهند. بهعبارت دیگر، زن مدیر و دانا، با استفاده از احساسهای قوی خویش در مسیر مثبت، به كشف، تأیید و تشویق استعدادها و توانمندیهای مثبت شوهرش میپردازد و میتواند:
با مدیریت بر ذهن خویش، خود و شوهرش را بهتر بشناسد و عمیقتر درك كند... و با رابطهی شایستهتری كه ایجاد میكند، قادر میشود همسر خود را در استفاده از احساسهای مثبت خود، یاری دهد.
زن مدیر و آگاه میداند كه:
حسنجویی، تحسین و تشویق، غذای روح و روان انسان بوده و در پیشبرد كارها بسیار مؤثراست.
زن مدیر و دانا، ژرفترین نیازهای خود و همسرش را درك کرده و کشف میكند و در مواقع سخت به یاری شوهرش میشتابد و درواقع، شریك زندگی او میشود نه فقط همسر قانونی او.
زن مدیر، تلاش میکند همسری شاد، دوستداشتنی، حامی و علاقهمند داشته باشد نه شوهری نگران، مضطرب، عصبانی، عبوس و غیرحامی؛
زنان مدیر، در ایجاد تفاهم، صداقت و اعتماد دوسویه، با همدلی متقابل در شادابی و آرامش خود و همسر، در ایجاد محیط مطلوب، در ساخت زندگی مشترك با نشاط، در پیشرفت و موفقیت خود و همسر خویش تلاش کرده و بسیار مؤثر واقع میشوند.
زن مدیر در زندگی مشترك سعی میكند:
زن مدیر تعادل در کارها را از خود شروع میکند. بدین معنی، زن مدیر از خودش بخوبی مراقبت میکند، به تغذیه مناسب، استراحت لازم، ورزش، با مصاحبت و کارهایی که از آن لذت میبرد، میپردازد تا با احساس خوبی که پیدا میکند با توانمندی و شکیبائی بیشتر پذیرای همسر و فرزندان شده و مسایل و مشکلات را بهتر حل و فصل کند.
زن مدیر هدفاش این است كه:
همیشه موقعیت «برنده – برنده» بین خود و همسرش ایجاد كند؛
پیوسته از خود پرسش میكند كه چه كار كنیم و چه قدمهایی برداریم كه هردو نفرمان زندگی شاد و پرطراوتی داشته و هردو برنده شویم؟
چرا كه زن آگاه و مدیر:
خود و همسرش را در یك تیم دونفری میبیند كه میبایست نیازهای احساسی و عاطفی،جنسی، مالی، حمایتی و ... هر دو نفر به كمك یكدیگر برطرف شود و میداند که هریک چیزهایی برای آموختن از همسرشان دارند و هرکدام چیزهایی دارند که به دیگری ببخشند.
زن مدیر، میداند که شوهرش انتظار دارد که او، ظاهری دلپذیر و آراسته داشته باشد، بنابراین با پرداختن به ظاهر و سیمای خود، با خلاقیت و هیجان، خود را برای همسرش جذاب و دوست داشتنی میکند. علاوه بر آن بخوبی درک میکند که بهترین حرکت برای آرامش روان و جسم شوهرش، در پایان هر روز خستهکننده، حسنجویی، تائید و تشویق اوست.
درواقع زن مدیر و آگاه:
|
برای اینكه زندگی مشترك شاد، پرطراوت و كامیابی داشته باشند، با حسنجویی، تأیید و تشویق، توانمندیهای همسرش را بهراحتی و بهتكرار بیان میكند و با ظاهری آراسته نشان میدهد که همسرش مهمترین فرد و قهرمان زندگی اوست. با این عمل، هم شوهر خود را در مسیر شادابی و كامیابی مادی و معنوی بیشتری قرار میدهد و هم باعث خوشبختی خود میشود. |
در مورد خانمهای مدیر، لایق و شایسته است كه گفتهاند:
|
«پشت سر هر مرد موفقی، یك زن مدیری قرار دارد.» |
«توماس فولر»:
بزرگترین خوشبختی یا بدبختی هر مردی، همسر اوست.
زن مدیر و پارسا:
|
از مرد درویش، پادشاه می سازد!!! ... |
«لامارتین» شاعر و سیاستمدار فرانسوی:
در شروع هر كار بزرگی، همیشه زنی وجود دارد.
ضربالمثل فرانسوی:
|
«مردی كه در زندگی خیلی موفق باشد، كشف كنید چگونه زنی داشته است.» |
جالب است بدانیم: مردها، عاشق زنهای مدیر، قوی و بااستعداد میشوند و از زنهای ضعیف، متكبر و از خود راضی، اصلاً خوششان نمیآید. بهطور كلی،
هرچه زن توانایی و دانایی بیشتری از خود نشان داده و از اعتمادبهنفس بالاتری برخوردار باشد، نفوذ بیشتری روی مرد داشته و برای مرد قابل احترامتر و جذابتر میشود؛ در حالیکه هرچه زن خودخواهتر و ناآگاهتر باشد، بیشتر مورد تحقیر و نفرت مرد قرار میگیرد.
کاریکلماتور ( شیرین کردن حقیقت به بیانی زیبا )
1.اثر انگشت خدا روی همه چیز هست.
2.وقتی قلبش شکست مروارید صداقتش نمایان شد.
3.همیشه میگفت تو نیمه گم شده من هستی؛ وقتی ترکم کرد فهمیدم که از شوق پیدا کردن نیمه گم شدهاش, خودش را گم کرد.
4.بعضی ها مانند مرغ ، در عزا و عروسی قربانی لذیذی طعم خویشند.
5.وقتی پشم گوسفندان را چیدم تنها چیزی که دیدم یک گله گرگ بود.
چرا باید مطالبی را که میخوانیم مرور کنیم؟
زیرا بدون مرور نمی توان انتظار داشت که در جلسه امتحان مطالب خوانده شده را به یاد آورد.
کجا بایستی عمل مرور را انجام داد؟
در اتاقی ساکت که در آن میز و یک ساعت وجود داشته باشد و از گرما و نور مناسب برخوردار باشد.چراغ مطالعه را نیز توصیه میکنیم زیرا باعث میشود تا بتوانیم روی موضوعی مورد نظر تمرکز کنیم.
چگونه باید مرور کرد؟
ادامه مطلب...
رهام امیریفر:
زن به معنی دارنده خانه. پس از دوران مادرسالاری؛ تا چند قرن پیش؛ انقلاب صنعتی، برخلاف مردان كه سعی میكردند معنی زندگی را چنان مرغ مهاجر جای دیگری بجویند، آنها اما، معنی را در حریم خانههای خود جستوجو كردند.
.
ادامه مطلب...
