تبليغاتX
هدیه برای دانش تو
هدیه برای دانش تو
مرکز موفقیت ایران
نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 توسط علی حامدی

در هر كرانه اين شهر بي تپش
                                                سگ هاي زنجيري
                                                                             سگ هاي دست آموز


در چشمهاي بيدار،

                                                                   ترس را نشانده اند

 


آنها، هر روز ميدرند
                                      هر روز مي برند
                                     

و پاداش
                   از دست گرگ پير ميگيرند

 

 


در پايتخت غارت و خون
سگهاي زنجيري


بر گرد گرگ پير

به حراست نشستهاند.

 


                                                          زنده ياد دکتر علی شريعتی

 

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 توسط علی حامدی

 

قرمز = آسیایی ها                      آبی = اروپایی ها

[Image]

1- عقیده

[Image]

2- شیوه زندگی

[Image]

3- سر وقت بودن

[Image]

4- ارتباطات

[Image]

5- عصبانیت

[Image]

6- صف

[Image]

7- وضعیت خیابان ها در روزهای تعطیل

[Image]

8- جشن و میهمانی

[Image]

9-سروصدا در رستوران

[Image]

10- مسافرت

[Image]

11- رویارویی با مشکلات

[Image]

12- سه وعده غذای روزانه

[Image]

13- حمل و نقل

[Image]

14- دوران کهنسالی

[Image]

15- حال و حوصله - آب و هوا

[Image]

16- رئیس

 

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 توسط علی حامدی

ترجمان فاجعه

احمد شاملو

صحنه چه می تواند گفت

به هنگامی که از بازیگر و بازی تهی است ؟

اینجا مطلقِ زیبایی به کار نیست

که کاغذِ دیوارپوش نیز

                                        می باید زیبا باشد .

 

در غیابِ انسان

جهان را هویتی نیست

در غیابِ تاریخ

هنر

عشوه ی بی عار و دردی است

دهانِ بسته

وحشتِ فریبکار از لو رفتن است

دستِ بسته

بازداشتنِ آدمی است از اعجازش

خونِ ریخته

حرمتی به مزبله افکنده است

ما به ازای سیرخواریِ شکم باره یی .

 

هنر شهادتی است از سر صدق:

نوری که فاجعه را ترجمه می کند

تا آدمی

حشمتِ موهون اش را باز شناسد .

 

نور

شبکور ...

نور

شبکور...

نور

شبکور...

نور

شبکور...

