تبليغاتX
هدیه برای دانش تو
هدیه برای دانش تو
مرکز موفقیت ایران
نگارش در تاريخ سه شنبه هجدهم فروردین 1388 توسط علی حامدی

سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.

وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.

 

روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست !

پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد...

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند،
زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!!

آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند،
اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!!
به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.
پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه  بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام نجات يابد اما ...........

نگارش در تاريخ پنجشنبه ششم فروردین 1388 توسط علی حامدی
 

 

تبدیل نام خود به خط میخی

کلیک کنید...

 
 
نگارش در تاريخ پنجشنبه ششم فروردین 1388 توسط علی حامدی

روزي که اميرکبير گريست

در سال 1264 قمري، نخستين برنامه دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله‌كوبي مي‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نمي‌خواهند واكسن بزنند. به‌ويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مي‌شود. 
 
هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته‌اند، امير بي‌درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد، بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي‌كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبي سرباز زدند. شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي‌شدند يا از شهر بيرون مي‌رفتند. 
 
روز بيست و هشتم ماه ربيع‌الاول به امير اطلاع دادند كه در همه شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن، تنها 330 نفر آبله كوبيده‌اند. در همان روز، پاره‌دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه‌هايتان آبله‌كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم، جن زده مي‌شود. امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اين‌كه فرزندت را از دست داده‌اي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمي‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد.  
 
در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور مي‌كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هاي‌هاي مي‌گريد. سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچه شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشك‌هايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده‌اند. امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مي‌كنند. تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي‌گريم كه چرا اين مردم بايد اينقدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند

نگارش در تاريخ پنجشنبه ششم فروردین 1388 توسط علی حامدی
 

 

دانلود رایگان و مجانی تقویم سال ۱۳۸۸

 

سالنامه ی سال ۱۳۸۸ هجری خورشیدی ... برای دریافت تقویم سال ۸۸ در قال فایل pdf روی لینک زیر کلیک راست کرده و save target as را بزنید

 

دانلود تقویم سال ۱۳۸۸ با جزئیات کامل

 

پی نوشت: چندی پیش ورژن متفاوتی از تقویم سال ۸۸ را نیز در وبلاگ قرار داده بودم .. برای دریافت سالنامه ی مذکور نیز می توانید از لینک زیر به پست مورد نظر مراجعه کنید 

 

تقویم سال ۸۸ - پست آرشیوی 

بلاگ کادو به شما

نگارش در تاريخ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 توسط علی حامدی

مديريت در انگليس و ايران

در انگلستان موفقيت مدير را بر اساس پيشرفت مادي و اقتصادي مجموعه تحت مديريتش مي‌سنجند، در ايران موفقيت يک مدير را نمي‌سنجند، خود مدير بودن نشانه‌اي از موفقيت محسوب مي‌شود.

در انگلستان مديران و روسا بعضي وقت‌ها استعفا مي‌دهند، در ايران عشق به خدمت مانع از اين امر مي‌شود.

در انگلستان افراد از مشاغل پايين شروع مي‌کنند و به تدريج ممکن است ارتقا پيدا کنند، در ايران برخي افراد مادرزادي مدير و رئيس اند و اولين شغل‌شان (در بيست و چند سالگي) مديريت و رياست است.

در انگلستان براي يک مقام دنبال فرد مناسب مي‌گردند، در ايران براي يک فرد، دنبال مقام مناسب مي‌گردند، و حتا در صورت لزوم يک مقام تازه ساخته مي‌شود.

در انگلستان کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدير شود.  در ايران کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولي در اين مدت سه بار رئيس‌اش عوض شده.

در انگلستان کسي که خيلي دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او بيشترين استفاده را ببرند، به سمت مشاوري گماشته مي‌شود. در ايران کسي که نخواهند ازش استفاده کنند، مشاور مي‌شود.

در انگلستان اگر کسي از کار برکنار بشود، عذرخواهي مي‌کند و حتا ممکن است محاکمه شود. در ايران بعد از برکناري، طي مراسم باشکوهي از فرد تقدير شده و وي را به مديريت جاي ديگري مي‌گمارند.

در انگلستان مديران يک اداره کارشان را به صورت گروهي انجام مي‌دهند، اما مستقل  از هم استخدام شده يا برکنار مي‌شوند. اما در ايران افراد به صورت گروهي از يک اداره به اداره ديگر جا به جا مي‌شوند، ولي در حين کار هيچ نوع هماهنگي ندارند.

