چهار تفاوت گرافیک و نقاشی
۱) تفاوت اول، هنر و رسانه است. نقاشی عموما زیرمجموعه هنر است که این هنر شدت و ضعف دارد اما گرافیک همیشه هنر نیست. گاهی هم تبدیل به رسانه میشود ؛ مثل وقتی که در خدمت تبلیغات (تجاری، فرهنگی و سیاسی) قرار میگیرد. البته گاهی هم تلفیقی از هنر و رسانه است. درست مثل زمانی که در خدمت رسانهها (چاپی، الکترونیکی، دیجیتالی و سایبر) قرار میگیرد. بطور کلی آنگاه که هنر مطلق است garphic art و وقتی که رسانه و یا تلفیقی از رسانه و هنر است graphic design نامیده میشود. در پستهای بعدی راجع به این موضوع بیشتر خواهم گفت.
۲) تفاوت دوم، برقراری ارتباط را شامل میشود. در مواجهه با نقاشی، وظیفه برقراری ارتباط به عهده مخاطب است و اوست که باید تلاش کند تا با اثر هنرمند نقاش ارتباط برقرار کند. اما در گرافیک برعکس است و وظیفه برقراری ارتباط بر دوش خود اثر گرافیک نهاده شده یعنی اثر گرافیکی، بایستی تلاش کند تا مخاطب را به طرف خودش جذب کند نه اینکه مخاطب زور بزند تا محتوای اثر گرافیک را درک کند.
علت ناتوانی بسیاری از آثار گرافیک ناشی از ندانستن همین تفاوت دوم است. البته برای نکته سنجها ممکن است سوال مطرح شود که پس مینیمالیسم در گرافیک یعنی چه ؟ که چون این مبحث طولانی است اجازه دهید در پستهای بعدی در این باره با شما بحث کنم.
یک نکته دیگر را هم میتوان گفت؛ برای دیدن آثار یک هنرمند نقاش، این مخاطب است که به گالری و موزه میرود تا آثارش را ببیند. یعنی مخاطب به طرف "اثر" میرود در حالی که در گرافیک، معکوس این اتفاق رخ میدهد و این "اثر" گرافیک است که به طرف مخاطب میرود. شهروندان در حال عبور و مرور از کوچه و خیابان هستند که بیلبردها و پوسترها و . . . به طرفشان میآیند و میخواهند به زور پیامشان را به آنها منتقل کنند.
۳) تفاوت سوم را به شخصی و غیرشخصی بودن این دو اختصاص میدهم. "اثر" نقاشی کاملا شخصی است و گویای حرف و فکر هنرمند نقاش است بدون در نظر گرفتن مخاطب. از این رواست که میگوییم او میتواند چنین تصور کند : خورشید؛ مثلث سبز ، زمین و صحرا ؛ آبی و آسمان ؛ قرمز چهارخانه با گلهای درشت صورتی (!!) . ولی در "اثر" گرافیک تقریبا چنین تصوراتی شدنی نیست (بحث تصویرسازی در گرافیک، چیز دیگری است). چرا که گرافیک "شخصی" نیست و میخواهد ارتباط برقرار کند یعنی بایستی مخاطب را در نظر بگیرد. اثری که در طراحی و تولید آن، مخاطب نقشی نداشته باشد نمیتواند "اثر" گرافیکی موفقی باشد.
۴) تفاوت چهارم را تقریبا همه میدانند. نقاشی تکثیر نمیشود حداقل با هدف تکثیر، ارائه نمیشود. اما گرافیک براساس تکثیر، طراحی و تولید میشود. واضح است که منظور از تکثیر، تمام گونههای آن است (چاپ، فیلمهای اپتیک، فیلمهای مگنت، امواج الکترونیکی و . . . ) .آثار تک نسخهای در گرافیک جایگاهی ندارند چرا که هدف برقراری ارتباط را، عملیاتی نمیکنند. متاسفانه بیتوجهی به این مسئله هم باعث شده که این روزها، گرافیک به سمت نمایشگاهی و جشنوارهای شدن پیش برود.
پوسترها و جلدهایی که فقط در یک نسخه تکثیر میشوند و به قصد رتبه و جایزه رهسپار جشنوارههای خارجی، یا بر دیوار نگارخانه ها و گالری ها مینشینند و میخواهند بیان هنرمندانه آن گرافیست ـ نقاش را رخنمایی کنند.
منبع:arti.ir
مجسمه اباما و خانواده اش

ادامه مطلب...
Digite
Studio 45
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
من هزار سالهام
از پس قرنها میآیم
افسانهی مرا در ،
قرارهای عشق بخوان
عاشقم ، اما
نه در زمین ، نه در آسمان
معشوقی نمی یابم
عشق ، خود معشوق من است
در گیر و دار عشق
گیر و دار معشوق پاره شد
یعنی افسانه شد
من هزار سالهام
هزارعشق دارم
هزارمعشوق دارم
دل سودائیم
هوای پرواز دارم
پرواز در برزخ رویاها
در بی نهایت آرزو
در انتهای خواستن
که خواستنی نیست
آرزوی من نخواستن است
پیوستن نیست
رها شدن است
مرگ نیست
ذوق مرگ شدن است
آرزوی من نخواستن است
با تشکر از شهبانو الهی
یا ایلوستراسیون: به معنای تصویرسازی-تصویرگری، در مفهوم کلی، به شاخه ای از هنرهای تجسمی می گن که شامل یکی از موارد، طراحی، عکاسی و نقاشی یا مخلوطی از اینها (مثل پوستر) باشه. هنری است که برای توضیح یا روشن کردن مفهوم یک کتاب داستان، شعر، متن، مقاله و غیره استفاده می شده.