خلاصه : كنجكاوی های جنسی بچه ها
متن کل خبر : واكنش ما بزرگترها نسبت به كنجكاوی های جنسی بچه ها یكی از سوال برانگیزترین قسمت های ارتباط ما با كودكان را تشكیل میدهد. برای راحتی كار بگذارید نمونه ای از واكنش های احتمالی خود را بررسی كنیم. در همین مورد فرض كنید دختر شما به یكی از همسالانش پیشنهاد آمپول بازی را داده است (یا مثلاً كنترل ماهواره را در دست دارد و اتفاقا تكمه كانالی را فشار میدهد كه حاوی صحنه های زنان نیم برهنه است) در اینصورت او به شما نگاه میكند و شما:
ادامه مطلب...
مادرم خواب دید که من درخت تاکم. تنم سبز است و از هر سرانگشتم، خوشه های سرخ انگور آویزان.
مادرم شاد شد از این خواب و آن را به آب گفت.
فردای آن روز، خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم اینجا که منم باغچه ای است و عمری ست که من ریشه در خاک دارم. و ناگزیر دستهایم جوانه زد و تنم، ترک خورد و پاهایم عمق را به جستجو رفت.
و از آن پس تاکی که همسایه ما بود، رفیقم شد.
و او بود که به من گفت: همه عالم می روند و همه عالم می دوند، پس تو هم رفتن و دویدن بیاموز.
من خندیدم و گفتم: اما چگونه بدویم و چگونه برویم که ما درختیم و پاهایمان در بند! او گفت: هر کس اما به نوعی می دود. آسمان به گونه ای می دود و کوه به گونه ای و درخت به نوعی. تو هم باید از غورگی تا انگوری بدوی.
و ما از صبح تا غروب دویدیم. از غروب تا شب دویدیم و از شب تا سحر. زیر داغی آفتاب دویدیم و زیر خنکی ماه، دویدیم. همه بهار را دویدیم و همه تابستان را.
وقتی دیگران خسته بودند، ما می دویدیم. وقتی دیگران نشسته بودند، ما می دویدیم و وقتی همه در خواب بودند، ما می دویدیم. تب می کردیم و گُر می گرفتیم و می سوختیم و می دویدیم. هیچ کس اما دویدن ما را نمی دید. هیچ کس دویدن حبّه انگوری را برای رسیدن نمی بیند.
و سرانجام رسیدیم. و سرانجام خامی سبز ما به سرخی پختگی رسید. و سرانجام هر غوره، انگوری شد.
من از این رسیدن شاد بودم، تاکِ همسایه اما شاد نبود و به من گفت: تو نمی رسی مگر اینکه از این میوه های رسیده ات، بگذری. و به دست نمی آوری مگر آنچه را به دست آورده ای، از دست بدهی. و نصیبی به تو نمی رسد مگر آنکه نصیبت را ببخشی.
و ما از دست دادیم و گذشتیم و بخشیدیم؛ همه داروندار تابستان مان را.
مادرم خواب دید که من تاکم. تنم زرد است و بی برگ و بار؛ با شاخه هایی لخت و عور.
مادرم اندوهگین شد و خوابش را به هیچ کس نگفت. فردای آن روز اما خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم که درختی ام بی برگ و بی میوه. و همان روز بود که پاییز آمد و بالاپوشی برایم آورد و آن را بر دوشم انداخت و به نرمی گفت:
خدا سلام رساند و گفت: مبارکت باد این شولای عریانی؛ که تو اکنون داراترین درختی. و چه زیباست که هیچ کس نمی داند تو آن پادشاهی که برای رسیدن به این همه بی چیزی تا کجاها دویدی

شخصیت خودشکوفا
یکی از بهترین و سالمترین انواع مختلف تیپ های شخصیتی، افرادِ خود شکوفا هستند، لذا در زیر به طور مشروح به معرفی این تیپ شخصیتی می پردازیم.
ادامه مطلب...

بنام حق
هفت چاكرايا مراكز تجمع انرژي در بدن وجود داردكه سعي ميكنم به اختصار در مورد آنها اطلاعاتي به شما بدهم.
1)چاكراي 1اين چاكرا داراي رنگ قرمز ميباشد ونيروي فوق العاده زيادي توليد ميكند .ما به وسيله اين چاكرا از زمين انرژيهاي لازم را دريافت ميكنيم .محل آن درفضاي ما بين مقعدودستگاه توليد مثل انسان جاي دارد.اين چاكرا اگر بيموقع يا بعللي ناخواسته صددرصد باز شود به دليل انرژيهاي زيادي كه توليد ميكند خارج از حد تحمل شده وباعث سوختن سپر حفاظتي انسان (هاله)ميگردد كه اين باعث مرگ يا ديوانگي شخص خواهد شد.
براي متعادل ماندن اين چاكرا رفتارهاي زير ضروري است
احترام به پدر ومادر وخانواده . احترام به اهل فاميل .رعايت قانون ومقررات در جامعه .ادب اجتماعي وغيره
عدم رعايت مسائل فوق باعث اختلال در نظم اين چاكرا شده وبدن را مستعد انواع بيماريها مينمايد.
بي احترامي به اهل خانواده به هردليل ناسزا گفتن به هر دليل ونقض قوانين جاري به هر صورت باعث جذب انرژيهاي سنگين وبيماري زا به وجود شما خواهد بود.
واين انرژيهاي سنگين را خود انسان با رفتارهاي غلط خود بوجود مياورد.
چاكراي دوم: اين چاكرا داراي رنگ نارنجي است در انتهاي ستون فقرات جاي دارد اين چاكراشامل سيستم اعضاي تناسلي است مشكل اين چاكرا باعث ضعف ديگر چاكراها ميشود(در آقايان توليد اسپرم يا عقيم بودن) (در خانمها عادي كردن دوران عادت ماهيانه وكاهش خونريزري)
عدم كنترل در موارد جنسي باعث ضعف اين چاكرا خواهد شد.فكر كردن مداوم انسان به جنس مخالف نگاه كردن از موضع شهوت به مردم باعث جذب انرژيهاي سنگين وتخليه انرژيهاي مثبت خواهد شد.
چاكراي سوم:اين چاكرا داراي رنگ زرد است محل آن در اول گودي كمر در ستون فقرات وتقريبا در راستاي ناف قرار دارد . اين چاكرا شامل سيستمهاي گوارشي ودفع وافزايش قدرت وتوان ,خونسازي , كبد ,معده, روده ها ,طحال و كليه ها است.
تكبر وخودخواهي و خود بيني وحرص رفتاري هستند كه باعث تخليه انرژيهاي مثبت وجذب انرژيهاي منفي اين چاكرا خواهد بود.