نگارش در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط علی حامدی
ده دلیل برای رای ندادن به محسن رضایی - اگر به او رای بدهیم ممکن است رئیس جمهور بشود. - با همه چیز که نباید شوخی کرد. - ممکن است کل حکومت تحت تعقیب پلیس بین المللی قرار بگیرد. - یعنی واقعا موضوعی به این روشنی احتیاج به دلیل دارد؟ - یکی از خطرات جدی رای دادن به رضایی این است که یک دفعه دیدی رئیس جمهور شد. - اصلا در این مورد زیاد حرف نزنیم، چون ممکن است بعضی ها قضیه را جدی بگیرند. - رئیس جمهور باید بتواند به چیزی فکر کند و اگر به فکرش رسید آن را بیان کند. - رضایی بعد از احمدی نژاد، همه یقین می کنند که ایرانی ها مشکل جدی روانی دارند. - مهم ترین خطر این است که اگر به او رای بدهیم واقعا ممکن است رئیس جمهور شود. - ممکن است رئیس جمهور بشود و واقعا چهار سال رئیس جمهور بماند. ده دلیل برای رای ندادن به مهدی کروبی - با رای دادن به کرباسچی به عنوان رئیس جمهور صددرصد موافقم، ولی حیف! - با رئیس جمهور شدن مهاجرانی شدیدا موافقم، ولی حیف! - با رئیس جمهور شدن عباس عبدی هم شدیدا موافقم، ولی باز هم حیف! - با رئیس جمهور شدن محمد علی ابطحی هم موافقم، ولی حیف! - با رئیس جمهور شدن محمد قوچانی هم موافقم، ولی حیف! - با رئیس جمهور شدن جمیله کدیور موافقم، ولی حیف! - با رئیس جمهور شدن دکتر عبدالکریم سروش هم موافقم، ولی حیف! - با رئیس جمهور شدن محمدعلی نجفی هم موافقم، ولی حیف! - حیف که نمی توان به " آقای اطرافیان" رای داد، حیف! - آدم به کسی رای می دهد که احتمال برنده شدنش باشد. ده دلیل برای رای ندادن به میرحسین موسوی - اگر رئیس جمهور شود، مجبورم برگردم ایران و باید بروم زندان. - اگر رئیس جمهور شود، دیگر این همه سوژه خنده نداریم. - رئیس جمهور باید روزی یک نطق آتشین بکند، او اصلا بلد نیست حرف بزند. - ایران دیگر خبر اول جهان نخواهد بود. - مجبوریم برویم سر کار و زندگی مان، حوصله نداریم. - عادت کردیم هر روز دروغ بشنویم، فکر کنم مردم تا شش ماه بهت زده باشند. - اگر میرحسین رئیس جمهور شود، احتمالا مردم متوجه می شوند که دولتی وجود دارد، ولی رئیس جمهور را نمی بینند. - اگر میرحسین بیاید یک آدم باشعور رئیس جمهور می شود و دیگر براحتی نمی توانیم از واژه هایی مانند " این حمالها"، " این کثافت ها"، " این آشغالها" برای انداختن مسوولیت گردن دیگران استفاده کنیم. - بچه ها باید بروند سر کلاس درس بخوانند و نمی روند رئیس جمهور گردی. - میزان خروج نخبگان از کشور کاهش پیدا می کند و پیشرفت های جهانی مان کم می شود. و ده دلیل برای رای ندادن به محمود احمدی نژاد - چهار سال خیلی زمان زیادی است، دیگه بسه! - دروغ چیز بدی است، رئیس جمهور هفته ای یک بار باید حداقل راست بگوید. - آمار را از توی تحقیق و بررسی استخراج می کنند، نه از توی زباله ها. - همه 300 میلیارد دلار را نباید نابود کرد، حداقل نصفش را بگذاریم بماند. - آدمی که سی برابر وزنش هر روز پی پی تولید می کند، بیشتر برای کشاورزی مناسب است نه ریاست جمهوری. - آدم اشتباه می کند، ولی اشتباهش را برای دفعه بعد انتخاب نمی کند. - آدم گرسنه آمار اقتصادی را از شکمش می پرسد، نه از تلویزیون. - آدمی که زیاد اشتباه می کند، هر چه بیشتر کار کند بیشتر اشتباه می کند. - شجاعت چیز خوبی است، البته نه برای کسی که قصد دارد همه چیز را نابود کند. - رئیس جمهور باید جزو بهترین و تواناترین آدمهای کشور باشد، نه مردی از جنس همه
نگارش در تاريخ سه شنبه ششم مرداد 1388 توسط علی حامدی

 

کارمای نیک

 

این مطلب، نوشته ای کوتاه و در عین حال جذاب است. بخوانید و سرخوش گردید. مطالبی است که دالایی لاما برای سال 2008 افاده کرده است. خواندن و اندیشیدن در آن بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمی گیرد. این پیام را وانگذار. منترا باید حد اکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلا خرافاتی نباشید و به این حرفها دل ندهید.

 

1ـ      به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجند.

 

2ـ      وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

 

3ـ      این سه میم را از همواره دنبال کن:

 

-4   محبت و احترام به خود را

 

-5 محبت به همگان را

 

-6  و مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای

 

-7       به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است.

 

8ـ       اگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز.

 

9ـ       به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

 

10ـ       وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را پیاپی برای رفع آن خطا بردار.

 

11ـ       بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

 

12ـ       چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها واننه.

 

13ـ   به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است.