تصویرسازی در مفهوم مدرن بعد از دهه نود دوره جدیدی رو شروع کرده، بیشتر در کنار نام نرم افزارهایی مثل ادوب ایلوستریتور، فتوشاپ و کورل دراو نام برده می شه و مفهوم کلی هست که به کلیه شاخه های نامبرده داده شده و حوزه وسیع تری از بازی های کامپیوتری، فیلم، انیمشین، تبلیغات و … دربر می گیره.
ادامه مطلب...
طراح : علی حامدی

پس از آنکه سایت سینمایی معتبر imdb نام گلشیفته فراهانی را به جمع بازیگران این فیلم اضافه کرد، کمپانی برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تریلر جدیدی که از فیلم منتشر کرد تصاویری از بازی فراهانی را قرار داد تا سرانجام شایعه یی که یک سال است در محافل سینمایی و رسانه یی به گوش می رسد، تایید شود.
فیلم بر مبنای کتابی به همین نام نوشته دیوید ایگناتیوس یادداشت نویس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. این کتاب آوریل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سینمایی آن توسط کمپانی معروف برادران وارنر خریداری شد.
رمان «مجموعه دروغ ها» مضمونی در ارتباط با مبارزه با تروریسم دارد و داستان یک مامور سیا به نام راجر فریس است که برای پیدا کردن یک تروریست مهم از سران القاعده به نام «سلیمان» به اردن می رود. کتاب تا حدودی به نقد سیاست های مداخله گرایانه آمریکا می پردازد و در مجموع اثر منتقدانه یی محسوب می شود.
در برگردان سینمایی این رمان تغییراتی ایجاد می شود که یکی از مهم ترین آنها اضافه شدن شخصیتی به نام «عایشه» است که در داستان اصلی با نام «آلیس» وجود داشت. شخصیتی که قهرمان داستان در جریان پیدا کردن سلیمان دلباخته اش می شود.
گلشیفته فراهانی ایفاگر نقش عایشه است در حالی که نقش نخست فیلم را لئوناردو دی کاپریو بازی می کند و راسل کرو هم بازیگر نقش مهم دیگری در فیلم است.
فیلمبرداری فیلم سال گذشته آغاز شد و بخش های مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فیلمبرداری شده است. گفته می شود بعد از انتخاب گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم سازندگان آن تغییراتی در فیلمنامه اولیه انجام داده اند تا حضور فراهانی در فیلم با موازین خاص حقوقی و قانونی کشور در تضاد نباشد.
یک آرم (لوگو) طراحی کنید
از یک طراح حرفه ای بخواهید تا آرمی برای حرفه شما طراحی کند. اگر محصولات یا خدماتی را ارائه می دهید که خود سمبلی دارند (مثلاً نقاشی ساختمان، ساختمان سازی، رستوران و از این قبیل)، آرم شما نیز می تواند به طریقی نمادی از آن حرفه یا محصول باشد. این آرم باید به صورتی باشد که قابل پیاده شدن روی کارت ویزیت، سربرگ، بروشورها، و وب سایتتان باشد.
یک شعار یک جمله ای برای خود بسازید
اگر کار یا خدماتی که انجام می دهید از روی نام حرفه تان مشخص نباشد، باید یک شعار یک جمله ای بسازید که به مردم یادآور شود که چه خدمات یا محصولاتی را ارائه می دادید. این شعار را هم باید بر روی کارت ویزیتتان بنویسید.
آدرس وب سایت و ایمیلتان را هم ذکر کنید
مشتریان ممکن است بخواهند آدرس وب سایت یا ایمیل شما را داشته باشند. اگر نگران پیام های تجاری هستید که ایمیلتان را پر می کند، می توانید دو آدرس ایمیل برای خود داشته باشید—که یکی را روی کارت ویزیتتان قید کنید و در اختیار عموم قرار دهید و ایمیل دیگر را برای مصارف شخصی استفاده کنید و فقط به برخی همکاران و دوستان مطمئن خود بدهید.
کارت ویزیتتان باید خوانا باشد
از طراحتان بخواهید که از شکل و اندازه ای برای فونتتان استفاده کنید که به اندازه کافی بزرگ باشد که به راحتی بدون استفاده از عینک ته استکانی خوانده شود. دقت کنید که رنگ نوشته ها از رنگ صفحه پشت زمینه کارت، متمایز باشد. یادتان باشد که هدفتان این نیست که یک اثر هنری خلق کنید، شما می خواهید یک کارت ویزیت برای کارتان طراحی کنید که به خوبی بتواند گویای شغل و حرفه شما باشد. مطمئن باشید که اگر دریافت کننده کارت نتواند شماره تلفن و اطلاعات شما را از روی کارت بخواند، یک مشتری را از دست داده اید.