چاكراي چهارم:اين چاكرا داراي رنگ سبز ومحل آن بروي برامدگي ستون فقرات ودرراستاي محل جناقي سينه وموازي قلب جاي دارد .اين چاكرا شامل سيستم گردش خون قلب وكلسترول خون است.حسرت , حسادت , اگرها ,كاشكي ها باعث جذب انرژيهاي سنگين واختلال در اين قسمت خواهند بود.
عشق به همنوع و كمك كردن به ديگران وداشتن صفات والا باعث متعادل بودن اين چاكرا خواهد بود.
چاكراي پنجم:اين چاكرا برنگ آبي است . محل آن در انتهاي گردن درراستاي گودي جلوي گردن است. اين چاكرا سيستم تنفسي را كنترل ميكند . مشكلاتي از قبيل :آسم و حساسيتهاي تنفسي ,بيني , شش ,گلو وپوست ميشود.
رفتاري از قبيل كينه وتنفر ,حرص عصبي ,يا بيزاري از ديگران ,باعث جذب انرژيهاي سنگين خواهد شد.
چاكراي ششم: رنگ اين چاكرا نيلي است .ومحل آن در مركز پيشاني ميباشد . چاكراي ششم سيستم سينوسها ,چشمها, قسمتي از مغزومخ را تحت كنترل خود دارد .
تخيل منفي وبيش از حد وبهانه گيري وفكرزياد بروي تعادل اين چاكرا تاثير ميگذارد.
با اين چاكرا وچاكراي هفتم كليه مراحل انرژي درماني به طرق مختلف انجام ميگيرد.عشق معنوي مربوط به اين چاكراست
چاكراي هفتم: يا دروازه الهي ,شما با اين چاكرا با خداوند ارتباط داريد . رنگ آن بنفش در مواردي سفيد مايل به نقره اي ودر موارد نادري برنگ طلايي است . رنگ طلايي اين چاكرا به اين معنااست كه صاحب آن با خداوند يكي شده است كه اين شخص قادر به انجام هر كاري در جهان ميباشد مثل معجزه
محل آن در فرق سر ميباشد . اين چاكرا تمام بدن را كنترل ميكند .كه شامل سيستم عصبي بدن وسيستم تنفسي,گردش خون,دستگاه گوارش ودفع ,ودردهاي بين مهرهاي است.
در توضيح هاله بگويم كه انرژيهاي لطيفي است كه اطراف بدن انسان را در بر گرفته واز آن در برابر انرژي هاي مضر ماورايي ومادي حفا ظت ميكند .
مصرف سيگار ,مشروبات الكلي ,وساير مواد مخدر هاله را فوق العاده ضعيف ميكند.
رفتارهايي مانند غيبت كردن ودروغ گفتن هاي فتنه بر انگيز ,نابهنجاريهاي اجتماعي سبب جذب انرژيهاي سنگين و منفي وشروع بيماريهاي مختلف در انسان ميباشد.
مهر، محبت و عزت نفس
بچه ها بدون هیچ تصویر ذهنی از خویش پا به این دنیا می گذارند.( تصویر ذهنی یعنی اینکه انسان خود را چگونه می بیند و در باره خود چگونه می اندیشد) تصویر ذهنی اغلب آیینه درون شماست که در آن نگاه می کنید و می بینید که چگونه باید رفتار کنید و چگونه ظاهر شوید . بچه ها چگونه بودن را یاد می گیرند و می آموزند که چقدر مهم و ارزشمند هستند (و یا نیستند). همه چیز بستگی به این دارد که ...
میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دیموآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.
مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها دریافتهام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است. با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشتهام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکردهام.
یکی از این شاگردان رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای رابی توضیح دادم که ترجیح میدهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایینتری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم
رابی درسهای پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش میکرد، حسّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان میداد. امّا او با پشتکار گامهای موسیقی را مرور میکرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره میکرد.
در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم. در انتهای هر درس هفتگی او همواره میگفت، "مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو میزنم."
امّا امیدی نمیرفت. او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت. مادرش را از دور میدیدم و در همین حدّ میشناختم؛ میدیدم که با اتومبیل قدیمیاش او را دم خانهء من پیاده میکند و سپس میآید و او را میبرد. همیشه دستی تکان میداد و لبخندی میزد امّا هرگز داخل نمیآمد.
یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید. خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی لازم بوده که تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد. البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمیآید. وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود.
چند هفته گذشت. آگهی و اعلانی دربارهء تکنوازی آینده به منزل همهء شاگردان فرستادم. بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده بود) به من زنگ زد و پرسید، "من هم میتوانم در این تکنوازی شرکت کنم؟". توضیح دادم که، " تکنوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی." او گفت، "مادرم مریض بود و نمیتوانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین میکنم. خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این تکنوازی شرکت کنم!" او خیلی اصرار داشت.
نمیدانم چرا به او اجازه دادم در این تکنوازی شرکت کند. شاید اصرار او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که میگفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد. تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود. برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم. در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.
برنامههای تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد. شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود. رابی به صحنه امد. لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند. با خود گفتم، "چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟"
رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد. وقتی اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت کردم. ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو مینواخت بشنوم. انگشتانش به چابکی روی پردههای پیانو میرقصید. از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت.
آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت میطلبد در نهایت شکوه اجرا میشد! هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد. بعد از شش و نیم دقیقه او اوجگیری نهایی را به انتها رساند. تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کفزدنهای ممتدّ خود او را تشویق کردند.
سخت متأثّر و با چشمی اشکریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم. گفتم، "هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی! چطور این کار را کردی؟" صدایش از میکروفون پخش شد که میگفت، "میدانید خانم آنور، یادتان میآید که گفتم مادرم مریض است؟ خوب، البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد. او ناشنوا بود و اصلاً نمیتوانست بشنود. امشب اوّلین باری است که او میتواند بشنود که من پیانو مینوازم. میخواستم برنامهای استثنایی باشد."
چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیدهای نبود که پردهای آن را نپوشانده باشد. مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبتهای کودکان ببرند؛ دیدم که چشمهای آنها نیز سرخ شده و باد کرده است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگیام پربارتر شده است. برگرفته ازسایتROZANEH::.
غزل (*) ، نگاه كن ببين كه شهر زير پائ ماست
نگاه كن از آسمان زمين چقدر بئ بهاست
ببين صداي بوق ها ، محله شلوغ ها
برائ ارتفاع ما چقدردور و بئ صداست
تمام شهر روشن است، زمين پراز ستاره هاست !
ببين كه ان ستاره ها چراغ تنگ كوچه هاست
ببين كه خانه هائ ما چه جعبه هائ كوچكي ست
تماممان عروسكيم ، بخند ، خنده ات رهاست
غزل ، مگر خدائ خوب ميان ابرها نبود ؟!
