تبليغاتX
هدیه برای دانش تو
هدیه برای دانش تو
مرکز موفقیت ایران
نگارش در تاريخ چهارشنبه دوم دی 1388 توسط علی حامدی

معادله ۱

 

انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

وبنابرین

انسان – تفریح = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند

معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابرین

مرد – درآمد = الاغ

بعبارت دیگر

مردی که درآمد ندارد = الاغ

 معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

 وبنابرین

زن – خرج پول = الاغ

بعبارت دیگر

زنی که پول خرج نمی کند = الاغ

 

نتیجه گیری:

 از معادلات ۲و۳ داریم:

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند

پس:

 فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها  تبدیل به الاغ شوند..

 و

 فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

بنابرین داریم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:

مرد + زن = ۲الاغی که با هم بخوشی زندگی میکنند!

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط علی حامدی

اگر تخیلت را به کار بیندازی!

موضوع برای خندیدن زیاد است.

بخند دلبر من

بر همه چیز

بر اینهمه

بر همه لحظه‌ها

بر همه رفته‌ها

نیامده‌ها

بخند دلبرکم.

*

اگر دقیق‌تر نگاهی کنی!

همیشه بهانه‌ای برای خندیدن هست.

بخند بر لب‌ها

بخند بر بوسه‌ها

بخند بر این تمنا که در دستانشان هست

بخند بر گریه‌هایمان

بخند بر لحظه‌هایمان

بخند بر زمانی که می‌گذرد.

چه کوه‌های سپید دور دستی!

بخند بر درها

بخند بر دیوارها

بخند بر آن لحظه‌ها که در دوردست می‌گذرند.

بخند بر کوچه‌ها، بر دشت‌های رو به آفتاب، بر درختان انار

بخند دلبرکم

بخند...

*

دقیق نگاه کن، خیالت را نگذار که برود

تماشا کن

بایست بر حاشیه گذرگاه‌ها، بر لب آب‌های درگذر، بر کناره ساکن آفتاب گیری در آن افق

سایه‌ها رسیدنشان را آرزو می‌کنند.

بر همه اینها تو بخند.

بخند دلبرکم

بر ردیف به ردیف درختان تازه

بر نهال‌های کهنه

بر گل صد پر پرپر

بخند.

 

آرزو مودی  خراسان رضوی

نگارش در تاريخ دوشنبه شانزدهم آذر 1388 توسط علی حامدی

تعدادي از ترين هاي جهان 

جهان اطراف ما همواره پر از رمز و راز بوده است و بشر نيز هماره به دنبال كشف رمز و رموز طبيعت.

1- كوير لوت گرمترين نقطه ي جهان

 

در مورد گرمترين نقطه ي جهان بحث ها ي بسياري وجود دارد. برخي صحراي العزيزيه ليبي كه بالاترين دماي ثبت شده در آن 58 درجه سانتيگراد است و برخي دره ي مرگ (Death valley) در كاليفرنيا با 56 درجه سناتيگراد را گرمترين نقطه جهان مي دانند. اما ماهواره ي سازمان ناسا در كوير لوت دماي 71 درجه سناتيگراد را نيز ثبت كرده است و كارشناسان معتقدند كه اين دما بالاترين دماي ثبت شده در جهان است.

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه دهم آذر 1388 توسط علی حامدی

ده نفر از عجیب ترین آدمهای دنیا

(یک ایرانی هم بین اینها هست)

1- یک تایوانی 64 ساله که بیش از سی سال است که نخوابیده است،این مرد بعد از یک تب در سال 1973 دیگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.او در یک مزرعه زندگی می کند و از خوک و مرغ نگهداری می کند و این کار تمام وقت او را می گیرد.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 توسط علی حامدی
به نظر شما بعد از تموم شدن بحران اقتصادی جهانی آرم شرکتهای معروف به چه شکل در میان؟

مثلا شرکت کامپیوتری اپل (Apple)

یا کمپانی خودرو سازی  فراری (Ferrari)

یا شرکتهایی مثل LG، نوکیا، Cisco ، مک دونالد و... ؟





ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط علی حامدی

اتفاقات تلخ دختری که در 4سالگی ازدواج کرد!! (+عکس) (+16)

راجع به زندگی گذشته اش که مربوط به سالهای دور می شود قصه می گوید و گاهی توقف نموده اشکهای چشمانش را با گوشه چادرش خشک میکند...
 
 در سن چهار سالگی با شوهر سی ساله عروسی کرده  بعد از سالها لت و کوب و صد ها جراحت در بدن کوچکش از خانه شوهر فرار نموده فعلآ در یک یتیم خانه کابل با اندکی مهر ومحبت آشنا شده

 

دنباله مطلب در ادامه مطلب .....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط علی حامدی

عصمتیان را به مقام جلال

جلوه، حرام است مگر با حلال

دیده به هر روی نباید گشاد

پای به هر کوی نباید نهاد

******

با حیاترین کلمه (( فاطمه )) است.

******

چیست این آرایش و الگو و مد

چیست این سرگشتگی در کار خود

چیست این پیراهن و شلوار تنگ

چیست این تن پوشش هفتاد و دو رنگ

******

پدرم گفت: گل از رنگ و لعابش پیداست

و زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست

******

حیا صدف تقواست.

******

زود باوربودن دوشیزگان

با اکاذیب پسرهای جوان

عامل ده ها فضیحت میشود

مانع کسب فضیلت میشود

******

زن بسان نخل بود در باغ و بستان جهان

مرد ، او اندر مثل باشد چو شخص باغبان

باغبان باید که دیواری کشد بر دور باغ

تا گلشن ایمن شود از دستبرد این و آن

******

در خیابان چهره آرایش مکن

از جوانان سلب آسایش نکن

زلف خود از روسری بیرون مریز

در مسیر چشمها افسون مریز

نگارش در تاريخ چهارشنبه ششم آبان 1388 توسط علی حامدی
کردان: استیضاح کننده من 30 میلیون داده و از آکسفورد مدرک خریده/ منظورم از سگ های پول یاب ،چیز دیگری بود
آن داستان هم اینگونه بوده است که این چک حدود یک ماه قبل صادر شده بود. ازمحل صدور تا دفتر من فاصله اش چقدر بود؟ حدود 200 متر. من نیازمند به اون چک بودم، زندگی من فقط با حقوق دولتی تامین می شود.


جهان - علی کردان با اشاره به استیضاح خود گفت: رای اعتماد و استیضاح حق طبیعی نمایندگان است این عین قانون است، عین دموکراسی است و من هم آن را می پذیرم. اما من به اتهامی استیضاح شدم که بخشی از امضا کنندگان همان اتهام را دارند.

وی افزود:یکی از امضا کنندگان استیضاح بنده رسما رفته از انگلیس از همان دانشگاه آکسفورد با پرداخت سی میلیون تومان، مدرک خریده و الان هم با منافقین ارتباط دارد

وی در ادامه گفت:یکی از امضا کنندگان که سردمداری استیضاح را داشت پایان نامه دانشگاهی اش را از کتاب یکی از شخصیت های بزرگ کشور برداشته ...یکی از استیضاح کنندگان که سخنرانی قهاری می کرد فوق لیسانس مورد تایید وزارت علوم را ندارد... یکی از امضا کنندگان سه نوبت از حق ایثارگری استفاده کرد و رفته در این سه نوبت ار دانی ترین مراحل تخصصی تحصیلی به عالی ترین مراحل تخصصی تحصیلی رسیده چرا به تخلفات او نمی پردازید؟ من می گویم یک شهر و 2 نرخ نمیشه عدالت رو باید رعایت کنید.

خبرنگار ما پرسید آقای کردان شما قبلا در مورد آقای رحیمی هم گفته بودید که مدرک او هم جعلی است، آیا این موضوع را تائید می کنید؟
بنده چنین مطلبی رو عرض نکردم آقای رحیمی خودشون در قید حیات هستند می توانید از خودشان بپرسید.

کردان در سوالی دیگری راجع به نامه توهین آمیز به کارمندان ریاست جمهوری که چندی پیش منتشر شد گفت:
بسیار کار خوبی کردید که این نامه را منتشر کردید. شما مطمئن باشید 51% به نفع ما کار کردید 49% به نفع خودتان. یکی از اشکالاتی که مردم ایران دارند این است که می گویند مدیران باید در عین توجه به احکام الهی قاطع تصمیم بگیرند. من جزء مدیرانی هستم که حد اقل کسی تا امروز راجع به مدیریتم حرف منفی نزده است. آن داستان هم اینگونه بوده است که این چک حدود یک ماه قبل صادر شده بود. ازمحل صدور تا دفتر من فاصله اش چقدر بود؟ حدود 200 متر. من نیازمند به اون چک بودم، زندگی من فقط با حقوق دولتی تامین می شود. اگر غیر از این است سایت جهان را ماموریت می دهم در سراسر جهان غیر از حقوق هر چیزی گیر آورد حتما منتشر کند. چون یک چیز دیگر هم شنیده بودم خیلی علاقمند بودم حتما منتشر کنید در مورد درمان من بود تا من جواب بدهم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. ولی حیف که منتشر نکردید!

اما در آن نامه منظورم از سگ، کارمندان نبودند بلکه منظورم این بود که ما باید از این به بعد سگ هایی تربیت کنیم پول یاب، بجای مواد مخدر یاب و تروریست یاب، باید سگ های پول بو کش تربیت کنیم. من به کی توهین کردم؟ سایت شما همه را می زد. در عین حال همان قدری را هم که زد من نظرسنجی کردم 51% من منفعت بردم از جنابعالی و از همه دوستان و از این بابت تشکر می کنم، 49% هم شما منفعت بردید متشکرم.

کردان در پایان این گفتگو درباره مسئولیت خود در دولت گفت: این سوال چون سوال همه است قبلا هم جواب دادم من کارمند رسمی صدا و سیما هستم مامور به خدمت در ریاست جمهوری. به عنوان یک کارشناس در ریاست جمهوری کار می کنم کاری که به من ارجاع بشه انجام می دهم اگر هم مشورتی از من خواسته شود مشورت می دهم. به طور مشخص من کار کارشناسی می کنم در دفتر آقای رییس جمهور.

http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/magmagclub/articleid/609735/»+کردان%3A+استیضاح+کننده+من+30
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم مهر 1388 توسط علی حامدی
 

 

سایت زیر مرکز اطلاعات جدید و اخبار با نمک و نمکه

کلیک کنید

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 توسط علی حامدی

 

قرمز = آسیایی ها                      آبی = اروپایی ها

[Image]

1- عقیده

[Image]

2- شیوه زندگی

[Image]

3- سر وقت بودن

[Image]

4- ارتباطات

[Image]

5- عصبانیت

[Image]

6- صف

[Image]

7- وضعیت خیابان ها در روزهای تعطیل

[Image]

8- جشن و میهمانی

[Image]

9-سروصدا در رستوران

[Image]

10- مسافرت

[Image]

11- رویارویی با مشکلات

[Image]

12- سه وعده غذای روزانه

[Image]

13- حمل و نقل

[Image]

14- دوران کهنسالی

[Image]

15- حال و حوصله - آب و هوا

[Image]

16- رئیس

 

نگارش در تاريخ سه شنبه ششم مرداد 1388 توسط علی حامدی

يک روز صبح که می‌نشينند پای سيستمشان، متوجه می‌شوند که سيستم عامل ويندوزشان خراب شده‌است و درست کار نمی‌کند.

ببينيم هرکس چه می‌کند:



احمدی‌نژاد

يک ربع بعد، در يک مصاحبۀ مطبوعاتی اعلام می‌کند، مدارکی دارد که نشان می‌دهد عده‌ای از داخل، به شرکت سازنده ويندوز علامت داده‌اند که کاری کند که نرم‌افزارهايی که ايرانی‌ها کپی می‌کنند، مشکل‌ساز شود. ظهر همان روز طی نامه‌ای تمام هيئت‌مديرۀ شرکت ماشين‌های اداری و انفورماتيک را برکنار و عده‌ای از بروبچز دفتر رياست‌جمهوری را به جای آن‌ها منصوب می‌کند و شب به اخبار بيست‌وسی دستور می‌دهد که خبر دست‌يابی به تکنولوژی گياهيِ ساخت ويندوز به‌دست محققان ايرانی را اعلام کند.


خاتمی


اول باور نمی‌کند که ويندوزش خراب شده باشد و نيم‌ساعتی جلوی مانيتور معصومانه و با گردن کج می‌نشيند تا شايد دلش به رحم بيايد و درست شود... بعد يک ساعتی برای کامپيوتر دربارۀ فلسفۀ اخلاق و لزوم گفتگوی تمدن‌ها و ارتباط بين مردم‌سالاری دينی و درست کار کردن ويندوز صحبت می‌کند. بعد بلند می‌شود، می‌ايستد و يک « استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم» اجرا می‌کند. بعد هم که می‌بيند هيچ‌کدام فايده‌ای ندارد، با ترس و لرز و بعد از چند بار استخاره دستگاه را خاموش می‌کند.

هاشمی رفسنجاني

لبخند می‌زند و آنقدر صبر می‌کند که يا بتواند شرکت مايکروسافت را وارد ايران کند و يا بيل گيتس را به خاک سياه بنشاند.

کروبي

با عصبانيت تمام چند فحش آب نکشيده به هرکس که کامپيوتر را ساخته، می‌دهد و بعد نامه اعتراض‌آميزی به جنتی می‌نويسد و پس از ذکر چند خاطره از اوايل انقلاب، شورای نگهبان را مسئول بالا نيامدن ويندوز و به رياست‌جمهوری رسيدن احمدی‌نژاد معرفی می‌کند.

محسن رضايي


با بروبچه‌های سايت بازتاب (تابناک) تماس می‌گيرد تا خبر بسيار تندی در مورد فساد اخلاقی مخترع کامپيوتر و سازندۀ ويندوز منتشرکنند و کامپيوترش را در اين بين از پنجره به بيرون پرتاب می‌کند.

مصطفی معين


می‌زند زير گريه و قهر می‌کند.



قاليباف


بلافاصله به واحد انفورماتيک شهرداری (بچه‌های سابق واحد انفورماتيک ناجا) تماس می‌گيرد تا ترتيب نوشتن يک سيستم عامل جديد را بدهند. بعد به واحد تابلوها و علائمِ شهرداری (بچه‌های سابق تابلوها و علائم ناجا) دستور می‌دهد تا يک روزشمار در محل ساخت سيستم عامل جديد نصب کنند... بعد، از واحد آموزش ضمن خدمت شهرداری تهران (قاعدتاً باز هم واحد آموزش ضمن خدمت سابق ناجا) می‌خواهد تا مقدمات آموزش و اخذ مدرک MCSD او را فراهم کنند.