کارت ویزیتی طراحی کنید که از بقیه کارتها متمایز باشد
بله، کارت ویزیت شما باید طوری باشد که از میان سایر کارت ویزیت ها متمایز و کاملاً مشخص باشد. با استفاده از رنگ های روشن و به قول معروف جیغ، گذاشتن عکستان روی کارت و استفاده از کاغذهایی با جنسی متفاوت، کارت ویزیتی متمایز و منحصر به فرد بسازید.
از کاغذ و چاپ خوب استفاده کنید
اگر کاغذ کارتتان شل و ول باشد یا مثل این باشد که با پرینترهای ارزان قیمت چاپش کرده اید، این احساس را در مخاطب ایجاد می کند که با شرکتی کوچک و خرده پا روبه رو هستند. پس کمی خرج کنید و از کاغذ و چاپ خوب برای کارت ویزیتتان استفاده کنید.
اگر وقت ندارید چاپ کارتتان را بیرون سفارش دهید، خودتان چاپش کنید
اگر به خاطر تمام شدن کارت ویزیت هایتان عجله دارید، می توانید خودتان با یک پینتر جوهرافشان خوب و با استفاده از کاغذ مرغوب آنرا چاپ کنید. دقت کنید که کیفیت پرینتر را روی بهترین درجه آن بگذارید.
کارت ویزیتتان درمورد شما چه می گوید؟
احتمال آن زیاد است که برای خودتان کار ویزیت داشته باشید، اما اگر ندارید، حتماً باید یکی درست کنید. کارت ویزیت چیزی است که خیلی از ما آن را دست کم می گیریم، اما نباید اینطور باشد. شکل، احساس و پیامی که روی کارت ویزیت شماست، روی نظر مردم درمورد شما و مهمتر اینکه آیا یادتان می آورند یا نه، تاثیر می گذارد.
وقتی مکالمه ای را ترک می کنید و فرد مقابل کارت ویزیت شما را دارد، هویت شما آن تکه کاغذ می شود. به همین خاطر روی کارت ویزیتتان نه تنها باید به صاحب کارتان، شماره های تماس و شغل و حرفه تان اشاره کنید، بلکه باید مطلبی هم درمورد خودتان بنویسید.
برای مثال، اگر من بخواهم کارت ویزیتم را به شما بدهم، به دلایل زیر شما تصور خواهید کرد که من فردی خوش مشرب و صیمیمی هستم:
-
کارت علیرغم ضخامت کاغدش، اما نرم و لطیف است.
-
گوشه های کارت گرد باشد.
-
رنگ کارت سبز باشد.
-
فونت شما کمی دایره ای باشد.
مهمترین دلیل که من کارتی با چنین خصوصیاتی درست کرده ام این است که وقتی آن را به مردم می دهم، می خواهم احساسی گرم و دوستانه در آنها به وجود آورد. این مسئله برای من اهمیت زیادی دارد چون نظر مردم خیلی برای من مهم است و دوست دارم آنها این را به یاد داشته باشند و ارتباطشان را با من قطع نکنند.
اگر شما کارت ویزیت ندارید و میخواهید یکی برای خودتان درست کنید، به توصیه های زیر دقت کنید.
-
رنگ – رنگ ها معمولاً دست کم گرفته می شوند اما همه آنها معنا و مفهومی پشت خود دارند.
-
کاغذ – جنس و کیفیت کارتتان چیزی درمورد شما می گوید. به هیچ عنوان نباید از کاغذهای ارزان و نامرغوب استفاده کنید.
-
یگانگی – اگر کارت ویزیتتان درمیان دسته ای از کارت های دیگر متمایز و مشخص نباشد، احتمال اینکه افراد شما را به خاطر بیاورند خیلی کم است. پس باید کارتتان را کمی ویژه و منحصربه فرد طراحی کنید.
-
نوشتار – فونت و شکل نوشتار شما حرف می زند، پس فونتی را انتخاب کنید که به بهترین شکل شما را معرفی کند و البته خوانا باشد.
-
احساس – حس لامسه یکی از مهمترین احساس هایی است که همه ما داریم و کارت ویزیت شما باید خوشایند این احساس مردم باشد. اگر میخواهید دیگران تصور کنند که فردی لطیف و محترم هستید، باید از کاغذهای نرم که گوشه های گردشده دارند استفاده کنید. اگر می خواهید خود را فردی کاری نشان دهید که بسیار برجسته و ساخت یافته است، باید از کاغذهای ضخیم با گوشه های تیز استفاده کنید.
قبل از اینکه کارت ویزیتتان را کسی بدهید، باید اول اطمینان یابید که اطلاعات لازم روی کارتتان نوشته شده است، اما کارتتان باید چیزی هم درمورد خودتان بگوید. این مسئله باعث می شود مردم شما را به خاطر داشته باشند و ارتباطشان را با شما قطع نکنند.