به او سلام كن ، بگو اتاق تازه ات كجاست
ميان قلب آسمان چقدر من شبيه توست
جدا از آن دروغ ها ،جدا از آنچه زير پاست
ببين چه خوب مئ پريم ، ببين كه بال مي زنيم
ولي عزيز نازنين ، زمين به انتظار ماست !
عروسك قشنگ تو ، ميان شهر مانده است
به او دوباره ميرسئ،كه خاك سخت باوفاست
به خاطر دويدنت ، نفس نفس كشيدنت
برائ نغمه هائ تو ، زمين تر از زمين كجاست؟
زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آنها از پیرمرد بپرسد!
شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتارزشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند ، از زن قضیه را پرسید. زن گفت:" این مرد همسر من و پدر این دختر است. او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند. از بس شب و روزکار می کند دستانی پینه بسته و سروصورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا کرده است. وقتی در بازار همراه ما راه می رود ما در هیکل و هیبت او هیچ چیزی برای افتخار کردن پیدا نمی کنیم و سعی می کنیم با فاصله از او حرکت کنیم. ای استاد بزرگ از طرف ما از این پیرمرد بپرسید ما به چه چیز او به عنوان پدر و همسر افتخار کنیم و چرا باید او را تحمل کنیم!؟"
شیوانا نفسی عمیق کشید و دوباره از زن و دختر پرسید:" این مرد اگر شکل و شمایلش چگونه بود شما به او افتخار می کردید!؟"
دخترک با خنده گفت:" من دوست دارم پدرم قوی هیکل و خوش تیپ و خوش لباس باشد و سروصورتی تمیز و جذاب داشته باشد و با بهترین لباس و زیباترین اسب و درشکه مرا در بازار همراهی کند."
زن نیز گفت:" من هم دوست داشتم همسرم جوان و سالم و تندرست و ثروتمند و با نفوذ باشد و هر چه از اموال دنیا بخواهم را در اختیار من قرار دهد. نه مثل این پیرمرد فرتوت و از کار افتاده فقط به اندازه بخور ونمیر برای ما درآمد بیاورد!؟به راستی این مرد کدام از این شرایط را دارد تا مایه افتخار ما شود؟ ای استاد از او بپرسید ما به چه چیز او افتخار کنیم!؟"
شیوانا آهی کشید و به سوی پیرمرد رفت و دستی به شانه اش زد و به او گفت:" آهای پیرمرد خسته و افسرده! اگر من جای تو بودم به این دختربی ادب و مادر گستاخش می گفتم که اگر مردی جوان و قوی هیکل و خوش هیبت و توانگر بودم ، دیگر سراغ شما آدم های بی ادب و زشت طینت نمی آمدم و همنشین اشخاصی می شدم که در شان و مرتبه آن موقعیت من بودند!؟"
پیرمرد نگاه سنگینش را از روی زمین بلند کرد و در چشمان شفاف شیوانا خیره شد و با صدایی که آکنده از بغض گفت:" اگر این حرف را بزنم دلشان می شکند و ناراحت می شوند!! مرا از گفتن این جواب معاف دار و بگذار با سکوت خودم زخم زبان ها را به جان بخرم و شاهد ناراحتی آنها نباشم!"
پیرمرد این را گفت و از شیوانا و زن و دخترش جدا شد و به سمت منزل حرکت کرد.
شیوانا آهی کشید ورو به زن ودختر کرد و گفت:" آنچه باید به آن افتخار کنید همین مهر و محبت این مرد است که با وجود همه زخم و زبان ها و دشنام ها لب به سکوت بسته تا مبادا غبار غم و اندوه بر چهره شما بنشیند. "
نكته اندرزهاي كوچك زندگي
1- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.
2- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن.
3- برای فردایت برنامه ریزی کن.
4- از عبارت«متشکرم»زیاد استفاده کن.
5- بدان در چه وقت باید سکوت کنی.
6- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.
7- احمقانه رفتار مکن.
8- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.
9- اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر.
10- همیشه در حال آموختن باش.
11-آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
12- روز تولدت یک درخت بکار.
13- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر.
14- از مکانهای مختلف عکس بگیر.
15- راز دار باش.
16- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن.
17- به دیگران متکی نباش.
18- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن.
19- اشتباه هایت را بپذیر.
20- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست.
21- بعد از تنبیه بچه هایت , آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن.
22- گاهی برای خودت سوت بزن.
23- شجاع باش , حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی , هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
24- هیچوقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
25- به کسی کنایه نزن.
26- از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد.
27- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند.
28- هرگز به همسرت خیانت نکن.
29- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی , شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.
30- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش.
31-کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد
32-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند
33-هیچگاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار
34-وقت شناس باش
35-از افراد ناشایست دوری کن
36-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش
37-اصالت داشته باش
38-هیچ وقت به سیاستمداران اعتماد نکن
39-از حدی که لازم است مهربانتر باش
40-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن
41-بهترین دوست همسرت باش
42-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ایی شغل فعلیت را از دست مده
43-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی
44-از کسی کینه به دل نگیر
45-برای تمام موجودات زنده ارزش قائل شو
46-شکست را به راحتی بپذیر.
47- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن.
48- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن.
49- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید.
50- همیشه به قولت وفادار باش.
51- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن.
52- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی.
53- زندگی را سخت نگیر.
54- هیچ وقت قمار بازی نکن.
55- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است.
56- از وسایلت به خوبی محافظت کن.
57- انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد.
58- برای تغییر دادن دیگران بیش از این تلاش نکن.
59- همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش.
60- پلها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی.
61- خودت را دست کم نگیر.
62- متواضع و فروتن باش.
63- در ماشینت را همیشه قفل کن.
64- قدرت بخشندگی را از یاد مبر.
65- نسبت به مردمی که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش.
66- دوستی های قدیم را دوباره تازه کن.
67- سعی کن زندگی همواره برایت پیام داشته باشد.
68- کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان.
69- طوری زندگی کن که روی سنگ قبرت بنویسند: شخصی که از هیچ چیز در زندگیش پشیمان نبود.
70-بدان در چه وقت باید سکوت کنی.
کلید برای تقویت روحیه:
1) خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط كه در قر ن پنجم قبل از میلاد كه در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست.
اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفكر, سعی منید بعضی راه های كه باعث شناخت شما از خودتان و اینكه چه چیزهایی شما را خوشحال میكند پیدا كنید.
چنانچه به این توصیه عمل كنید , بهتر قادر به كنترل زندگی و مشكلات پیش روی خود خواهید بود.
۲) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.
ممكن است سخت به نظر برسد اما سعی كیند رفتارتان گویای این باشد كه از خودتان مواظبت میكنید.
حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان میكنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.
بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
۳) بیش از حد توانتان كار نكنید
همه ما با سخت كوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است كه تعدل را در زندگی حفظ كنیم.
معمولا آن چه از نظر مالی دنبال میكنیم با آن چه كه تحقق مییابد یكسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری كنید. سعی كنید برقراری تعادل را از كسی كه بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد كرده بیاموزید یا اینكه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت كنید.
۴) از افراد منفی دوری كنید
از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی میكند اجتناب كنید. ممكن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باكسانی مه برای شما افسردگی به اركغان میآورند به حداقل برسانید, كسانی كه اكثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ میگذارند و یا كسانی كه دائما از شما انتقاد میكنند.
صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید كه میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر كسانی شما را تحت فشار روانی قرار میدهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند.
۵) مثبت فكر كنید
سعی كنید از حداكثر توانایی هایتان استفاده كنید و به قدرت خویش اتكا كنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن كلاسها توسعه دهید.
علایق جدید را امتحان كنید و شكست هایتان را به كار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شكست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شكست شان نشده اند.
اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.
۶) ورزش ورزش ورزش
یك رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینكه پیاده روی آرام باشد یا كار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف میدهد و روحیه را شاداب نگه میدارد.
ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سركوب شده ذهن را ترقی میدهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی میشود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد
تمرینات كششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت كمك كنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی كمك موثری محسوب میشود.
۷ ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید.
لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند كه برای تقویت روحیه بسیار مهم اند.. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران كاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن ۲۰ دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف كنید.
چنانچه این امر را سخت یافتید ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوری كنید.
۸) به دیگران كمك كنید و اجازه دهید دیگران به شما كمك كنند.
وقتی مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر میرسد نشان دهید كه كمك دیگران میتواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف كند, بنابر این مشكلاتتان را كاملا در منظر دیگران قرار دهید. كمك بلا عوض در مسائل اجتماعی یا كمك به دوستان نیز میتواند به سود شما تمام شود.
اگر در مقابل كمكی كخ دریافت كرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید كه شریك اوقات خوش شمایند و مدد كاران زمان تنگی و سختی تان.
۹) ارتباط و مراودات
با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان كنید و با دقت كامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری كه ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا كه این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون كوشش و ت شمارا خواهند شناخت.
عصبانیتی را كه باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما میشود كنترل كنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.
۱۰) موقع احتیاج , كمك بطلبید
افرادی را پیدا كنید كه هنگام مشكلات بتوانند با آنها مشورت كنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشكلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه مینماید و احساس عدم آرامش میكنید , با مشاورینی صحبت كنید كه خواهان كمك و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی میكنید فورا از یك مشاور متخصص كمك بطلبی
می گویند یک انسان شناس انگلیسی برای سفر مطالعاتی به هند رفته بود. شبی به جنگل رفت اما با صحنه عجیبی روبرو شد. پیرمردی را دید که به وجد آمده بود . می رقصید. ناگهان دوید و درختی را بغل کرد. وقتی برگها به حرکت در آمدند شروع به خندیدن کرد و صورتش را با نشاطی که نشان از خود بی خود شدن وی بود، در نور ماه شستشو داد. انسان شناس که دیگر نمی توانست طاقت بیاورد از پشت بوته ها بیرون رفت و گفت: ببخشید چه چیزی باعث شده شما تنها در جنگل برقصید؟
مرد نگاه تعجب آمیزی به او انداخت و گفت: ببخشید ولی چه چیز باعث شده شما فکر کنید من تنها هستم؟
یک انسان معمولی، جنگل را مجموعه ای از درختان تعریف می کند.

هیزم شکن جنگل را منبع سوخت می داند.

زیست شناس جنگل را چیزی جز چوب و کلروفیل نمی داند.

اما یک شاعر یا عارف درختان را موجوداتی زنده می بیند که می توان با آنها حرف زد و حتی رقصید.

هر کس بخ دنیا از دریچه تفکرات و برداشتهای خود نگاه میکند.

ویلیام جیمز میگه: بزرگترین اکتشاف نسل من این است که انسان این است که انسان میتواند با تغییر باورهای خود، زندگی را تغییر دهد.
یک مثل جالب هم از سوزی هولبچ براتون می نویسم:
شما به آنچه ((باور)) دارید، عمل می کنید. واژه باور (Belive) را می توان به این صورت نوشت
Be – Live.
یعنی اینکه انسان ها بر اساس آنچه باور دارند، زندگی می کنند.
پس اگر از دنیای پیرامونمون لذت نمی بریم، بهتره نگرشمون رو کمی تغییر بدیم.
ايرانيان از بيش از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بودهاند. از اين رو، ريشهي بسياري از دستاوردهاي بشر را در اين تمدن ميتوان يافت. براي مثال، نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازميگردد. به علاوه، در قديميترين بخشهاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزنهاي سوراخدار پيدا شده است.
اين دستاوردهاي و نوآوريهاي ديگري كه در دورانهاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آنكه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني ميپوشيد. در اين جا به برخي از نوآوريهاي ايرانيان در زمينهي پوشاك و پارچه اشاره ميشود
ادامه مطلب...
مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد.
هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و
آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.
مرد حيران مانده بود که چکار کند.
تصميم گرفت که ماشينش را همانجارها کند و برای خريد مهره چرخ برود.
در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:
از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.
آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند.
پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: «خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.
پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟
ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم!
-Holywood ؟
-آهان! كن آی اسپیك میسیز فراهانی؟
-شما؟
-اوه! من میرزا از كیهان…
-Please…
-چه خبره اونجا…
-الو سلام میرزا…
-سلام خانوم خانوما! چه خبر؟
-شما رفتی واسه همه مون بسه!
-چرا میرزا اینطوری حرف میزنی؟
-تو واقعا خجالت نمی كشی؟ تو با احساسات نسل سوم این كشور بازی كردی! باید بیای «شیرین بانو» رو ببینی كه رو به قبله شده از وقتی عكس و فیلمتو توی اینترنت دیده!
-خب مگه چیكار كردم؟
-آخه تو كه اینجا با بهترین كارگردان ها و در بهترین فیلم ها فیلم بازی كردی و كلی جایزه گرفتی؛ تو واسه چی رفتی؟
-تو هم اگه بودی میموندی. حسابشو بكن؛ فرش قرمز، كلی دوربین عكاسی، كلی دوربین فیلمبرداری و كلی خبرنگار و كلی آدم كه واست هورا می كشن.
-خب اینا چه ربطی داره به سر و وضعت و حرفایی كه زدی؟
-گیر نده میرزا دیگه! اگه میخوای بشنوی كه جوگیر شدم، آره جوگیر شدم كه چی؟ مگه من حق زندگی ندارم؟
-حق زندگی داری، حق خیانت نداری، می دونی چقدر آدما عكستو زدن رو دیوار… واقعا كه! حیف شیرین بانو و رفقاش! فیلمتونم كه نفروخته!