در انگلستان براي استخدام يک رئيس دانشگاه، مثل بقيه مشاغل، در روزنامه‌ها آگهي چاپ مي‌کنند، از بين درخواست‌هاي رسيده با برخي مصاحبه مي‌کنند و سرانجام يکي را انتخاب مي‌کنند. در ايران، براي انتخاب رئيس به افراد مورد نظر تلفن مي‌کنند!

در انگلستان معمولن زمان پايان کار يک رئيس و شروع کار نفر بعدي از ماه‌ها قبل مشخص است. در ايران، يک رئيس ممکن است خبر برکناري‌اش را همان روز بشنود!

در انگلستان، همه مي‌دانند درآمد قانوني يک رئيس دانشگاه زياد است، ولي در ايران مديران و روسا انسان‌هاي ساده‌زيستي هستند که درآمدشان به کسي ربطي ندارد.

در انگلستان، شما استاد و رئيس دانشکده را به اسم کوچک صدا مي‌زنيد، در ايران استاد را با لقب‌هايش صدا مي‌زنيد و رئيس را صدا نمي‌زنيد، چون به شما وقت ملاقات نمي‌دهد.

در انگلستان سابقه کار کافي براي تصدي يک مقام لازم است، در ايران مورد اعتماد بودن کفايت مي‌کند.

     refrence:http: //rahill. blogsky.com/ 1387/10/25/ post-191/

نگارش در تاريخ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 توسط علی حامدی
اختراع جدید یک جوان ایرانی-
سپر عفاف

با توجه به فشار اقتصادی ای که طرح نیروی انتظامی ممکن است به خانواده ها وارد کند بنده تصمیم گرفتم با یک طرح ابتکاری پوششهای نامناسب قدیمی را Compatible با ارزشها نموده و سهمی هرچند ناچیز داشته باشم. 

این طرح که "سپر عفاف" نام دارد زیر لباس پوشیده می شود و نه تنها برجستگی ها را حذف می نماید بلکه با برجستگیهای گمراه کننده زیادی که دارد فرد بد نگاه را گیج کرده و از کار می اندازد. 

این طرح کاملا بومی بوده و هیچ مشابه خارجی ندارد و امیدوارم با حمایت مسئولین به تولید انبوه برسد.


سپر عفاف
نگارش در تاريخ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 توسط علی حامدی

بخواهید تا موفق شوید  
برخی افراد با آنكه شرایط، صلاحیت، استعداد و امكانات موفقیت را دارند اما به دلیل ناآگاهی و عدم اعتماد به نفس و ترس، حتی از این كه طالب موفقیت، رشد و بالندگی باشند می‌هراسند و یا حتی به آن فكر هم نمی‌كنند!
آنها تصور می‌كنند موفقیت‌ همای سعادتی است كه تنها بر سر عده معدودی از منتخبان جامعه می‌نشیند! روی سخن این مقاله با این گروه است. این افراد اصولا شهامت این را ندارند كه حتی موفقیت را طلب كنند و آن را حق مسلم خود بدانند در حالی كه تنها نكته مهم خواستن آنهاست.

چرا به توانایی‌های خود واقف نیستید، چرا به موارد كوچك و كم‌ارزش می‌پردازید در حالی كه می‌توانید آرزوهای بزرگی داشته باشید. هر چه خواسته‌ها و هدف‌های شما بزرگتر باشند به همان نسبت قدرت تفكر، هوش و خلاقیت شما بیشتر شده و نیروهایی را كه حتی تصورش را هم نمی‌كردید در شما زنده خواهند شد.

ماركوالیوس می‌گوید: فقط رویاهای بزرگ می‌توانند روح انسان‌ها را به حركت درآورند.  گوته، شاعر، داستان‌نویس و منتقد بزرگ آلمانی هم می‌گوید: رؤیاهای كوچك در سر نپرورانید زیرا رؤیاهای كوچك قدرت ندارند قلب مردان را تكان دهند. روانشناسی هم بر این مطلب تاكید دارد كه اگر انسان‌ها همواره هدف‌های جدید و بزرگی را دنبال كنند زندگی‌شان پرمعنا و زیبا می‌شود. اگر احساس می‌كنید  باید بهتر و بالاتر از آنچه هستید بشوید این احساس مقدس را گرامی بدارید و آن را ارج بنهید زیرا این نقطه آغاز موفقیت شماست.

 توانایی‌های خود را بشناسید

انسان به عنوان جانشین خداوند در روی زمین و اشرف مخلوقات توانایی‌های بی‌شماری دارد. خداوند تنها پس از خلق انسان بود كه عبارت فتبارك‌ا... احسن‌الخالقین را فرمود.