یادمه که هیچ ادراکی از هنر ایران نداشتم یادمه غیر از عظمت تخت جمشید هیچ نقطه ی روشنی از کرشمه های ایرانی به چشمم نمی آمد ...یکی از دلایل ماندنم در این رشته هم همین بود می خواستم تکلیف خودم را با این کلمه ی تمدن روشن کنم ...امروز نقش های مبهمی که آن روزها به چشمم چون توده های رنگ تو در تو می آمد را مشخص و روشن می بینم چشمانم تربیت شده اند امروز که در عظمت مینیاتور های رضا عباسی مانده ام روزهایی را به خاطر می آورم که از دیدن هیکل های شکم گنده و چشم های بادامی شان حالم به هم می خورد...آره خیلی چیزها عوض شده....
پير مغان كه نعمت بر آن تمام شده و در جواني پير ره و دل گشته بود، نفسش به شماره افتاد و رو به مريدان كه انتظار شنيدن آخرين پند در چشمانشان موج ميزد فرمود:
اكنون مي خواهم راز راه را از بيراه بر شما فاش كنم و رسالت خود را در اين دنيا به پايان رسانم.
ادامه مطلب...
|
«آنکه استفاده از قلم را آموخت، به انسان آنچه را نمیدانست ياد داد.» قرآن، سورهی علق ( ۵ - ۴ : ۹۶) |
|
«خطّ زيبا فريضهای بر شماست، زيراکه آن يکی از کليدهای روزی انسان است.» منسوب به حضرت محمد« ص» |
|
«نويسندگی هندسهی روحانی است، ساخته شده با ابزاری مادی.» |
ادامه مطلب...
استاد عيسي بهادري
· نام: عيسي بهادري
· تاريخ تولد: 1284
· محل تولد: اراك
در بين طراحان و نقشگران فرش در تمام ايران و به اعتقاد غالب صاحبنظران، عيسي بهادري هنرمند يگانه اي است كه حقي غيرقابل انكار بر هنرهاي سنتي ايران ، به ويژه قالي دارد. وي نه تنها با اداره و توسعه هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان كه 30 سال رياست آن را داشت موجب گسترش هنرهاي سنتي شد، بلكه تنها كسي است كه
و..
ادامه مطلب...
درباره «فرشيد مثقالى»، نقاش، گرافيست و فيلمسازمتولد ۱۳۲۲ اصفهان
فارغ التحصيل رشته نقاشى از دانشگاه تهران ۱۳۵۰
تصويرگر و تنظيم كننده صفحات مجله «نگين»
تصويرگرى چند كتاب براى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان
تأسيس آتليه «چهل و دو» با مرتضى مميز و على اصغر معصومی
بنيانگذار بخش فيلم هاى انيميشن كانون به همراه آراپيك باغداساريان
برنده جايزه اول بى ينال «بولونيا» براى تصاوير كتاب «ماهى سياه كوچولو» ۱۳۴۸
ادامه مطلب...
شمارهی ماه مارس ۲۰۰۸ مجله دنیای گرافیكهای كامپیوتری
در قطع پیدیاف به حجم تقریبی هفت مگابایت
نقدي بر اولين جشنواره فرش دستباف استان مركزي
ارزشمند ،اماشخصي...!
نخستين جشنواره فرش استان مركزي در فرهنگسراي استان مركزي به مدت3روز از 25تا 27ارديبهشت سال 87 برگزار شد.
هنر و صنعت فرش به سبب ويژگيهاي خاص خود،هميشه درايران دارای محبوبيت مردمي بوده و تار و پود فرش درزندگي ايرانيان دميده و با فرهنگ ايران(نه خاصه استان مركزي) عجين شده است
اين هنر فرهنگي كه داراي كاربرد در زندگي مردمان است:توجه بسياري را به خودجلب نموده است واين درحالي است كه درچندين سال اخير فرش دچارگردابهاي بسيار شده است
دراين راستا راههاي تقويت بازار فرش و صادرات فرش از سياستهاي دولت بوده است كه يكي از آن راهها برگزاري همايش ها درمراكز فرشبافي ايران ازجمله استان مركزي است.
اين حركت در خور توجه ولي پرشتاب درنخستين جشنواره فرش استان مركزي درحالي شكل گرفت كه از زوايا مختلف مي توان به بررسي اين همايش پرداخت.
دراولين قدم : اين نقطه درخشان درجشنواره ديده شدكه فرش مورد اقبال عمومی قرارگرفت حضورپررنگ تجار وبافندگان و... محسوس بود به شكلي كه در بيرون سالن اصلی جمع كثيري ازمدعوين از طريق دوربين مداربسته برنامه ها رامشاهده مي كردند اين اقدام شايسته لیکن محدود در جهت رونق بخشيدن به هنر فرشبافي استان وحفظ هويت فرش استان مورد تقدير و سپاسگزاري است ودر قدم آخر،حسن ها وعيوبي رادربرداردكه دراين جا به برخي ازآنها پرداخته خواهد شد واين بررسي را به سه بخش1-همايش2 –نمايشگاه 3-برگزيدگان تقسيم مي كنيم
و.. ادامه دارد را کلیک کنید
ادامه مطلب...
از پس سعی می کنم ...از کارهای خودم استفاده کنم.....
برای دیدن تصویر کامل
http://i29.tinypic.com/6jil3q.jpg
می خوام براتون از یه راز بگم از یه راز نسبتا قدیمی شاید افراد زیادی باشن که تو داشتن این راز با من مشترک باشند ولی خوشحالم که من خیلی زودتر از اونها این رازو کشف کردم و حالا به شما هم ارائه می دم.