-توی آمریكا فیلمای خوب فروشش كمه!
-مطمئنی؟ ولی آمار میگه فیلمای خوب در هفته اول می تركونن! ولش كن حالا، تا حالا چند تا پیشنهاد كار داشتی؟
-پیشنهاد كه زیاده ولی… یه كار از اسپیلبرگ پیشنهاد شده كه توش نقش یه پرستار تروریست رو به من دادن. دو تا كار دیگه هم هست كه خانوادگیه.
-یعنی چی؟
-یكیش كه با دیوید فینچره و قراره من نقش یه كلفت افغانی رو بازی كنم و یه فیلم دیگم از تونی اسكات هست كه نقش متصدی پست رو دارم كه نامه های یك سیاستمداررو باز می كنه و لو می ره!
-كلا تو این سه تا فیلم چند دقیقه حضور داری؟
-روی هم رفته یا نه تك تك؟
-هرجور بیشتر می شه!
-روی هم رفته، حدود یازده دقیقه و 35ثانیه!
-خیلی خوبه نه؟
-عالیه!
-راست میگی وقتی اونجا نیكول كیدمن و آنجلینا جولی و جودی فاستر هستن عمراً به تو در هر فیلم بیشتر از 4دقیقه برسه!
-خیلی هم دلشون بخواد!
-نگفتی این حرفا چی بود كه گفتی؟
-بالاخره وقتی پول و خونه و امكانات به ات می دن نمی تونی بگی كه…
-فهمیدم دیگه ادامه نده…
-تو بگو ایران چه خبر؟
-برو از فاكس نیوز احوال ایران رو بپرس… ای روزگار…
(در این لحظه میرزا با بیان اینكه تف به این شهرت؛ گوشی تلفن را محكم به دیوار كوبید… شیرین بانو كه از اتاق پشتی داشت این مكالمه رو می شنید با دیدن خورد شدن گوشی تلفن غش كرد و… صدای ضعیفی از آن سوی تلفن به گوش می رسید كه… میرزا… میرزا… من ایران رو دوست دارم اما… میرزا…)

جدید ترین عکس مبارزه با بدحجابی
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی....
برای ازدواجش در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این, رنج است
در آمريکا دختر شايسته ايالت اينديانا، تاج دختر شايسته آمريکا برای سال ۲۰۰۹ را در پايان رقابتی که سابقه آن به هفتاد و پنج سال پيش باز می گردد به سر گذاشته است.
او، کيتی استام، بيست و دو ساله، دانشجوی ارتباطات و مخابرات در دانشگاه ايندياناپوليس است، و آرزو دارد مجری برنامه های تلويزيونی بشود.
وی که بر پنجاه و يک رقيب پيروز شده است ضمن دريافت جايزه ای پنجاه هزار دلاری، در مقام دختر شايسته آمريکا، در سال جاری و به خرج موسسه برگزار کننده اين مسابقه سفرهایی متعدد به نقاط مختلف جهان خواهد داشت.
چيستيتی هاردمن، دختر شايسته ايالت جرجیا که مقام دوم را کسب کرد با يک بورس تحصيلی بيست و پنج هزار دلاری رقابت را پشت سرگذاشت.
عکسها در ادامه دارد........
ادامه مطلب...
محمد صالح اعلا به رسم همیشگی برنامه دو قدم مانده به صبح که تقدیم کردن اجرا به یکی از بزرگان است، اجرای شب گذشته را با این سخن به تهیه کننده برنامه نود تقدیم کرد: اجرای امشب را با احترام به مجری توانا، کاربلد و مفسر بزرگ ورزشی کشور عادل فردوسیپور و خانوادهاش تقدیم میکنم.
حمایت محمد صالح اعلا از عادل فردوسیپور در حالی انجام شد که برنامه شب گذشته نود حال و هوایی غیر عادی داشت.
به دنبال منازعات هفته گذشته مجری برنامه نود با سخنگوی سازمان تربیت بدنی، حواشی زیادی برای این برنامه پربیننده ایجاد شده بود که حتی عادل فردوسیپور از صحبت کردن در خصوص آن منع شده بود.
به همین دلیل برنامه شب گذشته نود تحتالشعاع اقدام سازمان تربیت بدنی در راستای منوط کردن مصاحبه تلوزیونی دست اندرکاران ورزش به اخذ مجوز از رئیس سازمان تربیت بدنی و همچنین منع مسئولان صدا و سیما برای مطرح شدن این موضوع در برنامه نود، قرار گرفته بود.
در همین رابطه شب گذشته به شکل عجیبی سیستم SMS برنامه نود مختل شده بود که این موضوع شائبه عمدی بودن این کار از سوی مخابرات به جهت همکاری با سازمان تربیت بدنی را بوجود آورده بود.تحقیق و پژوهش :فرزانه ابراهیم زاده
ازدواج و انتخاب زوج یکی از اساسی ترین مسائلی است که بشر از روز نخست خلقت به آن توجه داشته است. براساس روایات همه ادیان انسان به صورت زوج آفریده شده است. زن و مرد، آدم و حوا، روایات سامی و مشی و مشیانه ای زردشتی ، یه و حوه عبری و ... این موضوعی است که در بحث پیش از تاریخ و تمدن بشری نیز وجود داشته و لازمه حیات جوامع بوده است.
ادامه مطلب...
عنوان : زيبايي شناسي يك حماسه ملي
انواع مقالات :علمي و فرهنگي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
جنگ
براي ما تنها تهاجم نبود بلكه دفاعي مقدس بود پس ما در يك حركت زيبا حماسه
اي ملي را رقم زده بوديم و حال اين سوال در ذهن متبادر مي شود كه آيا به
اين حماسه ملي به ديده منفي بايد نگريست؟اساسا جنگ پديده اي منفور و
نابهنجار در جامعه شناسي انياني محسوب مي شود و صلح با خصلت بشري هماهنگ
است. ما در جنگ با عراق پايايي خود را در مقابل كشور كوچكي كه با انديشه
تسلط و چيرگي آمده بود حفظ كرديم و اين حفظ هويت بسيار زيباست. ارزش ديگر
جنگ تحميلي تقويت روح حماسي است. سعي شده در اين مقاله به اين موارد
پرداخته شود.