علی لاريجاني


با جواد لاريجانی مشورت می‌کند.



جواد لاريجاني


با دوستانش در انگليس مشورت می‌کند و قرار می‌شود آن‌ها با مقامات آمريکايی لابی کنند تا اجازه بدهند او با نماينده شرکت مايکروسافت در زير پل سانفرانسيسکو ملاقات خصوصی و تماس محرمانه‌ای داشته باشد. در اين تماس نطفۀ بسياری از حوادث در حوزۀ سيستم‌های عامل بسته می‌شود.



ابراهيم يزدي


بلافاصله به بهانۀ معالجۀ پروستاتش راهی آمريکا می‌شود و آن‌جا از خود بيل گيتس يک نسخۀ ارجينال از ويندوز ويستا هديه می‌گيرد و بعد از شش ماه به ايران برمی‌گردد.

عسکراولادي

 
(اصولاً حتی در عالم فرض هم محال است که ايشان با کامپيوتر و سيستم عامل آشنايی داشته باشد.)



فاطمه رجبي


بلافاصله در نسخۀ دست‌نويسی که ديشب نوشته بوده و در آن هاشمی و خاتمی و کروبی و قاليباف و پانزده نفر ديگر از مسئولان و مقامات مهم مملکتی را خائن و فاسد و جاسوس و پارتی‌باز و غارتگر ناميده بوده‌است، نام فيل گوتس (بيل گيتس) را هم وارد می‌کند و برای يکی از مسئولان وبلاگ شخصی و سايت خبری رسمی‌اش فکس می‌کند تا هم‌زمان در چند سايت خبری و فردا در چند روزنامه دولتی به چاپ برسد... بعد مشغول سيب‌زمينی پوست کندن می‌شود.



حسين شريعتمداري


بلافاصله گفت‌وشنود بسيار بامزه، انتقادی، مرتبط و مؤدبانه‌ای دراين باره قلمی می‌کند. مثلاً تو اين مايه‌ها:


گفت: شنيدی اين بيل گيتس بی‌شعورِ عوضيِ گفته ما با ويندوزمان ايران را نابود می‌کنيم.
گفتم: از اين خرپور خاک‌برسر آمريکايی هر چی بگی برمياد.
گفت: اما اين آدم احمق مگه با چند تا ويندوز و پنجره چی‌کار می‌تونه بکنه؟
گفتم: خودش هم نمی‌دونه. ميگن يکی از پنجرۀ طبقه دهم پريد پايين. وقتی خورد زمين و داشت ذره‌ذره هلاک می‌شد، يکی از ميون جمعيت گفت چی شده؟ اين بدبخت هم گفت والله من خودم هم تازه رسيدم

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 توسط علی حامدی
نخستین مناظره انتخابات ریاست جمهوری بین میرحسین موسوی و محمود احمدی‌نژاد برگزار شد. در این مناظره، محمود احمدی نژاد، كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ریاست جمهوری گفت: امروز آقای موسوی در مقابل من نیست. سه دولت گذشته در مقابل من است. این سه درگذشته هم از یكدیگر حمایت كردند در واقع اینها با هم بودند.زمانی كه دولت تشكیل شد اینها هدفشان ضربه زدن به دولت بود. 

..
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 توسط علی حامدی
خاله

                                       ( خاله بازی )
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است.
دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است
.

عمه

معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل:
 ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
مشاغل كاذب: Match-Making
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.

دایی


معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
مشاغل كاذب:بچه حلال زاده به داییش میره
ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید.

 عمو

معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد.
 دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی..
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است
نگارش در تاريخ چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 توسط علی حامدی

مارمولک سخت ترین بارداری را دارد

دانشمندان دریافته اند، نوعی مارمولک استرالیایی سخت ترین دوران باداری در میان جانوران و انسان ها را پشت سر می گذارد.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، دانشمندان اعلام کردند به جهت محدودیت های خاص آناتومیکی در مارمولک و به ویژه گونه استرالیایی آن، بچه مارمولک زمانی به دنیا می آید که بالغ بر یک سوم وزن مارمولک بالغ وزن دارد.
به گفته دانشمندان از آنجا که در دوران بارداری مارمولک هیچ گونه فضای اضافی برای قرار گرفتن بچه مارمولک در بدن مادر وجود ندارد، حیوان بالغ بیشترین درد را تحمل می کند.
بر اساس گزارش ای.بی.سی، دانشمندان هنرنمایی مارمولک بالغ در به دنیا آوردن بچه خود را معادل دردی عنوان کرده اند که قرار باشد زنی نوزاد 7 کیلوگرمی را به دنیا آورد.
دانشمندان که در صحرای استرالیای جنوبی به بررسی این موضوع پرداخته اند گفتند: هیچ موجود دیگری در دنیا چنین دردی را در دوران بارداری تحمل نمی کند
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط علی حامدی

فال بازی خیال

بعضی ها می گویند که هیچوقت خواب نمی بینند. اما این غیر ممکن است. همه ی آدم ها خواب می بینند و برای خود رویاهایی دارند، اما حافظه ی بعضی قوی تر است و به آنها امکان می دهد که این رویاها در ذهنشان بماند. رویاهای ما ترکیبی از خیالات خصوصی ما هستند. رویا به ما امکان می دهد که آنطور که دوست داریم رفتار کنیم، اما به موجب اینکه بیدار می شویم،؛ رویاهایمان شروع به ذوب شدن می کنند و هرچه بیشتر سعی در به خاطر آوردن جزئیات آن بکنیم، بیشتر فراموش می کنیم.

اما دلیل خواب دیدن ما چیست؟ و آیا خوابهایمان مهم هستند؟ دانشمندان عقیده دارند که اینطور است، چون رویاهایمان به ما کمک میکنند تا خود را برای مشکلات روز زندگی آماده کنیم. تصاویری که ما در رویاهایمان می بینیم، معانی ویژه ای دارند و به ما کمک می کنند تا با شخصیت خود بیشتر آشنا شویم.

در این مقاله قصد داریم با بازی خیال گوشه ای از شخصیتتان را به شما نشان دهیم.. می توانید این بازی را دو به دو انجام دهید و یکی سوال کند و دیگری پاسخ گوید. اما شما که اول این مقاله را می خوانید توجه کنید که پایین سوالات را نگاه نکنید تا بازیتان خراب نشود و سوالات را در کمال دقت و صداقت پاسخ دهید.

با ما همراه باشید!


سوالات

1. فکر کنید خوابیده اید و خواب می بینید. در خواب خود را در خانه ای ایده آل مییابید. این خانه چه شکلی دارد؟ آن را توصیف کنید.


2. حال کنار جاده ای باریک در حال قدم زدن هستید.. ناگهان یک فنجان/لیوان/کوزه ی آب را روی زمین در مقابلتان می یابید. چه شکل دارد؟ چه چیز در آن است؟
3. راه تمام می شود و شما وارد جنگلی می شوید. تقریباً راهی دراز را می پیمایید تا به زمینی مسطح می رسید. در وسط این زمین ساختمانی وجود دارد. این ساختمان چه نوع ساختمانی است؟
4. اطراف ساختمان را باغی پوشانده است. این باغ را توصیف کنید.
5. از این باغ بیرون آمده و دوباره راه جنگل را پیش می گیرید. در کنار جنگل دیواری وجود دارد. این دیوار آنقدر بلند است که نمی توان از آن بالا رفت و آنقدر طولانی است که نمی توان آن را دور زد. ناگهان متوجه در کوچکی در دیوار می شوید. همینطور که به آن نگاه می کنید، در به آرامی باز می شود. شما چه می کنید؟ آیا از آن رد می شوید؟
6. در طرف دیگر دیوار، آب است. این آب به چه صورتی است؟ آیا می خواهید در آن شنا کنید؟


تفسیر
حال ببینید که این تصورات و مناظر نمایانگر چه بوده اند و سعی کنید پاسخ هایتان را تحلیل کنید.

 

خانه

 خانه نمایانگر دیدگاه شما نسبت به خودتان است. اگر خانه تان قدیمی باشد، احتمالاً شما فردی هستید که از تغییر و دگرگونی خوشتان نمی آید و به چیزهای سنتی علاقمندید. اگر خانه تان بزرگ باشد، نشانگر اطمینان و اعتماد به نفستان است. اگر پر نور و روشن باشد، فردی خوشبین هستید و اگر تاریک و کم نور باشد فردی بدبین هستید. تعداد اتاقهای خانه نمایانگر تعداد افرادی است که دوست دارید در زندگی شما باشند.

لیوان

لیوان نمایانگر دیدگاه شما به عشق است. هر چه این لیوان زیباتر و گرانبهاتر باشد، همانقدر عشق در زندگی شما اهمیت بیشتری دارد و شما فرد رمانتیکی هستید. محتویات لیوان نشان می دهد که تجربیات شما تا به حال در عشق چگونه بوده است.

ساختمان

 ساختمان نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مذهب و خدا است. یک ساختمان محکم و استوار نمایانگر باوری قوی و استوار است. اما اگر ساختمان خرابه و متروک باشد، شما باوری ضعیف به مذهب دارید.
باغ

باغ نمایانگر دیدگاه شما نسبت به دنیای اطرافتان است، کشورتان و یا سراسر جهان. اگر درخت ها و گل های باغ شما رو به خشک شدن باشند، این به آن معناست که شما نگران دنیای اطراف یا آلودگی محیط زیست هستید.


دیوار

دیوار نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مرگ است. اینکه آیا مرگ برای شما پایان همه چیز است و یا چیزی پسِ آن می بینید. آیا مستقیم به سمت در می روید یا قبل از رفتن اطراف را بررسی می کنید؟ یا شاید هم اصلاً وارد آن نمی شوید!؟
آب

آب نمایانگر دیدگاه شما نسبت به آینده تان است. اگر آب را به صورت دریایی پر موج می بینید، نسبت به آینده تان احساس خوبی دارید و مثبت فکر میکنید. اگر بخواهید که در آن آب شنا کنید، اعتماد به نفس دارید و در زندگی ریسک می کنید. اگر آب را به صورت حوضی راکد ببینید، احتمالاً از آینده ی خود و آینده ی جهان
 

نگارش در تاريخ پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 توسط علی حامدی

 الباني يكي از علماي ديني عربستان ,در يكي از جلسه هاي درس خويش با استناد بر رواياتي وبالأخص روايتي أز عايشه ميگويد كه شير خوردن، حتى شيخ بزرگ از نامحرم اشكالي ندارد و پسر رضاعي آن ميشود .. حتى اگر از شير دهنده بزرگترباشد .. !! دليلش بر جواز هم روايت عايشه است وهم  اين كه اين أمر شهوت انگيز نيست.

قصد مجادله  نيست ولي با توجه به عدم تاكيد بر نحوه شيرخوارگي بنظر ميآيد كه اين عمل ميتواند با تماس مستقيم صورت پذيرد. و از آنجا كه اختلاف سني هم ملاك نيست بنابراين يك مرد 50 ساله با خوردن شير يك زن جوان مثلا 20 ساله تبديل به پسر او ميشود هر چند كه 30 سال هم از مادر بزرگتر باشد!..

فتوا را كه خواندم دو احساس متفاوت بمن دست داد.
اول خشم كه اينها تا كجا مردم را احمق و بي عقل تصور كرده اند.
دوم خنده شديد كه آقايان جديدا به پيشرفتهاي جديدي در زمينه  شناخت قسمتهاي ديگر بدن دست يافته اند.چرا كه تا آنجاكه ميدانيم فتواهاي  از اين قبيل فقط مربوط به پائين تنه بوده ولي جديدا نظري هم به بالا تنه داشته اند.

از آنجا كه عقل ناقص من قدرت حل معادلات در اين رده را ندارد اين سئوالات ناگهان از ذهنم گذشت:

1-اصلا چه نياز و اجباري در اينمورد احساس شده است كه اين عالم محقق صدور اين فتوا را لازم ديده اند. مثلا آيا تعداد زنان نازا و بي فرزند رو به افزايش بوده ويا تعداد مردان بي مادر از حد و نصاب گذشته است كه ايشان سعي در حل اين مشكل داشته اند!

2- ازآنجا كه كودكان را معمولا بين 2 تا 3 سالگي از شير ميگيرند،مشخص نشده كه بزرگترها را كي بايد از شير خوردن گرفت!

3- مشخص نشده است كه بعد از دفعه اول شيرخوارگي ونائل شدن آن مرد به مقام فرزندي،آيا آن مرد ميتواند آزادانه به  شيرخوارگي ادامه دهد؟

4- در فتوا مشخص نشده كه تا چند مرتبه ميتوان به مقام فرزندي با زنان مختلف نائل آمد!؟.

5- از جانب عايشه همسر پيامبر توسط شيخ اجل الباني روايت شده كه اين عمل شهوت انگيز نيست!!!؟.سئوال اين است كه كدام مرد را در جهان پيدا ميكنيد كه از سينه زن نا محرم اقدام به شيرخوارگي كند و در حين انجام فقط در فقط احساس شيرخوردن!!داشته باشد ولا غير؟

شايد مقلدين الباني و مدافعين اين فتوا بمن بگويند شما آدم منحرفي هستي كه اينگونه فكر ميكني. ما علماي زيادي داريم كه اقدام به اينكار كرده و ميكنندولي فقط احساس شيرخوارگي!!!داشته اند. پاسخ من اين است كه سريعا نسبت به مرد بودن آقايان اطمينان حاصل فرمائيد.

6- در فتوا مشخص نشد كه پس ازمقام فرزندي آن زن ميتواند مثلا فرزندش را حمام ببرد و الاآخر......

7- در فتوا تكليف شوهرآن زن مشخص نشده است كه آيا ايشان هم اتوماتيك وار به مقام پدري نائل ميشوند ويا اينكه بايد عمليات ديگري! صورت پذيرد؟
و خلاصه صدها سئوال نا مربوط ديگر....

تا نظر شما چه باشد.....

براي شنيدن  كلام او به زبان عربي:

http://www.ansarweb .net/sound/ retha3.ram

نگارش در تاريخ جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 توسط علی حامدی

جنون زیبایی در ایران

 

زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌کننده است که هوش از سر بیننده می‌رباید" ولی امروز چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزی ست که در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه ششم فروردین 1388 توسط علی حامدی
 

 

تبدیل نام خود به خط میخی

کلیک کنید...

 
 
نگارش در تاريخ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 توسط علی حامدی
اختراع جدید یک جوان ایرانی-
سپر عفاف

با توجه به فشار اقتصادی ای که طرح نیروی انتظامی ممکن است به خانواده ها وارد کند بنده تصمیم گرفتم با یک طرح ابتکاری پوششهای نامناسب قدیمی را Compatible با ارزشها نموده و سهمی هرچند ناچیز داشته باشم. 