ادامه مطلب...
انسان و نوين اسطوره هايش
پدرام عباسي
«تأملي كوتاه در باب اسطوره»
پيش از سقراط و پيدايش فلسفه، اساطير به طور كلي، شكلي از هنر و ادبيات محسوب ميشدند. هر چند اساطير خود
نمود و نماد وجهي از باورهاي ديني دوران باستان بودند، اما اين باور به شكلي هنري بيان ميگرديد. به عبارت ديگر اساطير يونان باستان را ميتوان مظهر حيات هنري يونانيان انگاشت. اما با ظهور فلسفه افلاطوني اين رويكرد در معرض پرسش و زوال قرار گرفت و اين دگرگوني اساسي در ساخت، بنياد و برداشت اساطيري پديد آمد. در اين دوران، فلسفه باورهاي سنتي و كهن و آداب و عادات رايج را دچار تزلزل ساخت و عقل فلسفي ديگر عقلي بود كه كاملاً صبغهايي ناسوتي يافته بود. به قول نيچه در اين دوران خدايان المپ از آسمان به زمين كشانده شدند و شكگرايي فلسفي جانشين آن باور كهن و باستاني گشت. نهايت اين كه آغاز تفكر فلسفي با نفي نگرشهاي اساطيري همراه گرديده و تأثير آن تا قرنها ادامه يافت.
ادامه مطلب...
معمار سينمای مدرن
بهادر کامل
ميكلآنژلوآنتونيوني و آثارش
ميکل آنژلوآنتونيونی، 29/ سپتامبر/ 1912 در فراري ايتاليا متولد شد. سال 1935 در رشته اقتصاد و تجارت از دانشگان بولونيا فارغالتحصيل شد،وی علاوه بر تجربههايي که با فيم 16 ميليمتري داشت، در روزنامه محلي ايلكوريرهپادانو نقد فيلم مينوشت دربین سالهاي 39-1935 یعنی همان زمان که كارمند بانك بود، تلاش كرد مستندي درباره بيمارستانهاي رواني بسازد كه موفق نشد. در 1939 به رُم مهاجرت كرد تا سينما را به طور جدي دنبال كند. در آن جا، نويسنده و منتقد مجلة معروف سينما- ارگان سينمائي حزب فاشيست، به سردبيري ويتوريوموسوليني- شد
و......
ادامه مطلب...
مجموعهای از آهنگ های زیبای خوانندگان...لطفا دانلود کنید و از آن استفاده
و.... برای رفتن به صفحه دانلود ها ادامه دارد را کلیک کنید
.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
24 ایده برای بهتر ساختن اتاق خواب و تبدیل آن به محیطی آرام و دنج
سؤالی كه در ابتدای كار ممكن است برای شما پیش بیاید این است كه چطور می توان این كار را به درستی انجام داد. خیلی راحت ، فقط كافی است كه روش های توصیه شده را اجرا كنید.
ادامه مطلب...
مانيم كه يا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
هر پسين
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟
اي راز
اي رمز
اي همه روزهاي عمر مرا اولين و آخرين
ادامه مطلب...
رقص و سلامتی (فواید جسمانی رقص)
رقصیدن با موسیقی به قدیمی ترین غریزه ی ذاتی ما برمی گردد: از بدو زمانی که بشر پا بر این کره ی خاکی گذاشت، رقص جزئی از فرهنگ بوده است. این جنب و جوش و حرکات زیبا، علاوه بر اینکه تفریح جالبی است و برای جسم و فکر ما مفید است، حواس بینایی، شنوایی و بساوایی را نیز تقویت می کند. در این مقاله قصد داریم تا شما را با تاثیرات مثبت رقص بر سلامتی آشنا کنیم.
رقصیدن یکی از بهترین راه های آوردن فعالیت فیزیکی در زندگیمان است. یکی از دلایل همه گیر شدن این ورزش ریتمیک، انواع متعدد و مختلف آن است که با سلایق مختلف مردم سازگار است.
ادامه مطلب...
شبکه 2
شبكه دو سيما براي تعطيلات نوروز 15 فيلم سينمايي از كشورهايي مختلف جهان تهيه كرده است كه در ميان آنها نام فيلمهايي چون آ«گانگستر آمريكاييآ»، آ«در دره خدايانآ» و آ«دهخداآ» ديده ميشود.
به گزارش فارس، شبكه دو سيما در ايام نوروز 5 فيلم ايراني، 4 فيلم آمريكايي، 2 فيلم ژاپني، يك فيلم هنگ كنگي، يك فيلم نيوزلندي، يك فيلم كانادايي و يك فيلم بلغارستاني پخش خواهد كرد.
