معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
وبنابرین
انسان – تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند
معادله ۲
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابرین
مرد – درآمد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغ
معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
وبنابرین
زن – خرج پول = الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کند = الاغ
نتیجه گیری:
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند..
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.
بنابرین داریم ...
مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول
و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:
مرد + زن = ۲الاغی که با هم بخوشی زندگی میکنند!
یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که
وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا
بود و غیر از خدا هیچکس نبود. این
قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا
هیچ کس نیست.
استادى از شاگردانش
پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم
داد ميزنيم؟ چرا مردم هنگامى که
خشمگين هستند صدايشان را بلند
ميکنند و سر هم داد ميکشند؟
شاگردان فکرى
کردند و يکى از آنها گفت: چون در
آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از
دست ميدهيم.
استاد پرسيد:
اينکه آرامشمان را از دست ميدهيم
درست است امّا چرا با وجودى که طرف
مقابل کنارمان قرار دارد داد
ميزنيم؟ آيا نميتوان با صداى
ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که
خشمگين هستيم داد ميزنيم؟
شاگردان هر کدام
جوابهايى دادند امّا پاسخهاى
هيچکدام استاد را راضى
نکرد.
سرانجام استاد چنين توضيح داد:
هنگامى که دو نفر از دست يکديگر
عصبانى هستند، قلبهايشان از
يکديگر فاصله ميگيرد. آنها
براى اين که فاصله را جبران کنند
مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان
عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين
فاصله بيشتر است و آنها بايد
صدايشان را
بلندتر کنند.
سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو
نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى
ميافتد؟ آنها سر هم داد
نميزنند بلکه خيلى به آرامى با
هم صحبت ميکنند. چرا؟ چون
قلبهايشان خيلى به هم نزديک است.
فاصله قلبهاشان بسيار کم است .
استاد ادامه داد: هنگامى که
عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه
اتفاقى ميافتد؟ آنها حتى حرف
معمولى هم با هم نميزنند و فقط در
گوش هم نجوا ميکنند و عشقشان باز
هم به يکديگر بيشتر ميشود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم
بينياز ميشوند و فقط به يکديگر
نگاه ميکنند. اين هنگامى
است که ديگر هيچ فاصلهاى بين
قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
امیدوارم روزی رسد که تمامی انسان ها قلب هایشان به یکدیگر نزدیک شود
زندگي
زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و طراوت و زيبا و لبخند و در آخر زندگي زندگي است
.
ادامه مطلب...

بنام حق
هفت چاكرايا مراكز تجمع انرژي در بدن وجود داردكه سعي ميكنم به اختصار در مورد آنها اطلاعاتي به شما بدهم.
1)چاكراي 1اين چاكرا داراي رنگ قرمز ميباشد ونيروي فوق العاده زيادي توليد ميكند .ما به وسيله اين چاكرا از زمين انرژيهاي لازم را دريافت ميكنيم .محل آن درفضاي ما بين مقعدودستگاه توليد مثل انسان جاي دارد.اين چاكرا اگر بيموقع يا بعللي ناخواسته صددرصد باز شود به دليل انرژيهاي زيادي كه توليد ميكند خارج از حد تحمل شده وباعث سوختن سپر حفاظتي انسان (هاله)ميگردد كه اين باعث مرگ يا ديوانگي شخص خواهد شد.
براي متعادل ماندن اين چاكرا رفتارهاي زير ضروري است
احترام به پدر ومادر وخانواده . احترام به اهل فاميل .رعايت قانون ومقررات در جامعه .ادب اجتماعي وغيره
عدم رعايت مسائل فوق باعث اختلال در نظم اين چاكرا شده وبدن را مستعد انواع بيماريها مينمايد.
بي احترامي به اهل خانواده به هردليل ناسزا گفتن به هر دليل ونقض قوانين جاري به هر صورت باعث جذب انرژيهاي سنگين وبيماري زا به وجود شما خواهد بود.
واين انرژيهاي سنگين را خود انسان با رفتارهاي غلط خود بوجود مياورد.
چاكراي دوم: اين چاكرا داراي رنگ نارنجي است در انتهاي ستون فقرات جاي دارد اين چاكراشامل سيستم اعضاي تناسلي است مشكل اين چاكرا باعث ضعف ديگر چاكراها ميشود(در آقايان توليد اسپرم يا عقيم بودن) (در خانمها عادي كردن دوران عادت ماهيانه وكاهش خونريزري)
عدم كنترل در موارد جنسي باعث ضعف اين چاكرا خواهد شد.فكر كردن مداوم انسان به جنس مخالف نگاه كردن از موضع شهوت به مردم باعث جذب انرژيهاي سنگين وتخليه انرژيهاي مثبت خواهد شد.
چاكراي سوم:اين چاكرا داراي رنگ زرد است محل آن در اول گودي كمر در ستون فقرات وتقريبا در راستاي ناف قرار دارد . اين چاكرا شامل سيستمهاي گوارشي ودفع وافزايش قدرت وتوان ,خونسازي , كبد ,معده, روده ها ,طحال و كليه ها است.
تكبر وخودخواهي و خود بيني وحرص رفتاري هستند كه باعث تخليه انرژيهاي مثبت وجذب انرژيهاي منفي اين چاكرا خواهد بود.
چاكراي چهارم:اين چاكرا داراي رنگ سبز ومحل آن بروي برامدگي ستون فقرات ودرراستاي محل جناقي سينه وموازي قلب جاي دارد .اين چاكرا شامل سيستم گردش خون قلب وكلسترول خون است.حسرت , حسادت , اگرها ,كاشكي ها باعث جذب انرژيهاي سنگين واختلال در اين قسمت خواهند بود.