با مروري بر تاريخ دويست سال اخير كشور مي توان دريافت كه جنگ ايران و
عراق بي سابقه ترين و طولاني ترين جنگي بود كه به ما تحميل شد. اين جنگ
فرسايشي تبعات بسيار زيادي براي هر دو كشور با خود همراه داشت اما به دليل
آنكه براي سرزمين و مردم ايران پديده اي ناخواسته بود و ما فقط براي دفاع
از حريم ديني، جغرافيايي و فرهنگي كشور وارد اين نزاع نابرابر تحميلي شده
بوديم پس آسيبهاي وارده هولناكتر به نظر مي رسيد، آسيبهايي اعم از شهادت
نيروهاي جوان و رنجيدگي ها و افسردگيهاي روحي خانواده هاشان، معوليتها و
صدمات جسمي و رواني جانبازان، اسارت عزيزاني كه سالها در زندانهاي خوفناك
رژيم بعث روزهاي دشوار و طاقت فرسايي را سپري كردند و ... از نقطه نظر
تحولات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي نيز ما دچار مشكلات بسياري شديم،
مشكلاتي همچون ويراني بزرگترين شهرها و بندرهاي چند استان مرزي، آوارگي
مردمي كه به ناچار از سرزمين پدري دل كندند و به جاهاي امن تر اما بيگانه
تر كوچ كردند و مسائل اجتماعي ديگر ... البته عراقي ها هم به شرايطي مشابه
شرايط ما را تجربه كردند اما آنها اشغالگر بودند؛ لذا اين آسيبها تا حدودي
خود خواسته به نظر مي رسيد. در حقيقت آنها تاوان اشتباهي را پس مي دادند
كه هرگز نبايد مرتكب مي شدند! اما جنگ براي ما تنها تهاجم نبود بلكه دفاعي
مقدس بود پس ما در يك حركت زيبا حماسه اي ملي را رقم زده بوديم و حال اين
سوال در ذهن متبادر مي شود كه آيا به اين حماسه ملي به ديده منفي بايد
نگريست؟ اساسا جنگ پديده اي منفور و نابهنجار در جامعه شناسي انياني محسوب
مي شود و صلح با خصلت بشري هماهنگ است. انسان موجودي است كه برترين آفريده
محسوب مي شود، روح الهي در كالبد خاكي اش دميده شده، او به طور فطري در
جستجوي صلح و آرامش است ليكن متاسفانه جامعه بشري همواره بر مبناي فطرت و
آرمانهاي الهي اش عمل نمي كند! هستند بسياري كه دچار تباهي هاي اخلاقي،
بلندپروازيهاي آزارنده و تعارضات روحي ـ رواني اند و اين افراد اگر به
مسند قدرت برسند سلامت اخلاقي ملتشان را نيز خدشه دار مي كنند و به تمناي
ثروت و قدرت بيشتر، تماميت كشورهاي ديگر را مورد تهاجم قرار مي دهند. و
اين تهاجم نقطه آغاز يك بيرحمي مطلق، يك پديده منفور و منزجر كننده و يك
آسيب اجتماعي به نام جنگ مي شود اما شهروندي كه از كشورش دفاع مي كند
جنگجو و آشوبگر نيست، دفاع از خود يك موقعيت كاملاً بهنجار و يك ضرورت
غيرقابل انكار است پس دفاع مقدس براي كشور ما پديده اي قابل تحسين است كه
بارها و بارها بايد مورد نقد و بررسي قرار گيرد. با ارزش ترين خصوصيت دفاع
مقدس وحدت معنوي و حس مسئوليت اخلاقي ـ مذهبي و فرهنگي مبارزان در مقابل
تهاجم بيگانه بود، گرچه در دوران انقلاب نيز ما شاهد گستردگي يك وحدت ملي
بوديم اما پس از پيروزي متاسفانه دچار تزلزل و بحران شديم! دستها و انديشه
هايي ناپاك با استفاده از قوميتهاي مختلف و افكار سياسي بيگانه، ساختار و
موجوديت ملي كشور را دچار تزلزل كرده بودند اما جنگ فرصتي براي اتحاد و
همدلي دوباره بود... در جنگ اختلافات ايدئولوژيكي، قومي، فرهنگي ناديده
گرفته شد و همه با يك اتفاق نظر فكري به دفاع از ايران عزيز برخاستند.
جنبه زيباي ديگر دفاع مقدس، مسئله لزوم و تلاش در راه پديده اي به نام
تنازع بقا بود. كشورها و فرهنگها هم مثل انسانها هويت و شخصيت منحصر به
فردي دارند و هر كشوري براي ماندن در عرصه بزرگترين به نام جهان بايد كه
در حفظ حريم خود بكوشد. ما در جنگ با عراق پايايي خود را در مقابل كشور
كوچكي كه با انديشه تسلط و چيرگي آمده بود حفظ كرديم و اين حفظ هويت بسيار
زيباست. اسپنسل جامعه شناس بزرگ معتقد است جنگ شرايطي خاص را ايجاد مي
كند، گسترش مي دهد و سپس تمدني را نابود مي كند اما ما با دفاعي مقدس از
نابودي تمدن خود ممانعت كرديم و در اين تنازع بقاء پاي برجا مانديم...
ارزش ديگر جنگ تحميلي تقويت روح حماسي است. اين روح حماسي ايجاد كننده حس
دوستي در حد ايثار و شهادت طلبي كه اوج از خود گذشتگي انساني است، شده
بود. شهادت طلبي، مرگ در راه خدا براي حفظ زندگي ديگران اوج روح حماسي يك
جامعه ايدئولوژيك است كه در طي آن 8 سال سخت به منصه ظهور رسيد البته اين
روحيه در تفكر ناب شيعي وجود دارد و سلوكي است كه قيام امام سوم و واقعه
عاشورا مظهر آن مي باشد و در جنگ به شكل پديده اي هدفمند و منسجم ظهور
يافت و سبب ماندگاري كشور و مقاومتي مثال زدني شد. جنگ پديده نابهنجاري
است ليكن دفاع مقدس يك ارزش زيباست كه بزرگترين دستاورد آن همدلي و
همنوايي يك ملت براي حفظ و حراست از ارزشهاي مادي و معنوي و هويت فرهنگي،
اجتماعي يك كشور مي باشد.

پیشگفتار
در نگاه طبیب
، آینده هرگز نباید تاریک باشد تنها کسی می تواند طبیب باشد که در نظر او
یک در صد احتمال شفا پر رنگ تر از نود و نه درصد احتمال مقابل آن باشد .
چراکه تا ، کسی به آن یک درصد دل نبندد ، طبابت نخواهد کرد . ناگریز ، کسی
طبیب است که امیدوار باشد و امیدوار کند و البته این منافاتی با تحذیر
بیمار و توجه به واقعیت خطر ندارد . پس از هشدار به بیماری و چشم گشودن به
واقعیت ها آنچه بر ذهن و دل پزشک حاکم می شود ، امید به بهبودی است ، هر
چند احتمال آن بسیار کم است تفاوت همین جاست بین روشنفکرمثبت اندیش و
روشنفکر منفی نگر.