ادامه مطلب...
|
اخلاق و زیباییشناسی از منظر هنر |
|
جفری دین؛ ترجمهی زهرا طراوتی ۱۳۸۶/۱۰/۲۰ |
|
«از آنجا که شاعر سرگشته در عالم تقلید، بیدلیل مجذوب جزء خرد ناپذیر روح میشود، ما نیز این حق را به خویش میدهیم تا دنبالهروی او باشیم و وی را به مثابهی یک مدل نقاشی بدانیم و همان را روی کاغذ بیاوریم. هنر تقلیدی چیزی فرودستتر از واقعیت میآفریند و به واقع کشش آن به سمت فرو دست روح آدمی است نه بالا دست؛ در نهایت باید بدانیم آن را با اظهاراتی خوشایند تمجید نکنیم چرا که نویسنده با پر و بال دادن این عنصر از روح به تخریب جزء خرد گرای روح میپردازد. درست مثل اینکه بدها را به قدرت بنشانی و مملکت را به آنها بسپاری و خوبان را نابود کنی. لذا شاعر تقلیدگرا با لحنی دلچسب اما نارسا، عنصری بیمعنا علم میکند که قادر نیست حتی برتر را از کمتر تمیز دهد و چیزی را گاهی این و گاهی آن قلمداد میکند.» |
ادامه مطلب...
|
تجربه زیباییشناختی |
|
نوئل کَرول؛ برگردان علی عامری مهابادی ۱۳۸۶/۱۲/۲۰ |
|
مسئله محتوا |
|
کلمات کلیدی
نوئل کَرول - تجربه زیباییشناختی- فلسفه هنر- زیباییشناسی- چهار رویکرد مهم در تعریف تجربه زیباییشناختی- رویکرد محتوا محور در تجربه زیباییشناختی- رویکرد تأثیر محور مقدمه
از نظر بسیاری از فیلسوفان مفهوم تجربه زیباییشناختی در فلسفه هنر نقش بسیار مهمی دارد، چنانکه آنها تمایل دارند که کل این عرصه پژوهشی را «زیباییشناسی» بنامند. |
ادامه مطلب...
| جستاری هستیشناسانه بر زیبایی، در هنر به مثابه حکایتکننده |
مقدمه:
نوشتار حاضر بر آن است تا با نگاهی هستیشناسانه، بر زیبایی در هنر به معنای نسخهبرداری (بازنمایی یا محاکات) تأملی داشته باشد؛ لذا پس از تبیین دو نگاه معرفت و هستیشناسانه به زیبایی، به بیان نظریه نسخهبرداری در هنر پرداخته و در نهایت، تعریف و زیبایی آن را به چالش میکشد. زیبایی از دو منظر معرفت و هستیشناسی: گاه فارغ از اینکه آیا معرفت به زیبایی، امکان دارد یا خیر، اگر معرفت به آن ممکن است، از چه راهی و با چه ابزاری این امر تحقق مییابد؟ نفس ماهیت و حقیقت زیبایی مورد مطالعه قرار میگیرد و تمام همّ و غم، صرف وصول به حقیقت زیبایی و کشف آن میگردد که در این صورت موضوع معرفت، خود هستی و حقیقت زیبایی است؛ اما گاهی مطالعه زیبایی و دریافت آن، با توجه به تأثیری که زیبایی در ما میگذارد، و چیستی و ماهیت این تأثیر، صورت میپذیرد؛ که در این صورت ما به حقیقت زیبایی دست نخواهیم یافت، زیرا موضوع مورد بحث، دریافت زیباشناسانهی ما — که نوعی معرفت است — خواهد بود. در حقیقت، معرفت من مورد مطالعه قرار گرفته که این امری قائم به من است. در این صورت مراد از زیباییشناسی، شناخت حقیقت زیبایی (که اساساً غیر از درککنندهی زیبایی است) نیست. پس در رویکرد معرفتشناسانه به زیبایی، متعلقِ معرفت درک زیباشناسانه و در رویکرد هستیشناسانه، حقیقت زیبایی متعلقِ معرفت خواهد بود |
ادامه مطلب...
شیوه ی زندگی لغتی است که در زمان حاضر زیاد با آن مواجه می شویم و آن رامی شنویم، یا به قولی، کلمه ای است که زمزمه ی این دهه های اخیر است. درپی ورود اجتناب ناپذیر توده ی انبوهی از رسانه های دیداری و شنیداری درزمان حال، مانند روزنامه، مجله، تلویزیون، رادیو، اینترنت و… که همگی پر از تصاویر و جاذبه های زیاد در زمینه ی معرفی و تبلیغ وسایل و مبلمان منزل هستند، به نظر می رسد که دیگر شیوه ی زندگی به معنای راه و روشزندگی نیست، بلکه بیش تر در مورد شیوه های بازاریابی و تجارت صادق است
ادامه مطلب...
در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است.
ادامه مطلب...
اگر تاريخ با ديدگاه ريشهيابانه و با توجه علل و عوامل شرايط كنوني موجود در هر زمينهاي بررسي شود موجب فهم ارتباط علت و معلولي اجتماع گشته و در نتيجه درك دقيقتر از اوضاع حال و آينده را ميسور ميسازد. روند تحولات فرهنگ و هنر نيز از اين قاعده مستثني نيست. ديدگاه اصلي اين نوشتار بررسي جستارهايي از تاريخ است كه دو هدف را تامين كند. ابتدا درك ويژگيهاي موسيقايي هر دوره و سپس عوامل تغيير و تحول در دورانهاي بعد تا اوضاع كنوني. لذا در اين مقاله از بيان آن قسمت از تاريخ كه صرفاً جنبهي داستاني (صحيح يا جعلي) و بعضاً اسطورهاي دارد و در اغلب فرهنگها براي تبيين افتخارات گذشته بهكار ميرود، ميپرهيزيم
ادامه مطلب...