عشق به همنوع و كمك كردن به ديگران وداشتن صفات والا باعث متعادل بودن اين چاكرا خواهد بود.
چاكراي پنجم:اين چاكرا برنگ آبي است . محل آن در انتهاي گردن درراستاي گودي جلوي گردن است. اين چاكرا سيستم تنفسي را كنترل ميكند . مشكلاتي از قبيل :آسم و حساسيتهاي تنفسي ,بيني , شش ,گلو وپوست ميشود.
رفتاري از قبيل كينه وتنفر ,حرص عصبي ,يا بيزاري از ديگران ,باعث جذب انرژيهاي سنگين خواهد شد.
چاكراي ششم: رنگ اين چاكرا نيلي است .ومحل آن در مركز پيشاني ميباشد . چاكراي ششم سيستم سينوسها ,چشمها, قسمتي از مغزومخ را تحت كنترل خود دارد .
تخيل منفي وبيش از حد وبهانه گيري وفكرزياد بروي تعادل اين چاكرا تاثير ميگذارد.
با اين چاكرا وچاكراي هفتم كليه مراحل انرژي درماني به طرق مختلف انجام ميگيرد.عشق معنوي مربوط به اين چاكراست
چاكراي هفتم: يا دروازه الهي ,شما با اين چاكرا با خداوند ارتباط داريد . رنگ آن بنفش در مواردي سفيد مايل به نقره اي ودر موارد نادري برنگ طلايي است . رنگ طلايي اين چاكرا به اين معنااست كه صاحب آن با خداوند يكي شده است كه اين شخص قادر به انجام هر كاري در جهان ميباشد مثل معجزه
محل آن در فرق سر ميباشد . اين چاكرا تمام بدن را كنترل ميكند .كه شامل سيستم عصبي بدن وسيستم تنفسي,گردش خون,دستگاه گوارش ودفع ,ودردهاي بين مهرهاي است.
در توضيح هاله بگويم كه انرژيهاي لطيفي است كه اطراف بدن انسان را در بر گرفته واز آن در برابر انرژي هاي مضر ماورايي ومادي حفا ظت ميكند .
مصرف سيگار ,مشروبات الكلي ,وساير مواد مخدر هاله را فوق العاده ضعيف ميكند.
رفتارهايي مانند غيبت كردن ودروغ گفتن هاي فتنه بر انگيز ,نابهنجاريهاي اجتماعي سبب جذب انرژيهاي سنگين و منفي وشروع بيماريهاي مختلف در انسان ميباشد.
هفت چاکرای اصلی بدن انسانواژة "چاکرا" در اصل "کاکرا" بوده که در فرهنگ هند باستان به معنی "چرخ" یا "خورشید" میباشد و به 600 تا 2000 سال پیش از میلاد مسیح بر میگردد. اشاره به چاکرا در نوشتههای هند باستان به سال 200 پیش از میلاد باز میگردد که به عنوان مراکز احساس یا هوشیاری جسمی از آنها یاد شده است. هفت چاکرای اصلی که در امتداد ستون فقرات قرار دارند، به عنوان مراکز انرژی در بدن هر انسان شناخته شده و مستقیماً به احساسات و عواطف و خصوصیات رفتاری ما مربوط میشوند.
ادامه مطلب...
متخصصان معتقدند، یادداشتهای روزانه درباره احساسات و شرایط میتواند از بار عصبی ذهن و روح افراد بكاهد و به آنها در تخلیه احساسات روانی كمك كند.
گاهی فشارهای عصبی به اندازهای زیاد میشوند كه افراد را به گریه انداخته یا موجب لرزش اندام آنها میشوند و گاه شرایط به اندازهای وخیم میشود كه سكتههای مغزی و قلبی به وقوع میپیوندد؛ اما متخصّصان معتقدند كه نوشتن تا حدود زیادی به كاهش استرس كمك میكند.
به گفته آنها، یادداشتهای روزانه درباره احساسات و شرایط میتواند از بار عصبی ذهن و روح افراد بكاهد و به آنها در تخلیه احساسات روانی كمك كند.
كارشناسان میگویند افكار و احساسات خود را بدون هیچ قضاوتی روی كاغذ بیاورید. به این ترتیب از آن چه در درون شما می گذرد آگاه میشوید.
معیار واقعی بودن
تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم> >>>>>>>>>>>>
انتونی رابینز
اجازه
نده ترس تو را فلج
سازد>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
مارک فیشر
افرادی که از
ریسک کردن میترسند به جایی
نمیرسند>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
منشا همه بیماریها در فکر
است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
ژوزف مورفی
رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما
حتمی است>>>>>>> >>>> انتونی رابینز
چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش
خواهد امد>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط
ازارشان دهد>>>>>>>>>>> مارک فیشر
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از
دست میدهند هرگز موفق نمیشوند> مارک فیشر
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین
میکند.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
انتونی رابیتز
هنگامی
که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند
تخیلات پیروز میشوند. مارک فیشر
وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به
ما دست میدهد. >>>> انتونی رابینز
ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی
شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم. ژوزف
مورفی
هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی
و شادی را انتخاب کند.>>> ژوزف مورفی
قانون زندگی , قانون باور
است.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
ژوزف مورفی
اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل
میدهد>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز
میکنید.>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی
سپس با اشتیاق شروع کنی.>>> مارک فیشر
اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی
رسید.>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
نبوغ در سادگی نهفته
است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
مونزارت
این
روشنی هدف است که به شما نیرو
میبخشد>>>>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه
موجود است>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند
که میتوانند ثروتمند شوند.>>>> مارک فیشر
باور به طور خود بخود به اجرا در
میاید>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد
نمیشود.>>>>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک
یار موافق بنگرید>>>>>> ژوزف
مورفی
زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند >>> انتونی رابینز
آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود>>>>>>>>>>>> > هراکلیتوس
اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود.>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.>>>>>> مارک فیشر
تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.>>>> مارک فیشر
ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
این جملات انرژی بخش را برای همه دوستان تان ارسال کنید تا به این طریق به انها انرژی هدیه دهید.