 

14ـ   شرافتمندانه بزی؛ که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی..

 

15ـ   زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

 

16ـ   در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه های قدیم نگیر.

 

17ـ   دانش خود را با دیگران در میان گذار.... این تنها راه جاودانگی است.

 

18ـ   با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش.

 

19ـ   سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.

 

20ـ   بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

 

21ـ   وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به دست آورده ای.

 

22ـ   در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

 

 

 

اگر می خواهی زندگیت عوض شود، این منترا را به حداقل 5 نفر برسان...

 

5 نفر: زندگیت به مرور بهتر خواهد شد.

 

 5تا9 نفر: زندگیت آن سان وفق مراد توست، خواهد گشت.

 

10تا 14 نفر: شما حد اقل سه خبر خوش غیر منتظره در 3 هفتۀ آینده خواهید شنید.

 

15 نفر و بیشتر: زندگی شما به نحوی زیاد و غیر قابل انتظار دگرگون خواهد شد و کارها همه آن سان که دوست می داری خواهد شد.

 

این پیام را همین جوری رها نکنید.... این منترا باید حداکثر تا 96 ساعت از دستان شما خارج گردد. شما خبر خوش غیر منتظره ای دریافت خواهید نمود

 

نگارش در تاريخ سه شنبه ششم مرداد 1388 توسط علی حامدی

يک روز صبح که می‌نشينند پای سيستمشان، متوجه می‌شوند که سيستم عامل ويندوزشان خراب شده‌است و درست کار نمی‌کند.

ببينيم هرکس چه می‌کند:



احمدی‌نژاد

يک ربع بعد، در يک مصاحبۀ مطبوعاتی اعلام می‌کند، مدارکی دارد که نشان می‌دهد عده‌ای از داخل، به شرکت سازنده ويندوز علامت داده‌اند که کاری کند که نرم‌افزارهايی که ايرانی‌ها کپی می‌کنند، مشکل‌ساز شود. ظهر همان روز طی نامه‌ای تمام هيئت‌مديرۀ شرکت ماشين‌های اداری و انفورماتيک را برکنار و عده‌ای از بروبچز دفتر رياست‌جمهوری را به جای آن‌ها منصوب می‌کند و شب به اخبار بيست‌وسی دستور می‌دهد که خبر دست‌يابی به تکنولوژی گياهيِ ساخت ويندوز به‌دست محققان ايرانی را اعلام کند.


خاتمی


اول باور نمی‌کند که ويندوزش خراب شده باشد و نيم‌ساعتی جلوی مانيتور معصومانه و با گردن کج می‌نشيند تا شايد دلش به رحم بيايد و درست شود... بعد يک ساعتی برای کامپيوتر دربارۀ فلسفۀ اخلاق و لزوم گفتگوی تمدن‌ها و ارتباط بين مردم‌سالاری دينی و درست کار کردن ويندوز صحبت می‌کند. بعد بلند می‌شود، می‌ايستد و يک « استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم» اجرا می‌کند. بعد هم که می‌بيند هيچ‌کدام فايده‌ای ندارد، با ترس و لرز و بعد از چند بار استخاره دستگاه را خاموش می‌کند.

هاشمی رفسنجاني

لبخند می‌زند و آنقدر صبر می‌کند که يا بتواند شرکت مايکروسافت را وارد ايران کند و يا بيل گيتس را به خاک سياه بنشاند.

کروبي

با عصبانيت تمام چند فحش آب نکشيده به هرکس که کامپيوتر را ساخته، می‌دهد و بعد نامه اعتراض‌آميزی به جنتی می‌نويسد و پس از ذکر چند خاطره از اوايل انقلاب، شورای نگهبان را مسئول بالا نيامدن ويندوز و به رياست‌جمهوری رسيدن احمدی‌نژاد معرفی می‌کند.