روشنفکر منفی نگر معمولا ناامید و آینده را بسیار
نگران کننده و تاریک می بیند و همین سبب می شود که هرچند آنها پاره ای از
دردهای جامعه را می بیند ، نتواند درمان کنند ، بلکه حتی رشته ارتباط آنها
با جامعه بریده می شود .
تلاش ما این است که بگوییم که بدون سرمایه
اجتماعی ( Social Capital ) ، سرمایه گذاری اقتصادی نتیجه قابل توجهی
نخواهد داشت . سرمایه اجتماعی شرط لازم اما نه کافی برای نتیجه بخشی
سرمایه ها و سیاستهای اقتصادی است . اما درهه های اخیر تمام تلاش مقامات
کشور معطوف به افزایش سرمایه اقتصادی بوده است . در حالیکه همانان
بارفتارها و نحوه عمل خود ، سرمایه اجتماعی را به نابودی کشانده اند .
ادامه مطلب...
با آنکه 65 درصد از جمعیت کشور ما را جوانان زیر سن 30 سال تشکیل می دهند، اما به دلیل فقدان شادی و نشاط اجتماعی که به علت کشمکشهای سیاسی درکشور رخ داده است، 25 درصد از این افراد درافسردگی به سر می برند. ناامیدی نسبت به آینده و مبهم بودن آینده حتی در نزد جوانان تحصیلکرده و بیکاری و همچنین وجود پدیده ای به نام کنکور ، هر چند معیار درستی برای تشخیص سواد در بین جوانان نیست ، اما موجب توقف بسیاری از جوانان مستعد کشور می شود و همچنین تشنجاتی که به واسطه مسائل اقتصادی در میان بسیاری از خانواده های کشور وجود کلامی و رفتاری دارد. همگی موجب عدم دستیابی جوانان به ایده ها وآمال و آرزوهای خود شده و باعث تعمیق و افسردگی در بین جوانان کشور می شود.
ادامه مطلب...
هرگاه سخن از خانه و خانواده میشود، تصویری در ذهن من نقش میبندد. تصویری که تقریباً همیشه ثابت است و تغییر چندانی نمیکند. اتاقی با دیوارهای آبی کم رنگ و درهایی با پنجرههای مشبک و پردههای نقشدار که در وسط در، تنها آن قسمت که شیشه دارد نصب شده است و البته معمولاً کنار زده میشود.
در میان اتاق کرسی است با لحافی پر از گلهای زیبای صورتی و بنفش. همه اعضای خانواده زیر آن لم دادهاند به جز دختر، که پهلوی بساط سماور کنار اتاق نشسته و در حال ریختن چای در استکان کمر باریک لبه طلایی است. روی کرسی کاسهی چینی گل سرخی است پر از انجیر، پرهلو و توت خشک. پسر بزرگ مدام دستهای خشک شده و سرما زدهاش را به هم میساید تا شاید از گزش ناشی از سرما بکاهد. پسر کوچک از ورای شیشههای بخار گرفته اتاق، به حوضی که آبش سبز است و درخت خرمالوی کنارش، خیره شده است
ادامه مطلب...
در ادامه این مطلب می توانید نمونه سؤالات امتحاني ترمهاي اخير دانشگاه پيامنور دروس رشته جامعه شناسی ; گرایش پژوهشگری ،تعاون ، مدیریت و برنامه ریزی آموزشی دانشگاه پیام نور را دانلود کنید قابل استفاده برای دانشجویان دانشگاه پیام نور ، داوطلبان دوره های فراگیر و داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد سوال پیام نور آزمون پیام نور جزوه کامپیوتر جزوات پیام نور جزوات دوره كارشناسي ارشد
اگر شما هم نمونه سوالی دارید بفرمایید نمونه سوالات پیام نور بانک سوال پيام نور نمونه سؤالات پايان ترم نمونه سوالات امتحاني دانلود نمونه سؤالات تمامي ترمها موجود است
قابل ذکر است برای استفاده از این نمونه سوالات به نرم افزار پی دی اف ریدر pdf reader مثل آدوبی اکروبات نیاز دارید در اينجا
پیشنهاد می کنم برای دانلود نمونه سوالات از نرم افزار اینترنت دانلود منجر (Internet download manager) یا که به جای اینترنت اکسپلور از موزیلا فایرفاکس استفاده کنید یا برای دانلود روی لینک راست کلیک کرده و گزینه Save Target As یا Save Link As را انتخاب کنید
-
ممكن است بعضي اوقات به دليل شلوغ شدن سايت سرعت دانلود كم شود مشكلي نيست چند دقيقه بعد دوباره امتحان كنيد حتما موفق خواهيد شد اگر هم در پايان همين صفحه با ذكر ساعت اين را بنويسيد در حل مشكل كمك كرده ايد
-
براي استفاده از اين نمونه سوالات به نرم افزار كتاب خوان پي دي اف نياز داريد در اينجا مي توانيد نرم افزاري كم حجم ، كامل و رايگان خواندن كتاب هاي الكترونيك و همچنين اين نمونه سوالات را بگيريد
-
نمونه سوالات دروس عمومی و رشته هاي ديگر را نيز مي توانيد از اينجا بگيريد
-
اگر مي خواهيد به كاملتر شدن اين بانك سوال كمك كنيد و نمونه سوالات يا پاسخ سوالات يا جزوه اي در اختيار داريد ترديد نكيد همين الان در آخر همين صفحه اين را بنويسيد تا با اسم خودتان در سايت قرار گيرد
-
نظرات و پيشنهادات وانتقاداتي كه در پايان اين صفحه قرار مي دهيد حتما خوانده مي شود ولي ممكن است پاسخي داده نشود ولي حتما به كار بسته خواهند شد
-
اگر مرجع درسي عوض شده است يا نمونه سوال درسي از اين رشته موجود نيست در پايان همين صفحه اطلاع دهيد
- دانلود اين نمونه سوالات كاملا رايگان و مجاني است هديه اي براي دانشجويان با مرام پيام نور
ادامه مطلب...
بررسي تحرك اجتماعي در ايران
مقدمه
تحرك اجتماعي يكي از پديده هاي اجتماعي است كه بر اثر تفاوت هاي اجتماعي ، بي عدالتي ها و به طور كلي بر اثر نابرابري هاي اجتماعي به وجود مي آيد.
تحرك اجتماعي عبارت از ، جابجايي افراد يا واحدهاي خانوادگي در نظام گروه هاي اجتماعي، شغلي يا نظام طبقات اجتماعي مي باشد. ( بودن2، 1989) در هر جامعه اي و در هر زماني اين پديده با اشكال مختلف همانند تحرك اجتماعي عمودي ، افقي ، ساختي ، درون نسلي و ... وجود دارد.
ادامه مطلب...