این طرح که "سپر عفاف" نام دارد زیر لباس پوشیده می شود و نه تنها برجستگی ها را حذف می نماید بلکه با برجستگیهای گمراه کننده زیادی که دارد فرد بد نگاه را گیج کرده و از کار می اندازد. 

این طرح کاملا بومی بوده و هیچ مشابه خارجی ندارد و امیدوارم با حمایت مسئولین به تولید انبوه برسد.


سپر عفاف
نگارش در تاريخ جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 توسط علی حامدی
در قلمرو کاریکلماتور اکثرا با تبسم وادار به تفکر میشوند.

 

کاریکلماتور ( شیرین کردن حقیقت به بیانی زیبا )

 

 

1.اثر انگشت خدا روی همه چیز هست.

2.وقتی قلبش شکست مروارید صداقتش نمایان شد.

3.همیشه می‌گفت تو نیمه گم شده من هستی؛ وقتی ترکم کرد فهمیدم که از شوق پیدا کردن نیمه گم شده‌اش, خودش را گم کرد.

4.بعضی ها مانند مرغ ، در عزا و عروسی قربانی لذیذی طعم خویشند.

5.وقتی پشم گوسفندان را چیدم تنها چیزی که دیدم یک گله گرگ بود.

 

نگارش در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1387 توسط علی حامدی
-الو؟
-Holywood ؟
-آهان! كن آی اسپیك میسیز فراهانی؟
-شما؟
-اوه! من میرزا از كیهان…
-Please…
-چه خبره اونجا…
-الو سلام میرزا…
-سلام خانوم خانوما! چه خبر؟
-وای میرزا جات اینجا خیلی خالیه.
-شما رفتی واسه همه مون بسه!
-چرا میرزا اینطوری حرف میزنی؟
-تو واقعا خجالت نمی كشی؟ تو با احساسات نسل سوم این كشور بازی كردی! باید بیای «شیرین بانو» رو ببینی كه رو به قبله شده از وقتی عكس و فیلمتو توی اینترنت دیده!
-خب مگه چیكار كردم؟
-آخه تو كه اینجا با بهترین كارگردان ها و در بهترین فیلم ها فیلم بازی كردی و كلی جایزه گرفتی؛ تو واسه چی رفتی؟
-تو هم اگه بودی میموندی. حسابشو بكن؛ فرش قرمز، كلی دوربین عكاسی، كلی دوربین فیلمبرداری و كلی خبرنگار و كلی آدم كه واست هورا می كشن.
-خب اینا چه ربطی داره به سر و وضعت و حرفایی كه زدی؟
-گیر نده میرزا دیگه! اگه میخوای بشنوی كه جوگیر شدم، آره جوگیر شدم كه چی؟ مگه من حق زندگی ندارم؟
-حق زندگی داری، حق خیانت نداری، می دونی چقدر آدما عكستو زدن رو دیوار… واقعا كه! حیف شیرین بانو و رفقاش! فیلمتونم كه نفروخته!
-توی آمریكا فیلمای خوب فروشش كمه!
-مطمئنی؟ ولی آمار میگه فیلمای خوب در هفته اول می تركونن! ولش كن حالا، تا حالا چند تا پیشنهاد كار داشتی؟
-پیشنهاد كه زیاده ولی… یه كار از اسپیلبرگ پیشنهاد شده كه توش نقش یه پرستار تروریست رو به من دادن. دو تا كار دیگه هم هست كه خانوادگیه.
-یعنی چی؟
-یكیش كه با دیوید فینچره و قراره من نقش یه كلفت افغانی رو بازی كنم و یه فیلم دیگم از تونی اسكات هست كه نقش متصدی پست رو دارم كه نامه های یك سیاستمداررو باز می كنه و لو می ره!
-كلا تو این سه تا فیلم چند دقیقه حضور داری؟
-روی هم رفته یا نه تك تك؟
-هرجور بیشتر می شه!
-روی هم رفته، حدود یازده دقیقه و 35ثانیه!
-خیلی خوبه نه؟
-عالیه!
-راست میگی وقتی اونجا نیكول كیدمن و آنجلینا جولی و جودی فاستر هستن عمراً به تو در هر فیلم بیشتر از 4دقیقه برسه!
-خیلی هم دلشون بخواد!
-نگفتی این حرفا چی بود كه گفتی؟
-بالاخره وقتی پول و خونه و امكانات به ات می دن نمی تونی بگی كه…
-فهمیدم دیگه ادامه نده…
-تو بگو ایران چه خبر؟
-برو از فاكس نیوز احوال ایران رو بپرس… ای روزگار…
(در این لحظه میرزا با بیان اینكه تف به این شهرت؛ گوشی تلفن را محكم به دیوار كوبید… شیرین بانو كه از اتاق پشتی داشت این مكالمه رو می شنید با دیدن خورد شدن گوشی تلفن غش كرد و… صدای ضعیفی از آن سوی تلفن به گوش می رسید كه… میرزا… میرزا… من ایران رو دوست دارم اما… میرزا…)
منبع : روزنامه كیه
نگارش در تاريخ پنجشنبه دهم بهمن 1387 توسط علی حامدی

در آمريکا دختر شايسته ايالت اينديانا، تاج دختر شايسته آمريکا برای سال ۲۰۰۹ را در پايان رقابتی که سابقه آن به هفتاد و پنج سال پيش باز می گردد به سر گذاشته است.

او، کيتی استام، بيست و دو ساله، دانشجوی ارتباطات و مخابرات در دانشگاه ايندياناپوليس است، و آرزو دارد مجری برنامه های تلويزيونی بشود.

وی که بر پنجاه و يک رقيب پيروز شده است ضمن دريافت جايزه ای پنجاه هزار دلاری، در مقام دختر شايسته آمريکا، در سال جاری و به خرج موسسه برگزار کننده اين مسابقه سفرهایی متعدد به نقاط مختلف جهان خواهد داشت.
 
چيستيتی هاردمن، دختر شايسته ايالت جرجیا که مقام دوم را کسب کرد با يک بورس تحصيلی بيست و پنج هزار دلاری رقابت را پشت سرگذاشت.

 

عکسها در ادامه دارد........


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه پنجم بهمن 1387 توسط علی حامدی
showimage.aspx?id=21797&t=y&w=300&h=200&type=1

 
شب گذشته برنامه دو قدم مانده به صبح در حالی دقایق پایانی خود را سپری کرد که مجری نام آشنای این برنامه در لحظات پایانی برنامه اجرای آن را به عادل فردوسی‌‏پور تقدیم کرد.

محمد صالح اعلا به رسم همیشگی برنامه دو قدم مانده به صبح که تقدیم کردن اجرا به یکی از بزرگان است، اجرای شب گذشته را با این سخن به تهیه کننده برنامه نود تقدیم کرد: اجرای امشب را با احترام به مجری توانا، کاربلد و مفسر بزرگ ورزشی کشور عادل فردوسی‌‏پور و خانواده‌‏اش تقدیم می‌‏کنم.

حمایت محمد صالح اعلا از عادل فردوسی‌‏پور در حالی انجام شد که برنامه شب گذشته نود حال و هوایی غیر عادی داشت.

به دنبال منازعات هفته گذشته مجری برنامه نود با سخنگوی سازمان تربیت بدنی، حواشی زیادی برای این برنامه پربیننده ایجاد شده بود که حتی عادل فردوسی‌‏پور از صحبت کردن در خصوص آن منع شده بود.

به همین دلیل برنامه شب گذشته نود تحت‌‏الشعاع اقدام سازمان تربیت بدنی در راستای منوط کردن مصاحبه تلوزیونی دست اندرکاران ورزش به اخذ مجوز از رئیس سازمان تربیت بدنی و همچنین منع مسئولان صدا و سیما برای مطرح شدن این موضوع در برنامه نود، قرار گرفته بود.

در همین رابطه شب گذشته به شکل عجیبی سیستم SMS برنامه نود مختل شده بود که این موضوع شائبه عمدی بودن این کار از سوی مخابرات به جهت همکاری با سازمان تربیت بدنی را بوجود آورده بود.
نگارش در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1387 توسط علی حامدی

سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه میدارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

 

کمونیسم : دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را میگیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

 

کاپیتالیسم : دو گاو دارید. هر دوی آنها را میدوشید. شیرها را بر زمین میریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.

 

نازیسم : دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی میکند و هر دو گاو را می گیرد.

 

آنارشیسم :دو گاو دارید. گاوها شما را میکشند و همدیگر را می دوشند.

 

سادیسم : دو گاو دارید. به هردوی انها تیراندازی میکنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید.

 

صهیونیسم : دو گاو دارید، به نحوی برنامه ریزی می کنید که علاوه بر این دو گاو، شیر تمام گاوهای دنیا برای شما دوشیده شود.

 

آپارتاید : دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید میدهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

 

دولت مرفه : دو گاو دارید. آنها را میدوشید بعد شیرشان را به خودشان میدهید تا بنو شند.

 

بوروکراسی : دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر میکید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

 

سازمان ملل : دوگاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو میکند.امریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو میکنند.نیوزلند رای ممتنع می دهد.

 

ایده الیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. همسر شما آنها را می دوشد.

 

رئالیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. اما هنوز خودتان آنها را می دوشید.

 

فاشیسم : دو گاو دارید. شیر را به دولت میدهید. دولت آن را به شما میفروشد.

 

متحجریسم : دو گاو دارید. باید باز گردند به جنگل و صحرا و در آنجا زیست کنند.

 

فمینیسم : دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید!!

 

پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید. از هرکدام شیر بدوشید فرقی نمی کند.

 

لیبرالیسم : دو گاو دارید. آنها را نمیدوشید چون آزادیشان محدود می شود.

 

دموکراسی مطلق : دو گاو دارید. از همسایه ها رای میگیرید که آنها را بدوشید یا نه.

 

سکولاریسم : دو گاو دارید. پس به خدا نیازی ندارید!!!

نگارش در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1387 توسط علی حامدی

عكس زير در روز بيست و سوم فروردين در ويژه نامه دانش و پزشكي روزنامه جام جم چاپ شد...عكس، آلبرت اينشتين را در حال نوشتن مطلبي روي تخته سياه نشان مي دهد كه از اين جهت كاملا با موضوع مطلب كه درباره نظريه هاي اين دانشمند بزرگ است تناسب دارد.... حال به نوشته روي تخته سياه توجه فرماييد...

    

روي تخته به زبان شيرين فينگليشي نوشته شده است:‌ « عجب غلطي كردم اين اتمو راه انداختما!!...بابا محمود جون بي خيال شو جون من!!!».

... و اينگونه بود كه براي اولين و شايد آخرين بار جام جم از سياست هاي هسته اي احمدي نژاد انتقاد كرد!...البته اشتباها و آن هم از زبان اينشتين!!!

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 توسط علی حامدی











در محافل ورزشی شنیده می شود برخی مسئولان سازمان تربیت بدنی در تلاش اند تا با فشار بر شبکه سوم سیما، عادل فردوسی پور را از مجری گری برنامه ورزشی نود برکنار کنند.









در محافل ورزشی شنیده می شود برخی مسئولان سازمان تربیت بدنی در تلاش اند تا با فشار بر شبکه سوم سیما، عادل فردوسی پور را از مجری گری برنامه ورزشی نود برکنار کنند.
این اقدام به علت رویکرد انتقادی برنامه نود نسبت به فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت بدنی صورت گرفته است.
تلاش برای حذف فردوسی پور پس از آن قوت گرفت که در برنامه پنج شنبه گذشته "نود" میان او و محمد آخوندی عضو هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس و سخنگوی سازمان تربیت بدنی درگیری لفظی به وجود آمد.
آخوندی، فردوسی پور را متهم کرد که علیه سازمان تربیت بدنی و مسئولان آن موضع گیری دارد و در تلاش است تا چهره ای نامناسب از این سازمان و دولت نهم ارائه کند. او خطاب به فردوسی پور گفت: چرا به جای پرداختن به مشکلات ورزشگاه ها مانند وضعیت آبخوری ها و .. از ساخت و سازهای ورزشی دولت در شهرستان ها نمی گویید؟
پیشتر نیز سردار عزیز محمدی (رئیس سازمان لیگ)، فردوسی پور را متهم کرد که به نظام "تیکه" می اندازد و آنرا تضعیف می کند. در آن برنامه فردوسی از عزیز محمدی پرسیده بود که چگونه با برنامه ریزی های غلطی که در لیگ وجود دارد، فدراسیون فوتبال ایران به عنوان برترین فدراسیون آسیا انتخاب شده است؟
فردوسی پور پیش از این نیز هم به هنگام گفتگو با علی دایی در مورد تعطیلی لیگ به خاطر برنامه های تیم ملی از جانب او متهم به کارشکنی در برنامه های تیم ملی شده بود.
برخی شنیده ها حاکی است مسئولان سازمان تربیت بدنی در تلاش هستند تا با مطرح کردن مسائلی همچون «تضعیف دولت و نظام» و اطلاق «جهت دار» بودن به برنامه نود، یا عادل فردوسی پور را وادار به همراهی با خود کنند و یا اینکه با تحریک او، فردوسی پور را در بحث های جدلی به اتخاذ موضعی تند بکشانند و از این رهگذر مقدمات برکناری او را فراهم کنند.
در همین رابطه علی اصغر پور محمدی مدیر شبكه سه سیما گفته است: متاسفانه بعضی از مسئولان در پایه‌های سازمان ورزش تحمل‌شان كم است و پذیرش هیچ‌گونه انتقادی ندارند.

پایگاه خبری، تحلیلی فرارو
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 توسط علی حامدی
سلام. تا جایی که من اطلاع دارم استاد شکیبایی علاقه فراوانی به اشعار سپهری داشت. تا جایی که این اشعار را با صدای گرمی که داشت دکلمه کرد. شما می تونید سی دیش رو از بیرون تهیه کنید که من توصیه میکنم همین کارو بکنید.

من این پایین لینک دانلود ۱۰ تا فایل صوتی اول از دکلمه مجموعه شعر صدای پای آب رو آپلود کردم. کل سیدی در حدود بیست فایل هستش. حجم هر فایل هم کمتر از دو مگابایته. 

راستی اگه خوشتون اومد برای استاد یه فاتحه بخونید.روحش شاد و یادش گرامی باد!

http://www.mediafire.com/?sharekey=7d5fd592b382c8fb7069484bded33bcdc1b5f84ccfd5b36d

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1387 توسط علی حامدی
تا كنون بیش از 10 بار این تصاویر را در هاست هایی در اروپا و آمریكا قرار دادیم و هر بار پس از یكی دو روز با نامه های كاربران متوجه حذف تصاویر شدیم و مشاهده كردیم كه فقط همین اكانت ما به دلیل تقلب! غیر فعال شده است

دختران اسرائیلی بر روی هدیه های خود برای كودكان فلسطینی یادگاری می نویسند

نگارش در تاريخ جمعه بیستم دی 1387 توسط علی حامدی
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)

آذربایجان: آتورپاتکان (نگهدار آتش)

آرژانتین: سرزمین نقره

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهاردهم دی 1387 توسط علی حامدی

 اين عکس زيباترين دختر در آلمان است.