افراد جامعه و خانواده بنا به شناختی که از یکدیگر دارند رفتارهایی را در دیگران پیشگویی می کنند و انتظاراتی از آنها دارند.
آقای
«الف» در چنین شرایطی عصبانی می شود.خانم «ب» در چنین موقعیتی این گونه
رفتار می کند. آقای «ب» با این پیشنهاد موافقت خواهد کرد.
این همه پیش
بینی رفتار دیگران، نشان دهنده ی انتظارات ما از آنهاست. توقعات ما از
افراد خانواده نسبت به دیگر افراد بیشتر است و به سختی می توانیم رفتارهای
منفی آنها را نادیده بگیریم.
انتظارات مثبت : توقع زیاد از دیگران باعث می شود احساس شکست کنیم و تصور ما این است که مطابق میل ما عمل نشده است.
انتظارات منفی : گاه داشتن انتظارات منفی باعث واکنش معکوس فیزیولوژیک آنهاست.
وقتی
به کسی می گویید: «تو نمی توانی این کار را انجام دهی»، او می گوید: «اوه
چرا می توانم.» در واقع شما باعث می شوید تا برای انجام آن کار برانگیخته
شود. ولی بیشتر اوقات این خطر وجود دارد که فرد شنونده ی پیام، احساس
ناامنی کند و اشتباهات خود را تاییدی برای پیشگویی دیگران بداند.انتظارات
مثبت و منفی، شما را تحت تاثیر قرار می دهند، نمی توانی خودت باشی، احساس
راحتی نمیکنی، رفتارت طبیعی نیست و در نتیجه، ارتباط شما با دیگران تحت
تاثیر قرار می گیرد و باعث آزارتان می شود.اگر این گونه انتظارات باعث
آزار شما نمی شوند قبول کرده اید که اطرافیان هنوز به قدر کافی شما را
نشناخته اند یا هنوز به رفتار شما عادت نکرده اند.اما اگر نمی توانید این
انتظارات را نادیده بگیرید به این شکل عمل کنید:در مرحله ی اول شناخت
بیشتری نسبت به انتظارات و توقعات اطرافیان پیدا کنید. معمولاً افرادی که
در جایگاه بالاتر از شما قرار گرفته اند انتظاراتی نیز از شما دارند. شاید
انتظار دارند مانند آنها عمل کنید. یا هرگز مثل آنها عمل نکنید. آنها
خودشان را در شما می بینند و می خواهند دوباره از طریق شما زندگی کنند،
آنچه را که موفق به انجام آن نشده اند انجام دهند و اشتباهات را جبران
کنند. در مرحله بعد با آنها صحبت کنید و بگویید چه احساس ناخوشایندی
دارید. در مورد تاثیر انتظارات آنها در زندگیتان صحبت کنید. اگراین کار را
انجام ندهید هرگز متوجه اشتباه خود نمی شوند.به آنها اجازه دهید خود واقعی
شما را بشناسند. با انتظارات آنها سازش نکنید. تصمیم بگیرید فرد متفاوتی
باشید. خودتان باشید. آنچه را صحیح می دانید انجام دهید. با آنها با
احترام صحبت کنید و آنها را به دنیای خودتان وارد کنید.
به خود واقعی
دیگران احترام بگذارید تا آنها هم خود واقعی شما را بشناسند و به شما
احترام بگذارند. درک خود واقعی افراد، باعث تعادل انتظارات و توقعات ما از
آنهاست.
ادامه مطلب...
مثل قرمز، زرد و آبي که از اين رنگهاي اصلي رنگهاي ديگر را ميسازيم.
رنگهاي ثانويه يا فرعي
از ترکيب مساوي دو رنگي اصلي به وجود مي آيند. مثل:
زرد + آبي = سبز
قرمز + زرد = نارنجي
آبي + فزمز = بنفش
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
● مقدمه
کسب و کارهای کوچک معمولاً با مشکلات زیادی روبه رو میشوند. برای مثال، شخصی که کار دو، سه یا چهار نفر را به تنهایی انجام میدهد، مسلم است که در کارش با مشکلات زیادی روبه رو میشود چرا که همزمان باید مشتریان را ملاقات کند، محصولاتش را بفروشد و در سمینارهای مختلف شرکت کند. جرالد کین درباره انجام دادن تجارت یک نفره به شوخی میگوید: «آقا بالاسر خود بودن خوب است، چرا که هم میتوانید فقط نصف روز کار کنید و یا در روز دوازده ساعت سر کار باشید».
ادامه مطلب...
در این مقاله خواهید دید که هر کدام از متولدین ماههای مختلف، برای چه شغلهایی مناسب هستند. پس اگر دوست دارید بدانید که شغل نجومیشما چیست، در این مقاله با ما همراه شوید!