برخي ديالوگهاي ماندگار سينماي ايران
خواستگار (علي حاتمي)
وسواس الدوله (صادق بهرامي) :خب ، دفعهي قبل به كجا رسيديم ؟
خاوري (پرويز صياد) : عرض كردم معلم خطم و شما فرموديد بهبه !
زير پوست شهر (رخشان بين اعتماد)
طوبا (گلاب آدينه) : آخه اين جاهاي چيتان فيتان چيه آدمو ورميداري ميآري ؟
عباس (محمدرضا فروتن) : تو آخه چيتان مني ، همهي فيتان مني ، چيتان فيتان مني .
تيغ و ابريشم (مسعود كيميايي)
مرد (اكبر معززي) : خوشبختي مال ازگلا و زناي بزك كردهي زير تير چراغ برقه !
از كرخه تا راين (ابراهيم حاتمي كيا)
سعيد ( علي دهكردي) : خدايا ... من شكايت دارم . من شاكيام . پس كو رحمانت ؟ پس كو رحيمت ؟ آخه چرا اينجا ؟ چرا حالا ؟ چرا اينطوري ؟ من شكايتمو پيش كي ببرم ؟ به كي بگم ؟
ناخدا خورشيد (ناصر تقوايي)
مستر فرهان (علي نصيريان) : يعني تو به من هم ديگه اعتماد نداري ، ناخدا ؟
خورشيد (داريوش ارجمند) : تو تنها كلاهبرداري هستي كه به اون اعتماد دارم !
ردپاي گرگ (مسعود كيميايي)
صادق خان (منوچهر حامدي) : سلام بر عالم عشق و معرفت . ما كه زمين گير و دست به ديواريم . غيرت شما رو رخصت !
آرامش در حضور ديگران (ناصر تقوايي)
سرهنگ (اكبر مكشين) : يه وقتي بود قدم تو ميدون سربازخونه كه ميذاشتم ، شيپور پادگان نعره ميكشيد . چي بود ؟ چه خبر بود ؟ جناب سرهنگ وارد شده بودن . ايست خبردار . من داد مي زدم ، آزاد !
گوزنها (مسعود كيميايي)
سيدرسول (بهروز وثوقي) : وقتي رفتي ، نفهميدم كي رفته ، حالا كه اومدي ، ميفهمم كي اومده !
مسافران (بهرام بيضايي)
خانم بزرگ (جميله شيخي) : مه همه روياي هميم !
آژانس شيشهاي
حاج كاظم (پرويز پرستويي) : تو ميدوني گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني گروهان بره خط دسته برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني دسته بره خط نفر برگرده يعني چي ؟
ديوانهاي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي)
منشي (رضا سعيدي) : جناب قاضي ، اين بدبخت بچهاش كجا بود ؟! وقت جنگ كه خودش هنوز بچه بود ، وقتيام برگشت كه ديگه بازنشسته شده بود .
سوته دلان (علي حاتمي)
مجيد (بهروز وثوقي) : آخ كه چقدر دشمن داري خدا ، دوستتاتم كه ماييم ، يه مشت عاجز عليل ناقص عقل كه در حقشون دشمني كردي .
نسل سوخته (رسول ملاقليپور)
احمد (آتيلا پسياني) : بدبخت ، رو كسي تيغ نميكشه . درسته كه ريشهي معرفت بين آدميزاد نيم سوز شده . اما از اول ميگفتي كه پول لازم داري ، مهم نيست واسه چي .
برج مينو (ابراهيم حاتمي كيا)
موسا (علي مصفا) : مينو ، من اين دكلو دادم تا تو رو به دست بيارم . حالا تو اومدي وسط همين دكل واستادي !
گاو (داريوش مهرجويي)
مش حسن (عزت الله انتظامي) : من مش حسن نيستم . من گاو مش حسنم !
اجاره نشينها (داريوش مهرجويي)
عباس آقا (عزت الله انتظامي) : اكبر ، بيا بپر برو دكون پيش عسگري ، بهش بگو واسه سي چهل نفر ، چرخ كرده و راسته جور كنه . خس مسشو ، رگ و ريششو قشنگ بگيره صافش كنه . شيشك آجري باشه ها . سوسه موسه بهت نده !
خانهي خلوت (مهدي صباغزاده)
امير جلال الدين (عزت الله انتظامي) : مردان بي عار ، زنان بي كار ، تلفنهاي خر تو خر ، موضوع خوبيه ، اما فكر نميكنم چاپ كنن .
سوته دلان (علي حاتمي)
مجيد (بهروز وثوقي) : خوش به سعادتتون كه ميرين روضه ، جاتون وسط بهشته ، ما كه دنيامون شده آخرت يزيد . كيه ما رو ببره روضه ؟ آقا مجيد تو رو چه به روضه ، روضه خودتي ، گريه كن نداري ، وگرنه خودت مصيبتي ، دلت كربلاس !