دوست داريد از نزديک او را ببينيد و با او گفتگو کنيد؟

هر چند هر کاری شدنی است و آرزو بر جوانان عيب نيست ولی ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا برای هيچ کس ممکن نيست. علت ناتوانی انسانها در ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا خيلی ساده است زيرا او هرگز وجود ندارد و عکس او دسترنج يک پروژه ی طولانی مدت در دو دانشگاه آلمان برای ساختن زيباترين چهره ميباشد. بله، عکس اين دختر بر اساس پژوهشهای زيبايی شناسی توسط دانشمندان در دانشگاه های Regensburg و Rostock آلمان و با کمک يک نرم افزار چهره سازی (morphing) ساخته شده است.

بطور فشرده بايد گفت که دانشمندان در اين پروژه با الهام گرفتن از چهره ی ۳۲ پسر و ۶۴ دختر زيبا الگوهای زيبايی را در آنها نشانه گزاری کردند و با مخلوط کردن اين چهره ها صورتی تازه که تمامی زيبايی های آن گروه در آن باشد را خلق کردند. باید چند نکته را حتماً خاطر نشان ساخت:

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهاردهم دی 1387 توسط علی حامدی

رويدادهاي مهم 2008

 جهان در سالي كه گذشت شاهد حوادث تلخ و شيرين بسياري بود كه در ميان آنها، مي توان به پايان دوره زمامداري جرج بوش جنگ طلب همزمان با بروز بحران اقتصادي در جهان، وقوع حملات ترويستي، تداوم اشغال عراق ، جنگ در قفقاز و به قدرت رسيدن باراك اوباما در امريكا اشاره كرد. برخي از اين تحولات را از نگاه دوربين مي بينيم.

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه سیزدهم دی 1387 توسط علی حامدی

خداوند خر را افرید و به اوگفت:

 

 تو خر خواهی بود. بی وقفه از صبح تا شب کار خواهی کرد . بارها را بر پشت خود حمل می کنی، علف می خوری و هیچ هوشی نخواهی داشت. و 50 سال عمر خواهی کرد.

 

خر پاسخ داد:

 

من خر خواهم بود.اما 50 سال خیلی زیاد است.  فقط 20 سال به من عمر بده.

 

خدا درخواست او را اجابت کرد.

 

******************************************************

 

خداوند سگ را خلق کرد و به او گفت:

 

تو از خانه  ی بشر محافظت خواهی کرد. تو  بهترین دوست او خواهی بود . 30 سال عمر می کنی. و ته مانده ی غذایی که به تو میدهد می خوری. تو سگ خواهی بود.

 

سگ پاسخ داد:

 

30 سال خیلی زیاد است. فقط 15 سال به من عمر بده.

 

خدا خواسته اش را اجابت کرد.

 

@@@@@@@@@@@@@@@@

 

خداوند  میمون را خلق کرد و به او گفت:

 

تو میمون خواهی بود. تو از شاخه ای به شاخه ی دیگر می روی و شکلک در می اوری. تو سرگرم کننده خواهی بود و 20 سال عمر می کنی.

 

میمون پاسخ داد:

 

20 سال زندگی ، خیلی زیاد است. به من فقط 10 سال عمر بده.

 

خدا خواسته اش را اجابت کرد.

 

 &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

و خداوند بشر را خلق کرد و به او گفت:

 تو بشر ،تنها موجود  متفکر در زمین خواهی بود.تو از هوش خود برای  تسخیر حیوانات استفاده خواهی کرد. تو بر جهان حکومت می کنی و 20 سال هم عمر می کنی.

بشر پاسخ داد:

 

من بشر خواهم بود اما...

 

20سال خیلی کم است

 

به من 30 سال زندگی خر ، و 15 سال زندگی سگ که ان را نخواست،  و 10 سال زندگی  میمون را بده.

 

خداوند خواسته ی او را اجابت کرد.

 

و اکنون

 

بشر 20 سال،  مانند یک انسان زندگی می کند.

 

سپس ازدواج می کند و 30 سال دیگر از عمرش را مانند خر کار می کند و همه ی سختی ها را بر دوش می کشد.

 

و زمانی که فرزندانش بزرگ شدند، 15 سال دیگر مانند سگ از خانه  نگهبانی می کند و هر چه به او می دهند می خورد.

 

و زمانی که پیر شد، بازنشسته می شود و 10 سال  مانند یک میمون از خانه  ی  پسر یا دخترش به خانه ی دیگری میرود و شکلک در می اورد تا نوه هایش را سرگرم کند.

نگارش در تاريخ جمعه ششم دی 1387 توسط علی حامدی
8ساعت خوابیدم= بطالت

1 ساعت زمان صبحانه و آماده شدن= بطالت

8 ساعت کار کردم= عجیب بطالت

1ساعت استراحت= بطالت

2ساعت نت به وب گردی= بطالت

1ساعت کتاب خواندم = هی! بطالت

....= بطالت

و با اینهمه یعنی زندگی = بطالت

یعنی عمری به بطالت

یعنی ول معطلیم

یعنی....

درنهایت سوال همیشگی: از کجا آمده ام- آمدنم بهر چه بود؟؟؟

نگارش در تاريخ سه شنبه سوم دی 1387 توسط علی حامدی







نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 توسط علی حامدی
سير مرد سالاری از عهد بوق الی الابد:
 
 
حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره‌ء خير نديده! من تا نكشمت راحت نميشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته ميشم!
زن: آقا ، حالا يه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده!
مرد: بلند خنديده؟! اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا ميخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصير توئه كه درست تربيتش نكردی. نخير نميشه. بايد بكشمش!
(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سايهء شما رو هيچوقت از سر ما كم نكنه.
 
 
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 توسط علی حامدی
سلام به دوستان عزیز
 
متن زیر رو همین الان تو یکی از سایتها خوندم خیلی خنده دار بود حیفم اومد برای گروه نفرستم. خوندنش خالی از لطف نیست.

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیستم آذر 1387 توسط علی حامدی
نگارش در تاريخ یکشنبه هفدهم آذر 1387 توسط علی حامدی
استفاده از گاز اشک آور در برخورد نیروهای امنیتی با دانشجویان در همدان

از سخنرانی دكتر سهراب رزاقی‌راد در دانشگاه خلیج‌فارس بوشهر جلوگیری به عمل آمد. این اقدام در حالی صورت گرفت كه مسوولان دانشگاه پیش از این مجوز برگزاری این سخنرانی را صادر كرده بودند.

همچنین، در حالی كه قرار بود علیرضا رجایی، فعال ملی- مذهبی به مناسبت 16 آذر، روز دانشجو در دانشگاه صنعتی اصفهان حضور یابد و در جمع دانشجویان سخنرانی كند، یك روز مانده به برگزاری این برنامه توسط وزارت علوم لغو شد. از سوی دیگر، ماموران در مواجهه با گردهمایی هزاران نفری دانشجویان در دانشكده علوم پایه دانشگاه بوعلی‌سینای همدان كه برای شركت در مراسم روز دانشجوی انجمن اسلامی دانشجویان همدان صورت گرفته بود با استفاده از گاز اشك‌آور در محیط بسته دانشكده دانشجویان را وادار به خروج از دانشگاه كردند.

 

همچنین، در آستانه تجمع امروز دانشجویی مقابل دانشكده فنی دانشگاه تهران بیش از یك‌هزار و 800 نفر از دانشجویان این دانشگاه طی نامه‌ای اعتراضی به فرهاد رهبر، رئیس این دانشگاه خواستار برچیده شدن گیت‌های امنیتی از صحن دانشگاه و «محیط تحصیل و زندگی» خود شدند.

 

منبع: ادوار نیوز به نقل از کارگزاران

نگارش در تاريخ شنبه شانزدهم آذر 1387 توسط علی حامدی
 
هماهنگی آرایش با شال و روسری و مقنعه
  هماهنگی آرایش با شال ،روسری و مقنعه برای تطبیق و هماهنگ سازی یک آرایش معقول و مناسب با رنگ لباس یا مانتو و بخصوص شال و روسری که مانند مو بیشترین تاثیر زیبایی را در کنار آرایش خواهند داشت باید به نکاتی توجه شود که علاوه بر ملاحت وزیبایی خاص خود در چهره پردازی، از هر نوع جلب توجهی که می‌تواند باعث ناهماهنگی آرایش شود جلوگیری شو

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه شانزدهم آذر 1387 توسط علی حامدی

تفاوت مردان با زنان

تعداد مردهای چپ دست خیلی بیشتر از خانم های چپ دست می باشد، خانم ها معمولا با هر دو گوش خود می شنوند، اما آقایون ترجیح می دهند این کار را با گوش راستشان انجام دهند.

و....

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه پانزدهم آذر 1387 توسط علی حامدی
پیشنهاد به مسولان!!!

پیشنهادی جالب از یک هم میهن درباره امارات یکی از هم میهنان در پیشنهادی جالب با توجه به مسائل اخیر پیش آمده و گستاخیهای امارات نوشت: چرا اسم خیابان ظفر را به "خلیج فارس" عوض نمیکنند تا امارات مجبور بشه برای آدرس سفارتش از این اسم استفاده کنه ؟ در ضمن یه بخشنامه هم به پست بدهند که هر نامه ای به این آدرس بود اگر اسم خلیج فارس را ننوشته بود با ذکر علت به فرستنده ارجاع بدهند. اگر به نظر شما هم پیشنهاد جالبی است برای بقیه هم بفرستید شاید به گوش مسئولان برسد


این یک آف بود که برای من ارسال شد- نمیدونم شاید هر حرکتی در این زمانه که چون مردگان گورستان هیچی عملی ما رو به عکس العمل وادار نمیکنه- خوب و امیدبخش باشه اما به نظر شما ساده لوحانه نیست که از این مسئولین درخواستی کنیم ؟ ساده لوحانه نیست که باور کنیم که این مسئولین غم عزت به نفس و حیثیت ما رو دارند ؟ ساده لوحانه نیست از مسئولینی که خود دخترانمان را به شیخ نشین ها صادر می کنند ، انتظاری داشت- مسئولینی که خود در کنفرانس خلیج عرب شرکت می کنند و اعتراضی هم نمی کنند؟ مسئولینی که بارها و بارها به حرمت و شرف و ... ایرانی اهانت شده و سکوت اختیار کردند!

نه نه نه-سالهاست که باوردارم که خواستن از مسئولان بیهودهاست از هرکاری بیهوده تر.ما خود باید به فکرخود باشیم وگرنه که هیچکس به فریادمان نخواهد رسید . دولت که هیچ . ملت را هم که سرمای این نظام در خواب زمستانی فرو برده و ...

مااول بایدتکلیفمان رو با خودمان روشن کنیم که حرمت امامزاده با متولیش است و متولی ایران ما هم که فعلا...

بگذریم

بازهم باید بگذریم

نگارش در تاريخ جمعه هشتم آذر 1387 توسط علی حامدی

 

 

قابل توجه خانم ها

تبت تنها کشوريست که زنان، چند شوهرِ کاملا قانوني دارند.
تبت تنها كشوري است كه در آنجا بعضي از زنان چند شوهر قانوني دارند و اين كار را به اصطلاح علمي‌Polyandry مي‌نامند. از آنجا كه اطمينان داشتيم هيچ چيز در جهان بي دليل نيست مانند هميشه دست به دامن تحقيق زديم تا واقعيت اين كار را درك كنيم ، پس از تحقيق طولاني متوجه شديم تنها دليل اين كار مشكلات اقتصادي است و دو دليل برايمان آوردند
دليل اول : پدري كه چهار فرزند دارد ، يكباره يك دختر را به عقد چهار پسرش در مي‌آورد و البته طبق قراردادي كه دارند زن مذکور هر شب يا هر هفته را با يكي از برادران بسر مي‌برد، با اين كار اولا پدر اجازه نمي‌دهد كه اساس خانواده اش گسيخته شود بلكه بالعكس وجود زن واحد سبب اتحاد آنان مي‌گردد و همه پروانه‌سان دور يك چراغ پرواز مي‌كنند، ثانيا ثروت پدر كه از همه مهمتر است پراكنده نمي‌شود و به هدر نمي‌رود.
دليل دوم : اگر همان پدر در مدت يكسال چهار دختر را براي چهار فرزندش عقد كند و زنان مذکور جداگانه باردار شوند، در مدت يكسال يك خانواده چهار نفري ، دوازده نفر خواهد شد. اما چون زمين تبت زياد حاصلخيز نيست و مواد غذايي محدود است، مي‌كوشند كه از توليد نسل تا جائيكه مقدور مي‌باشد جلوگيري كنند و با اين كار جمعيت تبت را هميشه به همان اندازه اي كه هست حفظ كنند و در آخر اين سئوال برايمان پيش آمد كه اين جا چه بلايي به سر فرزندان مي‌آورند و فرزندي كه از يك زن واحد بوجود مي‌آيد مال كدام برادر است ؟ معلوم شد كه اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همين قياس فرزندان بعدي به برادران كوچكتر خواهد رسيد .
بچه‌ها به ترتيب تعلق به برادر بزرگتر پدر و به بقيه عمو ميگويند.
نگارش در تاريخ سه شنبه پنجم آذر 1387 توسط علی حامدی
صدای ساز بدآهنگ رشد جمعیت سالهای دهه شصت٬ امروز از هر سوئی به گوش می رسد. این آهنگ را می توان از بیکاری جمعیتی جوان یا میل به زندگی در عالم هپروت با قرص های روانگردان شنید. شاید کمتر خانه ای باشد که جوانی بیکار در آن مشاهده نشود. البته گروهی معتقد بودند جمعیت عامل توسعه است. این تز قابل دفاعی در ادبیات اقتصادی است اما نه برای هر جامعه و نه هر جمعیتی. دوستی می گفت یارو اسم بچه اش را گذاشته بود رستم بعد خودش ازش می ترسید. بابا این بچه فینش رو نمی تونه بالا بکشه! شاید این تعبیر درستی از بسیاری مشکلات امروزی باشد. معمولا زنان جوان آبستن زیبائی خاص خودشان را دارند اما اگر این زن نه یک زن جوان که میانسال یا پیرزنی باشد بیش از آنکه چشم نواز باشد٬ رقت انگیز است. بسیاری از خانواده هائی که من می شناسم و امروز دو جین بچه دارند از این جنس بودند خانواده هائی که ارتفاع سواد والدین شان از پنجم ابتدائی فراتر نمی رفت و اندیشه و دانائی کالای نایابشان بود. اینان بچه دار شدند. سالیان متوالی. برخی زنان در همسایگی مان مسابقه گذاشته بودند. وقتی نتوانستند با دارائی هایشان برازندگی کنند٬ ابزار بچه دار شدن را که از آنها نگرفته بودند. دو جین کلیه سیاه بیکار دو دهه بعد تحویل جامعه شد. گفتم بر اساس یک تز٬ جمعیت می تواند محور توسعه باشد. اما جمعیتی که بتواند کارآفرینی٬ شکوفائی فکری و خلاقیت را سرلوحه کار خود قرار دهد. جمعیتی که تولید کند. آنچه من امروز می بینم کمتر نشانه ای از این ویژگی ها را در خود مستتر دارد. مهارت مهم ترین مولفه ای است که هر فردی برای تثبیت جایگاه خود در هر جامعه به آن نیازمند است. این مهارت می تواند قدرت فکر٬ تولید یک اثر صنعتی و یا خلق یک اثر هنری باشد. از سوئی دیگر هر چه مهارت افراد رقبای بیشتری داشته باشد٬ تثبیت این جایگاه دشوارتر است. مثلا افراد زیادی می توانند اطلاعاتی را وارد یک فرم فیزیکی کنند. از این عده٬ تعدادی قادر نیستند این اطلاعات را وارد کامپیوتر کنند. از این گروه عده ای قادر نیستند برنامه ای برای تدوین این فرم برای کامپیوتر بنویسند. از این میان نیز عده ای قادر نیستند اطلاعات فرم را تجزیه و تحلیل نمایند و ... بنابراین هر چه از گروه اول فاصله می گیریم٬ تعداد افراد توانمند برای کار بعدی کمتر و کمتر می شود و به این ترتیب نیاز به توانائی افراد سطح بالاتر٬ بیشتر احساس می شود. متاسفانه بسیاری از ما نمی خواهیم و یا نمی توانیم این منطق ساده را درک کنیم. از سوئی دیگر توقع ما برای داشتن یک زندگی مرفه و یا نسبتا نامرفه هیچ زحمتی ندارد. کافی است چشمهایمان را ببندیم و خیالمان را به هر سوئی که دوست داریم گسیل کنیم. خانه ای مجلل بر ساحلی زیبا٬ حیاطی پر از ... و نظیر این. این دو وضعیت یک چارچوب ناسازگار ایجاد می کنند. سال پیش جوانی پیش رویم نشست. از زن و بچه اش گفت که پولی ندارد خرجشان کند. اجاره ای که عقب افتاده. خانواده خانمش که دم از طلاق می زنند. اینکه ایشان درست می گفت یا غلط مهم نیست اما بسیارند این گونه افراد. وقتی پرسیم چه کاری بلد است در واقع هیچ. جوانی پیرامون ماست. بعد از ۴ سال انگلیسی خواندن هنوز زبان مادری اش را نمی تواند درست صحبت کند چه برسد به ترجمه سلیس انگلیسی! دیگری هم همین طور. وقتی از خوردن و خوابیدن و صحبت کردن فارغ می شوند موبایلهایشان را دست شان می گیرند و بازی می کنند. همیشه برایشان دیر است تا در راه کسب یک مهارت گام بردارند. اما سال پیش٬ دو سال پیش٬ سه سال پیش و ... هم همین را می گفتند. هنوز هم می دانم سالها خواهد گذشت و این جماعت این گونه پیش خواهند رفت. خیلی خوب بود می شد برای همه این جوانان کار پیدا کرد. چقدر خوب بود بدون هیچ زحمتی این اتفاق می افتاد. چقدر خوب بود همیشه هر جوری دلشان می خواهد کیف می کردند اما به هر حال اینها همه آرزو است و آرزوها گاهی اوقات برای همیشه ماندگار می شوند. من نمی دانم چه باید کرد. شاید خوشان بدانند. حتما می دانند.  
نگارش در تاريخ یکشنبه سوم آذر 1387 توسط علی حامدی

سایت رجا نیوز در صفحه اولش مصاحبه‌‌ای از احمدی نژاد در مورد جنبش دانشجویی گذاشته و یک سو تیتر هم به عنوان فراز مهم آن در صفحه اول می‌بینیمآقای احمدی نژاد: ” … نظام سیاسی قبل از انقلاب كه سر تا پایش ظلم بود؛ بعداز انقلاب هم بالاخره در برنامه‌ریزیها ، ارتباطات گروهی ، عدم شایسته سالاریها ، عزل و نصب‌‌ها و توزیع فرصت‌ها ، گروههایی بودند كه یا رابطه‌ای و حزبی و فامیلی یا به خاطر منافع شخصی عملكردند و می‌كنند. اگر دانشجو جلو اینها نایستد بقیه شعارها دیگر پوچ است… “اینک توجه شما را جلب می‌کنم از مبارزه جناب احمدی نژاد با فامیل بازی در دولت نهم:  MAIN.JPGMAIN.JPGMAIN.JPG  

مهندس زریبافان (دبیر هیات دولت)

داوود مددی رییس سازمان تامین اجتماعی باجناق زریبافان
سید محسن نبوی عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی داماد زریبافان
علیرضا مددی مدیركل وزارتی وزارت تعاون برادرزاده باجناق زریبافان
ناظمی اردكانی وزیر تعاون شوهر عمه داماد زریبافان
دانش جعفری وزیر اقتصاد پسر عمه پدر داماد زریبافان

  هاشمی ثمره (مشاور عالی ، رییس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رییس جمهور)

مهندس مهدی هاشمی ثمره مدیر كل وزارتی وزیر نیرو برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش مشاور خانواده وزیر كشور زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره معاون وزیر صنایع برادر هاشمی ثمره

  محمود احمدی نژاد (رییس جمهور)

داوود احمدی نژاد رییس بازرسی ریاست جمهوری برادر احمدی نژاد
حسین شبیری رییس صندوق مهر رضا شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری خواهر احمدی نژاد
علی اکبر محرابیان وزیر صنایع خواهرزاده احمدی نژاد
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 توسط علی حامدی
نوشته:     آزرمیدخت     آ   م

خترهای خوب، خوب درس می خوانند.

 

دخترهای خوب زودی توی بانک استخدام می شوند و مشاغل نان و آبدار آبرومند دارند. دخترهای بد یک خط در میان بیکار می گردند.

 

دخترهای خوب حرف گوش کن هستند، لگد نمی زنند ، یاغی نیستند زود شوهر می کنند و دوستانی از جنس مخالف با سوابق مجهول و اخلاقهای بد بد ندارند.

 

دخترهای بد توی بازار کار می کنند. با بازاری های خفن سر قیمت قالیچه ها کل کل می کنند و مدام اشتباه می کنند و از رو نمی روند و دفعه بعد بیشتر اظهار نظر می کنند. دخترهای بد خیلی احساس عقل کل بودن می کنند.

 

صبح تا شب در حال لگد زدن هستند. بابا اصلا دوستشان ندارد.

 

دخترهای بد فردا سر کار نمی روند و تا لنگ ظهر می خوابند.

 

گوش به حرف نمی دهند. دخترهای بد کلا گوش ندارند.

 

مدام با امیرحسین ور می زنند.

 

دخترهای بد امروز استثمار امیرحسین شدند. دخترهای بد امروز صد و پنجاه هزار تومان پول ناقابل مملکت را توی حلقوم حسابهای رنگ به رنگ مجله های مختلف ریختند. دو ساعت توی صف ایستادند و با یک مسئول هرزه بانک تجارت هم بحثشان نشد. مردک سیبیلوی زشت هرزه با صدای زشتش ! مردک بانک دار سیبیلوی زشت آواز زشت هم می خواند. دخترهای بد به امیرحسین نگفتند که مردک بانک دار سیبیلوی زشت آواز زشت آواز زشت خوانده است. به بابا گفتند، بابا اخم کرد.

 

دخترهای بد مدام اشتباه می کنند و از رو نمی روند . کم هم نمی آورند.

 

پیرمردهای شصتاد - هفتاد ساله را از راه به در می کنند و پیرمرد بسیار مهربان بنده خدا را وادار می کنند که برایشان قیمت یک شب دیسکو لندن را از دوستش بپرسد تا آبرویش برای ازل و ابد برود.

 

دخترهای بد به نقاشی کردن بقیه ایراد می گیرد. برای پسر شوهر عمه فلانی های خیلی کله گنده دهان کجی می کنند و پسر شوهر عمه فلانی های خیلی کله گنده قیافه آنها را در شیشه ساعت می بیند.

 

دخترهای بد در ظاهر بسیار خانم و با شخصیت هستند و راست راست راه می روند و مقالات انتقادی با کلاس می نویسند و در بحثهای بسیار روشنفکرانه شرکت می کنند؛ اما در عمل نه تنها اصلا با کلاس و متشخص نیستند بلکه بسیار هم پررو و بی ادب و بی سواد هستند و یک دفعه سرظهر با افرادی معلوم الحال سر از جاغرق در می آورند و توی ویلاهای بزرگ بی در وصاحاب ناهار می خورند و بعد برای برگهای رنگی رنگی درختهای برهنه ذوق می کنند و قربان صدقه می روند. دخترهای بد علاوه بر نوشتن مقالات بسیار محترم خیلی خوب هم بلدند سردبیر مجله و مسئول فلان سایت را با خاک برابر کنند و بعد بیکار بشوند و باز برای خودشان ول بگردند.

 

دخترهای بد حاج آقاهای بسیار محترم بسیار پیر بسیار دوست داشتنی را عاشق خودشان می کنند و بعد پیرمرد بدبخت را روزی هزار بار دق می دهند.

 

دخترهای بد چهارشنبه می روند اصفهان و اولین کاری که می کنند این است که به امیرحسین زنگ می زنند از خواب بیدارش می کنند می گویند بیاید فلان هتل و بعد مثل دفعه قبل، توی تهران،  توی لابی هتل می گیرندش و محکم بوسش می کنند. پسرمردم از خجالت زیر میز آب می شود. اگر دخترهای بد یک کمی بدتر بشوند می توانند برای دفعه بعد امیرحسین را محکم بغل کنند تا حسابی دلشان خنک بشود که دفعه بعد امیرحسین اینقدر دلتنگشان نکند.

 

دخترهای بد امشب تولد داداشی شان بود. کادو نخریده بودند. خجالت کشیدند.

 

محمد گل مهربون آرام نجیب هنرمند آقا با کلاس جنتلمن خیلی مغرور داداشی شان است. دخترهای بد می خواستند برای روز تولدش کتاب خوشگل بخرند ولی دیر می کنند کتابفروشی بسته می شود و دخترهای بد امشب بی کادو بودند.

 

دخترهای بد تا چهارشنبه که می روند اصفهان خواب ندارند.

 

( دلم برای اصفهان تنگ شده می خوام برم توی مسجد جامع بشینم بشینم بشینم و فقط بشینم.)

 

دخترهای بد آنقدر بد هستند که دوستان متاهل معلوم الحال دارند و آنقدر دوستشان را دوست دارند که مدام برایش نگران می شوند و آخر سر از دست خودخواهی هایش ذله می شوند و ولش می کنند به امان خدا... get rid of him !!!

 

دخترهای بد تا یکشنبه اصفهان می مانند. بعد دو روز می روند تهران. دخترهای بد پول هتل را خودشان نمی دهند. تهران هم که رفتند هتل نمی روند. یک آپارتمان لوکس مجلل برایشان آماده شده است.

 

دخترهای بد آنقدر پررو هستند که همه شاهکارهایشان را بنویسند.

 

تمام

 

نگارش در تاريخ شنبه هجدهم آبان 1387 توسط علی حامدی
به نام خدای خالق زن

 

 

دلم گاهی سخت می گیرد . دلم گاهی تنگ است . گاهی روح باکره ام دلتنگی عجیبی دارد . دلتنگ روحی است که در تمام سال های گذشته ، شاید به اندازه انگشتان دو دستم دیده ام . روح یک زن

 

نمی دانم کجا می توان ملاقاتی داشت با این شاهکار خلقت . آنقدر کم که هر بار لایق دیدنش باشم لحظه ها را می بلعم و نفس هایم را شمرده شمرده با آن فضای روحانی مبادله می کنم .

 

این روح شاید در یک قبیله سرخپوست ها در حال برپاکردن آتش است و با خود آهنگ های محلی را زمزمه می کند .

  ادامه دارد  ..........

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه هجدهم آبان 1387 توسط علی حامدی

سلام

سلام بهونه‌ی زندگی

تو می‌تونی یه مادر باشی و بهونه‌ای برای بودن فرزندت

تو می‌تونی یه پدر باشی و بهونه‌ای برای بودن خانواده‌ت

تو می‌تونی یه دوست باشی و بهونه‌ای برای بودن یه دوست

تو می‌تونی یه معشوقه باشی و بهونه‌ای زیبا برای بودن اون كسی كه دوست داره

پس بهونه‌ی قشنگی برای اونایی باش كه به اُمید بودن تو؛ زندگیشون معنا پیدا می‌كنه

نگارش در تاريخ شنبه هجدهم آبان 1387 توسط علی حامدی
شاید این بزرگترین احترام خداوند به انسان باشد که هیچکس را یکسان و شبیه دیگری خلق نکرده است. تمامی انسانها منحصر به فرد هستند.


پس هر یک از ما در زندگی مسئولیت های منحصر به فردی هم خواهیم داشت. در حقیقت هر انسان قطعه پازلی منحصر به فرد است.


قطعه ای که تنها برای رسیدن به جایگاه قطعی خود میتواند تلاش کند و اگر این قطعات با هم مقایسه کنیم در حقیقت نوعی مسموم شدن است.


پس یادمان باشد که هر یک از ما در این دنیای خاکی یکتا هستیم و بی نظیر و توانایی ها و استعدادهای خاص خویش را دارا هستیم که در نوع خود بدون رقیب و ارزشمند.
نگارش در تاريخ شنبه یازدهم آبان 1387 توسط علی حامدی

نا گفته های زبان فارسی

 

 ◄ آيا مي‌دانستيد برخي‌ها واژه‌هاي زير را که همگي فرانسوي هستند فارسي مي‌دانند؟

 

آسانسور، آلياژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بليت، بيسکويت، پاکت، پالتو، پريز، پلاک، پماد، پوتين، پودر، پوره، پونز، پيک نيک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تيراژ، تور، تيپ، خاويار، دکتر، دليجان، دوجين، دوش، دبپلم، ديکته، رژ، رژيم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زيگزاگ،


ادامه دارد...

 
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 توسط علی حامدی
برج میلاد بلندترین آسمان‌خراش ایران و چهارمین برج مخابراتی بلند در جهان است.[۱]این برج مخابراتی و چندمنظوره، درون مجموعهٔ یادمان در شمال غربی شهر تهران قرار دارد. این سازه به خاطر ارتفاع بلند و شکل ظاهری متفاوتش، تقریباً از همه جای تهران نمایان است و از این رو، یکی از نمادهای پایتخت ایران به شمار می‌آید.

 

مشخصات فنی:

این برج سازه‌ای است بتنی با کاربردهای متنوع، ۴۳۵ متر از سطح زمینهای مجاور ارتفاع دارد که ۳۱۵ متر از آن مربوط به شفت بتنی و ۱۲۰ متر دیگر مربوط به آنتن برج است. وزن برج میلاد ۱۶۱٬۰۰۰ تُن و زیربنای آن ۵٫۵ برابر یک زمین فوتبال است. [۲]پایهٔ اصلی برج بتن آرمه است. ارتفاع آن ۳۱۵ متر از روی زمین‌طبیعی با مقطع حجره‌ای (سلولار) است. حدود ۳۳۰۰۰ متر مکعب بتن در آن مصرف شده‌است. این بدنه شامل هسته مرکزی و چهار عدد باله‌است. درون هسته مرکزی ۳ حجره به آسانسورها و یک حجره به راه پله اضطراری اختصاص یافته‌است. باله در تراز صفر برج به‌صورت ذوزنقه در چهار طرف قرار دارد و تا ارتفاع ۲۴۰ متری به‌صورت هرمی شکل کاهش مقطع دارد. هسته مرکز از این تراز به تنهایی تا ۳۱۵ متر ادامه می‌یابد. از تراز ۲۴۵ تا ۳۱۵ متر سازه رأس برج قرار دارد.

 

مشخصات معماری و کاربردی سازه رأس برج میلاد:

ساختمان رأس برج میلاد مجموعه‌ای از ۱۲ طبقه با کاربردهای مختلف در طبقات است. این ساختمان پس از اجرای بدنه اصلی برج تا تراز ۳۱۵+ ساخته و در بالای بدنه اصلی نصب می‌شود. قسمت مرکزی سازه رأس برج بتنی است که قبلاً در امتداد بدنه اصلی برج و از تراز ۲۴۷+ تا ۳۱۵+ اجرا شده‌است.

سه طبقه تأسیساتی به ترتیب در ترازهای مختلف وجود دارد که مساحت هر طبقه ۷۰ متر مربع است. سازه فلزی رأس مشخصاتی به شرح ذیل را داراست:

به‌طور کلی سازه رأس به دو قسمت عمده شامل: سبد فلزی و قسمت فوقانی تقسیم می‌شود.

 

امکانات ویژه برج:

* بالابرها: برج دارای شش بالابر (آسانسور) اصلی خواهد بود که به‌صورت زیر تفکیک می‌شود:

* بالابر میهمان ۲ دستگاه

* بالابر خدماتی ۱ دستگاه

* بالابر خدماتی و تلویزیونی و مخابراتی ۱ دستگاه

* بالابر گنبد آسمان ۱ دستگاه

* علاوه بر اینها یک بالابر بین طبقات رأس حرکت خواهد کرد.

* رستوران گردان

* محیطهای رو باز و سر بسته برای بازدید از شهر

* نمایشگاه دفاع مقدس در سرسرا (لابی)

* امکانات ویژهٔ مخابراتی

* امکانات ویژهٔ تلویزیونی

* دکل مخابراتی با آنتهای متفاوت

* کافه‌تریا در رأس

* نگارخانهٔ آزاد هنری

* امکانات فروشگاهی در سرسرا

* فضاهای خدماتی

 

1. لیست برج‌های بلند دنیا

2. جزئیاتی جالب از برج ۱۶۱هزار تنی میلاد (فارسی). خبرگزاری تابناک (در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۸۷). بازدید در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۸۷.

 منابع:

1. w:List of tallest buildings and structures in the world

2. اطلاعات فنی با استفاده از اطلاعات در مجموعه یادمان (برج میلاد)، وب‌گاه Iran Civil Center.

3. مرکز ارتباطات بین‌المللی تهران، نشریهٔ یادمان، شماره ۲۷، بهمن و اسفند ۱۳۸۲.

4. برفراز تهران از بام تهران وب‌گاه جزیره دانش

5. وب سایت «برج میلاد تهرا

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 توسط علی حامدی

- دیدار با آشنایان و اقوام - صله الرحم - ؛

- نیکی نمودن به دیگران و اطرافیان ؛

- احترام به بزرگان ؛

- دادن هدیه و احسان کردن ؛

- و شستن دست ها قبل و بعد از صرف غذا

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 توسط علی حامدی
*  هر دو از خواندن آن لذّت می برید و به موضوع آن علاقه مندید.

* با خواندن آن، كودك شما دانستنی هایی درباره جهان پیرامون خود می آموزد.

*  به شما كمك می كند كه آن چه درذهن خود دارید، بیان كنید.

* به كودك كمك می كند تا احساس خوب و مثبتی از خود داشته باشد و به قابلیت های تازه خود پی ببرد.

*  به كودك كمك كند كه بداند در دنیای اطراف او كودكان دیگری هم هستند كه شرایط و احساسات مشابهی با او دارند.

*  به كودك كمك كند تا مفاهیم و معانی ارزش ها، سنت ها، خانواده، جامعه و... را درك كند.

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 توسط علی حامدی

نیرومند ترین ابزاری که انسان با آن سرو کار دارد، بی تردید ذهن است. ذهن یا فهم نیرویی است که مطالب را به یاد نگه می دارد. بااین وجود بخش عمّده ای از ظرفیّت بالقوّه آن راکد و بدون استفاده مانده است. دانشمندان با توجّه به چنین واقعیّتی تخمین زده اند که تنها از 10 درصد ظرفیّت و توان ذهن استفاده می شود.

90 درصد ظرفیّت و توان ذهن بدون استفاده می ماند. درچگونگی استفاده از کلّ نیروی ذهن احتیاج به کاربرد فنون خاصّی است تا انسان به همه مقاصد خود دست یابد. چیزی که تعالی ذهن را عرضه می کند این است که بتوانیم باامکان پذیر ساختن دست یابی به گنجینه ی عظیم و با نشان دادن چگونگی پویاسازی آن، قادر شویم تا این ظرفیت خارق العاده رابه خدمت خویشتن در آوریم. در صورتی این ظرفیّت بالقوّه عظیم همیشه همراه انسان است که با عوامل متعّدد تعالی آن آشنا شویم. تاثیر آموزش، خواست ها و جبرهای موجود در جامعه را نادیده نگیریم. از سویی دیگر واقعیّت نهان ماندن اطّلاعات مربوط به تعالی نیروی ذهن در اسناد و کتاب های علمی، ما را با فقدان دانش و شناخت این ابزار گران بها، که می تواند همگان را یاری دهد تا به چنین نیروی خلاقی دست یابند، مواجه ساخته است.

تعالی نیروی ذهن نه تنها پدیده ای ماورای طبیعی نیست بلکه یکی از طبیعی ترین شیوه های بهره برداری از حداکثر توانایی ذهن است . یک ظرفیّت 90 درصدی که به طور غالب در طول زندگانی بیشتر مردم راکد مانده است.

بی تردید در رسیدن به این هدف که یکی از هدف های آموزش و پرورش به شمار می آید، چاره ایی نیست به جز پرورش خلاقیّت؛

خلاقیّت واژه ای است بسیار مبهم و ارائه تعریف دقیقی از آن امری است بس دشوار . واقعیت این است که تا کنون محقّقان و روان شناسان مختلف به جای ارائه تعریف جامعی از خلاقیّت بیشتر سعی داشته اند تصویری از ویژگی های افراد خلّاق ترسیم کنند. بنابر این ارائه تعریفی جامع و مانع از خلاقیّت که همه ابعاد آن را شامل شود، اگر غیر ممکن نباشد، فوق العاده مشکل است، زیرا پژوهش گران مختلف برداشت های متفاوتی از خلاقیّت داشته اند و بالطبع تعاریف متنوّعی از َآن عرضه کرده اند. در سال های اخیر هم در مراکز پژوهشی و هم در محافل تربیتی مفهوم خلاقیّت مورد بحث و بررسی بوده است.

سؤالی که پیوسته در ذهن خطور می کند این است:

در شرایط مشابه چه عاملی باعث پیشرفت و موفقیّت بعضی کشورها و عقب ماندگی و عمل کرد ناصحیح بعضی دیگر می شود؟.

چرا کشوری پیشرفت کرده در حالی که کشور مشابه که از نظر منابع اولیّه و امکانات بهره وری دارای شرایط بهتری بوده، عقب مانده است؟.

در سال های اخیر ، تلاش های وسیعی به وسیله بسیاری از سازمان ها برای ترغیب افراد خود به خلاقیّت و نوآوری انجام گرفته است.

خلاقیت و نوآوری لازمه و پیش درآمد توسعه و پیشرفت و تعالی یک سازمان و جامعه است و آگاهی از فنون و تکنیک های آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای معلّمان، مدیران، دانشجویان، پژوهش گران و علاقه مندان به این رشته است .

در آشنایی با کاربرد اصول و تکنیک هایی که به ایجاد فکرهای جدید می انجامد و در اجتناب از عادات و عواملی که موجب تضعیف خلاقیّت می شوند، می توان  این امید را داشت که با برنامه ای مستمر  به این  مهمّ دست یافت.
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 توسط علی حامدی

شما چه رنگی هستید؟!...

رنگ مورد علاقه ی شما شخصیّت شما را بیان می کند. رنگی که انتخاب می کنید، گویای برخی از ویژگی های اخلاقی و روانی شماست، به عنوان مثال؛

رنگ سبز: مظهر کنجکاوی و دقّت در کارها است.

رنگ فیروزه ای: مظهر اسرارآمیزی و پندناپذیری است.

رنگ پرتغالی: مظهر صداقّت و عاری از هوس بازی است.

رنگ قهوه ای: مظهر اعتماد و ثبات در عقیده و عمل است.

رنگ آبی: مظهر نظم، پشتکار و کنترل احساسات و هیجانات درونی است.

رنگ قرمز: مظهر شدّت و زیاده روی در کارها است. فردی که این رنگ را دوست دارد، خوش  قلب و بزرگ طلب است، هر چند خودپسندی و عدم کنترل نفس هم دارد.1

 

1. منبع: فرهنگستان امین، موسسه یاران امی

نگارش در تاريخ جمعه نوزدهم مهر 1387 توسط علی حامدی
  
نگارش در تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1387 توسط علی حامدی

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان بی‌تردید مورد اعتمادت باشد. و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه ‌دارد.

همچنین، برایت آرزومندم
صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند
چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیر می‌کنند
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران
نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان  یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره
گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.امیدوارم
که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود
دارد.بعلاوه، آرزومندم پول داشته  باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است »
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است! و در پایان، اگر مرد
باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو
بیاغازید. اگر همه‌ی این‌ها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم

 

ویکتور هوگو
نگارش در تاريخ چهارشنبه دهم مهر 1387 توسط علی حامدی
ده نفر از عجیب ترین های دنیا

  

   
 
1.
یک تایوانی 64 ساله که بیش از سی سال است که نخوابیده است،این مرد بعد از یک تب در سال 1973 دیگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.او در یک مزرعه زندگی می کند و از خوک و مرغ نگهداری می کند و این کار تمام وقت او را می گیرد
 
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه ششم مهر 1387 توسط علی حامدی


 


برای مثال كشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مكتوب دارد و فقیر است !

اما كشورهای جدیدی مانند كانادا، نیوزیلند، استرالیا كه 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه یافته وثروتمند هستند.



تفاوت كشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست .



ادامه در ادامه مطلب!!!

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط علی حامدی
ر خروجی شهر بدره، بر روی تابلویی اهانت‌آمیز، در كنار نقشه كشورهای عراق و ایران جمله «ورود تروریست‌ها از كشورهای همسایه را متوقف كنید» درج شده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در این تابلو به همین جمله كه ایران را تروریست دانسته، اكتفا نشده و در اقدامی توهین‌آمیز، در نقشه ایران، كفتاری ترسیم شده كه در حال ورود به كشور عراق و گذر از مرزهای این كشور است.

این تابلو كه آشكارا به ایران و ایرانیان توهین كرده و ایران را مانند كفتار دانسته، در خروجی شهر بدره به سمت شهر «كوت»، در نزدیكی پایگاه نظامیان گرجستان نصب شده است.


نگارش در تاريخ دوشنبه یکم مهر 1387 توسط علی حامدی

اخیرا مطلبی ذهن مرا به خود مشغول کرده و جسته و گریخته به شواهد و مدارکی از آن برخورد می کنم. اولین بار پیر مرد خیلی محترمی در یک محفل ادبی به این موضوع اشاره کرد که البته با بی توجهی و سردی حضار روبرو شد ولی من به تدریج هرچه بیشتر به این موضوع فکر کردم به درستیش بیشتر پی بردم.

 

ما ایرانی ها هم مانند همه مردم دنیا نقاط ضعف و قوت خودمان را داریم اما یک خصوصیت ویژه در ایرانی ها هست که اگرچه ریشه تاریخی بسیار عمیقی دارد و هنوز هم آن را به شدت حفظ کرده ایم، خیلی کم به آن اشاره می شود و خیلی کم در موردش صحبت می شود. این خصوصیت، نگاه عجیب و غریب ما به جنس مخالف (زن) است. می خواهم بگویم اگر با دقت نگاه کرده باشید در طول تاریخ ما سکس یک موضوع محوری بوده و حتی برای ما سرنوشت ساز بوده در حالی که ظاهرا همواره در حاشیه مطرح است. حساسیت کنونی مردم ایران نسبت به مساله جنسیت با توجه به بافت جمعیتی جوان آن به مرز غیر قابل باوری رسیده است. به عنوان نمونه یک فیلم از روابط خصوصی یک دختر بازیگر به سرعت تبدیل به مهمترین مساله روز در ایران می شود. نمونه های از این دست بسیارند و همه گواه از نقش بسیار مهمی هستند که سکس در ذهن و روح مردم ایران دارد. بدون شک حکومت اسلامی ایران هم با رفتار هایش به اینگونه حساسیت ها هرچه بیشتر دامن می زند.  اما جالب است نگاهی به تاریخ بیاندازیم تا چیز های بیشتری دستگیرمان شود.