ادامه مطلب...
هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که راست نباشد 
هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که پیش نیاید 
زندگی وابستگی متقابل است. هیچکس مستقل نیست. حتی برای لحظهای نمیتوانیم تنها زندگی کنیم. به حمایت تمام هستی نیازمندیم، هر آن دم است و بازدم. نه این یک پیوند نیست، این وابستگی متقابل محض است. تا میتوانیم از اسمها حذر کنیم، اینکار در زبان امکانپذیر نیست، ولی در عرصه زندگی میتوانیم، چه زندگی خود یک فعل است. زندگی یک اسم نیست، واقعاً "زندگی کردن" است و نه "زندگی". عشق نیست، عشق ورزیدن است. پیوند نیست، پیوند یافتن است. ترانه نیست، ترانه خواندن است. رقص نیست، رقصیدن است .
قـدرت فـکر و دعـا
مكانیسم اثر افكار و اذكار
در سال 1867م «بارون ریختن باخ» ادعا كرد، از بدن انسان امواجی خارج میشود كه میتوان آن را مشاهده كرد. و بعدها «كارل دوپول» ثابت نمود كه امواجی از بدن حیوان، گیاه و جماد خارج میشود كه از آنها عكسبرداری هم نمودهاند.
و....
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...

در عالم تجرد و تلاش براي يافتن شخص مناسب، هميشه اين امكان وجود دارد كه پس از مدتي معاشرت با شخصي جذاب يا قابل قبول، با جمله ناراحت كننده اي از اين دست روبرو شويد: "ما به درد هم نميخوريم" يا " اين رابطه به جايي نميرسه
ادامه مطلب...
از اشك هاي كهنه گلدان نوشتم
گندم نشان آخر تنهاييم بود
اين حرف را با هرچه اطمينان نوشتم
يكبار هم آدم شدن گفتم خدايا
اما خدا را هم براي نان نوشتم
ادامه مطلب...
بدون پشيماني و حسرت زندگي كنيد
هـمــه گاهي فکر می کنند که اگر کارهای بخصوصی را در گـذشـتـه انجـام می دادند یا برعکس، زندگی حالشان چه تفاوتی میـکــرد. همه می دانند که چنین حسرت خوردنی بـی فـایـده و پوچ است. به جای حسرت خوردن بهتر است اعمال خود را قبول کنید و از آنها درس بگیرید.
ادامه مطلب...
نوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايران و کشورهای ديگر «جهان ايرانی» به عنوان مهمترين جشن سال، اهميت خاصی دارد. هرچند که در طول تاريخ ايران، جشنهای مهرگان، سده، آبانگان، يلدا، و جشنها و مراسم ديگر ملی، هميشه با شکوه خاصی جشن گرفته می شدند و حتی در بعضی موارد، اهميت آنها از نوروز نيز بيشتر بوده، اما جشن نوروز تنها نمونه اين جشنهای ملی است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتی که برای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه ايستاده است.
خاصيت فرا-مليتی و فرا-دينی نوروز يکی از دلايل اصلی اين استقامت و همگانی بودن آن در بين مردمان مختلف است. نوروز در طول تاريخ، هميشه به عنوان جشنی متحد کننده و بدون وابستگی های نژادی، زبانی، و دينی مطرح بوده و تمام مردمی که به صورتی وابسته به جهان فرهنگی ايرانی بوده اند، آنرا به عنوان جشن آغاز سال خود قبول کرده اند. در اين گفتار به بررسی نوروز در تاريخ ايران و ريشه های آن خواهيم پرداخت.
نوروز در تاريخ
دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد ذکری از نوروز نمی کنند. هرچند که بسياری از محققان بر اين عقيده هستند که يکی از دلايل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد)، جشن گرفتن نوروز و بارعام نوروزی شاهنشاهان هخامنشی بوده، اما نبود هيچگونه نشانه ای از وقوع اين مراسم در دوران هخامنشی، برای بعضی از دانشمندان اين سوال را پيش آورده که آيا نوروز در دوران باستانی به عنوان يک مراسم دولتی جشن گرفته می شده يا نه؟
روانشناسي چهره ها در چشمان
در كل داشتن چشمهاي درخشان و پر حركت دليل وجود هوش است.
چشمان درشت و زيبا:
نشان دهنده صفا ،صميميت ، هنرمند و عاطفي ،منصف و غيرتمند ، تمايل به اغراقگويي، داراي ذهني روشن و متعالي ،در
________________________________________
چشمان بهم نزديك و كم فاصله:
حسودي و كوتاه نظري ،احساساتي ،زنان اين گروه درونگرا و پنهان كار ،حيله گر و حسابگر ،موفق در امور تجاري و سياسي
________________________________________
چشمان نيمه باز:
حيله گري و دلالي ،غير قابل اعتماد
________________________________________
چشمان خمار :
احساسي و در رويا بودن
________________________________________
چشمان با فاصله زياد و دور از هم :
سادگي ،درستي،فكر باز،توقعات زياد از زندگي، بسيار زود باور،تمايل شديد به رمان و داستان ،برونگرا،مردمي،وفادار
________________________________________
چشمان لنگه به لنگه :
چشماني كه يكي از ديگري بزرگتر است هردم مزاج و هر دم خيال ،قدرت فكري زياد ندارند و قاطعيت ندارند.