هووارد گاردنر پس از تحقیقات فراوان در سال 1992 اعلام كرد كه  نوابغ فقط از نه درصد ظرفیت مغزی خود استفاده كرده‌اند!

تعداد سلول‌های مغزی شما بیش از صدمیلیارد است كه در هنگام ارتباط با دیگران یا سخن گفتن و تجزیه و تحلیل كردن و یا خلاقیت ، تفكر و... هر كدام از این سلول‌ها توسط صدها شاخكی كه ایجاد می‌كنند با سلول‌های دیگر مغزی مرتبط می‌شوند. كافی است عدد سلول‌ها را در تعداد شاخك‌ها ضرب كنید. آیا می‌توانید عدد حاصل را در ذهن خود مجسم كنید؟!

آری این است حد بیكران توانایی و قدرتی كه خداوند در شما به ودیعه نهاده است. پس آیا بهتر نیست در اندیشه تازه  و نو شدن و استفاده از این همه توان و قدرت خود باشید؟
مولوی می‌گوید:

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
بگذرد از حد جهان بی‌حد و اندازه شود

خود را تغییر دهید

افرادی موفقندكه آمادگی پذیرش تغییر و انعطاف را داشته باشند. (آنتونی رابینز)
حال كه به ظرفیت عظیم و بی‌حد خود پی‌بردید باید آماده تغییر شوید، این تغییر باید ابتدا از تفكر و نگرش شما به خود و زندگی شروع شده و سپس به نحوه رفتار و عملكرد شما تسری یابد.

از سوی دیگر بزرگی می‌گوید: شرایط زندگی ما ممكن است برآنچه هستیم تاثیر گذاشته باشد اما برای آنچه می‌خواهیم بشویم خودمان مسئول هستیم!
مارك فیشر می‌گوید: همیشه به خاطر داشته باش كه در ارتفاعی از زمین دیگر ابری وجود ندارد اگر هنوز آسمان زندگی‌ات ابری است به این دلیل است كه به اندازه كافی اوج نگرفته‌ای! رفتار و عملكرد ما تحت تاثیر اندیشه و نوع نگاهمان است. اندیشه زیبا و مثبت رفتار و نتایج زیبا می‌آفریند.

عدم موفقیت معلول نتایج غلطی است كه از كار و زندگی خود می‌گیریم و نتایج غلط ما محصول رفتار نادرست ما است. به بیان دیگر افراد موفق آموخته‌اند كه كارها را به روش دیگری انجام دهند پس از نظر منطقی ما هم می‌توانیم این روش‌ها را یاد بگیریم.

فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بكنند آنچه مسیحا می‌كرد

نكته مهم این است كه باید بدانیم نگرش‌های غلط موجب بروز رفتارهای غلط می‌شود!
فیلسوف بزرگ ویلیام جیمز می‌گوید: بزرگترین كشف عصر ما این است كه اگر انسان‌ها نگرش‌های خود را اصلاح كنند زندگی آنها اصلاح می‌شود و جالب‌تر اینكه نگرش‌های نادرست می‌تواند با آموزش‌های درست، اصلاح شود بنابراین فرمول كلی موفقیت به قرار زیر است:
آموزش درست---» تغییر نگرش---» تغییررفتار---» تغییرنتایج این فرمول بسیار مهم را به خاطر بسپارید و سعی كنید از هم‌اكنون و پس از تعیین اولویت‌های خود برای موفقیت با استفاده از آموزش درست كه شامل مطالعه كتاب‌های مناسب، شركت در دوره‌ها و همایش‌های مرتبط با هدف، تمركز بر هدف و... است راه را  آغاز كنید. در تمام ساعات روز به آن فكر كنید تا رفتار و عملكرد شما در جهت وصول به آن تقویت شود و بالاخره  موفقیت را در آغوش بگیرید.

به تعبیر گوته  «در لحظه‌ای كه شخص قاطعانه مصمم به انجام كاری می‌شود، مشیت الهی نیز بر همان كار قرار می‌گیرد، آنگاه همه چیز به كمك شخص می‌شتابند كه در غیر آن صورت هرگز چنان نمی‌شد. زنجیره‌ای از رویدادها در اثر عزم راسخ صادر می‌شوند. همه‌گونه وقایع نادیدنی، ملاقات‌ها و كمك‌های مادی كه هیچ‌كس تصورش را هم نمی‌تواند بكند، به سود شخص سر راهش قرار می‌گیرند. هر چه را می‌خواهید یا رویای انجامش را دارید، شروع كنید. شهامت در خود ذكاوت، قدرت و جادو دارد. همین حالا شروع كنید.»