هامون (داريوش مهرجويي)
حميد هامون (خسرو شكيبايي) : تو ميخواي من اوني باشم كه واقعن تو ميخواي من باشم ؟ اگه من اوني باشم كه تو ميخواي ، پس ديگه من ، من نيست . يعني من خودم نيستم .
سلطان (مسعود كيميايي)
سلطان ( فريبرز عربنيا) : خونهمون ... اينجا بود ... اينجا پنج تا اتاق ... دو تا باغچه و يه حوض بود ... بزرگ نبود ... اما بود .
از كرخه تا راين (ابراهيم حاتمي كيا)
اصغر (اصغر نقيزاده) : كجا رفتي دلاور ؟
سعيد ( علي دهكردي) : تو آكواريومم . چرا نميآييد تماشا ؟
اصغر : كفر نگو ، اين كاخ سلطنته ، دلم ميخواست تو ركابت باشم ... بگي بخون ، ميخونم ، بگي برقص ، ميرقصم ، بگي بمير ... به خدا ميميرم .
اجاره نشينها (داريوش مهرجويي)
عباس آقا (عزت الله انتظامي) : مرتيكه مزقونچي تو گفتي ميخواي دو تا گلدون بزاري سر پشت بومت كه با صفا بشه ، نه اينكه ورداري سرتاسر سقف خونهي مردمو اينجوري بريني بهش .
سعدي (حسين سرشار) : مگه چه عيبي داره ؟ دو تا سوراخ پيدا شده ، خب ميگيرمش . اما عوضش تو اين سيستم من ...
عباس آقا : سيستم من ، سيستم من ، بشاش به اين سيستم !
روز واقعه (شهرام اسدي)
عمرو (سعيد نيكپور) : مسلماني ما سه نسل است و از او هيچ .
زيد (عزت الله انتظامي) : آري ، اما من از اسلام او بوي تازگي ميشنوم و از مسلماني تو تنها بوي غرور جاهلي ميآيد .
عمرو : ما شصت ساله مسلمانيم .
زيد : اين چه تفاخري است كه به ايمان خويش ميكني ؟ كه تو اگر مسلماني از پدر داري ، او اين گنج به رنج خويش يافته است .
چهره (سيروس الوند)
فريدون بهنام (ابوالفضل پورعرب) : به اين ميگن دلار ... زبون بين الملل . دلار بده ، سفيد و سياه حرفتو ميفهمن . تلخه ، زشته ، ميدونم . اما اين قانون دنياس .
متولد ماه مهر (احمدرضا درويش)
دانيال (محمدرضا فروتن) : تو متولد چه سالي هستي ؟
مهتاب (ميترا حجار) : مهر پنجاه و هفت .
دانيال : پس دو سال از من بزرگتري . شناسنامهي من اول جنگ سوخت ... هفت سالم بود . تاريخ تولدمو از شروع جنگ نوشتن .
مرگ يزدگرد (بهرام بيضايي)
زن (سوسن تسليمي) : چون هشت گونه بادي كه از كوه و دامنه و از جنگل و دشت و از دريا و رود و از ريگزار و بيابان ميرسد ، در ميان اين توفان ايستاده منم . كشندهي پادشاه را نه اينجا ، بيرون از اينجا بيابيد ! پادشاه پيش از اين به دست پادشاه كشته شده بود . آنكه اينجا آمد ، مردكي بود ناتوان !
سوته دلان (علي حاتمي)
فروغ الزمان (فخري خوروش) : اون سال زمستون ، ده چهارده سال پيش همون روز كه ناهار دمي باقالي داشتيم ، رخت نظام برتون بود . ميخواستين برين باغ شاه .دكمهي فرنجتون افتاده بود ، گفتين ...
حبيب آقا ظروفچي (جمشيد مشايخي) : آقازاده خانم چشمش سو نداره ، ميشه دكمهي فرنجمو بدوزين خانم خياط ؟ تو گفتي ...
فروغ الزمان : خانم خياط اسم داره ...
سگ كشي (بهرام بيضايي)
نايري (احمد نجفي) : صحبت يه پكيج بود تو لاين ايمپورت اكسپورت . يه باكس خونگي با پرافيت آوريج نود درصد گارانتي . ميتونست راحت هندلش كنه . اما خب ، تو فيلد ما نبود .
گلرخ كمالي (مژده شمسايي) : ببخشيد از ناصر معاصر حرف ميزنيد ؟
نايري : اين پسر كيس خاصي بود تو بيزنس خودش . خيلي اكتيو و نان استاپ . تو رنج خودش . لوكش هم بد نبود . اما نميفهمم چرا آن و آف بود ؟
مسافران (بهرام بيضايي)
رهي (حميد امجد) : بي جهت خودتو آزار ميدي . چرا خيال ميكني ما باعث مرگ اونا شديم ؟
ماهرخ (مژده شمسايي) : اونا براي ما مياومدن .
رهي : به خواست خودشون .
ماهرخ : به خاطر ما !
يه بوس كوچولو (بهمن فرمانآرا)
راننده (پيام دهكردي) : مرگ ... مثل يه بوس كوچولو ميمونه

