________________________________________
چشمان برجسته وبيرون زده :
صفات منفي مثل تنبلي ،پرسر و صدا،پر حرف و ظاهر بين،
________________________________________
چشمان گود رفته و تو رفته :
موذي ،اگر با فاصله هم نباشد دورو و متظاهر
________________________________________
پلكهاي برجسته :
هوش ،استعداد و دقيق ،گاها لاابالي و مستعد در صنايع
________________________________________
چشمان خندان و متبسم :
شوخ ،قلب پاك ،استعداد در صنايع ،اگر زن باشد مادري با عاطفه و مهربان .
________________________________________
مردمك در وسط چشم وسفيدي پيدا :
اختلال و پيچ و خم هاي فكري ،بي باك بودن
________________________________________
چشمهاي بادامي:
خودخواه و متكبر،مغرور،اگر ابروها از چشمها فاصله داشته باشد خوبي و آرامش روح .
________________________________________
چشمهايي كه انتهايش پايين يا بالاست :
ساعي ،تيز هوش،و بعضا موذي و حيله گر .
________________________________________
چشمان ريز مثل كبوتر :
طبع ملايم ،ذلالت بر راز پوشي زياد و سكوت،محتاط و محافظه كار ،صادق و راستگو،مشكل پسند،كم صبر،ناشكيبا ،مردان اين
________________________________________
چشمان سه گوش :
اكثرا با ديگران مشكل دارند بالاخص با نامزد خود ،بي حوصله در بحث و جدل ،وسواسي،ايراد گير ،اهل نق زدن ،سازگاري با
________________________________________
چشم روباهي :
هوش و فراست بالا ،توانمندي كافي در مديريت ،ارتباطات ،قدرت فكري زياد در فريبكاري ،از قلبي رئوف و مهربان و مردمي
دختران جذاب، خانوادههاي مستحکم
مردان جذاب، صورت زنانه
شما كدام را ميپسنديد؟
دكتر ليزا دبرين، روانشناس است و در تحقيقي كه انجام شده، نشان داده كه افراد بيشتر تمايل دارند با كساني دوست شوند كه چهره آنها برايشان آشناست و شايد دليل آن اين باشد كه از اين طريق، دوستان ميتوانند موجب شوند كه به ياد افراد خانواده و نزديكانمان بيفتيم. در اين تحقيق، عكسهاي افراد را دستكاري كرده و در آنها شباهتهايي به خانواده فرد مورد بررسي ايجاد كردند. سپس عكسها را به افراد مورد مطالعه نشان دادند و متوجه شدند كه اغلب آقايان عكس مرداني را كه به خودشان شباهت داشتند، ميپسنديدند و بيشتر خانمها هم عكسهايي را كه شباهتهايي با خودشان داشتند، براي دوستي انتخاب ميكردند. ولي در هنگام انتخاب همسر، شباهتهاي چهره اثري روي جذابيت و انتخاب جنس مخالف نداشت.
در این مقاله 8 استراتژی مهم برایتان آورده ایم که شما را تشویق می کند تا به جای پروراندن فکرها و تصورات بیهوده، کارآمد و مفید فکر کنید تا راه حل مشکلاتتان را خودتان به دست آورید. "این استراتژی ها، تکنیک هاي رایج بین نابغه های عرصه ی علم، هنر، و صنعت در طی تاریخ بوده است."
1. به مشکلات از جوانب مختلف نگاه کنید، و دیدگاه های جدیدی را انتخاب کنید که کسان دیگری از آن استفاده نمی کنند.
لئوناردوداوینچی عقیده داشت که برای به دست آوردن علم در مورد یک مشکل، باید یاد بگیرید که چطور آن مشکل را به راه های مختلف بازسازی کنید. او می گفت همیشه اولین رویکرد او به یک مشکل کمی متعصبانه بوده است. به همین دلیل سعی داشت تا مشکلات را از جوانب مختلف بررسی کند.
2. تجسم کنید!
انیشتین وقتی به حل یک مشکل فکر می کرد، سعی می کرد تا موضوع خود را با استفاده از نمودارهای مختلف به چند طریق ممکن فرموله کند. او راه حل ها را تجسم می کرد. عقیده داشت که کلمات و اعداد به آن شکل نقش مهمی در فکر کردن درمورد راه حل یک مشکل ندارند.
3. ایجاد کنید! یکی از ویژگی های متمایز نابغه ها استعداد تولیدی و زایایی آنهاست.
توماس ادیسون 1،093 حق ثبت اختراع داشت. او با با ارائه ی فکر و تدبیر، سودمندی وسایل اختراعی خود را تضمین می کرد. دین کِیت از دانشگاه کالیفرنیا در مطالعه ی 2،036 مخترع تاریخ، به اثبات رساند که بزرگترین دانشمندان نه تنها آثار فوق العاده ای می ساختند، بلکه آثار بد و به درد نخوری هم در کارنامه ی خود داشته اند. آنها از شکست نمی ترسیدند، و آنقدر تلاش کردند تا به موفقیت دست یافتند.
4. ترکیبات جدید بسازید. افکار، ایده ها، تصاویر و اندیشه هایتان را ترکیب کنید و دوباره ترکیب کنید و آنها را بصورت ترکیبات مختلف درآورید، هرچند که طبیعی و مناسب نباشند.
قانون های توارث که علم جدید ژنتیک برپایه ی آن قرار داده شده توسط راهب استرالیایی گریگو مندل مطرح شده که ریاضیات و بیولوژی را برای ایجاد یک علم جدید با هم ترکیب کرد.
5. رابطه سازی کنید. بین موضوعات نامشابه ارتباط ایجاد کنید.