 

مونتسکیو در سال ۱۷۲۱ میلادی کتابی را منتشر می کند به نام ((نامه های ایرانی)) که خودش از فارسی ترجمه کرده و مجموعه ایست از نامه های شخصی یک شاهزاده ایرانی و اطرافیانش که برای دیدن و شناخت دنیای غرب از اصفهان به پاریس آن روزگار سفر کرده. از خلال این نامه ها اروپایی های عصر روشنگری خود را بسیار بهتر شناختند و گمان می کنم درس های زیادی هم برای ما ایرانیها در آن هست. در نگاه این ایرانی تیز بین تمام زوایای زندگی اروپاییان شرح داده شده اما نکته جالب تر مطالب سکسی فراوانیست که بین این شخص و زنان متعددش در حرمسرا و بین خواجگان رد و بدل می شود. بطور خلاصه می توانم برایتان بگویم که در دید ما ایرانی ها، زنان تنها وسیله ای برای ارضای مرد بوده اند. اگرچه یک مرد ایرانی زیباترین اشعار عاشقانه دنیا را برای زنانش می سراید اما هرگز حاضر نبوده و نیست که آنان را انسان های آزاد بشمارد. حس مالکیت شدید در ما ایرانیها (چه زن و چه مرد) به حدی زیاد است که تقریبا همواره بجای عشق مالکیت را در نظر می گیریم. ادبیات ما پر است از سوز و گداز عاشقی که دیگر (یا هنوز) مالک معشوقش نیست.  اگر به مذهب شیعه که صد در صد کاملا دسپخت خود ما ایرانیهاست (و ارتباط کمی هم با اسلام اعراب دارد) دقت کنید در می یابید که سکسی ترین دین دنیاست. در جای جای کتب حدیث و یا رساله ها اشاره به این موضوع است و در جزیی ترین مورد هم حکم وجود دارد. هیچ دینی (حتی اسلام) تا این حد وسواسی و دقیق به خصوصیات رفتار جنسی مردم نمی پردازد.  در طول تاریخ چند صد سال گذشته روحانیون شیعی ایران یکی از نقش های مهم اجتماعی شان در سودا گری و واسطه گری سکس در ایران بوده. کل موضوع صیغه که آن را به علی(ع) نسبت می دهند و  هیچ مسلمانی آن را قبول ندارد در حقیقت توجیه دینی تن فروشی است (نمی گویم خوب یا بد است). موضوع دیگر که بسیار عجیب همگان از کنارش می گذرند روابط جنسی با هم جنس است که از دیر باز هر دو گونه آن در ایران رایج بوده است . در اواخر سلسله صفویه که خود بنیان گذاران مذهب تشیع در ایران هستند (تا پیش از صفویه نود درصد ایرانیان مسلمان سنی بوده اند) رابطه با پسران زیبا رو و انواع روابط جنسی نا متداول به اوج می رسد. به نوشته دکتر باستانی پاریزی مالیات از کارکنان جنسی در محله های فعال شیراز و اصفهان به حد باور نکردنی زیاد بوده است. و همه این ها به لطف آخوند های درباری صفویه (چون مجلسی) که همواره یک حدیث تازه و آبدار از یک امام معصوم در جیبشان داشته اند میسر شده.

 

گستره این بحث بسیار وسیع است و مجال  اندک در نهایت به نظر می رسد ما ایرانی ها بطور تاریخی مشکلی بزرگی در این ناحیه داریم و هنوز هم با آن به نتیجه نرسیده ایم. به قول خارجی ها ما زیادی ((سکشوالی آبسسد)) هستیم. اگر با این دید به تاریخ و حال و روز مان بنگرید رد پا ها و شواهد بسیار بیشتری هم خواهید یافت. در پست بعدی بیشتر در این مورد خواهم نوشت.

پ.ن. آیا می دانستید که حجاب برتر (چادر یا چادره) تنها در ایران زمین و از پیش از اسلام وجود داشته است و در اصل ابزاری بوده برای حفظ حرم سرای پادشاهان، سلاطین و افراد بیسار متمول و اصلا در عربستان رایج نبوده
نگارش در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط علی حامدی
لان حدود 1 سال است که خیلی خسته ام و این هفته آخر هم که دیگه دارم از پا می افتم. چرا ؟ همیشه فکر می کردم کمی تنبل ام اما حالا دقیقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خیلی کار می کنم. ببینید ما توی ایران 72 میلیون جمعیت داریم که 13 میلیون اونها بازنشسته هستند. پس می مونه 59 میلیون نفر. از این تعداد، 24 میلیون دانش آموز و دانشجو هستند یعنی برای انجام کارها فقط 35 میلیون نفر باقی می مونند. توی کشور 10 میلیون نفر هم توی ادارات دولتی شاغل هستند که خب عملا کاری انجام نمی دن. پس برای پیش بردن کارها تنها 25 میلیون نفر باقی می مونند. از این 25 میلیون نفر هم تقریبا 4 میلیون نفر نماینده مجلس و سایر وابستگان حكومت هستند پس فقط 21 میلیون باقی می مونن و اگر بدونیم که تقریبا 17 میلیون آدم جویای کار داریم، معنیش این خواهد بود که کل کارهای مملکت رو 4 میلیون نفر دارن انجام می دن. اما حدود 2 میلیون نفر هم نیروهای مسلح داریم و این یعنی فقط 2 میلیون نفر نیروی کار باقی می مونن. از بین این دو میلیون نفر، 646.900 عضو پلیس هستند پس کلا می مونه 1.353.100. حالا این وسط 649.876 نفر بیمار داریم که قدرت کار ندارند. پس بار کارهای کشور افتاده روی دوش 806.200 نفر از جمعیت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصویر، ممنوع الصدا و ... داریم پس کل کارهای کشور افتاده روی دوش 14 نفر! از این چهار ده نفر 12 تاشون عضو شورای نگهبان هستند و پس متوجه می شیم که کل کارهای کشور افتاده روی دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که داری اینو میخونی...


نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 توسط علی حامدی
بخشش هنگامی آسان می شود که ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به ضعف های خودمان و این که ما نیز امکان اشتباه کردن داریم معترف باشیم.
نگارش در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط علی حامدی
نحوه  محا سبه مهریه به نرخ روز

جهت اطلاع  دوستا ن محاسبه به روش ساده توضیح داده

 می شود

شاخص اخرین سا ل  تقسیم بر شاخص سال ازدواج ضرب

 د ر مبلغ مهریه مساوی مبلغ به نرخ روز

مثال : شاخص سال 1385÷ شاخص سال 1365× مبلغ مهریه =  نرخ روز مهریه

 

ريال192289719 = 5000000  × 21/3÷  45/123

 

منظور از شاخص اخرین سال  یک سال قبل از سال جاری می باشد  که در حال حاضر اخرین سال  سال86 13می باشد

چنانچه شوهر زنی فوت نمایید و همسر او بعد از چند سال بخواهد مهریه خود را وصول نمایید اخرین سال یک سال قبل از فوت  وی می باشد

شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران(شاخص مهریه)

در سالهای 1315-1386

 تهیه کننده محمود

 

 

سا ل

 

 

شاخص

 

سا ل

 

 

شاخص

 

سا ل

 

 

شاخص

 

1315

1316

1317

1318

1319

1320

1321

1322

1323

1324

1325

1326

1327

1328

1329

1330

1331

1332

1333

1334

1335

1336

1337

1338

 

 

02/0

03/0

03/0

03/0

03/0

05/0

09/0

20/0

20/0

17/0

15/0

16/0

18/0

19/0

15/0

17/0

18/0

19/0

23/0

23/0

25/0

26/0

26/0

30/0

 

 

1339

1340

1341

1342

1343

1344

1345

1346

1347

1348

1349

1350

1351

1352

1353

1354

1355

1356

1357

1358

1359

1360

1361

1362

 

 

32/0

32/0

33/0

33/0

35/0

35/0

35/0

35/0

36/0

37/0

38/0

40/0

42/0

47/0

54/0

59/0

69/0

86/0

95/0

06/1

31/1

61/1

92/1

20/2

 

 

1363

1364

1365

1366

1367

1368

1369

1370

1371

1372

1373

1374

1375

1376

1377

1378

1379

1380

1381

1382

1383

1384

1385

1386

 

43/2

60/2

21/3

10/4

29/5

21/6

77/6

17/8

17/10

48/12

88/16

21/25

07/31

44/36

03/43

68/51

20/58

83/64

06/75

79/86

00/100

35/110

45/123

22/146

نگارش در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387 توسط علی حامدی

بدان ای سکندر پس از مرگ من
پس از ریزش اخرین برگ من
توانی گشایی در پارس را
نهی بر سرت افسر پارس را
زخاک جم و کاخ شاهنشاهان
قدم چون نهی با دگر همرهان
مبادا شوی غره از خویشتن
که ایران بسی پرورد همچو من

 

 

 

 

shahnamehgallery (16).jpg

نگارش در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 توسط علی حامدی

 


صیغه برمبنای توضیح المسائل آیت الله خمینی

به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال مى شوند و آن بر دو قسم است: ازدواج دائم كه همیشگى است و زنى را كه به این عقد در مى آید «دائمه» گویند و ازدواج موقّت كه براى مدّت معیّنى عقد زناشوئى مى بندند، خواه این مدّت كوتاه باشد یا طولانى و آن را «متعه» و «صیغه» نیز مى نامند. مسأله 2024
دستور خواندن صیغه عقد موقت
براى خواندن صیغه عقد موقّت كافى است بعد از آن كه مدّت و مهر معیّن شد، زن بگوید: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِی فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (من خودم را به همسرى تو در مدّت معیّن با مهر معیّن درآوردم) مرد نیز بگوید: «قَبِلْتُ» (قبول كردم)

 و.....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط علی حامدی

تاریخچه چلوکباب

شاید بتوان گفت "چلوکباب " در کنار "آبگوشت" معروفترین غذای ایرانی باشد که از شهرتی جهانی نیز برخوردار است. یک محقق جامعه شناس معتقد است که غذاهای ملی و بومی اقوام و ملل مختلف و روش و منش طبع و همچنین خوردن آنها، خود از جهتی بازگو و شاخصه سیره و شیوه اندیشه و سنن و آداب فرهنگی و اجتماعی آن ملت ها محسوب می شوند.فی المثل رواج تهیه و استفاده از غذاهای دریایی در شهرهای ساحلی (نسبت به دیگر مناطق) و اساسا گستردگی حرفه ماهیگیری در این مکان ها خود شاخصی برای فرهنگ مردم آن دیارها به شمار می آید یا بهره گیری از گوشت شکار و گیاهان خوراکی در نواحی جنگلی براساس شغل هایی متناسب و یا قرار داشتن برنج به عنوان غذای اصلی سرزمین هایی که اقتصادش متکی به محصولات شالیزارها می باشد (مانند شمال ایران) و همانطورکه ذکر گردید این غذاهای بومی و ملی به نوعی بازتاب بافت حرفه ای و اقتصادی و در نهایت فرهنگی آن جوامع به حساب می آیند.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1387 توسط علی حامدی
http://www.koodakaneh.com/

سایتی مفید برای خانواده های

کودکانه
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 توسط علی حامدی

بچه ها سلام،

دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به ‏جای شما به خورشید روزبخیر میگویم، از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم، با شما میخندم و با شما ‏میخوابم. گاهی "چیزی شبیه دلتنگی" همه وجودم را میگیرد. ‏

کاش میشد مانند گذشته خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم، و خسته از همه هیاهوها، گرد و غبار ‏خستگیهایمان را همراه زلالی چشمه روستا به دست فراموشی میسپردیم، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به ‏‏"صدای پای آب" و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم و همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان ‏را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات زیر سنگی میگذاشتیم چون وقتی بابا نانی برای تقدیم ‏کردن در سفره ندارد چه فرقی میکند، پی سه ممیز چهارده باشید با صد ممیز چهارده، درس علوم را با همه ‏تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس "عشق و معجزه" لکه های ابر ‏را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پرشورتان را ‏از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ‏ترکمان نکند، منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر ‏از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد.‏

کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم ‏با زبان مادری شعر می سرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و ‏میرقصیدیم.
‏ ‏

 

کاش میشد باز در بین پسران کلاس اولی همان دروازه بان میشدم و شما در رویای رونالدو شدن به آقا معلمتان ‏گل میزدید و همدیگر را در آغوش میکشیدید، اما افسوس نمیدانید که در سرزمین ما رویاها و آرزوها قبل از ‏قاب عکسمان غبار فراموشی به خود میگیرد، کاش میشد باز پای ثابت حلقه عمو زنجیرباف دختران کلاس ‏اول میشدم، همان دخترانی که میدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکی مینویسید کاش دختر به دنیا ‏نمیامدید.

 

میدانم بزرگ شده اید، شوهر میکنید ولی برای من همان فرشتگان پاک و بی آلایشی هستید که هنوز "جای ‏بوسه اهورا مزدا" بین چشمان زیبایتان دیده میشود، راستی چه کسی میداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر ‏نبودید، کاغذ به دست برای کمپین زنان امضاء جمع نمیکردید و یا اگر در این گوشه از "خاک فراموش شده ‏خدا" به دنیا نمی آمدید، مجبور نبودید در سن سیزده سالگی با چشمانی پر از اشک و حسرت "زیر تور سفید ‏زن شدن" برای آخرین بار با مدرسه وداع کنید و "قصه تلخ جنس دوم بودن" را با تمام وجود تجربه کنید. ‏دختران سرزمین اهورا، فردا که در دامن طبیعت خواستید برای فرزندانتان پونه بچینید یا برایشان از بنفشه ‏تاجی از گل بسازید حتماً از تمام پاکی ها و شادی های دوران کودکیتان یاد کنید.‏

پسران طبیعت آفتاب میدانم دیگر نمیتوانید با همکلاسیهایتان بنشینید، بخوانید و بخندید چون بعد از "مصیبت ‏مرد شدن" تازه "غم نان" گریبان شما را گرفته، اما یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به ‏رویاهایتان پشت نکنید، به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمینشان برای امروز و فرداها فرزندی از جنس ‏‏"شعر و باران" باشند به دست باد و آفتاب میسپارمتان تا فردایی نه چندان دور درس عشق و صداقت را برای ‏سرزمینمان مترنم شوید.‏

 

رفیق، همبازی و معلم دوران کودکیتان

 

فرزاد کمانگر - زندان رجایی شهر کرج

نگارش در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 توسط علی حامدی

در جریان زلزله سهمگین چین در ماه گذشته  ؛ وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا كرد او مرده بود اما كمك رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار كاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می كردند جنازه را بیرون بیاورند كه گرمای موجودی ظریف را احساس كردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یك بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از روی جنازه مادر كنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون كشیده شد.نوزاد كاملا سالم و در خواب عمیق بود. گزارش ایسكانیوز می افزاید ، او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران كرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است. مردم وقتی بچه را بغل كردند، یك تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد كه روی صفحه شكسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نكن كه مادر با تمامی وجودش دوستت داشت]

نگارش در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"
نگارش در تاريخ جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط علی حامدی

خطابه محمد رضا شاه پهلوی

در مقابل آرامگاه ابدی آورش بزرگ

پاسارگاد20 مهر ماه 1354

{  .....!.......}

كورش !