فرد- رامین کریمی نیا

-----------------------------------------

عشق در نگاه اول چیست؟

عشق در نگاه اول فقط جاذبه جنسی و خودپرستی است.
چند بار در رمان ها خوانده ایم یا در فیلم های عشقی این صحنه را دیده ایم: نگاه دو نفر در دو سوی یک اتاق با یکدیگر تلاقی می کند، صدای همهمه مدعوین و موسیقی دیگر به گوش نمی رسد و ... نیازی به توضیح بیشتر نیست. می دانیم که این نگاه همان اولین نگاه دو عاشق است.
اما اکنون دانشمندان گفته اند که توانسته اند دلیل واقعی این جاذبه را کشف کنند.
بنابه تحقیق جدیدی در بریتانیا، در واقع احساس عمیق عاشقانه هیچ دخالتی در جذب شدن دو نفر در نگاه اول ندارد. معنی "اولین نگاه" خیلی ساده تر است: جاذبه جنسی و خودپرستی دو نفر.
بن جونز، از محققان "آزمایشگاه مطالعات چهره" در دانشگاه آبردین اسکاتلند، می گوید: "به نظر می رسد که کل ماجرای 'عشق در نگاه اول' نوعی خود شیفتگی باشد. مردم به کسانی جذب می شوند که به آنها جذب شده اند."
دکتر جونز ادامه می دهد: "این موضوعی آشنا برای تقریبا همه ماست. وقتی به مردم لبخند می زنیم و نگاهشان می کنیم، به نظر آنها فردی جذابتر می آییم."
نظریه های قبلی در این باره می گفت که اگر مردم از خصوصیات فیزیکی یک فرد - مثلا چهره متناسبش یا مشخصه های مردانه یا زنانه اش - خوششان بیاید، به او جذب می شوند. اما به گفته دکتر جونز نتیجه تحقیق جدید این نظریه ها را زیر سوال برده است
دکتر جونز و همکارانش می گویند که در تحقیق خود ثابت کرده اند که ایما و اشاره های اجتماعی در جلب شدن دو نفر به یکدیگر اهمیت زیادی دارد: این که با رفتار خود نشان بدهند به فرد مقابل جلب شده اند.
اما مهم ترین علامت جلب کردن دیگران به خودمان این است که مستقیم به چشم آنها نگاه کنیم.
این گروه تحقیقی چهار تصویر دیجیتالی متفاوت را به داوطلبان نشان داده و واکنش آنها را زیر نظر گرفته اند.
این تصویرها از زنانی شاد، زنانی که از موضوعی مشمئز شده اند، مردانی خوشحال و مردانی که انزجار در چهره آنها نمایان بوده، تشکیل می شده است.
دانشمندان هر بار یک جفت تصویر مشابه را به داوطلبان نشان داده اند اما با این تفاوت که در یکی از تصاویر فرد مستقیم به دوربین نگاه می کرده است و در دیگری نه.
آنها بعد از داوطلبان خواسته اند به میزان جذابیت افراد در هر یک جفت عکس نمره بدهند. محققان از امتیازات داده شده متوجه شدند که داوطلبان به تصویری که نگاه فرد به دوربین بوده بیشتر نمره داده اند اما فقط اگر نگاه مستقیم او دوستانه و با محبت بوده است. میزان این جذابیت در مورد جنس مخالف حتی بالاتر هم بوده است.
دکتر جونز می گوید: "ما در ابتدایی ترین سطح این مکاشفه متوجه شدیم که مردم به چهره ای جلب می شوند که مستقیم به آنها نگاه می کند. به کلامی دیگر می توان گفت مردم به کسانی جلب می شوند که به آنها نگاه می کنند."
به گفته این محقق بریتانیایی نتیجه این تحقیق جدید از زوایه علم تکامل کاملا قابل درک است: "در دنیای حیوانات برای جفت گیری تلاش زیادی باید صورت بگیرد و منطقی است که نوع بشر بخواهد که این وقت و انرژی را به طور بهینه مورد استفاده قرار بدهد یعنی از روشی استفاده بکند که ضریب اطمینان موفقیت آن بیشتر است."
پس می توان در نهایت نتیجه گرفت که وقت خود را صرف جلب کسی نکنید که به شما هیچ توجهی نشان نمی دهد

--------------------------------------

درباره وبلاگ

موفقیت...پيروزي....آرمان....هدف
...زندگي با طعم دوست داشتن
.خواستن .توانستن
........

.......
اگر نمي تواني بالا روي ،
سيب باش تا افتادنت انديشه اي را بالا برد .

دکتر شريعتي
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