داوینچی قادر بود بین صدای زنگ و آب ارتباط ایجاد کند. ساموئل مورس توانست با مشاهده ی ایستگاه های حمل و نقلی توسط اسب، ایستگاه های تقویت کننده ای برای سیگنال های تلگراف اختراع کند.
6. متضاد فکر کنید.
فیزیکدان معروف نیلز بوهر عقیده داشت که اگر متضادها را کنار هم بیاورید، خواهید دید که افکار و اندیش تان به مرحله ی جدید منتقل می شود. توانایی او در تصور نور هم به عنوان یک ذره و هم یک موج باعث شد به اصل تکمیل برسد. افکار معلق و مسکوت می تواند به شما برای خلق یک شکل جدید کمک کند.
7. استعاری فکر کنید.
ارسطو استعاره را یکی از علامت های نوابغ می دانست. و عقیده داشت که هر فردی که ظرفیت درک شباهت های بین دو قلمرو کاملاً مختلف باشد و بتواند آنها را به هم ربط دهد، یک نابغه است.
8. خود را برای شانس آماده کنید.
هرچه برای انجام کاری تلاش کنیم و شکست بخوریم، مشغول کاری دیگر خواهیم شد. این اولین اصل تصادف خلاقانه است. شکست زمانی میتواند سودمند باشد که ما به آن بعنوان یک نتیجه بی حاصل فکر نکنیم. به جای این، روند کار، مؤلفه های آن، و طریقه تغییر آنها را تحلیل کنیم تا به نتیجه برسیم. نپرسید:
اشتياق و علاقه در روابط
همه ما می دانیم که زنده نگه داشتن اشتیاق، علاقه، و جاذبه جنسی از ضروریات هر رابطه بلند مدتی به شمار می رود و همچنین واقف به این مسئله هم هستیم که توانایی انجام چنین کاری آنقدرها هم که فکرش را می توان کرد، آسان نیست. هر رابطه ای خوبی ها و بدی های مخصوص به خود را دارد، اما تکنیک هایی وجود دارد که با تکیه بر آنها به راحتی می توانید شعله های عشق و علاقه را همواره در میان خود زنده نگه دارید. در این قسمت ما شما را با 10 نمونه از این تکنیک ها آشنا می کنیم.
1- وفادار و مهربان باشید
الان که این مطالب را می نویسم در یک پارك تفريحي هستم. بعضی از افراد واقعاً نظر انسان را به خود جلب می کنند. به عنوان مثال کسانی را مشاهده می کنی که دست در دست همسران خود در حال قدم زدن هستند، اما ناگهان روی خود را بر میگردانند و به یک غریبه لبخند می زنند. ما باید با دوستان و خانواده خود مهربان باشیم و هیچ گاه کاری انجام ندهیم که موجبات پریشانی و ناراحتی آنها را فراهم آوریم. یک لبخند، و یا یک چشمک به یک شخص غریبه می تواند به راحتی عشق و علاقه موجود را از میان بردارد.
2- به او توجه کنید
اهمیت دادن به جزئیات زندگی از ارزش بسیار بالایی برخوردار می باشد. به عنوان مثال: اگر چیزی میل می کنید، سعی کنید که حتماً خودتان زباله آنرا درون سطل بیندازید. با یکدیگر در کارهای روزمره خانه کمک و همیاری داشته باشید. چنین مواردی اعتبار عشق شما را افزایش می دهند.
3- خیرخواه و بخشنده باشید
سورپرایز های کوچک می توانند تفاوت های بزرگی در زندگی ایجاد کنند. تاثیر آنها واقعاً شگفت انگیز است. به عنوان مثال می توانید لباس های خود را قبل از صرف شام عوض کنید، از ظروف چینی لوکس استفاده کنید، و یا گل هایی را از باغچه چیده و درون گلدان قرار دهید. تمام موارد ذکر شده به زندگی شما طعم و روح تازه ای هدیه می کنند.
4- صبور باشید
همه ما به هر حال روزهای بدی را در زندگی خود تجربه می کنیم. زمانی که احساس می کنید همسرتان در یک چنین شرایطی قرار گرفته است باید از هوش و ذکاوت خود بهره بگیرید! برای کمک کردن به او می توانید بچه ها را به مدت یک ساعت به پارک ببرید و برایش غذای مورد علاقه اش را سفارش دهید. کاری کنید تا خود به خود فضایی برای استراحت و آرامش او فراهم گردد؛ این جزء حقیقت زندگی است. با رضایت خاطر تمام و کمال به انجام چنین اموری اقدام کنید.
5- صادق باشید
با صداقت کامل به بیان احساسات خود بپردازید و این کار را با رعایت کامل احترام انجام دهید. ناامیدی ها و شکست هایتان را با او در میان بگذارید؛ البته توجه داشته باشید که در عین حال باید امیدها و آرزوهایتان را نیز با یکدیگر تقسیم کنید. اگر بخواهید چیزهایی را از یکدیگر پنهان کرده و به رازداری بپردازید، مطمئن باشید که دیری نخواهد گذشت که عشق و علاقه میان شما دو نفر از بین می رود.
6- شوخ طبع و سرگرم کننده باشید
زندگی در عصر تکنولوژی، بدون وجود استرس و تنش، امکان پذیر نیست؛ اما به هر حال باید سعی کنید هر طور که شده روح شوخ طبعی و بذله گویی را در زندگی خود زنده نگه دارید. برای هم جوک های بامزه تعریف کنید، یکدیگر را غلغلک بدهید و یا هرزگاهی به تماشای فیلم های کمدی بنشینید. زن و مردی که بتوانند با هم به یک موضوع خاص بخندند، معمولاً توانایی انجام کارهای سرگرم کننده دیگر را نیز پیدا می کنند.