شاه بزرگ،

شاه شاهان،

شاه هخامنشی،

شاه ایران زمین،

از جانب من، شاهنشاه ایران،

و از جانب ملت من،

بر تو درود باد.

در این لحظة پرشكوه تاریخ ایران، من و همه ایرانیان، همه فرزندان این شاهنشاهی

كهن كه دوهزار و پانصد سال پیش بدست تو بنیاد نهاده شد، در برابر آرامگاه تو سر

ستایش فرود می آوریم و خاطرة فراموش نشدنی تو را پاس میداریم

همة ما در این هنگام كه ایران نو با افتخارات كهن پیمانی تازه می بندد، ترا بنام

قهرمان جاودان تاریخ ایران، به نام بنیانگذار كهنسال ترین شاهنشاهی جهان، به نام

آزادی بخش بزرگ تاریخ، به نام فرزند شایستة بشریت، درود میفرستیم.

كورش!

ما امروز در برابر آرامگاه ابدی تو گرد آمده ایم تا بتو بگوئیم:

آسوده بخواب كه ما بیداریم،

و برای نگاهبانی میراث پرافتخار تو همواره بیدار خواهیم بود.

سوگند یاد میكنیم كه آن پرچمی را كه تو دوهزار و پانصد سال پیش برافراشتی

همچنان افراشته و در اهتزاز نگاه خواهیم داشت.

سوگند یاد میكنیم كه بزرگی و سربلندی این سرزمین را بعنوان ودیعه ای مقدس كه

گذشتگان ما به ما سپرده اند با اراده ای پولادین حفظ خواهیم كرد، و این كشور را

سربلندتر و پیروزتر از همیشه به آیندگان خویش خواهیم سپرد.

سوگند یاد میكنیم كه سنت بشر دوستی و نیك اندیشی را كه تو اساس شاهنشاهی

ایران قرار دادی، همواره پاس خواهیم داشت و همچنان برای مردم جهان پیام آور

دوستی و حقیقت خواهیم بود.

در این بیست و پنج قرن، كشور تو و كشور من، شاهد سهمگین ترین حوادثی شد

كه در تاریخ جهان برای ملتی روی داده است، و با اینهمه هرگز این ملت در برابر

دشواریهای گران سر تسلیم فرود نیاورد.

در طول دوهزار و پانصد سال، هر وجب از خاك این مرز و بوم با خون دلیران و

جانبازان ایران زمین آبیاری شد، تا ایران همچنان زنده و سربلند بماند، بسیار كسان

بدین سرزمین روی آوردند تا آن را از پای در آورند، اما همة آنان رفتند و ایران بر

جای ماند و در همة این مدت، علیرغم تیرگیها، این سرزمین فروغ جاودان همچنان

تجلی گاه اخلاق و كانون ابدی اندیشه باقی ماند. اكنون ما در اینجا گرد آمده ایم تا

با سربلندی به تو بگوئیم كه :

پس از گذشت بیست و پنج قرن، امروز نیز مانند دوران پر افتخار تو، نام ایران در

سراسر گیتی با احترام و ستایش بسیار در آمیخته است.

امروز نیز همانند عصر تو، ایران در صحنة پر آشوب جهان پیام آور آزادگی و بشر

دوستی و پاسدار والاترین آرمانهای انسانی است.

مشعلی كه تو بر افروختی و در طول دو هزار و پانصد سال هرگز در برابر

تندبادهای حوادث خاموش نشد، امروز نیز فروزان تر و تابناك تر از همیشه در این

سرزمین نورافشان است، و فروغ آن همچون دوران تو، از مرزهای ایران زمین

بسیار فراتر رفته است.

كورش !

شاه بزرگ،

شاه شاهان،

آزادمرد آزادمردان و قهرمان تاریخ ایران و جهان،

آسوده بخواب، زیرا كه ما بیداریم و همواره بیدار خواهیم بود.

محمد زضا هر چه که بود دوست دار تاریخ و فرهنگ ایران بود
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

دانستنيهاي جالب در مورد جوراب

 ۱:ماهيت کلمه جوراب در زبان انگليسي

 کلمه sock به معناي جوراب از واژه لاتين soccus گرفته شده است که اين کلمه خود نيز از واژه ای از زبان يونان باستان به نام sukkhos به معناي کفش نازک و نرم و گشادي که پاها را ميپوشاند مشتق شده است.هر چند که sock در زبان انگليسي قديمي socc خوانده و نوشته مي شد ولی بعدها به socke تغیير پيدا کرد و تا اينکه امروزه به sock تبديل شده است.

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

 

۱: شلوار چيست؟ 

شلوار پارچه اي است که معمولا از مچ پا تا کمر ادامه دارد و هر دو پا را نيز به صورت جداگانه پوشش مي دهد.شلوارها  مي توانند در قسمت کمر توسط کمربند يا بند مخصوص شلوار به طور مناسب با کمر جور شوند

 

و....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط علی حامدی

خاطرات يك دانشجوي دم بخت

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
 
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد
و ...

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

33: بيست نكته درباره ي طلا كه شما نمي دانيد!

 

1 طلا احتمالاً نخستين فلزي است كه انسان پيش از تاريخ آن را به كار گرفته است. اشياي تزئيني طلا كه در بلغارستان يافت شدند به 4000 سال قبل از ميلاد مسيح بازمي گردند. بنابراين در حقيقت، سن طلا به دوره ي سنگي (عصر حجر / Stone Age) بازمي گردد

و....

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

مجموعه اطلاعاتی که هر ایرانی دست کم یکبار به آن نیاز دارد

 

فهرست الفبايي نامهاي پسرانه
آ
ا
ب
پ
ت
ث
ح
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
‍ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ك
گ
ل
م
ن
و
ه
ي



فهرست الفبايي نامهاي دخترانه
آ
ا
ب
پ
ت
ث
ح
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
‍ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ك
گ
ل
م
ن
و
ه
ي

نگارش در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
 
و.....
 

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

نام نامه ایرانیان

بيش از  350  نام اوستايي - زرتشتي و ايراني دربرگیرنده کوردی - پارسی - آذری - بلوچی - بختیاری و . . .

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی
 

لینک های گلیچین شده توسط دوست عزیرم در زاهدان

وبلاگ روانشانسی دانشگاه زاهدان

تقدیم به شما

و...

ادامه دارد را کلیک کنید ...........


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

«مریم بهجت‌ تبریزی» فرزند استاد شهریار در واكنش به سریال «شهریار» گفت: اعلام می‌كنم كه آنچه به عنوان سریال شهریار از شبكه دو پخش شده، ارتباطی با زندگی شاعر بلند‌آوازه ایرانی، شهریار نداشته است.

«مریم بهجت‌ تبریزی» فرزند استاد شهریار در واكنش به سریال «شهریار»(كمال تبریزی) به فارس گفت: سریالی كه با نام «شهریار» از شبكه دوم سیما در حال پخش است، متاسفانه دارای صحنه‌ها و سكانس‌هایی غیرواقعی و توهین آمیز به شخصیت استاد شهریار بوده كه نه تنها با واقعیت‌های حیات آن بزرگوار همخوانی نداشته و ندارد، بلكه با تحریف و تغییراتی همراه بوده است كه نهایتا به مسخ شخصیت حقیقی و اجتماعی و ادبی پدرم -كه محبوب‌ترین شاعر ایران در قرن حاضر است- منجر می‌شود.

و ......


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی
ایرانی ها در اون دنیا !!!
 


می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه که:‌آخه خدا؟ این چه وضعیه آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن اومدن خونه باباشون! بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارک‌دار و آنچنانی می‌پوشن! هیچکدومشون از بالهاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون بنز و بی‌ام‌و جایی نمی‌رن! اون بوق و کرنای من هم گم شده، یکی از همین‌ها دو ماه پیش قرض گرفتش و دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تمیز می‌کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! من حتی دیدم بعضی‌هاشون کاسبی می‌کنن و هاله های بالاسرشون رو به بقیه می‌فروشن!

خدا میگه:‌ ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه،‌ فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. این‌ها هم که گفتی خیلی بد نیست! برو یه زنگی به شیطان بزن تا بفهمی مشکل واقعی یعنی چی!

جبرییل زنگ میزنه به جناب شیطان. دو سه بار می‌ره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب می‌ده: جهنم. بفرمایید؟

جبرییل میگه:‌ آقا خیلی سرت شلوغه انگار!

شیطان آهی می‌کشه میگه:‌ نگو که دلم خونه. این ایرانی‌ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو می‌کنم اینطرف، یه آتیشی دارن اون‌طرف به پا می‌کنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!...حالا هم که .... ای داد!!! آقا نکن! جبرییل جان من برم... اینها دارن آتش جهنم رو خاموش می‌کنن که جاش کولر گازی نصب کنن

نگارش در تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی
ایرانی ها در اون دنیا !!!
 


می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه که:‌آخه خدا؟ این چه وضعیه آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن اومدن خونه باباشون! بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارک‌دار و آنچنانی می‌پوشن! هیچکدومشون از بالهاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون بنز و بی‌ام‌و جایی نمی‌رن! اون بوق و کرنای من هم گم شده، یکی از همین‌ها دو ماه پیش قرض گرفتش و دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تمیز می‌کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! من حتی دیدم بعضی‌هاشون کاسبی می‌کنن و هاله های بالاسرشون رو به بقیه می‌فروشن!

خدا میگه:‌ ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه،‌ فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. این‌ها هم که گفتی خیلی بد نیست! برو یه زنگی به شیطان بزن تا بفهمی مشکل واقعی یعنی چی!

جبرییل زنگ میزنه به جناب شیطان. دو سه بار می‌ره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب می‌ده: جهنم. بفرمایید؟

جبرییل میگه:‌ آقا خیلی سرت شلوغه انگار!

شیطان آهی می‌کشه میگه:‌ نگو که دلم خونه. این ایرانی‌ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو می‌کنم اینطرف، یه آتیشی دارن اون‌طرف به پا می‌کنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!...حالا هم که .... ای داد!!! آقا نکن! جبرییل جان من برم... اینها دارن آتش جهنم رو خاموش می‌کنن که جاش کولر گازی نصب کنن

نگارش در تاريخ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی
فوايد گريه كردن
 
گریه کن گریه قشنگه    گریه سهم دله تنگه

www.hamtaraneh.com
و.....

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی
نحوه تشخیص امکان دیده شدن در اتاق های پرو


 

بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض عموم می گذارند. پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید!

اما چطور؟

 


 

پخش عکس و فیلم های خصوصی

این روزها مساله امنیت و پخش عکس و فیلم های خصوصی داغ هست پس زمان خوبی هست که این مطلب را بخوانید:

بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض عموم می گذارند. پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید!

اما چطور؟

قبل از هرکاری از تست انگشت اسفاده کنید:

انگشت خود را روی آینه قرار داده. اگر بین انگشت شما و تصویر آن یک فاصله ای باشد این آینه واقعی است. اگر انگشت شما به تصویرش چسبیده باشد، این آینه دو طرفه است و فردی دارد شما را مشاهده می کند.

دلیل :

چون در آینه واقعی لایه جیوه در پشت شیشه است ولی در آینه های دو طرفه لایه جیوه در روی سطح شیشه است.

از همه شما دوست های خوبم خواهش میکنم این موضوع را برای دوستان خود مطرح کنید و از پاپشیده شدن آبروی فرد و خانواده ای جلوگیری کنید.

 

نگارش در تاريخ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

آشنايي با هوش‌هاي 8 گانه انسان

و.....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی
درود به همگی
یک سری از نامهای اصیل ایرانی رو اینجا براتون می فرستم امیدوارم خوشتون بیاد
 
و......

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

كتاب الكترونيكي همراه


نرم افزار «پرنیان» یكی از نرم افزارهای جانبی مخصوص خواندن كتاب و متن فارسی در محیط تلفن همراه (مستقل از نوع دستگاه و زبان آن) می باشد. نرم افزار کارگاه پرنیان اولین نرم افزار فارسی در زمینه تبدیل متن فارسی به کتاب جاوا می باشد که در دسترس عموم کاربران قرارگرفته است.

برای دیدن لیست کامل...ادامه دارد را کلیک کنید

.

نگارش در تاريخ شنبه هفتم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

بزرگترین و شگفت انگیز ترین غار آبی آسیا

+++++++++++++++++++++++++++++++++ 

قوری قلعه؛ بزرگترین و شگفت انگیز ترین غار آبی آسیا

کرمانشاه - غار قوری قلعه بزرگترین و شگفت انگیز ترین غار آبی آسیا در 86 کیلومتری شهر کرمانشاه در مسیر جاده پاوه و در شمال شهر جوانرود واقع است.

به گزارش خبرنگار مهر در کرمانشاه، این غار که هم اکنون به عنوان یکی از مطرح ترین جاذبه های گردشگری استان کرمانشاه وغرب کشورمحسوب می شود، طبق نظر کارشناسان بزرگترین غار آبی آسیا و طولانی‌ ترین غار آبی ایران است.

علت نامگذاری غار به نام غار قوری قلعه؛

و.....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی

مناسبت نام های شرکت های بزرگ

آیا می دانید شرکت های بزرگ چگونه نام گذاری شده اند ؟ یا به چه منظور این نام ها را انتخاب کرده اند ؟

Adobe: نام رودخانه‌ای پشت خانه‌ی موسسش.

CISCO: کوتاه شده از San Francisco.

و .....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 توسط علی حامدی
آیا فروشنده ای که کامپیوتر جدیدتان را از او خریده اید، واقعاً به چیزهایی که در موردش صحبت می کند آگاهی دارد، یا فقط چیزهایی را که در بروشور مطالعه کرده است برای شما تکرار می کند؟ یا کارمندی که به تازگی برای استخدام با او مصاحبه کردید واقعاً از آن چیزهایی که ادعا می کرد می داند، سررشته ای دارد یا اینکه فقط جواب هایی را برایتان تکرار می کند که شما دوست دارید بشنوید؟

و...


ادامه مطلب...
درباره وبلاگ

موفقیت...پيروزي....آرمان....هدف
...زندگي با طعم دوست داشتن
.خواستن .توانستن
........

.......
اگر نمي تواني بالا روي ،
سيب باش تا افتادنت انديشه اي را بالا برد .

دکتر شريعتي
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