محسن رضايي


با بروبچه‌های سايت بازتاب (تابناک) تماس می‌گيرد تا خبر بسيار تندی در مورد فساد اخلاقی مخترع کامپيوتر و سازندۀ ويندوز منتشرکنند و کامپيوترش را در اين بين از پنجره به بيرون پرتاب می‌کند.

مصطفی معين


می‌زند زير گريه و قهر می‌کند.



قاليباف


بلافاصله به واحد انفورماتيک شهرداری (بچه‌های سابق واحد انفورماتيک ناجا) تماس می‌گيرد تا ترتيب نوشتن يک سيستم عامل جديد را بدهند. بعد به واحد تابلوها و علائمِ شهرداری (بچه‌های سابق تابلوها و علائم ناجا) دستور می‌دهد تا يک روزشمار در محل ساخت سيستم عامل جديد نصب کنند... بعد، از واحد آموزش ضمن خدمت شهرداری تهران (قاعدتاً باز هم واحد آموزش ضمن خدمت سابق ناجا) می‌خواهد تا مقدمات آموزش و اخذ مدرک MCSD او را فراهم کنند.



علی لاريجاني


با جواد لاريجانی مشورت می‌کند.



جواد لاريجاني


با دوستانش در انگليس مشورت می‌کند و قرار می‌شود آن‌ها با مقامات آمريکايی لابی کنند تا اجازه بدهند او با نماينده شرکت مايکروسافت در زير پل سانفرانسيسکو ملاقات خصوصی و تماس محرمانه‌ای داشته باشد. در اين تماس نطفۀ بسياری از حوادث در حوزۀ سيستم‌های عامل بسته می‌شود.



ابراهيم يزدي


بلافاصله به بهانۀ معالجۀ پروستاتش راهی آمريکا می‌شود و آن‌جا از خود بيل گيتس يک نسخۀ ارجينال از ويندوز ويستا هديه می‌گيرد و بعد از شش ماه به ايران برمی‌گردد.

عسکراولادي

 
(اصولاً حتی در عالم فرض هم محال است که ايشان با کامپيوتر و سيستم عامل آشنايی داشته باشد.)



فاطمه رجبي


بلافاصله در نسخۀ دست‌نويسی که ديشب نوشته بوده و در آن هاشمی و خاتمی و کروبی و قاليباف و پانزده نفر ديگر از مسئولان و مقامات مهم مملکتی را خائن و فاسد و جاسوس و پارتی‌باز و غارتگر ناميده بوده‌است، نام فيل گوتس (بيل گيتس) را هم وارد می‌کند و برای يکی از مسئولان وبلاگ شخصی و سايت خبری رسمی‌اش فکس می‌کند تا هم‌زمان در چند سايت خبری و فردا در چند روزنامه دولتی به چاپ برسد... بعد مشغول سيب‌زمينی پوست کندن می‌شود.



حسين شريعتمداري


بلافاصله گفت‌وشنود بسيار بامزه، انتقادی، مرتبط و مؤدبانه‌ای دراين باره قلمی می‌کند. مثلاً تو اين مايه‌ها:


گفت: شنيدی اين بيل گيتس بی‌شعورِ عوضيِ گفته ما با ويندوزمان ايران را نابود می‌کنيم.
گفتم: از اين خرپور خاک‌برسر آمريکايی هر چی بگی برمياد.
گفت: اما اين آدم احمق مگه با چند تا ويندوز و پنجره چی‌کار می‌تونه بکنه؟
گفتم: خودش هم نمی‌دونه. ميگن يکی از پنجرۀ طبقه دهم پريد پايين. وقتی خورد زمين و داشت ذره‌ذره هلاک می‌شد، يکی از ميون جمعيت گفت چی شده؟ اين بدبخت هم گفت والله من خودم هم تازه رسيدم

درباره وبلاگ

موفقیت...پيروزي....آرمان....هدف
...زندگي با طعم دوست داشتن
.خواستن .توانستن
........

.......
اگر نمي تواني بالا روي ،
سيب باش تا افتادنت انديشه اي را بالا برد .

دکتر شريعتي
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