7- انعطاف پذیر باشید
همه افراد در طول زندگی مشترک خود، دستخوش تغییرات فراوانی قرار می گیرند. خوشبختانه رابطه آنها نیز با این تغییرات دگرگون شده و به رشد و تعالی نزدیک تر میشود. به عنوان مثال این امکان وجود دارد که یکی از شما شغل خود را تغییر دهد و دیگری هم مذهب خودش را؛ یکی دچار بیماری می شود و دیگری مرتکب خطایی بزرگ؛ رابطه شما باید انعطاف بالایی داشته باشد در غیر اینصورت از شدت تندبادهای گاه و بیگاه خم شده و در برخی موارد در معرض خرد شدن و منقطع گشتن، قرار میگیرد.
8- سخاوتمند باشید
من یکی از بهترین موارد را برای قسمت پایانی نگه داشتم. پس از تحقیقاتی که بر روی هزاران زوج مختلف به وجود آمد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که تکنیک "هدیه دادن" غوغا به پا می کند. با تهیه گل، شکلات، کارت تبریک و سایر هدایای دیگر میتوانید همسر خود را بیش از پیش خوشحال کنید. سعی کنید این کار را به طور مکرر انجام دهید و برای انجام آن دنبال دلیل خاصی نباشید. هدف شما از این کار این است که می خواهید عشق و علاقه خود را با هدیه ای هر چند کوچک و ناقابل به طرف مقابل اثبات کنید.
9- در دسترس باشید
برای یکدیگر وقت بگذارید. وقتی را برای قدم زدن و صحبت کردن با یکدیگر کنار بگذارید. می توانید با هم، دوری در اطراف شهر بزنید، شام را در بیرون از منزل میل کنید، و یا به سینما بروید. در بررسی های اخیر، زوج های موفق، گذراندن وقت در کنار یکدیگر را به عنوان یکی از فاکتورهای مهم موفقیت رابطه خود عنوان کردند.
10- برخورد فیزیکی فراموش نشود
منظور ما بیش از تماس جنسی، تماس حسی است. بوی عطر، شمع، گل و راه رفتن در ساحل دریا هر کسی را به وجد می آورد. یکدیگر را نوازش کنید، دست در دست هم بدهید و رویاهای رمانتیک زندگی خود را به واقعیت نزدیک کنید.
لباس هایتان را بپوشید و همین حالا با همسر خود قرار ملاقات بگذارید و عشق و علاقه خود را نسبت به او ابراز کنید. مطمئناً همه شما توانایی انجام چنین کاری را دارید.
یادم می آید یکی از دوستانم می گفت: "زندگی یعنی زمانیکه شما در حال برنامه ریزی برای انجام کاری هستید، اتفاق دیگری می افتد و شما دقیقاً کاری را انجام میدهید که اصلا انتظارش را نداشتید!" عشق در زندگی حقیقی معنا پیدا می کند و چیزی نیست که مربوط به خواب و خیال و رویا باشد. عشق شما ماهیت حقیقی دارد و لزوماً نباید سوار بر اسب سفید از ابرها پایین بیاید! عشق و علاقه با صرف وقت و انرژی
حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل
آگاه هستید. فکر
می کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان
می دهد
کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟ بــله،
نـحوه دست دادنتان...
سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست
بدهید، این باعث میشـود کـه در
اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید. بعد
از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، دست
دادن را به پنج گروه تقسیم
بندی کرده ام که هر کدام نشاندهنده ی نوعی
شخصیت است.
دست دادن با دست های خیس
مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع
بسیاری دارد، اما دست دادن
با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه
داشته باشید که قبل از دست دادن
با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها
را از عرق پاک کنید.
در اینجا به دو نکته برای چگونگی خشک نگاه
داشتن دست هایتان اشاره می کنیم:
1- قبل از رفتن سر قرارهای مهم یا مصاحبه های
کاری دست هایتان را خوب
شسته و بعد خشک کنید. دقت کنید که تا موقع دست
دادن با فرد مزبور از بستن
دست هایتان جلوگیری کنید. چون باعث گرم شدن
دست ها و نتیجتاً عرق کردن
آنها می شود.
2- دستان خود را قبل از دست دادن خشک کنید.
همیشه دستمالی برای این کار
با خود همراه داشته باشید.
دست دادن شل و ول
دست دادن شل و ول نشاندهنده ی ضعف، نداشتن
اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و
ثبات است. مسلماً این خصوصیات متضاد قدرت و
استحکام است که ويژگي افراد
محترم و موفق است. توصیه می کنم اگر حالت دست
دادنتان شل و ضعیف است،
هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً
دست دادن سفت و محکم تاثیر
بسیار بهتری در مخاطب می گذارد.
دست دادن نوک انگشتی
مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک
نفر هنگام دست دادن نوک چهار
انگشتتان را می گیرد و نمی گذارد که دستتان
کاملاً در دستش قفل شود و
بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید
تا می توانید از چنین دست
دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به
طور تصادفی یا وقتی عجله
دارید برایتان پیش آید. اما به شما توصیه می
کنم در این مواقع از فرد
مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست
بدهید. ممکن است کار خوبی نباشد
اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش
احترام قائل بوده اید.
دست دادن خیلی محکم
قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند.
احتمالاً تا به حال با چنین موردی
برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین
مرد جمع است و هنگام دست
دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند. درست است که
من از دست دادن محکم خوشم
می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی
طرف مقابل شود.
دست دادن دوستانه و خودمانی
مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و
غریبشان را کنار بگذارند. نیازی
به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و
دوستانه کافی است.
درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده
است اما می تواند عامل مهمی
در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید
که خیلی راحت اما محکم با
فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا
بهترین تاثیر را در برخورد
اول روی فرد مقابل بگذارید
---------------------------
دوستان خوب، ويژگيهايي دارند كه آنها را از ديگران متمايز ميكند و سبب ميشود دوستان بيشتري در كنارخود داشته باشند. بنابراين با تغيير رفتار خود به جرگه اينگونه افراد بپيونديد:
2 وفاداري و احترام در دوستي يکي از نشانههاي هوشمندي است.
3 گاهي براي دوستتان روي پيامگير تلفنش پيام دوستانهاي بگذاريد.
4 به کسي اجازه ندهيد درباره دوستانتان تعيين تکليف کند.
5 به بچههايتان اجازه ندهيد که به شما بگويند با چه کسي ميتوانيد دوست باشيد و با چه کسي نميتوانيد. اين زندگي شماست و لازم است خودتان درباره همه چيز تصميم بگيريد.
6 به بچههايتان کمک کنيد تا بتوانند با دوستانتان ارتباط خوبي برقرار کنند. همچنين به آنها اطمينان بدهيد که دوستهاي شما آنها را خيلي دوست دارند.
7 به دنبال دوستي بگرديد که پس از هر شکست، باز هم بتواند سرش را صاف نگه دارد.
8 حتي اگر در کنار دوستان خوبتان از موضوعي خيلي عصبي شدهايد، باز هم از کوره در نرويد.
9 براي اينکه نسبت به يکديگر علاقه و محبت بيشتري احساس کنيد، با هم رازهاي کوچکي داشته باشيد.
10 در زمان گرفتاري که همه به کمک هم احتياج دارند، پشت دوستتان را خالي نکنيد.
11 يکي از نشانههاي اينکه رابطه شما به خوبي در حال پيشرفت است، اين است که دوستانتان بدون هيچ دليلي و تنها براي شنيدن صدايتان با شما تماس ميگيرند.
12 سعي کنيد همه کساني که با شما دوست هستند، در يک رده سني نباشند.
13 اگر دوستتان به شما اجازه ميدهد که وسايل مورد علاقهاش را قرض بگيريد، بدانيد که خيلي دوستتان دارد.
14 اگر يکي از دوستانتان تنها به خودش و نيازهايش ميانديشد، او را ترک کنيد.
15 از دوستانتان انتظار نداشته باشيد علم غيب داشته باشند و خود به خود از آنچه شما ميخواهيد، باخبر شوند.
16 اگر دوستي با شما صادق نيست و در کنارش احساس امنيت نميکنيد، او را کنار بگذاريد.
17 وقتي يکي از دوستانتان به سراغتان ميآيد تا اخبار خوب و مثبت زندگياش را با شما تقسيم کند، با نگاهي مشتاق و لبخندي شيرين از او استقبال کنيد.
18 در ديدار اول با يک دوست تازه، زياد پرحرفي نکنيد، کسي دلش نميخواهد داستان کامل زندگي شما را بشنود.
19 اگر کسي که به تازگي با او دوست شدهايد، درباره زندگي شما چيزي نميپرسد و فقط درباره خودش صحبت ميکند، دوست ديگري پيدا کنيد.
20 وقتي با دوستانتان شوخي ميکنيد، زمان خاتمه دادن به شوخي را هم در نظر داشته باشيد، اگر نميخواهيد در پايان به غير از خنده، اتفاق ديگري ميان شما رخ دهد
-
همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
-
میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
-
گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.
-
همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
-
اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.
-
از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
-
هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
-
هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
-
برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.
انسان تا وقتی اسیر عقده ، حسادت ، نفرت ، عناد با خود ، کینه ، رقابت و غرور است در حقیقت اختیاری از خود ندارد ، اختیار او دست این احساسات بیمارگونه است که هر طرف میل کنند او را با خود می برند ، دشمنی ها و دوستی ها در دست این گره های روحی است ، چنین انسانی مسئول هم نیست ، چرا که نمی تواند حقیقت را ببیند ، دیدن حقیقت با شخصیتی بیمار گونه ممکن نیست ، شخصیتی که مبتلا به گره های روانی است نمی تواند حقیقت را ببیند ، نمی تواند واقعیات را همانطور که هست مشاهده کند همیشه در رویا و خواب سیر میکند ،همیشه در برزخ عصبیت و سوء تفاهم بسر می برد ،همیشه با خیالات و توهمات محشور و محصور است ، همیشه باری از خاطرات ناگوار بر دوش او سنگینی می کند ، همیشه در معرض افسردگی و نامیدی است ،همیشه از زمین و زمان طلبکار است ، ، همیشه به حکم اجبارهای درونی و بایدهای روحی خود باید گردن بگذارد . . . بنابراین تا نفرت هست کجا اختیار هست ، تا کینه هست کجا اختیار هست ، تا حسادت هست کجا اختیار هست ،؟ تا خشم هست کجا اختیار هست و یا بطور کلی تا عصبیت هست کجا اختیار هست ؟ این خصوصیات روحی هستند که هر کجا بخواهند ما را با خود می برند ! اختیار ما دست اینهاست اینطور نیست ؟ . .
.

